فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

شایسته سالاری و اهلیت گرایی

از مهمترین تمهیدات و مقومات اخلاق اداری شایسته سالاری و اهلیت گرایی است. قرار گرفتن اشخاص در مراتبی که شایستگی و اهلیت لازم برای آن را ندارند، بزرگترین خیانت به اخلاق اداری است. وقتی کسی مناسب کاری نیست و اهلیت لازم برای مسئولیتی را ندارد و در جایگاهی قرار می گیرد که جایگاه او نیست، انواع تباهیها ظهور می کند. چنین شخصی به طور معمول تحت فشارهای درونی و بیرونی قرار می گیرد و چون میان شخصیت او با شخصیت مسئولیت او سنخیتی نیست، تزاحم میان این دو به صورت عوارض روانی و رفتاری بروز می کند. قرار گرفتن فرد در جایگاهی که شایستگی آن را ندارد، فرد را از اخلاق انسانی دور می نماید، زیرا نفس چنین کاری را، عملی ضد اخلاقی است و آن که می پذیرد در جایی قرار گیرد که جای او نیست، ابتدا حریمهای اخلاق انسانی خود را می شکند و آن که با حریمهای اخلاقی ویران شده کاری انجام می دهد، براحتی به حریمهای فردی و اجتماعی، مادی و معنوی تجاوز می کند و دست تعدی می گشاید؛ و در مقابل، آن که براساس شایسته سالاری و اهلیت گرایی در جایگاه مناسب قرار می گیرد، مورد تأییدهای درونی و بیرونی واقع می شود، و این خود، بهترین زمینه اخلاق اداری و پایدار کننده آن است. امام علی (ع) درباره خطر بر سر کار آمدن ناشایستگان و نااهلان و پیامدهای تباهگر آن چنین هشدار داده است:
و قد علمتم أنه لا ینبغی أن یکون الوالی علی الفروج و الدماء و المغانم و الأحکام و امامه المسلمین البخیل، فتکون فی أموالهم نهمته، و لا الجاهل فیضلهم بجهله، و لا الجاهلی فیقطعهم بجفائه، و لا الحائف للدول فیتخذ قوماً دون قوم، و لا المرتشی فی الحکم فیذهب بالحقوق، و یقف بها دون المقاطع، و لا المعطل للسنه فیهلک الأمه.
شما خوب می دانید که نه جایز است که بخیل بر ناموس و جان و غنیمتها و احکام مسلمانان ولایت یابد و امامت آنان را عهده دار شود تا در مالهای آنان حریص گردد؛ و نه نادان تا به نادانی خویش مسلمانان را به گمراهی برد؛ و نه ستمکار تا به ستم، عطای آنان را ببرد؛ و نه حیف و میل کننده اموال، تا به مردمی ببخشد و مردمی را محروم سازد؛ و نه آن که به خاطر حکم کردن رشوه ستاند تا حقوق را پایمال کند، و آن را چنانکه باید نرساند؛ و نه آن که سنت را ضایع سازد، و امت را به هلاکت دراندازد.
با توجه به اهمیت شایسته سالاری و اهلیت گرایی و نقش آن در اخلاق اداری، باید هرکس براساس صلاحیتها و توانمندیهایش در جای مناسب خودش قرار گیرد، به نحوی که بتواند به بهترین صورت کار و مسئولیت خود را اداره کند و در این شکل است که زمینه مناسب اخلاق اداری فراهم می شود. امیرمؤمنان علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر این گونه تذکر می دهد:
و اجعل لراس کل أمر من أمورک رأساً منهم، لا یقهره کبیرها، و لا یتشتت علیه کثیرها.
بر سر هر یک از کارهایت مسئولی از آنان بگمار که نه بزرگی کار او را ناتوان سازد، و نه بسیاری آن وی را پریشان نماید.
با این جهتگیری برای فراهم کردن زمینه اخلاق اداری و پایدار کردن آن ابتدا باید اشخاص بدرستی گزینش شوند و در جای مناسب خود براساس صلاحیتها و اهلیتشان قرار گیرند. امام علی (ع) در این باره به مالک اشتر می نویسد:
ثم انظر فی أمور عمالک، فاستعملهم اختباراً، و لا تولهم محاباه و أثره فانهما جماع من شعب الجور و الخیانه.
سپس در به کارگیری کارگزارانت دقت کن، و پس از آزمودن (و شناختی که بدیشان پیدا کرده ای) به کارشان گمار، و به میل خود و بی مشورت دیگران و از سر خودکامگی مسئولیتی به آنان مسپار، که به میل خود عمل کردن و به رأی دیگران ننگریستن، ستمگری و خیانت است.
امام (ع) تأکید می کند که باید کارگزاران و کارکنان نظام اداری براساس شناختی درست از تواناییها و صلاحیتهایشان انتخاب و به کار گمارده شوند و در این امر نباید به هیچ وجه امیال و خواسته ها و روابط بر قواعد و معیارها و ضوابط چیره گردد. در نظام اداری ای که گزینش و به کارگیری اشخاص براساس پیوندها و خویشی ها و رابطه ها و یا براساس میزانها و معیارهای ظاهرگرایانه و بی خردانه باشد، اخلاق اداری پا نمی گیرد. به کارگیری اشخاص صرفاً به دلیل خویشاوند بودن، هم زبان بودن، هم شهری بودن، هم گروه بودن، سابقه رفاقت داشتن، و مانند اینها، و نه براساس شایسته سالاری و اهلیت گرایی تباه کننده اخلاق اداری است. امام (ع) در انتخاب و به کارگیری اشخاص بشدت بر معیارها و میزانهایی تأکید می کند که به وسیله آنها بتوان شایستگیها و صلاحیتها و توانمندیهای واقعی افراد را معین کرد و آنان را در جای مناسبشان به کار گرفت. از این رو به مالک اشتر می نویسد:
ثم لا یکن اختیارک ایاهم علی فراستک و استنامتک و حسن الظن منک؛ فان الرجال یتعرضون لفراسات الولاه بتصنعهم و حسن خدمتهم، و لیس وراء ذلک من النصیحه و الأمانه شی ء.
در انتخابات آنان تنها به فراست و اطمینان، و خوش گمانی خود اعتماد مکن که مردم برای جلب نظر والیان به آراستن ظاهر می پردازند، و خوش خدمتی پیشه می سازند. اما در پس آن، نه خیر خواهی است و نه از امانتداری نشانی.
امام (ع) به مالک یادآوری می کند که در گزینش و به کار گرفتن اشخاص به گونه ای عمل نکند که میدان را برای ریاکاری و ظاهر سازی و خوش خدمتی باز نماید، بلکه با روشهایی معقول و خردمندانه به صلاحیت و اهلیت افراد برای کارها و مسئولیتها دست یابد، چنانکه آن حضرت معیارهایی را برای مالک بیان کرده است تا بداند که به چه چیزها توجه داشته باشد:
فاصطف لولایه أعمالک أهل الورع و العلم و السیاسه.
برای سرپرستی کارهایت پرواپیشگان و فرهیختگان را برگزین.
و نوح منهم أهل التجربه و الحیاء، من أهل البیوتات الصالحه، و القدم فی الاسلام المتقدمه.
از ایشان کسانی را برگزین که دارای تجربه و با حیا باشد، و از خاندانهای پارسا و صلاحیت دار باشند که در مسلمانی قدمی پیشتر دارند (و دلبستگی بیشتر).
ولکن اختبرهم بما ولوا للصالحین قبلک، فاعمد لأحسنهم کان فی العامه أثراً، و أعرفهم بالأمانه وجهاً.
لیکن آنان را بیازمای به خدمتی که برای والیان نیکوکار پیش از تو تهده دار بوده اند؛ و بر آن کس اعتماد کن که میان همگان اثری نیکو نهاده، و به امانت از همه سناخته تر است (و امتحان خود را داده است).
امیرمؤمنان علی (ع) در گزینش و به کار گرفتن کارگزاران و کارکنان بر معیارهایی چون فرهیختگی (دانایی و تربیت یافتگی)، پرواپیشگی، تجربه کاری، باحیایی؛ پاکی و صلاحیت خانوداگی، سابقه مسلمانی و دلبستگی دینی، امانتداری، کارآیی و تأثیرگذاری تأکید می کند و برای دریافت این امور در اشخاص نیز چنانکه اشاره شد اصرار می نماید که نباید گرفتار ظاهربینی و قشریگرایی، و خودخواهی و تنگ نظری، و بدفهمی و کج سلیقگی شد، چنانکه برای قضاوت درباره صلاحیت اشخاص از امیرمؤمنان علی (ع) از پیامبر اکرم (ص) این گونه روایت شده است:
لا تنظروا الی کثره طلاتهم و صومهم و کثره الحج و المعروف و طنطنتهم باللیل، انظروا الی صدق الحدیث و أداء الأمانه.
به بسیاری نماز و روزه و زیادی حج و کارهای نیک و ناله های شبانه مردم ننگرید، بلکه به راستی گفتار و ادای امانت بنگرید.
بنابراین اگر با معیارهایی درست بر مبنای شایسته سالاری و اهلیت گرایی، کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری گزینش و به کار گرفته شوند، بستری مناسب برای شکل گیری اخلاق اداری و پایندانی آن فراهم می شود.

علاقه مندی شخصی

قرار گرفتن انسان در جایگاه اداری و کاری مناسب روحیات و علائقش و انجام دادن کار و مسئولیت با عشق و علاقه، بستری بسیار نیکو در جهت تحقق اخلاق اداری است. انجام دادن کار و مسئولیت از سر بی علاقگی و بی حوصلگی بستر بسیاری از رفتارها و مناسبات خلاف اخلاق اداری است و برای اینکه این عارضه زدوده شود، لازم است تلاش گردد که فضای عشق و علاقه به کار و مسئولیت ایجاد گردد و هر کس با میل و رغبت و انگیزه شخصی درگیر کار و مسئولیت شود. امیرمؤمنان علی (ع) در سفارشی والا فرموده است:
ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادباراً، فأتوها من قبل شهوتها و اقبالها، فان القلب اذا أکره عمی.
دلها را میلی است و روی آوردنی و پشت کردنی، پس دلها را آن گاه به کار گیرید که خواهان است و روی در کار، چه دل اگر به ناخواه به کاری وادار شود، کور گردد.
وجود علاقه مندی شخصی در کار و مسئولیت، سختیها را بر آدمی سهل می کند و توانمندی و حوصله ورزی به بار می آورد و در به وجود آمدن اخلاق اداری نقشی جدی دارد. امام علی (ع) بر این امر تأکید می ورزید که کار و مسئولیت با میل و علاقه شخصی انجام شود و به همین جهت، خود از ایجاد فضای اکراه و اجبار بشدت پرهیز می کرد و هرگز به روشهای مستبدانه روی نمی نمود، چنانکه می فرمود:
و لیس لی أن أحملکم علی ما تکرهون.
مرا نرسد که شما را به چیزی وادارم که ناخوش می انگارید.
اگر بتوان با به کار گرفتن عوامل و زمینه های افراد را به کار و مسئولیتشان علاقه مند ساخت و انگیزه و شوق لازم را در آنان ایجاد کرد، فضای لازم برای ظهور اخلاق اداری فراهم می شود. امام (ع) در نامه ای به قرظه بن کعب انصاری از استانداران و کارگزاران خود، چنین فرموده است:
و لست أری أن أجیر أحداً علی عمل یکرهه.
من این را صحیح نمی دانم که کسی را مجبور به کاری کنم که از آن کار کراهت دارد.
هنر مدیران و برنامه ریزان نظام اداری این است که بتوانند هر کس را در جای مناسب خودش به کار گیرند و فضایی فراهم نمایند که اشخاص به کار و مسئولیت خود دل سپارند و با علاقه مندی شخصی امور را پیش ببرند و این امر فضایی مطلوب در ساماندهی اخلاق اداری است.

تأمین مالی

از عمده ترین تمهیدات و مقومات اخلاق اداری، تأمین مالی کارگزاران و کارکنان است، زیرا عمده دغدغه معاش و نگرانی گذران زندگی آبرومند، زمینه های تحقق اخلاق اداری را تباه می نماید، و یا حداقل تحقق آن را بسیار دشوار می سازد. از این روست که امام علی (ع) در فرمانها و دستورالعملهای حکومتی و اداری خود بر تأمین کامل و وافی کارگزاران و کارکنان سخت تأکید می کند و آن را زمینه ساز اخلاق اداری معرفی می نماید. آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر، در این باره چنین یادآور شده است:
ثم أسبع علیهم الأرزاق، فان ذلک قوه لهم علی استصلاح أنفسهم، و غنی لهم تناول ما تحت أیدیهم، و حجه علیهم ان خالفوا أمرک أو ثلموا أمانتک.
آن گاه روزی ایشان را فراخ دار، که فراخی روزی نیرویشان دهد تا در پی اصلاح خود برآیند، و بی نیازشان سازد، تا به مالی که در اختیار دارند دست نگشایند، و حجتی بود بر آنان اگر فرمانت را نپذیرفتند، یا در امانتت خیانت ورزیدند.
پس از گزینش و به کارگیری کارگزاران و کارکنان، نخستین چیزی که باید مورد توجه قرار گیرد، تأمین مالی آنان است، آن هم برای خود ایشان، نه برای دستگاه اداری. نگاه امیرمؤمنان علی (ع) به کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری اش چنین است که شما خود با ارزشید، و پیش از آنکه به خدمتگزاری شما در دستگاه اداری نگاه شود، باید به خود شما توجه شود، در درجه نخست خود شما، و ارزش شما، و استعدادهای شما، و صلاح و سامان شما مطرح است؛ و سپس امانتداری و خدمتگزاری و وفاداری شما. نگاه امام به کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری، نگاهی بسیار لطیف و انسانی است و تأمین مالی آنان را از این منظر مورد توجه قرار داده و فرموده است: ثم أسبع علیهم الأرزاق فان ذلک قوه لهم علی استصلاح أنفسهم. (آن گاه روزی ایشان را فراخ دار، که فراخی روزی نیرویشان دهد تا در پی اصلاح خود بر آیند).
واژه اسباغ از ماده سین و با و غین است که بر تمام شدن چیزی و اکمال آن دلالت می کند، و بر این اساس سبغه فراخی و آسایش و رفاه است و سابغ به امر کامل و وافی گفته می شود، و سبغت النعمه یعنی نعمت و وسایل زندگی و امکانات فراخ گشت، و اسبع الله علیه النعمه یعنی خداوند نعمت را بر او کامل و تمام کرد و وسعت بخشید.
امام (ع) به مالک فرمان می دهد که رزق و روزی را بر کارکنان و کارمندان خود اسباغ نماید، یعنی کامل و تمام و فراخ سازد؛ و توضیح می دهد که این برای آن است که ایشان بتوانند زندگی و وضع خود را به سامان آورند.
فراخ داشتن اسباب زندگی و امکانات معیشتی کمک می کند که مردمان در جهت اصلاح خود گام بردارند و از فقری که مایه زیان دین و اسباب آشفتگی عقل و موجب کینه و دشمنی است، نجات یابند. تنگناهای زندگی، هر انسانی را وسوسه می کند و ممکن است زیر فشارهای سخت معیشتی دست به نادرستی و دوری از امانتداری بیالاید. پس نظام اداری باید به گونه ای باشد که کارکنان آن از نظر زندگی و معیشت تأمین باشند و امنیت لازم از این نظر برایشان فراهم گردد تا زمینه خیانت و ستمگری مسدود شود و راه اصلاح و خدمتگزاری گشوده گردد. امیرمؤمنان (ع) این واقعیت را صریح و بی پرده به مالک اشتر گوشزد کرده است: و غنی لهم عن تناول ما تحت أیدیهم (و بی نیازشان سازد، تا به مالی که در اختیار دارند دست نگشایند). امیرمؤمنان (ع) با تعبیر تناول خطر در تنگنا قرار گرفتن کارکنان را گوشزد کرده است، یعنی وقتی آنان از حقوق حقه خویش که زندگی شان را بدرستی تأمین می کند، محروم باشند، ممکن است برخی شان نتوانند تاب بیاورند و خواسته و ناخواسته به کجی گرایش یابند و اموال و امکاناتی را که در اختیارشان است مورد تعدی قرار دهند و از آن به نفع خود بهره ببرند و تناول نمایند. اما اگر کارکنان به طور کافی و کامل تأمین شوند، دیگر چنین تنگنایی که برخی را به سوی ناراستی سوق دهد، معنا نخواهد داشت و اگر کسی علی رغم آنکه تأمین تأمین کافی شده است، دست خیانت و تجاوز بگشاید، و در امانتداری و خدمتگزاری کوتاهی روا دارد، دیگر حجتی نخواهد داشت.از این رو امام (ع) فرموده است: حجه علیهم ان خالفوا أمرک أو ثلموا أمانتک (و حجتی بود بر آنان اگر فرمانت را نپذیرفتند، یا در امانت خیانت ورزیدند). وقتی زندگی و معیشت کارکنان خوب تأمین شده باشد، دیگر آنان که خلافکاری می نمایند یا امانتی را که بر عهده دارند، خوب ادا نمی نمایند و در آن خیانت روا می دارند، اندک خواهند بود و در این صورت با اتمام حجتی که با تأمین کامل ایشان انجام شده است، هیچ توجیهی پذیرفته نخواهد بود و می توان با اطمینان تمام با آنان برخورد کرد و ریشه فساد و تباهی را از بیخ و بن برکند.
از نظر امام علی (ع) زمانی که انسانها از حقوق حقه خویش محروم باشند، دست به آلودگی می گشایند و حریمهای اخلاقی فرو می ریزد. امام علی (ع) در نامه ای به فرماندهان خود در آغاز خلافتش این گونه نوشته است:
أما بعد، فانما أهلک من کان قبلکم أنهم منعوا الناس الحق فاشتروه، و أخذوهم بالباطل فاقتدوه.
اما بعد، آنان که پیش از شما بودند تباه شدند، زیرا آنان حق مردم را ندادند تا مردم آن را رشوت خریدند؛ و آنان مردم را به راه باطل بردند، و مردم نیز پیرو آن گردیدند.
اخلاق اداری پدیده ای نیست که با موعظه و نصیحت، و بخشنامه و دستور العمل حاصل شود، بلکه شاکله ای است که در رفتار و مناسبات اداری، آن هم با وجود بستر و زمینه مناسب ظهور می یابد و تأمین مالی، از زمینه سازی های عمده آن است. امام علی (ع) در توجه دادن به این امر آنجاکه جایگاه سپاهیان و نظامیان را در یک حکومت بیان فرموده، این گونه یادآور شده است:
فالجنود باذن الله حصون الرعیه، و زین الولاه، و عز الدین، و سبل الأمن، و لیس تقوم الرعیه الا بهم. ثم لا قوام للجنود الا بما یخرج الله لهم من الخراج الذی یقوون به فی جهاد عدوهم، و یعتمدون علیه فیما یصلحهم، و یکون من وراء حاجتهم.
پس سپاهیان به فرمان خدا مردم را دژهای استوارند، و والیان را زینت و وقار. دین به آنان ارجمند است، و راها بی گزند؛ و کار مردم جز به سپاهیان قرار نگیرد، و کار سپاهیان جز به خراجی که خدا برای آنان معین فرموده درستی نپذیرد؛ تا بدان در جهاد با دشمن خود نیرومند شوند و کار خود را بدان سامان دهند، و آنان را از خراج آن اندازه باید، که نیازمندیشان را کفایت نماید.
ملاحظه می شود که امیرمؤمنان علی (ع) تا چه اندازه به تأمین مالی کامل کارگزاران و کارکنان نظام خود توجه نشان می دهد و آن را وسیله مناسب صلاح و سامان افراد می داند.