فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

ضرورت و جایگاه اخلاق اداری

اگر اخلاق اداری در زندگی کاری انسان وجود و حضور داشته باشد، کار کردن شیرین و توأم با رضایت شغلی و احساس رضایتمندی و خود شکوفایی از یک سو و رضایت مردم و پیشرفت امور و شکوفایی کار از دیگر سوی است، و در نتیجه موجب رضایت خالق و بارش رحمتها و برکتهای او. امیر مؤمنان علی علیه السلام در پایان عهد نامه مالک اشتر چنین یاد آوری کرده است:
و أنا أسأل الله بسعه رحمته، و عظیم قدرته علی اعطاء کل رغبه أن یوفقنی و ایاک لما فیه رضاه من الاقامه علی العذر الواضح الیه و الی خلقه، مع حسن الثناء فی العباد و جمیل الأثر فی البلاد، و تمام النعمه و تضعیف الکرامه.(29)
و من از خدا می خواهم با رحمتی فراگیر که او راست، و قدرت بزرگ او بر انجام هر گونه درخواست، من و تو را توفیق دهد در آنچه خشنودی او در آن بود؛ از داشتن عذری آشکار در پیشگاه او و آفریدگانش و واگذاردن نام نیکو میان بندگانش و آثار نیک در شهرها و تمامی نعمت و فراوانی کرامت.
امیر مؤمنان علی علیه السلام پس از بیان عهدنامه ای جامع در اداره امور، برای خود و مالک اشتر از خداوند خواستار توفیق می شود در آنچه خوشنودی خداوند در آن است و این خشنودی که مایه رحمت و برکت خداست به سبب خدمتگزاری به مردمان است به گونه ای که بتوان در برابر خداوند و آفریدگانش عذری آشکار در نیکو انجام دادن وظایف داشت و نیز باقی گذاشتن نام نیکو میان بندگان او و آثار نیک در شهرها؛ و این بهترین و والاترین جلوه اخلاق توحیدی است.
رشد و شکوفایی استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق، در عرصه کار و عمل بر پایه های اخلاق اداری است.
فقدان اخلاق اداری یعنی ظهور احساس ناخشنودی از خود، و احساس بطالت، و احساس سقوط و هلاکت که ظهور این احساس به صورت نمودهای زیر است.
ترشرویی
برآشفتگی
کم تحملی
بدرفتاری
بی حوصلگی
سست پیمانی
کارگریزی
بیماریهای روان تنی
حضور اخلاق اداری، کار کردن را از صورتی تکراری و خسته کننده و ملال آور بیرون می برد و به انسان احساس تعالی می بخشد و همین احساس تعالی در نفس کار کردن و مناسبات انسانی با دیگران بشدت تأثیر می گذارد؛ و با شکسته شدن اخلاق، همه حریمها می شکند و چون حریمها شکسته شود هر پلیدی می تواند در باطن و ظاهر، و در مناسبات و روابط ظهور کند. امیر مؤمنان علی علیه السلام در سفارشی نورانی فرموده است:
ثم ایاکم و تهزیع الأخلاق و تصریفها.(30)
مبادا اخلاق نیک را در هم شکنید و آن را دگرگون و به اخلاق بد مبدل سازید.

تأکید بر اخلاق اداری

خطرناکترین رویداد انسانی انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی است که در این صورت هیچ چیز به سلامت نخواهد ماند و انسانیت انسان فرو می ریزد؛ و این امر در امور اداری از جایگاهی خطیر و ویژه برخوردار است، زیرا وقتی انسان از محدوده فردی خارج می شود و در پیوند با دیگر انسانها قرار می گیرد و این پیوند صورتی اداری می یابد، اگر اخلاق نیک حاکم بر روابط انسانی نباشد، فاجعه چندین برابر می شود. به همین دلیل است که والاترین ملاک در هر سازمان اداری متخلق بودن به اخلاق انسانی است. امیر مؤمنان علی علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر او را بدین امر خطیر یادآور می کند و می فرماید:
ثم انظر فی أمور عمالک فاستعملهم اختبارا، و لا تولهم محاباه و أثره، فانهما جماع من شعب الجور و الخیانه، و توخ منهم أهل التجربه و الحیاء من أهل البیوتات الصالحه، و القدم فی الاسلام المتقدمه، فانهم أکرم أخلاقا، و أصح أعراضا، و أقل فی المطامع اشراقا، و أبلغ فی عواقب الامور نظرا.(31)
سپس در کار عاملان خود بیندیش، و پس از آزمودن به کارشان بگمار، و به میل خود و بی مشورت دیگران به کاری مخصوصشان مدار، که به هوای خود رفتن و به رای دیگران ننگریستن، ستمگری بود و خیانت؛ و عاملانی این چنین را در میان کسانی جو که تجربت دارند و حیا، از خاندانهای پارسا که در مسلمانی قدمی پیشتر دارند (و دلبستگی بیشتر،)؛ اخلاق آنان گرامی تر است و آبرویشان محفوظتر و طمعشان کمتر، و عاقبت نگری شان فزونتر.
امام علیه السلام به دقت در مجموعه ای از ویژگیها و خصوصیات در گزینش افراد سفارش می کند که حاصل این دقت، گزینش عاملانی است متخلق به اخلاقی نیک: انسانهایی گرامی تر و با آبروتر و با طمعی کمتر.
هم چنین امیر مؤمنان علی علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر به او چنین فرمان می دهد:
ثم انظر فی حال کتابک فول علی أمورک خیرهم؛ و اخصص رسائلک التی تدخل فیها مکائدک و أسرارک بأجمعهم لوجود صالح الاخلاق.(32) پس درباره کاتبان و دبیران خود بنگر، و بهترینشان را بر سر کار بیاور، و نامه هایی را که در آن تدبیرها و رازهایت نهان است، از جمع کاتبان و دبیران به کسی اختصاص ده که به اخلاق از دیگران شایسته تر است.
مشاهده می شود که امام علیه السلام بیش از هر چیز بر اخلاق اداری تأکید می کند و آن را ملاک و معیار معرفی می نماید.
در منظر امیر مؤمنان علی علیه السلام آنچه مایه برتری آدمیان و سبب والایی شأن ایشان است، کرامتهای اخلاقی است و این کرامتها در اداره امور نقشی اساسی دارد. روایت شده که آن حضرت فرمود:
علیکم بمکارم الاخلاق فانها رفعه.(33)
بر شما باد به مکارم اخلاق که آن سبب والایی است.
والایی مردمان و اعتبار آنان به مکارم اخلاق در ایشان است و کسانی که در جایگاه اداره امور قرار می گیرند، بیش از هر چیز به مکارم اخلاق و بزرگواریهای انسانی نیازمندند که روابط انسانها بدون کرامتهای اخلاقی، روابطی خشک و نادرست خواهد شد.
البته هر چه مراتب اشخاص در امور اداری بالاتر برود و حیطه مسئولیت آنان گسترده شود، اخلاق اداری و کمالات انسانی در آنان باید والاتر و برتر باشد، زیرا اخلاق و رفتار مسئولان و کارگزاران اصلی و مدیران ارشد بشدت بر دیگران تأثیر گذار است. امیر مؤمنان علی علیه السلام در سخنی بلند به جابر بن عبدالله انصاری این حقیقت را چنین بیان فرموده است:
یا جابر، قوام الدین و الدنیا بأربعه: عالم مستعمل علمه، و جاهل لا یستنکف أن یتعلم، و جواد لا یبخل بمعروفه، و فقیر لا یبیع آخرته بدنیاه؛ فاذا ضیع العالم علمه استنکف الجاهل أن یتعلم، و اذا بخل الغنی بمعروفه باع الفقیر آخرته بدنیاه.(34)
ای جابر! دین و دنیا به چهار چیز برپاست: دانایی که دانش خود را به کاربرد، و نادانی که از آموختن سر باز نزند، و بخشنده ای که در بخشش خود بخل نکند، و درویشی که آخرت خویش را به دنیای خود نفروشد. پس اگر دانشمند دانش خود را تباه سازد، نادان به آموختن نپردازد؛ و اگر توانگر در بخشش خویش بخل بورزد، درویش آخرتش را به دنیا دربازد.
کسانی که در مراتب و مسئولیتهای بالاتر قرار دارند، بیش از دیگران به پایبندی اصول اخلاقی نیازمندترند و با زیر پا گذاشتن اخلاق از جانب آنان، دین و دنیای مردمان به تباهی کشیده می شود؛ و البته پایبندی آنان به اخلاق زمینه ای مناسب برای دیگران در اتصاف به کمالات اخلاقی فراهم می سازد؛ به بیان پیشوای پایبندان به اصول اخلاقی، علی علیه السلام:
الملک کالنهر العظیم، تستمد منه الجداول؛ فان کان عذبا عذبت، و ان کان ملحا ملحت.(35)
زمامدار همچون رودخانه ای پهناوری است که رودهایی کوچک از آن جاری می شود؛ پس اگر آب آن رودخانه پهناور، گوارا باشد، آب درون رودهای کوچک گوارا خواهد بود، و اگر شور باشد، آب درون آنها نیز شور خواهد بود.
بر اساس چنین نگرشی، مسئولیت حراست حریمهای اخلاقی در امور اداری بیش از هر کس بر زمامداران و مدیران ارشد است؛ و امیر مؤمنان علی علیه السلام فرموده است:
من نصب نفسه للناس اماما فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره، ولیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه؛ و معلم نفسه و مؤدبها أحق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم.(36)
آن که خود را پیشوای مردم سازد، پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خویش بپردازد، و آنکه خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد، شایسته تر به تعظیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.
بنابراین در تحقق اخلاق اداری در هر مجموعه ای، بیش از هر کس باید بر اخلاق مدیران ارشد تأکید شود؛ و مدیران ارشد پیش از آنکه از دیگران انتظار رفتار و سلوک مبتنی بر اخلاق اداری داشته باشند، خود باید جلوه گر چنین امر باشند؛ و نیز پیش از آنکه با زبان و فرمان خواهان اخلاق اداری باشند، به کردار و رفتار خود چنین امر را سامان دهنده باشند.
امیر مؤمنان علی علیه السلام خود بیش از هر کس در اداره امور پایبند اخلاق بود. اخلاق اداری نزد امام علیه السلام از چنان جایگاهی برخوردار بود که آن حضرت در نخستین خطبه حکومتی خود، اساس اداره امور را بر آن معرفی نمود و فرمود:
ألا و ان الخطایا خیل شمس حمل علیها أهلها، و خلعت لجمها، فتقحمت بهم فی النار. ألا و ان التقوی مطایا ذلل، حمل علیها أهلها، و أعطوا أزمتها، فأوردتهم الجنه.(37)
آنچه می گویم بر عهده من است و من خود ضامن آن هستم. آن کس که حوادث عبرت آموز روزگار را به چشم ببیند و از آن پند پذیرد، پرهیزگاری اش او را از آلوده شدن به کارهای شبه ناک باز می دارد...بدانید که خطاکاریها همانند مرکبهای سرکش و چموشند که خطاکاران را بر آنها سوار کرده اند و آن مرکبهای لجام گسیخته به ناگاه می تازند و سواران خود را به آتش دوزخ سرنگون می کنند؛ و بدانید که پرهیزگاریها همانند مرکبهای رام و نجیبند که پرهیزگاران را بر آنها سوار کرده و زمامشان را به دست آنان داده اند و آن مرکبها سوارن خود را با آسودگی به سرمنزل بهشت می رسانند.
اداره امور بر اساس اخلاق موجب رشد و کمال انسان، و گردش درست امور، و پیشرفت کارها و رسیدن به سرمنزل مقصود است. امیر مؤمنان علیه السلام چنان بر حضور اخلاق اداری در صحنه اداره امور تأکید داشت که در نخستین خطبه حکومتی خود، صداقت و صراحت در کار را از جمله مهمترین مسائل اخلاقی در چنین عرصه ای مطرح نمود و فرمود:
و الله ما کتمت و شمه و لا کذبت کذبه.(38)
به خدا سوگند که به اندازه سر سوزنی حقیقتی را پنهان نداشته ام، و هیچ گونه دروغی به زبان نیاورده ام.
امیر مؤمنان علی علیه السلام آنچه را سفارش نموده، خود پیش از بیان آن، به ساحت عمل در آورد است، و آنچه را پرهیز داده، خود پیش از به زبان راندن، در عرصه عمل از آن دوری نموده است؛ و از این رو سخنان امام علی علیه السلام حقایقی به علم در آمده و راه و رسمی قابل پیروی است، چنانکه حضرتش فرموده است:
أیها الناس، انی و الله ما أحثکم علی طاعه الا و أسبقکم الیها، و لا أنها کم عن معصیه الا و أتناهی قبلکم عنها.(39)
مردم، به خدا سوگند شما را به هیچ طاعتی وادار نمی کنم مگر اینکه پیش از شما خودم به آن عمل می کنم، و شما را از معصیتی نهی نمی کنم مگر اینکه پیش از شما خود از آن کناره گیری می نمایم.

نقش ایمان به حقیقت هستی و باورهای دینی در اخلاق اداری

در اندیشه توحیدی امیر مؤمنان علی علیه السلام ایمان به حقیقت هستی و باورهای دینی در اصلاح اخلاق اداری نقشی مبنایی دارد؛ و از این رو آن حضرت در فرمانهای حکومتی و دستورالعملهای اداری خود، بر یاد حق و یاد معاد تأکید می فرماید و کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری خود را با توجه بخشیدن به حاضر و ناظر حقیقی و یاد آوردن حسابرسی دقیق الهی به پایبندی به اصول اخلاق اداری فرا می خواند. آن که به خدای متعال ایمان دارد و خود را در محضر او می بیند، بی گمان پایبند آداب اخلاقی و رفتار انسانی می گردد. آن که معاد را باور دارد و حساب و کتاب دقیق الهی را برکردار و رفتار خود حاکم می داند، بی گمان به آنچه از او صادر می شود، توجهی دقیق می نماید که حسابرسی آن عالم را از حسابرسی های این عالم به مراتب سخت تر می داند. امیر مؤمنان علی علیه السلام در آغاز عهدنامه مالک اشتر با یاد آور باورهای والای ایمانی مالک را در کارگزاری راه می نماید تا اخلاق اداری بر مبنایی اساسی در او جلوه نماید:
أمره بتقوی الله، و ایثار طاعته، و اتباع ما أمر به فی کتابه: من فرائضه و سننه، التی لا یسعد أحد الا باتباعها، و لا یشقی الا مع جحودها و اضاعتها، و أن ینصر الله سبحانه بقلبه و یده و لسانه؛ فانه، جل اسمه، قد تکفل بنصر من نصره، و اعزاز من أعزه. و أمره أن یکسر نفسه من الشهوات، و یزعها عند الجمحات، فان النفس أماره بالسوء، الا ما رحم الله.(40)
او را فرمان می دهد به ترس از خدا و مقدم داشتن طاعت خدا بر دیگر کارها، و پیروی آنچه در کتاب خود فرمود، از واجب و سنتها که کسی جز با پیروی آن راه نیکبختی را نپیمود، و جز با نشناختن و ضایع ساختن آن بدبخت نبود، و اینکه خدای سبحان را یاری کند به دل و دست و زبان، زیرا خداوند که بزرگ است نام او یاری هر که او را یار باشد پذیرفته است و عزت بخشی هر که او را عزیز دارد به عهده گرفته است. و او را می فرماید تا نفس خود را از پیروی آرزوها باز دارد، و هنگام سرکشیها به فرمایش آرد که همانا نفس به بدی وا می دارد، جز که خدا رحمت آرد.
همچنین امیر مؤمنان علی علیه السلام وقتی مالک را به رفتاری سراسر رحمت و محبت و گذشت با مردان فرمان نمی دهد، او را متوجه حاکمیت الهی بر همه چیز می کند و اینکه دور شدن از اخلاق انسانی به منزله اعلام نبرد با حقیقت هستی است که نتیجه آن روشن و کیفر آن بیرون از توان احدی است. آن حضرت می فرماید:
و أشعر قلبک الرحمه للرعیه، و المحبه لهم، و اللطف بهم، و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم أکلهم، فانهم صنفان: اما أخ لک فی الدین، أو نظیر لک فی الخلق، یفرط منهم الزلل، و تعرض لهم العلل، و یؤتی علی أیدیهم فی العمد و الخطاء، فأعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب و ترضی أن یعطیک الله من عفوه و صفحه، فانک فوقهم، و والی الامر علیک فوقک، و الله فوق من ولاک! و قد استکفاک أمرهم و ابتلاک بهم. و لا تنصبن نفسک لحرب الله، فانه لا ید لک بنقمته، و لا غنی بک عن عفوه و رحمته.(41)
قلب خود را لبریز ساز از رحمت بر مردمان و دوستی ورزیدن با آنان و مهربانی کردن به همگان؛ و همچون جانوری درنده مباش که خوردنشان را غنیمت شماری! زیرا مردمان دو دسته اند: دسته ای برادر دینی تواند، و دسته دیگر در آفرینش با تو همانندند؛ گناهی از ایشان سر می زند، یا علتهایی بر آنان عارض می شود، یا خواسته و ناخواسته خطایی بر دستشان می رود. پس به خطاهایشان منگر، و از گناهانشان درگذر، چنانکه دوست داری خدا بر تو ببخشاید و گناهت را عفو فرماید، چه تو برتر آنانی، و آن که بر تو سر پرستی دارد از تو برتر است، و خدا از آن که تو را سرپرستی داد بالاتر؛ و او سامان دادن کارشان را از تو خواست و آنان را وسیله آزمایش تو ساخت؛ و خود را آماده جنگ با خدا مکن که کیفر او را نتوانی برتافت، و در بخشش و آمرزش از او بی نیازی نخواهی یافت.
امام علی علیه السلام بر مبنای اصلاح رابطه آدمی با حقیقت هستی و دریافتی واقعی از جایگاه انسان در نظام بیکران هستی، کارگزاران خود را به اخلاق انسانی در اداره امور سوق می دهد، چنانکه در اوایل عهدنامه مالک اشتر بدو می فرماید:
و اذا أحدث لک ما أنت فیه من سلطانک أبهه أو مخیله، فانظر الی عظم ملک الله فوقک، و قدرته منک علی ما لا تقدر علیه من نفسک.(42)
و اگر قدرتی که از آن برخورداری، نخوتی در تو پدید آورد و خود را بزرگ شمردی، بزرگی حکومت پروردگار را که برتر از توست بنگر، که چیست، و قدرتی را که بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نیست.
امیر مؤمنان علی علیه السلام پیوسته کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری خود را به یاد حق و یاد معاد توجه می داد تا در اداره امور کاملا انسانی عمل نمایند و دست تطاول نگشایند و به سرکشی و تندی گرفتار نیایند و آن حضرت در پایان عهدنامه مالک اشتر بدو چنین یادآوری می نماید:
و ایاک و الاستئثار بما الناس فیه أسوه، و التغابی عما تغنی به مما قد وضح للعیون، فانه ماخوذ منک لغیرک. و عما قلیل تنکشف عنک أغطیه الامور، و ینتصف منک للمظلوم. املک حمیه أنفک، و سوره حدک، و سطوه یدک، و غرب لسانک، و احترس من کل ذلک بکف البادره، و تأخیر السطوه، حتی یسکن غضبک فتملک الاختبار: و لن تحکم ذلک من نفسک حتی تکثر همومک بذکر المعاد الی ربک.(43)
و بپرهیز از آنکه چیزی را به خود مخصوص داری که بهره مردم در آن یکسان است؛ و بپرهیز از غفلت در آنچه بدان توجه باید، و در دیده ها نمایان است. چه آن را که گرفته ای از تو برای دیگری ستده است، و به زودی پرده کارها از پیش دیده ات گرفته، و داد از تو بستانند و به ستمدیده رسانند. به هنگام خشم خویشتندار باش و تندی سرکشی میار و دست قهر پیش مدار و تیزی زبان بگذار، و از این جمله خوداری کن، با سخن ناسنجیده بر زبان نیاوردن، و در قهر تأخیر کردن، تا خشمت آرام شود و عنان اختیار به دستت آید، و چنین قدرتی بر خود نیابی جز که فراوان به یاد آری که در راه بازگشت به سوی کردگاری.
امیر مؤمنان علی علیه السلام بصراحت رفتار و کردار مبتنی بر اخلاق اداری را بر یاد معاد بنیان می کند و به مالک سفارش می نماید که بازگشت به سوی پروردگار را بسیار به یاد آرد تا بتواند بدرستی عمل نماید و از بی انصافی و ستمگری، و از تندی و سرکشی خود را به دور نگه دارد.
اگر آدمی خود را رفتنی ببیند و بداند که برای همه امور خویش باید پاسخگوی پروردگاری قادر و قهار باشد، این باور بشدت در رفتار و کردار اداری او تأثیر می گذارد؛ به بیان امام علی علیه السلام:
لو رأی العبد الاجل و مصیره، لابغض الامل و غروره.(44)
اگر بنده اجل و پایان آن را می دید، با آرزو و فریب دادن آن دشمنی می ورزید.
انسان که خود را دائمی ببیند و اسیر آرزوهای پست دنیای شود، بی گمان به سوی تعدی و حرمت شکنی، و تجاوز و چپاولگری میان می نماید:
من أطال الامل، أساء العمل(45)
آن که آرزو را دراز کرد، کردار را نابساز کرد.
پیشوای پرواپیشگان، علی علیه السلام با یاد آوردن این امور، عاملی بازدارنده را در آدمی بیدار می کند تا بدین سبب انسان گام در تباهی و مرزشکنی و نافرمانی ننهد:
احذ أن یراک الله عند معصیته، و یفقدک عند طاعته، فتکون من الخاسرین؛ و اذا قویت فقو علی طاعه الله، و اذا ضعفت فاضف عن معصیته الله(46)
بترس که خدایت در معصیت خود بیند و در طاعت خویش نیابد و از زیانکاران باشی. پس اگر نیرومند شدی نیرویت را در طاعت خدا بگمار! و اگر ناتوان گشتی، ناتوانی ات را در نافرمانی او به کار دار.
قرار گرفتن در مصدر امور، در هر مرتبه ای، انسان را در معرض تباهی در رفتار و کردار قرار می دهد:
من ملک استاثر.(47)
هر که بر ملک دست یافت، تنها خود را دید و از دیگران رو بتافت.
من نال استطال.(48)
آن که به نوایی رسید، خود را از دیگران برتر دید.
آنچه در این میان از مهمترین عوامل نگه دارنده آدمی است، پایبندی به اصول اخلاقی به تبع یادآوری پیوسته حقیقت هستی و بازگشتنگاه ابدی است. اگر انسان معاد را باور داشته باشد، برای آنجا بدترین نوشته را که رفتار نادرست و کردار ناراست است، برنمی دارد:
بئس الزاد الی المعاد العدوان علی العباد(49)
ستم راندن بر بندگان، بدترین توشه است برای آن جهان.
امیر مؤمنان علی علیه السلام در فرمانهای حکومتی و دستورالعملهای اداری خود مکرر بدین امر پرداخته است که این خود بیانگر نقش اساسی ای است که اینان به حقیقت هستی و باورهای دینی در اخلاق اداری دارد، چنانکه حضرت در یکی از فرمانهای حکومتی خود چنین آورده است:
أمر بتقوی الله فی سرائر أمره و خفیات عمله، حیث لا شهید غیره، و لا وکیل دونه. و أمره ألا یعمل بشی ء من طاعه الله فیما ظهر فیخالف الی غیره فیما أسر. و من لم یختلف سره و علانیته، و فعله و مقالته، فقد أدی الامانه، أخلص العباده. و أمره ألا یجبههم و لا یعضههم، و لا یرغب عنهم تفضلا بالاماره علیهم، فانهم الاخوان فی الدین، و الاعوان علی استخراج الحقوق... و انا موفوک حقک، فوفهم حقوقهم، و الا تفعل فانک من أکثر الناس خصوما یوم القیامه(50)
او را می فرماید که از خدا بترس در کارهای نهانش و کرده های پنهانش، آنجا که جز خدا کسی نگرنده نیست و جز او راه برنده. و او را می فرماید تا آشکار را اطاعت خدا را نگزارد و در نهان خلاف آن را آرد. و آن کس که نهان و آشکار، و کردار و گفتار او دو گونه نبود، امانت را گزارده و عبادت را خالص به جا آورده. و او را می فرماید که زیردستان خود را نرنجاند و دروغگویشان نخواند، و به خاطر زمامدار بودن روی از ایشان برنگرداند، که آنان در دین برادرانند و یاور، و در به دست آوردن حقوق مسلمانان مددکار... ما حق تو را به تمام می پردازیم، پس باید حقوق آنان را تمام به آنان برسانی وگرنه روز رستاخیز دارای بیشترین خصمانی.
بنابراین در اندیشه و سیره اداری امیر مؤمنان علی علیه السلام پایبندی به اخلاق اداری مهمترین جایگاه را دارد که بدون آن نظام اداری سامانی انسانی نخواهد یافت.