فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

بستر شکل گیری اخلاق اداری و پایداری اخلاق اداری

اخلاق اداری پدیده ای انتزاعی و آسمانی نیست، بلکه امری واقعی و زمینی است و بالطبع جز با بستر سازی مناسب واقعی و زمینی و فراهم کردن زمینه ها و شرایط لازم شکل نمی گیرد. اخلاق اداری نیازمند اموری است که بستر تحقق آن را فراهم کند و آن را حفظ نماید و بی گمان بدون تمهیدات و مقومات اخلاق اداری معنا نمی یابد. این تمهیدات و مقومات هم مادی است و هم معنوی، هم فردی و هم اجتماعی، هم از بالا باید مورذ توجه قرار گیرد و هم از پایین، هم نیازمند تحولات ساختاری است، و هم تحولات فرهنگی. یعنی باید ساختار و مناسباتی فراهم شود که در آن همه نیروهای اداری براساس شایسته سالاری در جای مناسب خود قرار گیرند تا استعدادهایشان بدرستی شکوفا شود و قابلیت هایشان بخوبی جلوه نماید، و با علاقه مندی و در فضایی آکنده از امنیت کاری و آرامش شغلی خدمت نمایند، و از تأمین کامل برخوردار باشند، و همه چیز در مناسبات قانون مدارانه سیر نماید. در این صورت است که اخلاق اداری، آن سان که باید ظهور می نماید و دوام می یابد.

شایسته سالاری و اهلیت گرایی

از مهمترین تمهیدات و مقومات اخلاق اداری شایسته سالاری و اهلیت گرایی است. قرار گرفتن اشخاص در مراتبی که شایستگی و اهلیت لازم برای آن را ندارند، بزرگترین خیانت به اخلاق اداری است. وقتی کسی مناسب کاری نیست و اهلیت لازم برای مسئولیتی را ندارد و در جایگاهی قرار می گیرد که جایگاه او نیست، انواع تباهیها ظهور می کند. چنین شخصی به طور معمول تحت فشارهای درونی و بیرونی قرار می گیرد و چون میان شخصیت او با شخصیت مسئولیت او سنخیتی نیست، تزاحم میان این دو به صورت عوارض روانی و رفتاری بروز می کند. قرار گرفتن فرد در جایگاهی که شایستگی آن را ندارد، فرد را از اخلاق انسانی دور می نماید، زیرا نفس چنین کاری را، عملی ضد اخلاقی است و آن که می پذیرد در جایی قرار گیرد که جای او نیست، ابتدا حریمهای اخلاق انسانی خود را می شکند و آن که با حریمهای اخلاقی ویران شده کاری انجام می دهد، براحتی به حریمهای فردی و اجتماعی، مادی و معنوی تجاوز می کند و دست تعدی می گشاید؛ و در مقابل، آن که براساس شایسته سالاری و اهلیت گرایی در جایگاه مناسب قرار می گیرد، مورد تأییدهای درونی و بیرونی واقع می شود، و این خود، بهترین زمینه اخلاق اداری و پایدار کننده آن است. امام علی (ع) درباره خطر بر سر کار آمدن ناشایستگان و نااهلان و پیامدهای تباهگر آن چنین هشدار داده است:
و قد علمتم أنه لا ینبغی أن یکون الوالی علی الفروج و الدماء و المغانم و الأحکام و امامه المسلمین البخیل، فتکون فی أموالهم نهمته، و لا الجاهل فیضلهم بجهله، و لا الجاهلی فیقطعهم بجفائه، و لا الحائف للدول فیتخذ قوماً دون قوم، و لا المرتشی فی الحکم فیذهب بالحقوق، و یقف بها دون المقاطع، و لا المعطل للسنه فیهلک الأمه.
شما خوب می دانید که نه جایز است که بخیل بر ناموس و جان و غنیمتها و احکام مسلمانان ولایت یابد و امامت آنان را عهده دار شود تا در مالهای آنان حریص گردد؛ و نه نادان تا به نادانی خویش مسلمانان را به گمراهی برد؛ و نه ستمکار تا به ستم، عطای آنان را ببرد؛ و نه حیف و میل کننده اموال، تا به مردمی ببخشد و مردمی را محروم سازد؛ و نه آن که به خاطر حکم کردن رشوه ستاند تا حقوق را پایمال کند، و آن را چنانکه باید نرساند؛ و نه آن که سنت را ضایع سازد، و امت را به هلاکت دراندازد.
با توجه به اهمیت شایسته سالاری و اهلیت گرایی و نقش آن در اخلاق اداری، باید هرکس براساس صلاحیتها و توانمندیهایش در جای مناسب خودش قرار گیرد، به نحوی که بتواند به بهترین صورت کار و مسئولیت خود را اداره کند و در این شکل است که زمینه مناسب اخلاق اداری فراهم می شود. امیرمؤمنان علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر این گونه تذکر می دهد:
و اجعل لراس کل أمر من أمورک رأساً منهم، لا یقهره کبیرها، و لا یتشتت علیه کثیرها.
بر سر هر یک از کارهایت مسئولی از آنان بگمار که نه بزرگی کار او را ناتوان سازد، و نه بسیاری آن وی را پریشان نماید.
با این جهتگیری برای فراهم کردن زمینه اخلاق اداری و پایدار کردن آن ابتدا باید اشخاص بدرستی گزینش شوند و در جای مناسب خود براساس صلاحیتها و اهلیتشان قرار گیرند. امام علی (ع) در این باره به مالک اشتر می نویسد:
ثم انظر فی أمور عمالک، فاستعملهم اختباراً، و لا تولهم محاباه و أثره فانهما جماع من شعب الجور و الخیانه.
سپس در به کارگیری کارگزارانت دقت کن، و پس از آزمودن (و شناختی که بدیشان پیدا کرده ای) به کارشان گمار، و به میل خود و بی مشورت دیگران و از سر خودکامگی مسئولیتی به آنان مسپار، که به میل خود عمل کردن و به رأی دیگران ننگریستن، ستمگری و خیانت است.
امام (ع) تأکید می کند که باید کارگزاران و کارکنان نظام اداری براساس شناختی درست از تواناییها و صلاحیتهایشان انتخاب و به کار گمارده شوند و در این امر نباید به هیچ وجه امیال و خواسته ها و روابط بر قواعد و معیارها و ضوابط چیره گردد. در نظام اداری ای که گزینش و به کارگیری اشخاص براساس پیوندها و خویشی ها و رابطه ها و یا براساس میزانها و معیارهای ظاهرگرایانه و بی خردانه باشد، اخلاق اداری پا نمی گیرد. به کارگیری اشخاص صرفاً به دلیل خویشاوند بودن، هم زبان بودن، هم شهری بودن، هم گروه بودن، سابقه رفاقت داشتن، و مانند اینها، و نه براساس شایسته سالاری و اهلیت گرایی تباه کننده اخلاق اداری است. امام (ع) در انتخاب و به کارگیری اشخاص بشدت بر معیارها و میزانهایی تأکید می کند که به وسیله آنها بتوان شایستگیها و صلاحیتها و توانمندیهای واقعی افراد را معین کرد و آنان را در جای مناسبشان به کار گرفت. از این رو به مالک اشتر می نویسد:
ثم لا یکن اختیارک ایاهم علی فراستک و استنامتک و حسن الظن منک؛ فان الرجال یتعرضون لفراسات الولاه بتصنعهم و حسن خدمتهم، و لیس وراء ذلک من النصیحه و الأمانه شی ء.
در انتخابات آنان تنها به فراست و اطمینان، و خوش گمانی خود اعتماد مکن که مردم برای جلب نظر والیان به آراستن ظاهر می پردازند، و خوش خدمتی پیشه می سازند. اما در پس آن، نه خیر خواهی است و نه از امانتداری نشانی.
امام (ع) به مالک یادآوری می کند که در گزینش و به کار گرفتن اشخاص به گونه ای عمل نکند که میدان را برای ریاکاری و ظاهر سازی و خوش خدمتی باز نماید، بلکه با روشهایی معقول و خردمندانه به صلاحیت و اهلیت افراد برای کارها و مسئولیتها دست یابد، چنانکه آن حضرت معیارهایی را برای مالک بیان کرده است تا بداند که به چه چیزها توجه داشته باشد:
فاصطف لولایه أعمالک أهل الورع و العلم و السیاسه.
برای سرپرستی کارهایت پرواپیشگان و فرهیختگان را برگزین.
و نوح منهم أهل التجربه و الحیاء، من أهل البیوتات الصالحه، و القدم فی الاسلام المتقدمه.
از ایشان کسانی را برگزین که دارای تجربه و با حیا باشد، و از خاندانهای پارسا و صلاحیت دار باشند که در مسلمانی قدمی پیشتر دارند (و دلبستگی بیشتر).
ولکن اختبرهم بما ولوا للصالحین قبلک، فاعمد لأحسنهم کان فی العامه أثراً، و أعرفهم بالأمانه وجهاً.
لیکن آنان را بیازمای به خدمتی که برای والیان نیکوکار پیش از تو تهده دار بوده اند؛ و بر آن کس اعتماد کن که میان همگان اثری نیکو نهاده، و به امانت از همه سناخته تر است (و امتحان خود را داده است).
امیرمؤمنان علی (ع) در گزینش و به کار گرفتن کارگزاران و کارکنان بر معیارهایی چون فرهیختگی (دانایی و تربیت یافتگی)، پرواپیشگی، تجربه کاری، باحیایی؛ پاکی و صلاحیت خانوداگی، سابقه مسلمانی و دلبستگی دینی، امانتداری، کارآیی و تأثیرگذاری تأکید می کند و برای دریافت این امور در اشخاص نیز چنانکه اشاره شد اصرار می نماید که نباید گرفتار ظاهربینی و قشریگرایی، و خودخواهی و تنگ نظری، و بدفهمی و کج سلیقگی شد، چنانکه برای قضاوت درباره صلاحیت اشخاص از امیرمؤمنان علی (ع) از پیامبر اکرم (ص) این گونه روایت شده است:
لا تنظروا الی کثره طلاتهم و صومهم و کثره الحج و المعروف و طنطنتهم باللیل، انظروا الی صدق الحدیث و أداء الأمانه.
به بسیاری نماز و روزه و زیادی حج و کارهای نیک و ناله های شبانه مردم ننگرید، بلکه به راستی گفتار و ادای امانت بنگرید.
بنابراین اگر با معیارهایی درست بر مبنای شایسته سالاری و اهلیت گرایی، کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری گزینش و به کار گرفته شوند، بستری مناسب برای شکل گیری اخلاق اداری و پایندانی آن فراهم می شود.

علاقه مندی شخصی

قرار گرفتن انسان در جایگاه اداری و کاری مناسب روحیات و علائقش و انجام دادن کار و مسئولیت با عشق و علاقه، بستری بسیار نیکو در جهت تحقق اخلاق اداری است. انجام دادن کار و مسئولیت از سر بی علاقگی و بی حوصلگی بستر بسیاری از رفتارها و مناسبات خلاف اخلاق اداری است و برای اینکه این عارضه زدوده شود، لازم است تلاش گردد که فضای عشق و علاقه به کار و مسئولیت ایجاد گردد و هر کس با میل و رغبت و انگیزه شخصی درگیر کار و مسئولیت شود. امیرمؤمنان علی (ع) در سفارشی والا فرموده است:
ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادباراً، فأتوها من قبل شهوتها و اقبالها، فان القلب اذا أکره عمی.
دلها را میلی است و روی آوردنی و پشت کردنی، پس دلها را آن گاه به کار گیرید که خواهان است و روی در کار، چه دل اگر به ناخواه به کاری وادار شود، کور گردد.
وجود علاقه مندی شخصی در کار و مسئولیت، سختیها را بر آدمی سهل می کند و توانمندی و حوصله ورزی به بار می آورد و در به وجود آمدن اخلاق اداری نقشی جدی دارد. امام علی (ع) بر این امر تأکید می ورزید که کار و مسئولیت با میل و علاقه شخصی انجام شود و به همین جهت، خود از ایجاد فضای اکراه و اجبار بشدت پرهیز می کرد و هرگز به روشهای مستبدانه روی نمی نمود، چنانکه می فرمود:
و لیس لی أن أحملکم علی ما تکرهون.
مرا نرسد که شما را به چیزی وادارم که ناخوش می انگارید.
اگر بتوان با به کار گرفتن عوامل و زمینه های افراد را به کار و مسئولیتشان علاقه مند ساخت و انگیزه و شوق لازم را در آنان ایجاد کرد، فضای لازم برای ظهور اخلاق اداری فراهم می شود. امام (ع) در نامه ای به قرظه بن کعب انصاری از استانداران و کارگزاران خود، چنین فرموده است:
و لست أری أن أجیر أحداً علی عمل یکرهه.
من این را صحیح نمی دانم که کسی را مجبور به کاری کنم که از آن کار کراهت دارد.
هنر مدیران و برنامه ریزان نظام اداری این است که بتوانند هر کس را در جای مناسب خودش به کار گیرند و فضایی فراهم نمایند که اشخاص به کار و مسئولیت خود دل سپارند و با علاقه مندی شخصی امور را پیش ببرند و این امر فضایی مطلوب در ساماندهی اخلاق اداری است.