فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

دیباچه

ضرورت و جایگاه اخلاق اداری

اگر اخلاق اداری در زندگی کاری انسان وجود و حضور داشته باشد، کار کردن شیرین و توأم با رضایت شغلی و احساس رضایتمندی و خود شکوفایی از یک سو و رضایت مردم و پیشرفت امور و شکوفایی کار از دیگر سوی است، و در نتیجه موجب رضایت خالق و بارش رحمتها و برکتهای او. امیر مؤمنان علی علیه السلام در پایان عهد نامه مالک اشتر چنین یاد آوری کرده است:
و أنا أسأل الله بسعه رحمته، و عظیم قدرته علی اعطاء کل رغبه أن یوفقنی و ایاک لما فیه رضاه من الاقامه علی العذر الواضح الیه و الی خلقه، مع حسن الثناء فی العباد و جمیل الأثر فی البلاد، و تمام النعمه و تضعیف الکرامه.(29)
و من از خدا می خواهم با رحمتی فراگیر که او راست، و قدرت بزرگ او بر انجام هر گونه درخواست، من و تو را توفیق دهد در آنچه خشنودی او در آن بود؛ از داشتن عذری آشکار در پیشگاه او و آفریدگانش و واگذاردن نام نیکو میان بندگانش و آثار نیک در شهرها و تمامی نعمت و فراوانی کرامت.
امیر مؤمنان علی علیه السلام پس از بیان عهدنامه ای جامع در اداره امور، برای خود و مالک اشتر از خداوند خواستار توفیق می شود در آنچه خوشنودی خداوند در آن است و این خشنودی که مایه رحمت و برکت خداست به سبب خدمتگزاری به مردمان است به گونه ای که بتوان در برابر خداوند و آفریدگانش عذری آشکار در نیکو انجام دادن وظایف داشت و نیز باقی گذاشتن نام نیکو میان بندگان او و آثار نیک در شهرها؛ و این بهترین و والاترین جلوه اخلاق توحیدی است.
رشد و شکوفایی استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق، در عرصه کار و عمل بر پایه های اخلاق اداری است.
فقدان اخلاق اداری یعنی ظهور احساس ناخشنودی از خود، و احساس بطالت، و احساس سقوط و هلاکت که ظهور این احساس به صورت نمودهای زیر است.
ترشرویی
برآشفتگی
کم تحملی
بدرفتاری
بی حوصلگی
سست پیمانی
کارگریزی
بیماریهای روان تنی
حضور اخلاق اداری، کار کردن را از صورتی تکراری و خسته کننده و ملال آور بیرون می برد و به انسان احساس تعالی می بخشد و همین احساس تعالی در نفس کار کردن و مناسبات انسانی با دیگران بشدت تأثیر می گذارد؛ و با شکسته شدن اخلاق، همه حریمها می شکند و چون حریمها شکسته شود هر پلیدی می تواند در باطن و ظاهر، و در مناسبات و روابط ظهور کند. امیر مؤمنان علی علیه السلام در سفارشی نورانی فرموده است:
ثم ایاکم و تهزیع الأخلاق و تصریفها.(30)
مبادا اخلاق نیک را در هم شکنید و آن را دگرگون و به اخلاق بد مبدل سازید.

تأکید بر اخلاق اداری

خطرناکترین رویداد انسانی انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی است که در این صورت هیچ چیز به سلامت نخواهد ماند و انسانیت انسان فرو می ریزد؛ و این امر در امور اداری از جایگاهی خطیر و ویژه برخوردار است، زیرا وقتی انسان از محدوده فردی خارج می شود و در پیوند با دیگر انسانها قرار می گیرد و این پیوند صورتی اداری می یابد، اگر اخلاق نیک حاکم بر روابط انسانی نباشد، فاجعه چندین برابر می شود. به همین دلیل است که والاترین ملاک در هر سازمان اداری متخلق بودن به اخلاق انسانی است. امیر مؤمنان علی علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر او را بدین امر خطیر یادآور می کند و می فرماید:
ثم انظر فی أمور عمالک فاستعملهم اختبارا، و لا تولهم محاباه و أثره، فانهما جماع من شعب الجور و الخیانه، و توخ منهم أهل التجربه و الحیاء من أهل البیوتات الصالحه، و القدم فی الاسلام المتقدمه، فانهم أکرم أخلاقا، و أصح أعراضا، و أقل فی المطامع اشراقا، و أبلغ فی عواقب الامور نظرا.(31)
سپس در کار عاملان خود بیندیش، و پس از آزمودن به کارشان بگمار، و به میل خود و بی مشورت دیگران به کاری مخصوصشان مدار، که به هوای خود رفتن و به رای دیگران ننگریستن، ستمگری بود و خیانت؛ و عاملانی این چنین را در میان کسانی جو که تجربت دارند و حیا، از خاندانهای پارسا که در مسلمانی قدمی پیشتر دارند (و دلبستگی بیشتر،)؛ اخلاق آنان گرامی تر است و آبرویشان محفوظتر و طمعشان کمتر، و عاقبت نگری شان فزونتر.
امام علیه السلام به دقت در مجموعه ای از ویژگیها و خصوصیات در گزینش افراد سفارش می کند که حاصل این دقت، گزینش عاملانی است متخلق به اخلاقی نیک: انسانهایی گرامی تر و با آبروتر و با طمعی کمتر.
هم چنین امیر مؤمنان علی علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر به او چنین فرمان می دهد:
ثم انظر فی حال کتابک فول علی أمورک خیرهم؛ و اخصص رسائلک التی تدخل فیها مکائدک و أسرارک بأجمعهم لوجود صالح الاخلاق.(32) پس درباره کاتبان و دبیران خود بنگر، و بهترینشان را بر سر کار بیاور، و نامه هایی را که در آن تدبیرها و رازهایت نهان است، از جمع کاتبان و دبیران به کسی اختصاص ده که به اخلاق از دیگران شایسته تر است.
مشاهده می شود که امام علیه السلام بیش از هر چیز بر اخلاق اداری تأکید می کند و آن را ملاک و معیار معرفی می نماید.
در منظر امیر مؤمنان علی علیه السلام آنچه مایه برتری آدمیان و سبب والایی شأن ایشان است، کرامتهای اخلاقی است و این کرامتها در اداره امور نقشی اساسی دارد. روایت شده که آن حضرت فرمود:
علیکم بمکارم الاخلاق فانها رفعه.(33)
بر شما باد به مکارم اخلاق که آن سبب والایی است.
والایی مردمان و اعتبار آنان به مکارم اخلاق در ایشان است و کسانی که در جایگاه اداره امور قرار می گیرند، بیش از هر چیز به مکارم اخلاق و بزرگواریهای انسانی نیازمندند که روابط انسانها بدون کرامتهای اخلاقی، روابطی خشک و نادرست خواهد شد.
البته هر چه مراتب اشخاص در امور اداری بالاتر برود و حیطه مسئولیت آنان گسترده شود، اخلاق اداری و کمالات انسانی در آنان باید والاتر و برتر باشد، زیرا اخلاق و رفتار مسئولان و کارگزاران اصلی و مدیران ارشد بشدت بر دیگران تأثیر گذار است. امیر مؤمنان علی علیه السلام در سخنی بلند به جابر بن عبدالله انصاری این حقیقت را چنین بیان فرموده است:
یا جابر، قوام الدین و الدنیا بأربعه: عالم مستعمل علمه، و جاهل لا یستنکف أن یتعلم، و جواد لا یبخل بمعروفه، و فقیر لا یبیع آخرته بدنیاه؛ فاذا ضیع العالم علمه استنکف الجاهل أن یتعلم، و اذا بخل الغنی بمعروفه باع الفقیر آخرته بدنیاه.(34)
ای جابر! دین و دنیا به چهار چیز برپاست: دانایی که دانش خود را به کاربرد، و نادانی که از آموختن سر باز نزند، و بخشنده ای که در بخشش خود بخل نکند، و درویشی که آخرت خویش را به دنیای خود نفروشد. پس اگر دانشمند دانش خود را تباه سازد، نادان به آموختن نپردازد؛ و اگر توانگر در بخشش خویش بخل بورزد، درویش آخرتش را به دنیا دربازد.
کسانی که در مراتب و مسئولیتهای بالاتر قرار دارند، بیش از دیگران به پایبندی اصول اخلاقی نیازمندترند و با زیر پا گذاشتن اخلاق از جانب آنان، دین و دنیای مردمان به تباهی کشیده می شود؛ و البته پایبندی آنان به اخلاق زمینه ای مناسب برای دیگران در اتصاف به کمالات اخلاقی فراهم می سازد؛ به بیان پیشوای پایبندان به اصول اخلاقی، علی علیه السلام:
الملک کالنهر العظیم، تستمد منه الجداول؛ فان کان عذبا عذبت، و ان کان ملحا ملحت.(35)
زمامدار همچون رودخانه ای پهناوری است که رودهایی کوچک از آن جاری می شود؛ پس اگر آب آن رودخانه پهناور، گوارا باشد، آب درون رودهای کوچک گوارا خواهد بود، و اگر شور باشد، آب درون آنها نیز شور خواهد بود.
بر اساس چنین نگرشی، مسئولیت حراست حریمهای اخلاقی در امور اداری بیش از هر کس بر زمامداران و مدیران ارشد است؛ و امیر مؤمنان علی علیه السلام فرموده است:
من نصب نفسه للناس اماما فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره، ولیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه؛ و معلم نفسه و مؤدبها أحق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم.(36)
آن که خود را پیشوای مردم سازد، پیش از تعلیم دیگری باید به ادب کردن خویش بپردازد، و آنکه خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد، شایسته تر به تعظیم است از آن که دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد.
بنابراین در تحقق اخلاق اداری در هر مجموعه ای، بیش از هر کس باید بر اخلاق مدیران ارشد تأکید شود؛ و مدیران ارشد پیش از آنکه از دیگران انتظار رفتار و سلوک مبتنی بر اخلاق اداری داشته باشند، خود باید جلوه گر چنین امر باشند؛ و نیز پیش از آنکه با زبان و فرمان خواهان اخلاق اداری باشند، به کردار و رفتار خود چنین امر را سامان دهنده باشند.
امیر مؤمنان علی علیه السلام خود بیش از هر کس در اداره امور پایبند اخلاق بود. اخلاق اداری نزد امام علیه السلام از چنان جایگاهی برخوردار بود که آن حضرت در نخستین خطبه حکومتی خود، اساس اداره امور را بر آن معرفی نمود و فرمود:
ألا و ان الخطایا خیل شمس حمل علیها أهلها، و خلعت لجمها، فتقحمت بهم فی النار. ألا و ان التقوی مطایا ذلل، حمل علیها أهلها، و أعطوا أزمتها، فأوردتهم الجنه.(37)
آنچه می گویم بر عهده من است و من خود ضامن آن هستم. آن کس که حوادث عبرت آموز روزگار را به چشم ببیند و از آن پند پذیرد، پرهیزگاری اش او را از آلوده شدن به کارهای شبه ناک باز می دارد...بدانید که خطاکاریها همانند مرکبهای سرکش و چموشند که خطاکاران را بر آنها سوار کرده اند و آن مرکبهای لجام گسیخته به ناگاه می تازند و سواران خود را به آتش دوزخ سرنگون می کنند؛ و بدانید که پرهیزگاریها همانند مرکبهای رام و نجیبند که پرهیزگاران را بر آنها سوار کرده و زمامشان را به دست آنان داده اند و آن مرکبها سوارن خود را با آسودگی به سرمنزل بهشت می رسانند.
اداره امور بر اساس اخلاق موجب رشد و کمال انسان، و گردش درست امور، و پیشرفت کارها و رسیدن به سرمنزل مقصود است. امیر مؤمنان علیه السلام چنان بر حضور اخلاق اداری در صحنه اداره امور تأکید داشت که در نخستین خطبه حکومتی خود، صداقت و صراحت در کار را از جمله مهمترین مسائل اخلاقی در چنین عرصه ای مطرح نمود و فرمود:
و الله ما کتمت و شمه و لا کذبت کذبه.(38)
به خدا سوگند که به اندازه سر سوزنی حقیقتی را پنهان نداشته ام، و هیچ گونه دروغی به زبان نیاورده ام.
امیر مؤمنان علی علیه السلام آنچه را سفارش نموده، خود پیش از بیان آن، به ساحت عمل در آورد است، و آنچه را پرهیز داده، خود پیش از به زبان راندن، در عرصه عمل از آن دوری نموده است؛ و از این رو سخنان امام علی علیه السلام حقایقی به علم در آمده و راه و رسمی قابل پیروی است، چنانکه حضرتش فرموده است:
أیها الناس، انی و الله ما أحثکم علی طاعه الا و أسبقکم الیها، و لا أنها کم عن معصیه الا و أتناهی قبلکم عنها.(39)
مردم، به خدا سوگند شما را به هیچ طاعتی وادار نمی کنم مگر اینکه پیش از شما خودم به آن عمل می کنم، و شما را از معصیتی نهی نمی کنم مگر اینکه پیش از شما خود از آن کناره گیری می نمایم.