فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

شناخت وظایف و ادای وظایف

شناخت وظایف اداری نسبت به خود، کار و مسئولیت، مسئولان و مردمان و ادای این وظایف از مهمترین مبانی جلوه یافتن اخلاق اداری است. در دستورالعملهای اداری امیرمؤمنان علی (ع) خطاب به کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری بخش عمده ای از مطالب به این امر اختصاص یافته است که در اینجا نمونه هایی از آنها آورده می شود تا اهتمام آن حضرت در آشنا کردن مجموعه نیروهای دستگاه اداری با وظایفشان و ادای آن وظایف روشن گردد.
امام (ع) در عهد نامه مالک اشتر به مالک چنین می نویسد:
أنصف الله و أنصف الناس من نفسک، و من خاصه أهلک، و من لک فیه هوی من رعیتک، فانک الا تفعل تظلم! و من ظلم عباد الله کان الله خصمه دون عباده، و من خاصمه الله أدخص حجته، و کنا لله حرباً حتی ینزع أو یتوب. و لیس شی ء أدعی الی تغییر نعمه الله و تعجیل نقمته من اقامه علی ظلم، فان الله سمیع دعوه المضطهدین، و هو للظالمین بالمرصاد.
نسبت به خداوند و نسبت به مردمان از جانب خود، و از سوی خویشاوندان نزدیکت و از سوی رعایای مورد علاقه ات، انصاف به خرج ده! که اگر به انصاف عمل نکنی ستم نموده ای؛ و کسی که بر بندگان خدا ستم کند، خدا به جای بندگانش دشمن او بود؛ و آن را که خدا دشمن گیرد، دلیل وی را نپذیرد و او با خدا سر جنگ دارد، تا آن گاه که بازگردد و توبه آرد؛ و هیچ چیز چون بنیاد ستم نهادن، نعمت خدا را دگرگون ندارد، و کیفر او را نزدیک نیارد، که خدا شنوای دعای ستمدیدگان است و در کمین ستمکاران.
بی انصافی و ستمگری در تصمیمها، رفتارها و مناسبات اداری تباه کننده ترین عامل نظام اداری است و در رأس وظایف دستگاه اداری توجه به دادورزی و عدالت اداری است، به گونه ای که تصمیم گیریها متوجه منافع عمومی بوده و در جهت منافع خواص تصمیم سازی نشود و همه در برابر قوانین یکسان شمرده شوند و هیچ تبعیضی روا نگردد. امام (ع) در ادامه عهد نامه خویش آورده است:
و لیکن أحب الامور الیک أوسطها فی الحق، و أعمها فی العدل، و أجمعها لرضی الرعیه، فان سخط العامه یجحف برضی الخاصه، و ان سخط الخاصه یغتفر مع رضی العامه. و لیس أحد من الرعیه أثقل علی الوالی مؤونه فی الرخاء، و أقل معونه له فی البلاء، و أکره للانصاف، و أسال بالالحاف، و أقل شکراً عند الاعطاء، و أبطأ عذراً عند المنع، و أضعف صبراً عند ملمات الدهر من أهل الخاصه. و انما عماد الدین، و جماع المسلمین، و العده للأعداء، و الغامه و من الأمه؛ فلیکن صغوک لهم، و میلک معهم.
و باید از کارها آن را بیشتر دوست بداری که نه از حق بگذرد، و نه فرو ماند، و عدالت را فراگیر بود و مردم را دلپذیرتر، که ناخشنودی عامه، خشنودی خواص بی اثر گرداند، و خشم خواص، خشنودی عامه را زیادی نرساند؛ و به هنگام فراخی زندگانی، سنگینی بار خواص بر والی از همه افراد مردم بیشتر است، و در روزگرفتاری، یاری آنان از همه کمتر؛ و انصاف را از همه ناخوشتر دارند، و چون درخواست کنند، فزونتر از دیگران ستهند و به هنگام عطا سپاس از همه کمتر گزارند؛ و چون به آنان ندهند، دیرتر از همه عذر بپذیرند؛ و در سختی روزگار، شکیبایی را از همه کمتر پیشه گیرند؛ و همانا آنان که دین را پشتیبانند، و موجب انبوهی مسلمانان، و آماده پیکار با دشمنان، عامه مردمانند. پس باید گرایش تو به آنان بود و میلت به سوی ایشان.
بنابر این گونه تعیین وظیفه، دستگاه اداری باید در خدمت عامه مردم باشد، و نه در خدمت خواص، زیرا دستگاه اداری از آن همگان است، و نه دستگاهی بر پا شده برای نزدیکان این و آن و قدرت مداران و مکنت جویان. سیاستگذاری، برنامه ریزی، شاکله رفتاری در دستگاه اداری باید در خدمت عموم مردم و برای آنان و همسوی ایشان باشد تا دستگاهی واجد اخلاق شمرده شود. چنین دستگاهی باید بر همه امورش دقت و سرعت به عنوان وظیفه ای اساسی حاکم باشد. در این نظام اخلاقی هرگونه بی دقتی در استفاده از امکانات عمومی و اموال مردمی و ضعف در بهره وری مطرود است. امام علی (ع) در نامه ای به کارگزاران و کارکنان خود در این باره نوشته است:
أدقوا أقلامکم، و قاربوا بین سطورکم، و احذفوا من فضولکم، و اقصدوا قصد المعانی، و ایاکم و الاکثار، فان أموال المسلمین لا تحتمل الاضرار.
قلمهای خود را نازک بتراشید، و فاصله میان سطرها را بکاهید و از زیاده نویسی بپرهیزید و مقصود را هر چه کوتاهتر بیان کنید؛ و مبادا پرخرجی کنید، زیرا که نباید به اموال مسلمانان زیانی برسد.
دستگاه اداری مطلوب نظر امیرمؤمنان علی (ع) دستگاهی است کارآ و توانمند، با دقت و سودمند. دستگاهی که مدیریت زمان بخوبی در آن سامان می یابد و هر چیز در جای خودش قرار می گیرد و هر کار در زمانبندی مناسب و کارآ صورت می پذیرد. امام (ع) در عهدنامه مالک اشتر می فرماید:
و ایاک و العجله بلأمور قبل أوانها، أو التساقط فیها عند امکانها، أو اللجاجه فیها اذا تنکرت، أو الوهن عنها اذا استوضحت. فضع کل أمر موضعه، و أوفع کل عمل موقعه.
و بپرهیز از شتاب کردن در کارهایی که هنگام انجام دادن آن نرسیده، یا سستی در آن چون انجام دادنش ممکن گردیده؛ یا ستیزیدن در کارهایی که راه راست در آن ناپایدار است، یا سستی ورزیدن آن گاه که آشکار است. پس هر چیز را در جای آن بدار و هر کاری را به هنگام آن بگزار.
شناخت وظایف و ادای وظایف ایجاب می کند که هر کس با حیطه مسئولیت خود بخوبی آشنا باشد و تمام همت خود را در آن حیطه به کار گمارد و از ترک وظیفه و دخالت در حیطه های دیگر و ایجاد بی نظمی در امور بپرهیزد. امیرمؤمنان علی (ع) نسبت به این امور بسیار حساس بود و اجازه نمی داد کارگزاران و کارکنانش ترک وظیفه نمایند و به امور دیگر بپردازند یا در حیطه وظایف دیگران دخالت کنند. از نمونه های برجسته در این باره توبیخ نامه آن حضرت است به کمیل بن زیاد به دلیل ترک مسئولیت و پرداختن به کاری در حیطه وظیفه او نبود. در دورانی که گروههای غارتگر معاویه به مناطق حکومت علی (ع) حمله می کردند، کمیل بن زیاد فرماندار امام بر هیت به جای آنکه در برابر دشمن بایستد و حوزه کارگزاری خدو را حفظ کند، از آن منطقه خارج شد و به قرقیسیا که تحت فرماندهی معاویه بود حمله برد و در واقع مسئولیت خود را ترک کرد و به کاری پرداخت که در حوزه وظایفش نبود و نباید چنان می کرد، پس امام (ع) نامه ای بدو نوشت که جنبه توبیخ داشت و در آن نامه او را از این گونه امور بشدت پرهیز داد و فرمود:
أما بعد، فان تضییع المرء ما ولی، و تکلفه ما کفی، لعجز حاضر، و رأی متبر. و ان تعاطیک الغاره علی أهل قرقیسیا، و تعطیلک مسالحک التی ولیناک - لیس بها من یمنعها، و لا یرید الجیش عنها - لرأی شعاع. فقد صرت جسراً لمن أراد الغاره من أعدائک علی أؤلیائک، غیر شدید المنکب، و لا مهیب الجانب، و لا ساد ثغره، و لا کاسر لعدو شوکه، و لا مغن أهل مصره، و لا مجز عن أمیره.
اما بعد، واگذاردن آدمی آنچه را به عهده دارد و عهده دار شدن وی کاری را که دیگری باید گزارد، ناتوانی ای است آشکار و اندیشه ای تباه و نابکار. دلیری تو در غارت مردم قرقیسیا و رها کردن مرزهایی که تو را بر آن گمارده ایم، و کسی در آنجا نیست که آن را بپاید، و سپاه دشمن را از آن دور نماید، رأیی خطاست و اندیشه ای نارسا. تو پلی شده ای تا از دشمنانت هر که خواهد از آن بگذرد و بر دوستانت غارت برد. نه قدرتی داری که با تو بستیزند، نه از تو ترسند و از پیشت گریزند. نه مرزی را توانی بست، نه شوکت دشمن را توانی شکست. نه نیاز مردم شهر را برآوردن توانی، و نه توانی امیر خود را راضی گردانی.
فرمانهای حکومتی و دستورالعملهای اداری امام علی (ع) آکنده از مباحثی است این گونه در تبیین نگاهی شناسی، حقوق شناسی و وظیفه شناسی در ساماندهی اخلاق اداری که در برگیرنده افقهایی والا در فراهم کردن یک نظام اخلاق اداری است.

بخش دوم

تمهیدات و مقومات اخلاق اداری