فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

ادای حقوق متقابل

شناخت حقوق متقابل و ادای این حقوق بهترین مبنا در شکل گیری اخلاق اداری است. امیر مؤمنان علی علیه السلام درباره پیامدها و نتایج ادای این حقوق چنین فرموده است:
ثم جعل سبحانه من حقوقه حقوقا افترضها لبعض الناس علی بعض، فجعلنا تتکافأ فی وجوهها، و یوجب بعضها بعضا، و لا یستوجب بعضها الا ببعض. و أعظم ما اعترض سبحانه من تلک الحقوق حق الوالی علی الرعیه، و حق الرعیه علی الوالی، فریضه فرضها الله سبحانه لکل علی کل. فجعلها نظاما لالفتهم، و عزا لدینهم، فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه، و لا تصلح الولاه الا باستقامه الرعیه، فاذا أدت الرعیه الی الوالی حقه، و أدی الوای الیها حقها عز الحق بینهم، و قامت مناهج الدین، و اعتدلت معالم العدل، و جرت علی أذلالها السنن، فصلح بذلک الزمان، و طمع فی بقاء الدوله، و یئست مطامع الاعداء.(153)
پس خدای سبحان برخی از حقهای خود را برای بعض مردمان واجب داشت، و آن حقها را برابر هم نهاد، و واجب شدن حقی را مقابل گزاردن حقی گذاشت؛ و حقی بر کسی واجب نبود مگر حقی که برابر آن است گزارده شود. و بزرگترین حقها که خدایش واجب کرده است، حق زمامدار بر مردم است و حق مردم بر زمامدار، که خدای سبحان آن را واجب نموده، و حق هر یک را به عهده دیگری واگذار فرمود، و آن را موجب برقراری پیوند آنان کرد، و ارجمندی دین ایشان. پس حال مردمان نیکو نگردد جز آن گاه که زمامداران نیکو رفتار باشند، و زمامداران نیکو رفتار نگردند، جز آن گاه که مردمان درستکار باشند. پس چون مردم حق زمامدار را بگزارد، و زمامدار حق مردم را به جای آرد، حق میان آنان بزرگمقدار شود، و راههای دین پدیدار، و نشانه های عدالت بر جا، و سنت چنانکه باید اجرا. پس کار زمانه آراسته گردد، و طمع در پایداری دولت پیوسته، و چشم آز دشمنان بسته.
امام علی علیه السلام حقوق متقابل زمامداران و مردمان را از مهمترین و بزرگترین حقوق دانسته و ادای آن را وسیله الفت متقابل و ظهور مناسبات انسانی و ارجمندی دین و سرافرازی همگانی و پیدایش دادگری و حاکم شدن سنتهای نیکو و صلاح و سامان مردمان و پایداری دولت معرفی کرده است. از این رو مشخص است که صلاح و سامان زمامداران و مردمان در گرو ادای حقوق متقابل است و بی گمان با زیر پا گذاشته شدن این حقوق همه چیز آسیب می بیند و ناگواریهای بسیار به بار می آید. امام علیه السلام در ادامه سخن خویش در این باره چنین فرموده است:
و اذا غلبت الرعیه والیها، أو أجحف الوالی برعیته، اختلفت هنالک الکلمه، و ظهرت معالم الجور، و کثر الادغال فی الدین، و ترکت محاج السنن، فعمل بالهوی، و عطلت الاحکام، و کثرت علل النفوس، فلا یستوحش لعظیم حق عطل، و لا لعظیم باطل فعل! فهنالک تذل الابرار، و تعز الاشرار، و تعظم تبعات الله سبحانه عند العباد.(154)
و اگر مردم بر زمامدار چیره شوند و یا زمامدار بر مردم ستم کند، اختلاف کلمه پدیدار گردد، و نشانه های ستم آشکار، و تبهکاری در دین بسیار؛ راه گشاده سنت را رها کنند، و کار از روی هوا کنند، و احکام فروگذار شود و یا باطلی سترگ انجام داده. آن گاه نیکان خوار شوند، و بدکاران بزرگمقدار، و تاوان فراوان بر گردن بندگان از پروردگار.
عدم رعایت حقوق متقابل پیامدهایی سخت ویرانگر دارد، چنانکه امام علی علیه السلام اختلاف و پراکندگی و ظلم و ستمگری را از جلوه های آن معرفی نموده است و آن را موجب فساد و تباهی در دین و انجام یافتن امور بر پایه هوسها و تمایلات نفسانی دانسته است. عدم رعایت حقوق متقابل، نظام اداری و جامعه انسانی را گرفتار بیماریهای بی شمار اخلاقی می سازد. زیر پا گذاشته شدن حقوق متقابل از عمده ترین علل ظهور نابسامانیهای اخلاقی است، از جمله: کارگریزی، تند مزاجی، خود مداری، حسادت ورزی، بدرفتاری، سست پیمانی، بی حوصلگی، کم تحملی، برآشفتگی، ترشرویی. و با عادت کردن مردم و زمامداران و کارکنان دستگاه اداری به پایمال شدن حقوق، پدیده ای بسیار خطرناک جلوه می کند آن این است که از تعطیل شدن حقوق، هر چند بزرگ و مهم باشد، کسی دچار وحشت نمی گردد. و در برابر بزرگترین گناهان و بی حرمتی ها کسی احساس مسئولیت نمی کند. وقتی حرمت مردمان شکسته می شود و کرامت انسانها زیر پا نهاده می شود و به مرزهای اخلاقی و انسانی و اجتماعی و شغلی تعدی می گردد، حساسیتها برانگیخته نمی شود، زیرا عادت به عدم رعایت حقوق متقابل مانند خوره ای روح انسانی و تعهد ایمانی و پایبندی اخلاقی را می خورد و زایل می سازد. این گونه است که نیکان و متعهدان خوار می شوند و بدان و نابکاران ارجمند می گردند و مردم به دلیل خارج شدنشان از رعایت حقوق متقابل که عهدی الهی است گرفتار بزرگترین کیفرها و مجازاتها می شوند. بنابراین در دیدگاه امام علی علیه السلام آنچه به عنوان مبنایی مهم در صلاح و سامان اخلاق اداری و سلامت اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد، شناخت حقوق و رعایت حقوق متقابل در تمام شئون و مراتب است.

وظیفه شناسی

نگاه مسئولانه به وظایف و دریافت متعهدانه از وظایف، یعنی وظیفه شناسی، خود از مبانی اساسی در اخلاق اداری است. اینکه انسان بخوبی و بدرستی با وظایف خویش و وظایف حوزه کار خویش آشنا باشد و در هر مرتبه ای خود را در هر لحظه نسبت به اعمال و کردار و تصمیمات و رفتار خود پاسخگو ببیند و احساس کند که نسبت به خود، مردم، کار، مسئولان و خدا باید پاسخگو باشد و برای هر اقدام دلیلی و برای هر تصمیم توجیهی معقول داشته باشد، آن گاه وظیفه شناسی سامان می یابد.
شناخت حدود خویش و شناخت مرزهای حیطه کار خود و عمل در حدود و مرزها و براساس میزانهای روشن است که وظیفه شناسی را سامان می دهد. اگر کسی حدود و مرزهای خود و جایگاه خویش را نشناسد و بدان پایبند نباشد، به مرزشکنی گرفتار می آید و وظیفه شناسی معنا نمی یابد. امیرمؤمنان علی (ع) در مکتوبات اداری و فرمانهای حکومتی و دستورالعملهای مدیریتی خود پیوسته کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری را متوجه نگاه مسئولانه به وظایف و دریافت متعهدانه از وظایف و شناخت حدود و مرزها و پایبندی بدانها نموده است، چنانکه در نامه خود به اشعث بن قیس، استاندار آذربایجان نوشته است:
و ان عملک لیس لک بطعمه و لکنه فی عنقک أمانه، و أنت مسترعی لمن فوقک. لیس لک أن تفتات فی رعیه، و لا تخاطر الا بوثیقه، و فی یدیک مال من مال الله، عز و جل، و أنت من خزانه حتی تسلمه الی، و لعلی ألا أکون شر ولاتک.
همانا کاری که به عهده توست، طعمه ای برایت نیست، بلکه امانتی است بر گردنت؛ و آن که تو را بدان کار گمارده، نگهبانی امانت را به عهده ات گذارده؛ و تو پاسخگوی آنی نسبت به آن که فرادست توست. این حق برای تو نیست که در میان مردمان به استبداد و خودرأیی عمل نمایی و به کاری دشوار جز با دستاویز محکم درآیی. در دست تو مالی از مالهای خدای عزوجل است، و تو آن را خزانه داری تا آن را به من بسپاری. امیدوارم برای تو بدترین والیان نباشم.
این نمونه و نمونه های متعدد دیگر همه، بیانگر توجه امام علی (ع) به تبیین وظایف کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری است، زیرا جز با روشن شدن حیطه وظایف و پایبند گردیدن بدان اخلاق اداری معنا نمی یابد.

حیطه گسترده وظیفه شناسی

در نگاه امیرمؤمنان (ع) حیطه وظیفه شناسی، حیطه ای گسترده است که در رأس آن وظایف گسترده اداری نسبت به حرمت و کرامت انسان است و میدان آن همه موجودات را شامل می شود، به طوری که دستگاه اداری موظف می شود حرمت و حدود هر موجودی را رعایت کند و نسبت به هر چیز مسئولانه رفتار نماید و بی مسئولیتی را در هیچ امری راه ندهد. امام (ع) در اوایل خلافت خود در خطبه ای درباره وظیفه شناسی و حیطه گسترده آن فرمود:
ان الله سبحانه أنزل کتاباً هادیاً بین فیه الخیر و الشر؛ فخذوا نهج الخیر تهتدوا، و اصدقوا عن سمت الشر تقصدوا. الفرائض الفرائض! أدوها الی الله تودکم الی الجنه. ان الله حرم حراماً غیر مجهول، و أحل حلالاً غیر مدخول، و فضل حرمه المسلم علی الحرم کلها، و شد بالاخلاص و التوحید حقوق المسلمین فی معاقدها، فالمسلم من سلم المسلمون من لسانه و یده الا بالحق. و لا یحل أذی المسلم الا بما یجب، بادروا أمر العامه و خاصه أحدکم و هو الموت، فان الناس أمامکم، و ان الساعه تحدوکم من خلفکم تخففوا تلحقوا، فانما ینتطر بأولکم آخرکم. اتقوا الله فی عباده و بلاده، فانکم مسوولون حتی عن البقاع و البهائم. اطیعوالله و لا تعصوه، و اذا رأیتم الخیر فخذوا به، و اذا رأیتم الشر فاعرضوا عنه.
همانا خداوند متعال کتابی راهنما را نازل فرموده و در آن نیک و بد را آشکار نمود؛ پس راه خیر را بگیرید تا هدایت شوید، و از راه شر برگردید و به راه راست روید. واجبها! واجبها! آن را برای خدا به جا آرید که شما را به بهشت می رساند. خدا حرامی را حرام کرده که ناشناخته نیست، و حلالی را حلال کرده که از عیب خالی است، و حرمت مسلمان را از دیگر حرمت ها برتر نهاده، و حقوق مسلمانان را با اخلاص و یگانه پرستی پیوند داده؛ پس مسلمان کسی است که مسلمان از دست و زبان او آزاری نبیند جز آنکه برای حق بود؛ و گزند مسلمان روا نیست جز در آنچه واجب شود. بر چیزی پیشی گیرید که همگانتان را فراگیر است - مرگ - که یک یک شما از آن ناگزیر است. همانا مردم پیش روی شمایند - و مرگ آنان بر شما آشکار - و مرگ از پس، شما را می خواند - و شما در چنگال آن گرفتار - سبکبار باشید تا برسید، که پیش رفتگان برپایند و پس ماندگان را می پایند. خدا را! واپایید در حق شهرهای او و بندگان، که شما مسئولید حتی از سرزمین ها و چارپایان. اگر خیری دیدید آن را دریابید، و اگر شری دیدید روی از آن بتابید.
با این بیان، امیرمؤمنان علی (ع) حیطه گسترده ای از وظیفه شناسی را در پیش روی آدمی می گشاید و دامنه پاسداری اخلاقی را به سرزمینها و جانداران، و به شهرها و چارپایان می کشاند و حرمت و کرامت آدمیان را در قله این دامنه می نشاند؛ و بی گمان کسی پاسدار مرزهای اخلاقی اداری است که برای همه چیز احترام و اعتبار قائل باشد و مرزبانی را در تمام حیطه ها و در همه مراتب آن وظیفه خویش داند. برای اینکه این دامنه گسترده و قله این عرصه و وظایف نسبت به اینها روشن تر گردد، می توان نامه ای از نامه های امام (ع) را که دستورالعملی در اخلاق اداری خطاب به مأمور گرفتن زکات است مرور کرد و با جایگاه وظیفه شناسی در اخلاق اداری در منظر امام علی (ع) آشنا شد. شریف رضی در مقدمه این نامه یادآور شده است که در اینجا جمله هایی را می آوریم تا بدانند او ستون حق را بر پا می داشت و در کارهای خرد و بزرگ، باریک و سترگ، نشانه های عدالت را برای مردمان به جای گذاشت:
انطلق علی تقوی الله وحده لا شریک له، و لا تزوعن مسلماً و لا تجتازن علیه کارهاً، و لا تأخذن منه أکثر من حق الله فی ماله، فاذا قدمت علی الحی فانزل بمائهم من غیر أن تخالط أبیاتهم، ثم امض الیهم بالسکینه و الوقار، حتی تقوم بینهم فتسلم علیهم، و لا تخدج بالتحیه لهم
برو با ترس از خدا، که یگانه است و بی همتا. مسلمانی را مترسان! و اگر او را خوش نیاید، بر سر وی مران! و بیش از حق خدا از مال او مستان! چون به قبیله رسی، سر آب آنان فرود آی و به خانه هایشان در میای! پس آهسته و آرام سوی ایشان رو تا به میان آنان رسی و سلامشان کن و در درود گفتن کوتاهی مکن!
امام (ع) سفارش می کند که کارگزارانش از سر خداترسی و با پرواپیشگی به وظایف خود عمل کنند و پیش از هر چیز و بیش از هر چیز حرمت مردمان را رعایت کنند، تا آنجا که مبادا نحوه رفتار و سلوک و برخوردشان با مردمان به گونه ای باشد که در دل کسی رعب و ترس ایجاد کنند و هنگام انجام دادن وظیفه خود حرکتی غیر اخلاقی نمایند و یا پا را از حق فراتر بگذارند و قانون را نادیده انگارند و بیش از آنچه معین شده است چیزی بگیرند؛ بلکه وظیفه شناسی اقتضا می کند که با مردمان در نهایت خوشرویی و خوشخویی و خوشرفتاری عمل کنند و هرگز بی اجازه آنان به محل کار و سکونتشان وارد نشوند، و ادب ورود و برخورد را در حد تام رعایت نمایند. امام (ع) سفارش می کند که مبادا در ادب لازم کوتاهی روا دارند و در سلام و درود چیزی کم گذارند. اینها نخستین وظایفی است که باید شناخته شود و به طور جدی رعایت گردد. آن گاه امام به تبیین وظایف کارگزار جمع آوری زکات در نحوه گرفتن زکات می پردازد که البته این شیوه رفتار و این ادب اداری نمونه ای برای همه امور و جلوه ای است از اخلاق اداری مطلوب:
ثم تقول: عبادالله، أرسلنی الیکم ولی الله و خلیفه، لاخذ منکم حق الله فی أموالکم، فهل لله فی أموالکم من حق فتودوه الی ولیه. فان قال قائل: لا، فلا تراجعه، و ان أنعم لک منعم فانطلق معه من غیر أن تخیفه او توعده او تعسه أو ترهقه، فخذ ما أعطاک من ذهب أو فضه، فان کان له ماشیه أو ابل فلا تدخلها الا باذنه، فان أکثرها له، فاذا أتیتها فلا تدخل علیها دخول متسلط علیه و لا عنیف به. ولا تنفرن بهیمه و لا تفزعنها، و لا تسوءن صاحبها فیها، واصدع المال صدعین ثم خیره، فاذا اختار فلا تعرضن لما اختاره. ثم اصدع الباقی صدعین، ثم خیره، فاذا اختار فلا تعرضن لما اختاره. فلا تزال کذللک حتی یبقی ما فیه وفاء لحق الله فی ماله، فاقبض حق الله منه. فان استقامک فأقله، ثم اخلطهما ثم اصنع مثل الذی صنعت أولاً حتی تأخذ حق الله فی ماله. و لا تأخذون عوداً، ولا هرمه، و لامکسوره، و لا مهلوسه، و لا ذات عوار، و لا تأمنن علیها الا من تثق بدینه، رافقاً بمال المسلمین حتی یوصله الی ولیهم فیقسمه بینهم، و لا توکل بها الا ناصحاً شفیقاً و أمیناً حفیظاً، غیر معنف و لا مجحف، ولا ملغب و لا متعب. ثم احدر الینا ما اجتمع عندک نصیره حیث أمر الله به، فاذا أخذ أمینک فأو عز الیه الا یحوول بین ناقه و بین فصیلها، ولا یمصر لبنها فیضر ذلک بولدها؛ و لا یجهدنها رکوباً، و لیعدل بین صواحباتها فی ذلک و بینها، و لیرفه علی اللاغب، و لیستان بالنقب و الظالع، و لیوردها ما تمر به من الغدر، ولا یعدل بها عن نبت الارض الی جواد الطرق، و لیروحها فی الساعات، ولیمهلها عند النطاف و الاعشاب، حتی تأتینا باذن الله بدنا منقیات، غیر متعبات و لا مجهودات، لنقسهما علی کتاب الله و سنه نبیه صلی الله علیه و آله فان ذلک أعظم لأجرک، و أقرب لرشدک، ان شاء الله.
سپس بگو: بندگان خدا، آیا خدا را در مالهای شما حقی است تا آن را به ولی او بپردازید؟ اگر کسی گفت: نه! معترض او مشو؛ و اگر کسی گفت: آری! با او برو، بی آنکه او را بترسانی یا بیمش دهی، یا بر او سخت گیری یا کار او را بر او سخت گردانی! آنچه از زر یا سیم به تو دهد، بگیر؛ و اگر او را گاو و گوسفند و شترهاست، بی رخصت او میان آن در مشو که بیشتر آن رمه، او راست؛ و چون به مه رسیدی چونان کسی به میانشان مرو که بر رمه چیرگی دارد یا خواهد که آنها بیازارد؛ و چارپایان را از جای مگریزان و مترسان، و با صاحب آن در گرفتن حق خدا بدرفتاری مکن! پس مال را دو بخش کن و صاحب مال را مخیر گردان و هر بخش را برگزید، بپذیر و بر او خرده مگیر. پس، مانده را دو بخش کن و او را مخیر گردان و هر بخش را که برداشت متعرض او مشو. پس پیوسته چنین کن تا آنچه از مال او باقی می آید، حق خدا را ادا کردن شاید. پس حق خدا را از او بگیر - و اگر گمان زیان کند - و خواهد آنچه را قسمت شده به هم زند، بپذیر. سپس هر دو بخش را به هم بیامیز و همچون بار نخست قسمت کن نیز، تا حق خدا را از مال او بستانی؛ و آنچه کلانسال است یا پیر و فرسوده، یا شکسته پا و پشت و یا بیماری اش ناتوان نموده و یا عیبی در او بوده، مگیر. و چون مال مسلمان را با کسی روانه می داری، بدان بسپار که به دینداری او اطمینان داری تا به ولی مسلمانان رساند، و او میان آنان بخش گرداند؛ و بر آن مگمار جز خیرخواهی مهربان، و درستکاری نگاهیان که نه بر آنان درشتی کند و نه زیانشان رساند، و نه مانده شان سازد و نه خسته شان گرداند. پس آنچه فراهم گشته شتابان نزد ما روانه دار تا چنانکه خدا فرموده بخش گردانیم (و به مستحقانش برسانیم). پس اگر امین تو آن را گیرد و رساندنش را تعهد کند، بدو سفارش کن که میان ماده شتر و بچه شیر خوارش جدایی نیفکند، و ماده را چندان ندوشاند که شیرش اندک ماند و بچه اش را زیان رساند؛ و در سوار شدن به خستگی اش نیندازد، و میان آن و دیگر اشتران عدالت را برقرار ساز؛ و باید شتر خسته را آسوده گرداند و آن را کمتر آسیب دیده، یا از رفتن ناتوان گردیده، آرام راند. و چون بر آبگیرها گذرد، به آبشان درآرد و راهشان را از زمینهای گیاهناک به جاده ها نگرداند؛ و در ساعتهایی آنها را آسوده گذارد، و به هنگام خوردن آب و چریدن گیاه مهلتشان دهد تا به اذن خدا فربه و تناور، نه خسته و نه از بیماری لاغر، نزد ما رسند و به دستور کتاب خدا و سنت پیامبر او (ص) آن را پخش کنیم، که این کار پاداش تو را بسیار گرداند و به رستگاری ات نزدیکتر رساند، ان شاء الله.
ملاحظه می شود که امیرمؤمنان علی (ع) تا چه اندازه کارگزاران و کارکنان خود را به رعایت حرمت مردمان و دیگر جانداران توجه می دهد. در اخلاق اداری ای که آن حضرت می آموزد مبنای رفتار و سلوک و برخوردها احترام همه جانبه و اطمینان به مردمان و روحیه خدمتگزاری به آنان است. در این نظام اخلاقی رفتارها و برخوردهای کارگزاران و کارکنان با مردمان به دور از هرگونه بی احترامی و حرمت شکنی است. رفتار و برخوردهای تند و خشن در این نظام اخلاقی هیچ جایی ندارد. کسی حق ندارد کرامت ارباب رجوعی را هتک کند، نگاهی سبک به ارباب رجوع نماید، کلامی زشت بر زبان آرد. هیچ کس حق ندارد در خدمتگزاری خود پای عنصر ترش را به میان آورد و بخواهد با ایجاد ترس وظیفه خود را انجام دهد و کار خویش را پیش ببرد.
سفارشهای امام علی (ع) در رفتار با حیوانات و ملاحظات خاص نسبت به آنها، تکلیف کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری با مردمان را روشن می سازد که تا چه پایه باید حال آنان رعایت شود و اینکه نباید برای انجام دادن وظایف به روشهای غیر کرامتی و غیر انسانی متوسل شد، بلکه برای انجام دادن وظایف و پیشبرد کارها باید راهکارهایی کاملاً لطیف و متناسب شأن آدمی و کرامت انسانی و حرمت مسلمانی یافت.