فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

بخش اول

مبانی اخلاق اداری

نگاه شناسی

مهمترین مبنا در سامان یافتن اخلاق اداری، تصحیح بینش کارکنان و بسامان آوردن نوع نگاه آنان به خودشان و مردمان و مسئولان و وظایفشان است. زمانی که نگاه انسان به خود و مردم و ما فوق خود و کار اصلاح شود و بدینها با نگاهی توحیدی و پاک از شرک بنگرد و براساس این نگاه عمل نماید، کار کردن عین خدمت کردن و عبادت نمودن و همپای لذت و شیرینی و همتای رشد و شکوفایی است.
رفتار اداری و عملکرد شغلی انسان بشدت متأثر از نوع نگاه آدمی به کار و امور اداری است؛ اینکه انسان از چه منظری به خود و دیگران در این عرصه می نگرد و کار کردن را چگونه می بیند و چه دریافتی از این امور دارد.بر اساس این دریافت است که انسان عمل می کند و عکس العمل نشان می دهد. صادرات انسان محصول واردات اوست و آنچه و در واردات انسان نقش تعیین کننده یاری می کند، نوع نگاه اوست و بینش انسان است که به همه چیز رنگ خاص خود را می زند. در یک نگاه زیبابین، همه چیز نمودی زیبا دارد؛ و در یک نگاه بدبین، همه چیز نمودی ناخوشایند می یابد. آنچه مبنای اصلی اخلاق اداری است، رسیدن به نگاهی توحیدی است که همه چیز را در مدار حق بیند و در این مدار عمل نماید.

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت - آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد(51)

اعتبار آدمی به نوع نگاه اوست که نوع رفتار او را تعیین می کند و مادام که نگاه آدمی زاویه ای درست نیابد، رفتار آدمی جهتی درست نمی یابد؛ پس باید ابتدا این مبنا مورد توجه قرار گیرد.

آدمی دید است باقی گوشت و پوست - هر چه چشمش دیده است آن چیز اوست(52)

ارزش آدمی به نوع بینش اوست و تعیین کننده ترین چیز در مناسبات زندگی نوع نگاه آدمی است. امیر مؤمنان علی علیه السلام در سخنی شگفت فرموده است:
قیمه کل امری ما یحسنه(53)
انسان را آن بهاست که در دیده اش زیباست.
شریف رضی در ذیل این سخن امیر بیان علیه السلام گوید که این سخنی است که آن را بها نتوان گذارد، و حکمتی همسنگ آن نمی توان یافت و هیچ کلمه ای را همتای آن نتوان نهاد.(54)
انسانی که خود را کریم می بیند و برای خود کرامت نفس قائل است، تن به ذلت نمی دهد و خواری گناه را نمی پذیرد. مبنای اخلاق اداری نیز همین گونه دیدن است. امیر مؤمنان علی علیه السلام فرموده است:
من کرمت علیه نفسه، هانت علیه شهواته(55)
هر که خود را بزرگوار دید، شهوتهایش در دیده وی خوار گردید.
مادام که انسان به چنین نگاهی دست نیابد، اصلاح رفتارها میسر نمی گردد و مناسبات مطلوب در سازمان اداری رخ نمی نماید.
آنچه موجب سلامت نفس و حفظ آدمی از لغزشها و هلاکتگاههاست، نگاه پارسایانه انسان به دنیاست. امیر بیان، علی علیه السلام در سفارشی راهگشا فرموده است:
انظروا الی الدینا نظر الزاهدین فیها، الصادفین عنها(56)
بنگرید به دنیا! نگریستن پارسایان رویگران از آن.
دنیا محصول نگاه آلوده و نفسانی انسان به عالم است؛ دنیا آرزوهای پست انسان الست، تعلق پست به عالم است. و به بیان امام خمینی (ره):
تا انسان به آمال خودش پشت نکند، به دنیا پشت نکند، جلو نمی رود، دنیا که همان آمال آدم است. دنیای هر کس همان آمال اوست... دنیا تکذیب شده است، و عالم طبیعت تکذیب نشده است. دنیا همان است که پیش شماست. خود شما وقتی توجه به نفستان دارید، خودتان دنیایید. دنیای هر کس آن است که در خودش است. آن تکذیب شده است، اما شمس و قمر و طبیعت، هیچ تکذیب نشده است، از اینها تعریف شده است، اینها مظاهر خداست. آنچه انسان را از ساحت قدس و کمال بعید می کند، دنیاست، و آن هم پیش خود آدم است.(57)
بنابراین تا نگاه انسان به عالم اصلاح نشود، چیزی اصلاح نمی شود؛ و نگاه شناسی اساس همه امور است.
تا نگاه انسان به دنیا تصحیح نشود، رفتارها و عملکردها تصحیح نمی شود، چنانکه امیر مؤمنان علیه السلام به این حقیقت توجه داده و فرموده است:
من أبصربها بصرته، و من أبصر الیها أعمته(58)
آن که بدان نگریست، حقیقت را به وی نمود؛ و آن که در آن نگریست، دیده اش را بر هم دوخت.
آن که دنیا را به دیده اعتبار می نگرد، به بصیرت دست می یابد، و آن که آن را بدیده اعتماد می نگرد، بصیرت خود را از دست می دهد. مهم آن است که انسان دنیا را درست ببیند و از آن بدرستی توشه برگیرد؛ زیباییهای این عالم را ببیند، ولی بدان دلبسته نشود، از زندگی درست لذت ببرد، ولی بدان وابسته نشود. علی علیه السلام در حکمتی نورانی فرموده است:
من حاسب نفسه ربح، و من غفل عنها خسر، و من خاف أمن، و من اعتبر أبصر، و من أبصر فهم، و من فهم علم(59)
آن که حساب نفس خود کرد سود برد، و آن که از آن غافل ماند زیان دید، و هر که ترسید ایمن شد، و هر که پند گرفت بینا گردید؛ و آن که بینا شد فهمید، و آن که فهمید دانش ورزید.
فرهیختگی انسان که مهمترین نقش را در اداره مطلوب امور دارد، محصول معرفت و بصیرت است و تا نگاه انسان به امور تصحیح نشود معرفت حقیقی و بصیرت نورانی حاصل نمی شود و انسان به دانایی و تربیت یافتگی (فرهیختگی) دست نمی یابد.
نگاه درست به عالم و آدم و خالق عالم و آدم، بستر ادب الهی است و چنین ادبی بهترین خاستگاه اخلاق اداری است.
وقتی خدا در اندیشه انسان بزرگ باشد، امور غیر الهی و آنچه جز برای اوست بی مقدار می نماید و انسان از حقارتها و پستیها آزاد می شود، و با همه وجود در راه هدایت مردمان، خدمت بدیشان گام برمی دارد. امیر مؤمنان علی علیه السلام در خطبه متقین که صفات پرواپیشگان را بر شمرده، فرموده است:
عظم الخالق فی أنفسهم فصغر ما دونه فی أعیینهم(60)
آفریدگار در اندیشه آنان بزرگ بود، پس هر چه جز اوست، در دیده هایشان خرد نمود.
وارستگی و پارسایی و پرواپیشگی از نوع نگاه آدمی به خود و هستی برمی خیزد و انسانی که خداوند را حاضر می بیند و عالم را محضر او می یابد و به ادب محضر و ادب حضور نایل می شود، از چنان اخلاقی بهره مند می گردد که همه تلاشهای تربیتی و رسالتهای الهی برای رسیدن بدان است.
برای اینکه نگاه کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری بسامان گردد، لازم است نگاه آنان به خود، به کار و مسئولیت، به مسئولیت، به مسئولان، و به مردمان، نگاهی مبتنی بر کرامت و عزت، بندگی و خدمتگزاری، امانتداری و خیر خواهی و...باشد.