فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

کتابی شگفت

بدین ترتیب کتابی ظهور یافت که جلوه ای است از جلوه های وجود علی علیه السلام نسخه یگانه هستی و مظهر همه کمالات الهی. نهج البلاغه کتابی است که در آن والاترین اندیشه ها و معرفتها، و نیکوترین سیرتها و سلوکها جلوه یافته و انسانها را راه نموده و بر کسی پوشیده نیست که امیر مؤمنان علیه السلام پیشوای فصیحان و سرور بلیغ سخن گویان است و اینکه سخن او والاترین سخن پس از کلام خداوند و پیامبر اکرم است،(22) چنانکه درباره سخن آن حضرت گفته اند: نهج البلاغه پایین تر از سخن خداوند و بالاتر از گفتار همه مخلوقات است.(23)
علامه سبط ابن جوزی، در گذشته به سال 654 هجری، درباره کلام امیر مؤمنان علیه السلام و شگفتی آفرینی آن می نویسد:
علی علیه السلام به بیانی سخن گفته که سرشار از عصمت است. او با میزان حکمت سخن رانده، سخنی که خداوند بر آن مهابت و شکوه افکنده است. این کلمات به گوش هر کس رسد، او را به شگفتی و حیرت وا می دارد. خداوند در سخن گفتن بدو نعمتی ارزانی داشته که توانسته است حلاوت و ملاحت را یکجا گرد آورد، و سحر بیان و زیبایی فصاحت را با هم درآمیزد. نه می توان از آن کلمه ای اسقاط نمود، و نه با حجت و دلیلی با آن مسابقت داد. سخنگویان را به عجز و ناتوانی کشانده و گوی سبقت از همگان ربوده است. کلمات او الفاظی است که نورانیت نبوت بر آن تابیده و آنچه از وی صادر شده عقلها و فهمها را متحیر و شگفت زده ساخته است.(24)
نهج البلاغه از وجوه گوناگون کتابی شگفت است: الفاظ، جملات، بافت سخن، هندسه بیان، موسیقی کلام، قوت و استحکام، لطافت و سحر آن، معانی و معارف والا، تأثیرگذاری بر دلها و نفوذ در جانها، و محدود نبودن به یک زمینه به یک زمینه خاص. استاد شهید، مرتضی مطهری در این باره می نویسد:
از امتیازات برجسته سخنان امیرالمؤمنین که به نام نهج البلاغه امروز در دست ما است، این است که محدود به زمینه ای خاص نیست. علی علیه السلام به تعبیر خودش تنها در یک میدان اسب نتاخته است، در میدانهای گوناگون که احیانا بعضی با بعضی متضاد است تکاور بیان را به جولان درآورده است. نهج البلاغه شاهکار است، اما نه تنها در یک زمینه، مثلا: موعظه، یا حماسه، یا فرضا عشق و عزل، یا مدح و هجا و غیره، بلکه در زمینه های گوناگون.
اینکه سخن شاهکار باشد ولی در یک زمینه، البته زیاد نیست و انگشت شمار است، ولی به هر حال هست. اینکه در زمینه های گوناگون باشد ولی در حد معمولی نه شاهکار، فراوان است، ولی اینکه سخنی شاهکار باشد و در عین حال محدود به زمینه ای خاص نباشد، از مختصات نهج البلاغه است. بگذاریم از قرآن کریم که داستانی دیگر است؛ کدام شاهکار را می توان پیدا کرد که به اندازه نهج البلاغه متنوع باشد؟
سخن نماینده روح است. سخن هر کس به همان دنیایی تعلق دارد که روح گوینده اش به آنجا تعلق دارد. طبعا سخنی که به چندین دنیا تعلق دارد نشانه روحیه ای است که در انحصار یک دنیای به خصوص نیست. و چون روح علی علیه السلام محدود به دنیایی خاص نیست، در همه دنیاها و جهانها حضور دارد و به اصطلاح عرفا انسان کامل و کون جامع و جامع همه حضرات و دارنده همه مراتب است، سخنش نیز به دنیایی خاص محدود نیست از امتیازات سخن علی این است که به اصطلاح شایع عصر ما چند بعدی است، نه یک بعدی.
خاصیت همه جانبه بودن سخن علی و روح علی مطلبی نیست که تازه کشف شده باشد، مطلبی است که حداقل از هزار سال پیش اعجابها را برمی انگیخته است سید رضی که به هزار سال پیش تعلق دارد، متوجه این نکته و شیفته آن است، می گوید:
از عجایب علی علیه السلام که منحصر به خود اوست و احدی با او در این جهت شریک نیست، این است که وقتی انسان در آن گونه سخنانش که در زهد و موعظه و تنبه است تأمل می کند، و موقتا از یاد می برد که گوینده این سخن، خود، شخصیت اجتماعی عظیمی داشته و فرمانش همه جا نافذ و مالک الرقاب عصر خویش بوده است، شک نمی کند که این سخن از آن کسی است که جز زهد و کناره گیری چیزی را نمی شناسد و کاری جز عبادت و ذکر ندارد، گوشه خانه یا دامنه کوهی را برای انزوا اختیار کرده، جز صدای خود چیزی نمی شنود و جز شخص خود کسی را نمی بیند و از اجتماع و هیاهوی آن بی خبر است. کسی باور نمی کند که سخنانی که در زهد و تنبه و موعظه تا این حد موج دارد و اوج گرفته است، از آن کسی است که در میدان جنگ تا قلب لشکر فرو می رود، شمشیرش در اهتزاز است و آماده ربودن سر دشمن است، دلیران را به خاک می افکند و از دم تیغش خون می چکد، و در همین حال این شخص زاهدترین زهاد و عابدترین عباد است.(25)
سید رضی آن گاه می گوید: من این مطلب را فراوان با دوستان در میان می گذارم و اعجاب آنها را بدین وسیله برمی انگیزم.(26)
شیخ محمد عبده نیز تحت تأثیر همین جنبه نهج البلاغه قرار گرفته است، تغییر پرده ها در نهج البلاغه و سیر دادن خواننده به عوالم گوناگون بیش از هر چیز دیگر مورد توجه و اعجاب او قرار گرفته است، چنانکه خود او در مقدمه شرح نهج البلاغه اش اظهار می دارد.
از همه اینها گذشته نکته جالب دیگر این است که علی علیه السلام با اینکه همه درباره معنویات سخن رانده است، فصاحت را به اوج کمال رسانیده است. علی از می و معشوق و یا مفاخرت و امثال اینها که میدانهای باز برای سخن هستند، بحث نکرده است. بعلاوه او سخن را برای سخن و اظهار هنر سخنوری ایراد نکرده است. سخن برای او وسیله بوده نه هدف. او نمی خواسته است به این وسیله یک اثر هنری و یک شاهکار ادبی از خود باقی بگذارد. بالاتر اینکه سخنش کلیت دارد، محدود به زمان و مکان و افرادی معین نیست. مخاطب او انسان است و به همین جهت نه مرز می شناسد و نه زمان. همه اینها میدان را از نظر شخص سخنور محدود و خود او را مقید می سازد.
عمده جهت در اعجاز لفظی قرآن کریم این است که با اینکه یکسره موضوعات و مطالبش با موضوعات سخنان متداول عصر خود مغایر است و سرفصل ادبیات جدیدی است و با جهان و دنیایی دیگر سر و کار دارد، زیبایی و فصاحتش در حد اعجاز است. نهج البلاغه در این جهت نیز مانند سایر جهات متأثر از قرآن و در حقیقت فرزند قرآن است.(27)
نهج البلاغه چشمه ای است از خورشید حقیقت که رایحه وحی الهی و شمیم کلام نبوی از آن استشمام می شود. کتابی که دربرگیرنده حکمتهای متعالی، قوانین راستین سیاسی، مواعظ نورانی، سلوک الهی، نظام تربیتی، آیین حکومتداری، سنتهای تاریخی و عرفان حقیقی است.

روشهای مرور و مطالعه نهج البلاغه

به منظور مرور و مطالعه نهج البلاغه و سیر در معارف والای آن می توان به یکی از سه روش زیر یا ترکیبی از آنها عمل کرد:
1. روش ترتیبی
2. روش تجزیه ای
3. روش موضوعی

روش ترتیبی

هدف از این روش مرور و غوری است به ترتیب از ابتدای نهج البلاغه تا انتهای آن و بررسی ترتیبی خطبه ها و سخنان، نامه ها و مکتوبات، حکمتها و کلمات قصار آن حضرت، چنانکه شارحان بزرگ نهج البلاغه بدین روش نهج البلاغه را شرح کرده اند، چونان: ظهیرالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی معروف به فرید خراسان، در گذشته به سال 565 هجری، در معارج نهج البلاغه؛ قطب الدین ابوالحسن سعید بن هبة الله بن حسن راوندی معروف به قطب راوندی، در گذشته به سال 573 هجری، در منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه؛ ابوالحسن محمد بن حسین بیهقی نیشابوری معروف به قطب الدین کیذری، از عالمان بزرگ شیعه قرن ششم، در حدائق الحقائق فی شرح نهج البلاغه؛ علی بن ناصر سرخسی، از عالمان بزرگ قرن ششم، در أعلام نهج البلاغه؛ عزالدین عبدالحمید بن هبة الله ابن ابی الحدید معتزلی، در گذشته به سال 656 هجری، در شرح نهج البلاغه؛ کمال الدین میثم بن بحرانی، در گذشته به سال 679 هجری، در شرح نهج البلاغه؛ مولی فتح الله کاشانی به سال 988 هجری، در تنبیه الفافلین و تذکرة العارفین، میر حبیب الله بن محمد خویی، در گذشته به سال 1324 هجری، در منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه.
این شارحان بزرگ و گرانقدر هر یک با توجه به بینش و گرایش خود از منظری به نهج البلاغه نگریسته اند و هر یک به شرح و تفسیر وجوهی از این مجموعه پرداخته اند و با توجه به نوع دیدگاه خود برخی از جنبه ها را گسترده تر مطرح نموده اند.
سخنان امیر مؤمنان علی علیه السلام دارای وجوه گوناگون و جلوه ها و جاذبه های مختلف است و برای درک مفیدتر و همه جانبه آن بهتر است آن سخنان از زوایای مختلف و جهات گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گیرد، از جمله:
1. از جنبه لغت و ادب و بلاغت
2. از جنبه شأن صدور
3. از جنبه تاریخی
4. از جنبه اجتماعی و سیاسی
5. از جنبه حقوقی
6. از جنبه اعتقادی
7. از جنبه فلسفی و عرفانی
8. از جنبه تربیتی و تعلیمی
9. از جنبه روانشناسی فردی و اجتماعی
10. از جنبه اقتصادی و مالی
11. از جنبه حکومتی و مدیریتی
12. از جنبه فقهی
13. از جنبه تفسیری
14. از جنبه اخلاقی
و از جوانب دیگر که هر بخش از کلام امام علیه السلام دارای جنبه هایی از موارد ذکر شده و ذکر نشده است.