فهرست کتاب


ارباب امانت (اخلاق اداری در نهج البلاغه)

مصطفی دلشاد تهرانی‏

تبویب نهج البلاغه

سید رضی سخنان امیر مؤمنان علیه السلام را از میان کتابهای گوناگون استخراج کرده و با سبکی دلپذیر و مطلوب تنظیم نموده است. خود درباره نحوه باب بندی و تقسیم بندی مطالب آن چنین نوشته است:
دیدم سخنان آن حضرت بر گرد سه محور می گردد، نخست: خطبه ها و فرمانها، دوم: نامه ها و پیغامها، و سوم: کلمات حکمت آمیز و موعظه ها. پس یه توفیق الهی ابتدا خطبه های شگفت، و سپس نامه های زیبا و سرانجام حکمتها و کلمات جالب را انتخاب کردم، و هر یک را در باب مستقل قرار دادم... و هر گاه سخنی از آن حضرت در مورد بحث و مناظره یا پاسخ سؤال و یا منظوری دیگر بود که به آن دست یافتم ولی جزء هیچ یک از این سه بخش نبود، آن را در مناسبترین و نزدیکترین باب قرار دادم. چه بسا قسمتهایی نامتناسب در این برگزیده سخنان آمده باشد، زیرا کم در این کتاب نکته های شگفت و قطعه های درخشان را برگزیده ام و قصدم هماهنگی و نظم تاریخی پیوستگی میان سخنان نبوده است.(13)
بدین ترتیب سید رضی از سخنان امیر مؤمنان علیه السلام گزینشی زیبا و هنرمندانه صورت داد و با تبویبی جالب و مفید آنها را مرتب نمود.

کمیت نهج البلاغه

شریف رضی در این گزینش شگفت از کلام امیر بیان علی علیه السلام، تعداد 241 خطبه و کلام، 79 نامه و مکتوب و 489 حکمت و موعظه را برگزیده است،(14) و چنانکه خود اشاره کرده، آنچه در این مجموعه گرد آورده است، منتخب و گزیده ای از سخنان و مکتوبات امیر مؤمنان علیه السلام است، نه همه آنچه از آن حضرت در کتابها موجود است. وی در مقدمه نهج البلاغه چنین توضیح داده است:
ادعا نمی کنم که من به همه جوانب سخنان امام علیه السلام احاطه پیدا کرده، به طوری که هیچ یک از سخنان آن حضرت را از دست نداده باشم، بلکه بعید نمی دانم که آنچه نیافته ام بیش از آن باشد که یافته ام و آنچه در اختیارم قرار گرفته است کمتر از آن چیزی باشد که به دستم نیامده است.(15)
یعقوبی، مورخ برجسته، درگذشته به سال 284 هجری، اظهار کرده که مردم چهارصد خطبه از خطبه های آن حضرت را به خاطر سپرده اند و این خطبه ها در میان مردمان متداول است و از آنها در خطبه های خویش بهره می گیرند.(16)
همچنین مسعودی، مورخ نامدار، درگذشته به سال 346 هجری، نوشته است که آنچه مردمان از خطبه های آن حضرت به خاطر سپرده اند چهار صد و هشتاد و چند خطبه است که بالبدیهه ایراد می کرد و مردم آن را حفظ می کردند و می نوشتند و از هم می گرفتند.(17)
این تعداد خطبه ها که خطبه های مشهور و متداول بوده است، تقریبا دو برابر آن چیزی است که شریف رضی گزینش کرده است؛ و البته بی گمان خطبه ها و سخنان و نوشته ها و حکمتها و موعظه های امام علیه السلام بسیار بیش از اینها بوده است و با توجه به کتابهای مستدرکی که بعدها به ویژه در حال حاضر تألیف شده و آنچه شریف رضی گرد آورده و آنچه را گرد نیاورده است در آن مجموعه ها جمع کرده اند،(18)می توان حدس زد که شریف رضی تقریبا یک دوازدهم از مجموعه سخنان و نوشته ها و کلمات قصار امام علیه السلام را گرد آورده و در تألیف بی نظیر خود ارائه کرده است.

وجه تسمیه و وجه شاخص تألیف

شریف رضی تألیف گرانقدر خود را نهج البلاغه یعنی راه روشن بلاغت نام گذاشته و در وجه تسمیه آن چنین نوشته است:
پس از تمام شدن کتاب، چنین دیدم که نامش را نهج البلاغه بگذارم، زیرا این کتاب درهای بلاغت و سخنوری را به روی بیننده خود می گشاید و خواسته هایش را به او نزدیک می سازد. هم دانشمند و دانشجو را بدان نیاز است، و هم مطلوب سخنور و پارسا در آن هست.(19)
شریف رضی نامی را برای این کتاب جاودان برگزید که مناسبترین عنوان بود. شیخ محمد عبده در مقدمه ای که بر شرح خود بر نهج البلاغه آورده، در این باره چنین نوشته است:
این کتاب جلیل مجموعه ای است از سخنان سید و مولای ما امیر مؤمنان علی بن ابی طالب کرم الله وجهه که سید شریف رضی (ره) از سخنان متفرق آن حضرت گزینش و گردآوری کرده و نام آن را نهج البلاغه نهاده است؛ و من اسمی مناسبتر و شایسته تر از این اسم که دلالت بر معنای آن بکند، سراغ ندارم و بیشتر از آنچه این اسم بر آن دلالت دارد، نمی توانم آن را توصیف نمایم.(20)
عنوانی که شریف رضی برای تألیف خویش برگزید، بیانگر وجهی از کلمات امیر بیان علی علیه السلام بود که او را شیفته و فریفته خود ساخته بود و این وجه نهج البلاغه، وجهی است که به سبب فصاحت والا و بلاغت اعلای کلام، آن را تا عمق جان هر کس نفوذ می دهد و حکمتها و معرفتهای بی مانندش را ابلاغ می نماید. استاد شهید، مرتضی مطهری در این باره می نویسد:
سید رضی شیفته سخنان علی علیه السلام بوده است. او مردی ادیب و شاعر و سخن شناس بود... سید رضی به خاطر همین شیفتگی که به ادب عموما و به کلمات علی علیه السلام خصوصاً داشته است، بیشتر از زاویه فصاحت و بلاغت و ادب به سخنان مولی می نگریسته است و به همین جهت در انتخاب آنها این خصوصیت را در نظر گرفته است، یعنی آن قسمتها بیشتر نظرش را جلب می کرده است که از جنبه بلاغت برجستگی خاص داشته است؛ و از این رو نام مجموعه منتخب خویش را نهج البلاغه نهاده است.(21)