فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

حیطه گسترده وظیفه شناسی

در نگاه امیرمؤمنان (ع) حیطه وظیفه شناسی، حیطه ای گسترده است که در رأس آن وظایف گسترده اداری نسبت به حرمت و کرامت انسان است و میدان آن همه موجودات را شامل می شود، به طوری که دستگاه اداری موظف می شود حرمت و حدود هر موجودی را رعایت کند و نسبت به هر چیز مسئولانه رفتار نماید و بی مسئولیتی را در هیچ امری راه ندهد. امام (ع) در اوایل خلافت خود در خطبه ای درباره وظیفه شناسی و حیطه گسترده آن فرمود:
ان الله سبحانه أنزل کتاباً هادیاً بین فیه الخیر و الشر؛ فخذوا نهج الخیر تهتدوا، و اصدقوا عن سمت الشر تقصدوا. الفرائض الفرائض! أدوها الی الله تودکم الی الجنه. ان الله حرم حراماً غیر مجهول، و أحل حلالاً غیر مدخول، و فضل حرمه المسلم علی الحرم کلها، و شد بالاخلاص و التوحید حقوق المسلمین فی معاقدها، فالمسلم من سلم المسلمون من لسانه و یده الا بالحق. و لا یحل أذی المسلم الا بما یجب، بادروا أمر العامه و خاصه أحدکم و هو الموت، فان الناس أمامکم، و ان الساعه تحدوکم من خلفکم تخففوا تلحقوا، فانما ینتطر بأولکم آخرکم. اتقوا الله فی عباده و بلاده، فانکم مسوولون حتی عن البقاع و البهائم. اطیعوالله و لا تعصوه، و اذا رأیتم الخیر فخذوا به، و اذا رأیتم الشر فاعرضوا عنه.
همانا خداوند متعال کتابی راهنما را نازل فرموده و در آن نیک و بد را آشکار نمود؛ پس راه خیر را بگیرید تا هدایت شوید، و از راه شر برگردید و به راه راست روید. واجبها! واجبها! آن را برای خدا به جا آرید که شما را به بهشت می رساند. خدا حرامی را حرام کرده که ناشناخته نیست، و حلالی را حلال کرده که از عیب خالی است، و حرمت مسلمان را از دیگر حرمت ها برتر نهاده، و حقوق مسلمانان را با اخلاص و یگانه پرستی پیوند داده؛ پس مسلمان کسی است که مسلمان از دست و زبان او آزاری نبیند جز آنکه برای حق بود؛ و گزند مسلمان روا نیست جز در آنچه واجب شود. بر چیزی پیشی گیرید که همگانتان را فراگیر است - مرگ - که یک یک شما از آن ناگزیر است. همانا مردم پیش روی شمایند - و مرگ آنان بر شما آشکار - و مرگ از پس، شما را می خواند - و شما در چنگال آن گرفتار - سبکبار باشید تا برسید، که پیش رفتگان برپایند و پس ماندگان را می پایند. خدا را! واپایید در حق شهرهای او و بندگان، که شما مسئولید حتی از سرزمین ها و چارپایان. اگر خیری دیدید آن را دریابید، و اگر شری دیدید روی از آن بتابید.
با این بیان، امیرمؤمنان علی (ع) حیطه گسترده ای از وظیفه شناسی را در پیش روی آدمی می گشاید و دامنه پاسداری اخلاقی را به سرزمینها و جانداران، و به شهرها و چارپایان می کشاند و حرمت و کرامت آدمیان را در قله این دامنه می نشاند؛ و بی گمان کسی پاسدار مرزهای اخلاقی اداری است که برای همه چیز احترام و اعتبار قائل باشد و مرزبانی را در تمام حیطه ها و در همه مراتب آن وظیفه خویش داند. برای اینکه این دامنه گسترده و قله این عرصه و وظایف نسبت به اینها روشن تر گردد، می توان نامه ای از نامه های امام (ع) را که دستورالعملی در اخلاق اداری خطاب به مأمور گرفتن زکات است مرور کرد و با جایگاه وظیفه شناسی در اخلاق اداری در منظر امام علی (ع) آشنا شد. شریف رضی در مقدمه این نامه یادآور شده است که در اینجا جمله هایی را می آوریم تا بدانند او ستون حق را بر پا می داشت و در کارهای خرد و بزرگ، باریک و سترگ، نشانه های عدالت را برای مردمان به جای گذاشت:
انطلق علی تقوی الله وحده لا شریک له، و لا تزوعن مسلماً و لا تجتازن علیه کارهاً، و لا تأخذن منه أکثر من حق الله فی ماله، فاذا قدمت علی الحی فانزل بمائهم من غیر أن تخالط أبیاتهم، ثم امض الیهم بالسکینه و الوقار، حتی تقوم بینهم فتسلم علیهم، و لا تخدج بالتحیه لهم
برو با ترس از خدا، که یگانه است و بی همتا. مسلمانی را مترسان! و اگر او را خوش نیاید، بر سر وی مران! و بیش از حق خدا از مال او مستان! چون به قبیله رسی، سر آب آنان فرود آی و به خانه هایشان در میای! پس آهسته و آرام سوی ایشان رو تا به میان آنان رسی و سلامشان کن و در درود گفتن کوتاهی مکن!
امام (ع) سفارش می کند که کارگزارانش از سر خداترسی و با پرواپیشگی به وظایف خود عمل کنند و پیش از هر چیز و بیش از هر چیز حرمت مردمان را رعایت کنند، تا آنجا که مبادا نحوه رفتار و سلوک و برخوردشان با مردمان به گونه ای باشد که در دل کسی رعب و ترس ایجاد کنند و هنگام انجام دادن وظیفه خود حرکتی غیر اخلاقی نمایند و یا پا را از حق فراتر بگذارند و قانون را نادیده انگارند و بیش از آنچه معین شده است چیزی بگیرند؛ بلکه وظیفه شناسی اقتضا می کند که با مردمان در نهایت خوشرویی و خوشخویی و خوشرفتاری عمل کنند و هرگز بی اجازه آنان به محل کار و سکونتشان وارد نشوند، و ادب ورود و برخورد را در حد تام رعایت نمایند. امام (ع) سفارش می کند که مبادا در ادب لازم کوتاهی روا دارند و در سلام و درود چیزی کم گذارند. اینها نخستین وظایفی است که باید شناخته شود و به طور جدی رعایت گردد. آن گاه امام به تبیین وظایف کارگزار جمع آوری زکات در نحوه گرفتن زکات می پردازد که البته این شیوه رفتار و این ادب اداری نمونه ای برای همه امور و جلوه ای است از اخلاق اداری مطلوب:
ثم تقول: عبادالله، أرسلنی الیکم ولی الله و خلیفه، لاخذ منکم حق الله فی أموالکم، فهل لله فی أموالکم من حق فتودوه الی ولیه. فان قال قائل: لا، فلا تراجعه، و ان أنعم لک منعم فانطلق معه من غیر أن تخیفه او توعده او تعسه أو ترهقه، فخذ ما أعطاک من ذهب أو فضه، فان کان له ماشیه أو ابل فلا تدخلها الا باذنه، فان أکثرها له، فاذا أتیتها فلا تدخل علیها دخول متسلط علیه و لا عنیف به. ولا تنفرن بهیمه و لا تفزعنها، و لا تسوءن صاحبها فیها، واصدع المال صدعین ثم خیره، فاذا اختار فلا تعرضن لما اختاره. ثم اصدع الباقی صدعین، ثم خیره، فاذا اختار فلا تعرضن لما اختاره. فلا تزال کذللک حتی یبقی ما فیه وفاء لحق الله فی ماله، فاقبض حق الله منه. فان استقامک فأقله، ثم اخلطهما ثم اصنع مثل الذی صنعت أولاً حتی تأخذ حق الله فی ماله. و لا تأخذون عوداً، ولا هرمه، و لامکسوره، و لا مهلوسه، و لا ذات عوار، و لا تأمنن علیها الا من تثق بدینه، رافقاً بمال المسلمین حتی یوصله الی ولیهم فیقسمه بینهم، و لا توکل بها الا ناصحاً شفیقاً و أمیناً حفیظاً، غیر معنف و لا مجحف، ولا ملغب و لا متعب. ثم احدر الینا ما اجتمع عندک نصیره حیث أمر الله به، فاذا أخذ أمینک فأو عز الیه الا یحوول بین ناقه و بین فصیلها، ولا یمصر لبنها فیضر ذلک بولدها؛ و لا یجهدنها رکوباً، و لیعدل بین صواحباتها فی ذلک و بینها، و لیرفه علی اللاغب، و لیستان بالنقب و الظالع، و لیوردها ما تمر به من الغدر، ولا یعدل بها عن نبت الارض الی جواد الطرق، و لیروحها فی الساعات، ولیمهلها عند النطاف و الاعشاب، حتی تأتینا باذن الله بدنا منقیات، غیر متعبات و لا مجهودات، لنقسهما علی کتاب الله و سنه نبیه صلی الله علیه و آله فان ذلک أعظم لأجرک، و أقرب لرشدک، ان شاء الله.
سپس بگو: بندگان خدا، آیا خدا را در مالهای شما حقی است تا آن را به ولی او بپردازید؟ اگر کسی گفت: نه! معترض او مشو؛ و اگر کسی گفت: آری! با او برو، بی آنکه او را بترسانی یا بیمش دهی، یا بر او سخت گیری یا کار او را بر او سخت گردانی! آنچه از زر یا سیم به تو دهد، بگیر؛ و اگر او را گاو و گوسفند و شترهاست، بی رخصت او میان آن در مشو که بیشتر آن رمه، او راست؛ و چون به مه رسیدی چونان کسی به میانشان مرو که بر رمه چیرگی دارد یا خواهد که آنها بیازارد؛ و چارپایان را از جای مگریزان و مترسان، و با صاحب آن در گرفتن حق خدا بدرفتاری مکن! پس مال را دو بخش کن و صاحب مال را مخیر گردان و هر بخش را برگزید، بپذیر و بر او خرده مگیر. پس، مانده را دو بخش کن و او را مخیر گردان و هر بخش را که برداشت متعرض او مشو. پس پیوسته چنین کن تا آنچه از مال او باقی می آید، حق خدا را ادا کردن شاید. پس حق خدا را از او بگیر - و اگر گمان زیان کند - و خواهد آنچه را قسمت شده به هم زند، بپذیر. سپس هر دو بخش را به هم بیامیز و همچون بار نخست قسمت کن نیز، تا حق خدا را از مال او بستانی؛ و آنچه کلانسال است یا پیر و فرسوده، یا شکسته پا و پشت و یا بیماری اش ناتوان نموده و یا عیبی در او بوده، مگیر. و چون مال مسلمان را با کسی روانه می داری، بدان بسپار که به دینداری او اطمینان داری تا به ولی مسلمانان رساند، و او میان آنان بخش گرداند؛ و بر آن مگمار جز خیرخواهی مهربان، و درستکاری نگاهیان که نه بر آنان درشتی کند و نه زیانشان رساند، و نه مانده شان سازد و نه خسته شان گرداند. پس آنچه فراهم گشته شتابان نزد ما روانه دار تا چنانکه خدا فرموده بخش گردانیم (و به مستحقانش برسانیم). پس اگر امین تو آن را گیرد و رساندنش را تعهد کند، بدو سفارش کن که میان ماده شتر و بچه شیر خوارش جدایی نیفکند، و ماده را چندان ندوشاند که شیرش اندک ماند و بچه اش را زیان رساند؛ و در سوار شدن به خستگی اش نیندازد، و میان آن و دیگر اشتران عدالت را برقرار ساز؛ و باید شتر خسته را آسوده گرداند و آن را کمتر آسیب دیده، یا از رفتن ناتوان گردیده، آرام راند. و چون بر آبگیرها گذرد، به آبشان درآرد و راهشان را از زمینهای گیاهناک به جاده ها نگرداند؛ و در ساعتهایی آنها را آسوده گذارد، و به هنگام خوردن آب و چریدن گیاه مهلتشان دهد تا به اذن خدا فربه و تناور، نه خسته و نه از بیماری لاغر، نزد ما رسند و به دستور کتاب خدا و سنت پیامبر او (ص) آن را پخش کنیم، که این کار پاداش تو را بسیار گرداند و به رستگاری ات نزدیکتر رساند، ان شاء الله.
ملاحظه می شود که امیرمؤمنان علی (ع) تا چه اندازه کارگزاران و کارکنان خود را به رعایت حرمت مردمان و دیگر جانداران توجه می دهد. در اخلاق اداری ای که آن حضرت می آموزد مبنای رفتار و سلوک و برخوردها احترام همه جانبه و اطمینان به مردمان و روحیه خدمتگزاری به آنان است. در این نظام اخلاقی رفتارها و برخوردهای کارگزاران و کارکنان با مردمان به دور از هرگونه بی احترامی و حرمت شکنی است. رفتار و برخوردهای تند و خشن در این نظام اخلاقی هیچ جایی ندارد. کسی حق ندارد کرامت ارباب رجوعی را هتک کند، نگاهی سبک به ارباب رجوع نماید، کلامی زشت بر زبان آرد. هیچ کس حق ندارد در خدمتگزاری خود پای عنصر ترش را به میان آورد و بخواهد با ایجاد ترس وظیفه خود را انجام دهد و کار خویش را پیش ببرد.
سفارشهای امام علی (ع) در رفتار با حیوانات و ملاحظات خاص نسبت به آنها، تکلیف کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری با مردمان را روشن می سازد که تا چه پایه باید حال آنان رعایت شود و اینکه نباید برای انجام دادن وظایف به روشهای غیر کرامتی و غیر انسانی متوسل شد، بلکه برای انجام دادن وظایف و پیشبرد کارها باید راهکارهایی کاملاً لطیف و متناسب شأن آدمی و کرامت انسانی و حرمت مسلمانی یافت.

شناخت وظایف و ادای وظایف

شناخت وظایف اداری نسبت به خود، کار و مسئولیت، مسئولان و مردمان و ادای این وظایف از مهمترین مبانی جلوه یافتن اخلاق اداری است. در دستورالعملهای اداری امیرمؤمنان علی (ع) خطاب به کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری بخش عمده ای از مطالب به این امر اختصاص یافته است که در اینجا نمونه هایی از آنها آورده می شود تا اهتمام آن حضرت در آشنا کردن مجموعه نیروهای دستگاه اداری با وظایفشان و ادای آن وظایف روشن گردد.
امام (ع) در عهد نامه مالک اشتر به مالک چنین می نویسد:
أنصف الله و أنصف الناس من نفسک، و من خاصه أهلک، و من لک فیه هوی من رعیتک، فانک الا تفعل تظلم! و من ظلم عباد الله کان الله خصمه دون عباده، و من خاصمه الله أدخص حجته، و کنا لله حرباً حتی ینزع أو یتوب. و لیس شی ء أدعی الی تغییر نعمه الله و تعجیل نقمته من اقامه علی ظلم، فان الله سمیع دعوه المضطهدین، و هو للظالمین بالمرصاد.
نسبت به خداوند و نسبت به مردمان از جانب خود، و از سوی خویشاوندان نزدیکت و از سوی رعایای مورد علاقه ات، انصاف به خرج ده! که اگر به انصاف عمل نکنی ستم نموده ای؛ و کسی که بر بندگان خدا ستم کند، خدا به جای بندگانش دشمن او بود؛ و آن را که خدا دشمن گیرد، دلیل وی را نپذیرد و او با خدا سر جنگ دارد، تا آن گاه که بازگردد و توبه آرد؛ و هیچ چیز چون بنیاد ستم نهادن، نعمت خدا را دگرگون ندارد، و کیفر او را نزدیک نیارد، که خدا شنوای دعای ستمدیدگان است و در کمین ستمکاران.
بی انصافی و ستمگری در تصمیمها، رفتارها و مناسبات اداری تباه کننده ترین عامل نظام اداری است و در رأس وظایف دستگاه اداری توجه به دادورزی و عدالت اداری است، به گونه ای که تصمیم گیریها متوجه منافع عمومی بوده و در جهت منافع خواص تصمیم سازی نشود و همه در برابر قوانین یکسان شمرده شوند و هیچ تبعیضی روا نگردد. امام (ع) در ادامه عهد نامه خویش آورده است:
و لیکن أحب الامور الیک أوسطها فی الحق، و أعمها فی العدل، و أجمعها لرضی الرعیه، فان سخط العامه یجحف برضی الخاصه، و ان سخط الخاصه یغتفر مع رضی العامه. و لیس أحد من الرعیه أثقل علی الوالی مؤونه فی الرخاء، و أقل معونه له فی البلاء، و أکره للانصاف، و أسال بالالحاف، و أقل شکراً عند الاعطاء، و أبطأ عذراً عند المنع، و أضعف صبراً عند ملمات الدهر من أهل الخاصه. و انما عماد الدین، و جماع المسلمین، و العده للأعداء، و الغامه و من الأمه؛ فلیکن صغوک لهم، و میلک معهم.
و باید از کارها آن را بیشتر دوست بداری که نه از حق بگذرد، و نه فرو ماند، و عدالت را فراگیر بود و مردم را دلپذیرتر، که ناخشنودی عامه، خشنودی خواص بی اثر گرداند، و خشم خواص، خشنودی عامه را زیادی نرساند؛ و به هنگام فراخی زندگانی، سنگینی بار خواص بر والی از همه افراد مردم بیشتر است، و در روزگرفتاری، یاری آنان از همه کمتر؛ و انصاف را از همه ناخوشتر دارند، و چون درخواست کنند، فزونتر از دیگران ستهند و به هنگام عطا سپاس از همه کمتر گزارند؛ و چون به آنان ندهند، دیرتر از همه عذر بپذیرند؛ و در سختی روزگار، شکیبایی را از همه کمتر پیشه گیرند؛ و همانا آنان که دین را پشتیبانند، و موجب انبوهی مسلمانان، و آماده پیکار با دشمنان، عامه مردمانند. پس باید گرایش تو به آنان بود و میلت به سوی ایشان.
بنابر این گونه تعیین وظیفه، دستگاه اداری باید در خدمت عامه مردم باشد، و نه در خدمت خواص، زیرا دستگاه اداری از آن همگان است، و نه دستگاهی بر پا شده برای نزدیکان این و آن و قدرت مداران و مکنت جویان. سیاستگذاری، برنامه ریزی، شاکله رفتاری در دستگاه اداری باید در خدمت عموم مردم و برای آنان و همسوی ایشان باشد تا دستگاهی واجد اخلاق شمرده شود. چنین دستگاهی باید بر همه امورش دقت و سرعت به عنوان وظیفه ای اساسی حاکم باشد. در این نظام اخلاقی هرگونه بی دقتی در استفاده از امکانات عمومی و اموال مردمی و ضعف در بهره وری مطرود است. امام علی (ع) در نامه ای به کارگزاران و کارکنان خود در این باره نوشته است:
أدقوا أقلامکم، و قاربوا بین سطورکم، و احذفوا من فضولکم، و اقصدوا قصد المعانی، و ایاکم و الاکثار، فان أموال المسلمین لا تحتمل الاضرار.
قلمهای خود را نازک بتراشید، و فاصله میان سطرها را بکاهید و از زیاده نویسی بپرهیزید و مقصود را هر چه کوتاهتر بیان کنید؛ و مبادا پرخرجی کنید، زیرا که نباید به اموال مسلمانان زیانی برسد.
دستگاه اداری مطلوب نظر امیرمؤمنان علی (ع) دستگاهی است کارآ و توانمند، با دقت و سودمند. دستگاهی که مدیریت زمان بخوبی در آن سامان می یابد و هر چیز در جای خودش قرار می گیرد و هر کار در زمانبندی مناسب و کارآ صورت می پذیرد. امام (ع) در عهدنامه مالک اشتر می فرماید:
و ایاک و العجله بلأمور قبل أوانها، أو التساقط فیها عند امکانها، أو اللجاجه فیها اذا تنکرت، أو الوهن عنها اذا استوضحت. فضع کل أمر موضعه، و أوفع کل عمل موقعه.
و بپرهیز از شتاب کردن در کارهایی که هنگام انجام دادن آن نرسیده، یا سستی در آن چون انجام دادنش ممکن گردیده؛ یا ستیزیدن در کارهایی که راه راست در آن ناپایدار است، یا سستی ورزیدن آن گاه که آشکار است. پس هر چیز را در جای آن بدار و هر کاری را به هنگام آن بگزار.
شناخت وظایف و ادای وظایف ایجاب می کند که هر کس با حیطه مسئولیت خود بخوبی آشنا باشد و تمام همت خود را در آن حیطه به کار گمارد و از ترک وظیفه و دخالت در حیطه های دیگر و ایجاد بی نظمی در امور بپرهیزد. امیرمؤمنان علی (ع) نسبت به این امور بسیار حساس بود و اجازه نمی داد کارگزاران و کارکنانش ترک وظیفه نمایند و به امور دیگر بپردازند یا در حیطه وظایف دیگران دخالت کنند. از نمونه های برجسته در این باره توبیخ نامه آن حضرت است به کمیل بن زیاد به دلیل ترک مسئولیت و پرداختن به کاری در حیطه وظیفه او نبود. در دورانی که گروههای غارتگر معاویه به مناطق حکومت علی (ع) حمله می کردند، کمیل بن زیاد فرماندار امام بر هیت به جای آنکه در برابر دشمن بایستد و حوزه کارگزاری خدو را حفظ کند، از آن منطقه خارج شد و به قرقیسیا که تحت فرماندهی معاویه بود حمله برد و در واقع مسئولیت خود را ترک کرد و به کاری پرداخت که در حوزه وظایفش نبود و نباید چنان می کرد، پس امام (ع) نامه ای بدو نوشت که جنبه توبیخ داشت و در آن نامه او را از این گونه امور بشدت پرهیز داد و فرمود:
أما بعد، فان تضییع المرء ما ولی، و تکلفه ما کفی، لعجز حاضر، و رأی متبر. و ان تعاطیک الغاره علی أهل قرقیسیا، و تعطیلک مسالحک التی ولیناک - لیس بها من یمنعها، و لا یرید الجیش عنها - لرأی شعاع. فقد صرت جسراً لمن أراد الغاره من أعدائک علی أؤلیائک، غیر شدید المنکب، و لا مهیب الجانب، و لا ساد ثغره، و لا کاسر لعدو شوکه، و لا مغن أهل مصره، و لا مجز عن أمیره.
اما بعد، واگذاردن آدمی آنچه را به عهده دارد و عهده دار شدن وی کاری را که دیگری باید گزارد، ناتوانی ای است آشکار و اندیشه ای تباه و نابکار. دلیری تو در غارت مردم قرقیسیا و رها کردن مرزهایی که تو را بر آن گمارده ایم، و کسی در آنجا نیست که آن را بپاید، و سپاه دشمن را از آن دور نماید، رأیی خطاست و اندیشه ای نارسا. تو پلی شده ای تا از دشمنانت هر که خواهد از آن بگذرد و بر دوستانت غارت برد. نه قدرتی داری که با تو بستیزند، نه از تو ترسند و از پیشت گریزند. نه مرزی را توانی بست، نه شوکت دشمن را توانی شکست. نه نیاز مردم شهر را برآوردن توانی، و نه توانی امیر خود را راضی گردانی.
فرمانهای حکومتی و دستورالعملهای اداری امام علی (ع) آکنده از مباحثی است این گونه در تبیین نگاهی شناسی، حقوق شناسی و وظیفه شناسی در ساماندهی اخلاق اداری که در برگیرنده افقهایی والا در فراهم کردن یک نظام اخلاق اداری است.

بخش دوم