فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

حقوق مسئولان

بخش دیگری از حقوق در نظام اداری که باید شناخته و رعایت گردد، حقوق مسئولان است. هر کس در هر مرتبه ای از مراتب نظام اداری در حدود قانون حقوقی دارد و بدون آشنایی و پاسداری این حقوق، نظام اداری به سمت مطلوب پیش نمی رود. امام علی علیه السلام در خطبه ای که به تبیین حقوق متقابل مردمان و زمامداران پرداخته، کلیات حقوق مسئولان را چنین برشمرده است:
أیها الناس، ان لی علیکم حقا و لکم علی حق... و أما حقی علیکن فالوفاء بالبیعه، و النصیحه فی المشهد و المغیب، و الاجابه حین أدعوکم، و الطاعه حین آمرکم.(150)
مردم، مرا بر شما حقی است، و شما را بر من حقی... اما حق من بر شما این است که به بیعت وفا کنید، و در نهان و آشکارا حق خیرخواهی ادا کنید، و چون شما را بخوانم بیایید، و چون فرمان دهم بپذیرید، و از عهده برآیید.
وفاداری به تعهدات و نصیحت و خیرخواهی در حضور و غیاب و بیان مسائل برای رفع اشکالات و مشارکت پذیری و فرمانبرداری صحیح، حقوقی است که امام علی علیه السلام برای زمامداران و مسئولان بر می شمرد؛ و هر شخصی با کمترین دقت در می یابد که این امور هر چند با عنوان حقوق زمامداران و مسئولان بر مردم مطرح شده است ولی خواست امام علیه السلام از این حقوق تأمین منافع دنیا و آخرت مردمان است و این امور حقوقی است در اختیار زمامداران و مسئولان برای خدمتگزاری به مردمان، زیرا وفا کردن آنان به بیعت، بیانگر پایبندی ایشان به مقررات و قوانین و تقوای در امور است، و نیز حفظ روحیه نصیحت و خیرخواهی و مشارکت در کارها که ضامن سلامت و قوت امور است، و فرمانبرداری در آنچه حق است که تأمین کننده کرامت و سعادت ایشان است.(151)
بی گمان چون مسئولان بخوبی امانتداری و خدمتگزاری نمایند و مردمان حقوق آنان را پاس دارند، روابط و مناسبات اداری آن سان می گردد که باید. در نگاه امیر مؤمنان علی علیه السلام بی اعتنایی به این دو امر و سبک شمردن امانتداری و خدمتگزاری مردمان و نیز ناراستی رواداشتن با مسئولان تباه کننده ترین عامل در نظام اداری است. آن حضرت در نامه یا اداری چنین فرموده است:
و من استهان بالامانه، و رتع فی الخیانه و لم ینزه نفسه و دینه عنها فقد أحل بنفسه الذل و اخزی فی الدنیا، و هو فی الاخره أذل و أخزی. و ان أعظم الخیانه خیانه الامه، و أفظع الغش غش الائمه.(152)
هر که کار امانت (مسئولیت) را سبک بشمارد، و در آن خیانت روا دارد، و جان و دین خود را از خیانت پاک ننماید، در این جهان در خواری و رسوایی را به روی خویش بگشاید، و به آخرت خوارتر و رسواتر درآید؛ و بزرگترین خیانت، خیانت به مردمان است و زشت ترین دغلکاری، ناراستی کردن با زمامداران.
مشخص است که آنچه حقوق مداری را جلوه می دهد، شناخت حقوق متقابل و پایبندی به ادای این حقوق است که ضامن اخلاق اداری و بزرگواری و ارجمندی متقابل مردمان و مسئولان است.

ادای حقوق متقابل

شناخت حقوق متقابل و ادای این حقوق بهترین مبنا در شکل گیری اخلاق اداری است. امیر مؤمنان علی علیه السلام درباره پیامدها و نتایج ادای این حقوق چنین فرموده است:
ثم جعل سبحانه من حقوقه حقوقا افترضها لبعض الناس علی بعض، فجعلنا تتکافأ فی وجوهها، و یوجب بعضها بعضا، و لا یستوجب بعضها الا ببعض. و أعظم ما اعترض سبحانه من تلک الحقوق حق الوالی علی الرعیه، و حق الرعیه علی الوالی، فریضه فرضها الله سبحانه لکل علی کل. فجعلها نظاما لالفتهم، و عزا لدینهم، فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه، و لا تصلح الولاه الا باستقامه الرعیه، فاذا أدت الرعیه الی الوالی حقه، و أدی الوای الیها حقها عز الحق بینهم، و قامت مناهج الدین، و اعتدلت معالم العدل، و جرت علی أذلالها السنن، فصلح بذلک الزمان، و طمع فی بقاء الدوله، و یئست مطامع الاعداء.(153)
پس خدای سبحان برخی از حقهای خود را برای بعض مردمان واجب داشت، و آن حقها را برابر هم نهاد، و واجب شدن حقی را مقابل گزاردن حقی گذاشت؛ و حقی بر کسی واجب نبود مگر حقی که برابر آن است گزارده شود. و بزرگترین حقها که خدایش واجب کرده است، حق زمامدار بر مردم است و حق مردم بر زمامدار، که خدای سبحان آن را واجب نموده، و حق هر یک را به عهده دیگری واگذار فرمود، و آن را موجب برقراری پیوند آنان کرد، و ارجمندی دین ایشان. پس حال مردمان نیکو نگردد جز آن گاه که زمامداران نیکو رفتار باشند، و زمامداران نیکو رفتار نگردند، جز آن گاه که مردمان درستکار باشند. پس چون مردم حق زمامدار را بگزارد، و زمامدار حق مردم را به جای آرد، حق میان آنان بزرگمقدار شود، و راههای دین پدیدار، و نشانه های عدالت بر جا، و سنت چنانکه باید اجرا. پس کار زمانه آراسته گردد، و طمع در پایداری دولت پیوسته، و چشم آز دشمنان بسته.
امام علی علیه السلام حقوق متقابل زمامداران و مردمان را از مهمترین و بزرگترین حقوق دانسته و ادای آن را وسیله الفت متقابل و ظهور مناسبات انسانی و ارجمندی دین و سرافرازی همگانی و پیدایش دادگری و حاکم شدن سنتهای نیکو و صلاح و سامان مردمان و پایداری دولت معرفی کرده است. از این رو مشخص است که صلاح و سامان زمامداران و مردمان در گرو ادای حقوق متقابل است و بی گمان با زیر پا گذاشته شدن این حقوق همه چیز آسیب می بیند و ناگواریهای بسیار به بار می آید. امام علیه السلام در ادامه سخن خویش در این باره چنین فرموده است:
و اذا غلبت الرعیه والیها، أو أجحف الوالی برعیته، اختلفت هنالک الکلمه، و ظهرت معالم الجور، و کثر الادغال فی الدین، و ترکت محاج السنن، فعمل بالهوی، و عطلت الاحکام، و کثرت علل النفوس، فلا یستوحش لعظیم حق عطل، و لا لعظیم باطل فعل! فهنالک تذل الابرار، و تعز الاشرار، و تعظم تبعات الله سبحانه عند العباد.(154)
و اگر مردم بر زمامدار چیره شوند و یا زمامدار بر مردم ستم کند، اختلاف کلمه پدیدار گردد، و نشانه های ستم آشکار، و تبهکاری در دین بسیار؛ راه گشاده سنت را رها کنند، و کار از روی هوا کنند، و احکام فروگذار شود و یا باطلی سترگ انجام داده. آن گاه نیکان خوار شوند، و بدکاران بزرگمقدار، و تاوان فراوان بر گردن بندگان از پروردگار.
عدم رعایت حقوق متقابل پیامدهایی سخت ویرانگر دارد، چنانکه امام علی علیه السلام اختلاف و پراکندگی و ظلم و ستمگری را از جلوه های آن معرفی نموده است و آن را موجب فساد و تباهی در دین و انجام یافتن امور بر پایه هوسها و تمایلات نفسانی دانسته است. عدم رعایت حقوق متقابل، نظام اداری و جامعه انسانی را گرفتار بیماریهای بی شمار اخلاقی می سازد. زیر پا گذاشته شدن حقوق متقابل از عمده ترین علل ظهور نابسامانیهای اخلاقی است، از جمله: کارگریزی، تند مزاجی، خود مداری، حسادت ورزی، بدرفتاری، سست پیمانی، بی حوصلگی، کم تحملی، برآشفتگی، ترشرویی. و با عادت کردن مردم و زمامداران و کارکنان دستگاه اداری به پایمال شدن حقوق، پدیده ای بسیار خطرناک جلوه می کند آن این است که از تعطیل شدن حقوق، هر چند بزرگ و مهم باشد، کسی دچار وحشت نمی گردد. و در برابر بزرگترین گناهان و بی حرمتی ها کسی احساس مسئولیت نمی کند. وقتی حرمت مردمان شکسته می شود و کرامت انسانها زیر پا نهاده می شود و به مرزهای اخلاقی و انسانی و اجتماعی و شغلی تعدی می گردد، حساسیتها برانگیخته نمی شود، زیرا عادت به عدم رعایت حقوق متقابل مانند خوره ای روح انسانی و تعهد ایمانی و پایبندی اخلاقی را می خورد و زایل می سازد. این گونه است که نیکان و متعهدان خوار می شوند و بدان و نابکاران ارجمند می گردند و مردم به دلیل خارج شدنشان از رعایت حقوق متقابل که عهدی الهی است گرفتار بزرگترین کیفرها و مجازاتها می شوند. بنابراین در دیدگاه امام علی علیه السلام آنچه به عنوان مبنایی مهم در صلاح و سامان اخلاق اداری و سلامت اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد، شناخت حقوق و رعایت حقوق متقابل در تمام شئون و مراتب است.

وظیفه شناسی

نگاه مسئولانه به وظایف و دریافت متعهدانه از وظایف، یعنی وظیفه شناسی، خود از مبانی اساسی در اخلاق اداری است. اینکه انسان بخوبی و بدرستی با وظایف خویش و وظایف حوزه کار خویش آشنا باشد و در هر مرتبه ای خود را در هر لحظه نسبت به اعمال و کردار و تصمیمات و رفتار خود پاسخگو ببیند و احساس کند که نسبت به خود، مردم، کار، مسئولان و خدا باید پاسخگو باشد و برای هر اقدام دلیلی و برای هر تصمیم توجیهی معقول داشته باشد، آن گاه وظیفه شناسی سامان می یابد.
شناخت حدود خویش و شناخت مرزهای حیطه کار خود و عمل در حدود و مرزها و براساس میزانهای روشن است که وظیفه شناسی را سامان می دهد. اگر کسی حدود و مرزهای خود و جایگاه خویش را نشناسد و بدان پایبند نباشد، به مرزشکنی گرفتار می آید و وظیفه شناسی معنا نمی یابد. امیرمؤمنان علی (ع) در مکتوبات اداری و فرمانهای حکومتی و دستورالعملهای مدیریتی خود پیوسته کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری را متوجه نگاه مسئولانه به وظایف و دریافت متعهدانه از وظایف و شناخت حدود و مرزها و پایبندی بدانها نموده است، چنانکه در نامه خود به اشعث بن قیس، استاندار آذربایجان نوشته است:
و ان عملک لیس لک بطعمه و لکنه فی عنقک أمانه، و أنت مسترعی لمن فوقک. لیس لک أن تفتات فی رعیه، و لا تخاطر الا بوثیقه، و فی یدیک مال من مال الله، عز و جل، و أنت من خزانه حتی تسلمه الی، و لعلی ألا أکون شر ولاتک.
همانا کاری که به عهده توست، طعمه ای برایت نیست، بلکه امانتی است بر گردنت؛ و آن که تو را بدان کار گمارده، نگهبانی امانت را به عهده ات گذارده؛ و تو پاسخگوی آنی نسبت به آن که فرادست توست. این حق برای تو نیست که در میان مردمان به استبداد و خودرأیی عمل نمایی و به کاری دشوار جز با دستاویز محکم درآیی. در دست تو مالی از مالهای خدای عزوجل است، و تو آن را خزانه داری تا آن را به من بسپاری. امیدوارم برای تو بدترین والیان نباشم.
این نمونه و نمونه های متعدد دیگر همه، بیانگر توجه امام علی (ع) به تبیین وظایف کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری است، زیرا جز با روشن شدن حیطه وظایف و پایبند گردیدن بدان اخلاق اداری معنا نمی یابد.