سنن النبی

نویسنده : علامه سید محمد حسین طباطبائی

مقدمه

هوالحق
بی تردید سیره و سنت نبوی یکی از منابع عمده و اصیل تشریع و قانونگذاری اسلام است و با در نظر داشتن مسئله عصمت، توجه به سیره و سنت رسول الله ،به مثابه تکیه گاه تشریع قوانین ،یک اصل غیر قابل تردید می باشد... . و البته سیره و سنتی از چنین جایگاهی برخوردار خواهد بود که مربوط به امر شخصی، زمان و مکان خاص و یا محیط و دوران ویژه ای نباشد.
روی همین اصل باید توجه داشت این که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) ، برای دوری از اشرافی گری و هماهنگ بودن با دیگر مردم جامعه، روی زمین می نشست و یا مثلاً به جای خنده فقط به تبسم اکتفا می نمود و نظائر این ها، هیچ کدام به معنای دستور العمل لازم الاجراء برای همیشه و همگان نیست و یا محتوای بعضی از روایات منقول در این راستا که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از ریحان و کاسنی استفاده می کرد و با ده سیر! آب غسل می نمود، نان جو می خورد و بر تشکی بافته شده از لیف خرما می خوابید و امثال این ها، به مفهوم آن نیست که همه مسلمانان باید در همه اعصار، فقط ریحان و کاسنی بخورند و از سبزیجات دیگر استفاده نکنند و یا با وجود آب کافی، فقط با ده سیر! آب غسل کنند و برای خود تشکی از لیف خرما تهیه نمایند.
پس اصولاً برای استفاده تشریعی از سنت های پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، باید ما به مرحله ای از قطع و یقین رسیده باشیم که این اقدام یا عملکرد، ناشی از دستور الهی برای پیامبر و سپس امت وی باشد!... اما اگر تصور کنیم که بعضی از این تصرفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) با توجه به این که وی نیز بشری بوده است مانند دیگران، ولکن یوحی الیه - شخصی و فردی بوده، نمی توان به این مفردات سیره پیامبر (صلی الله علیه وآله) صبغه تشریعی و لزوم پیروی داد.
... باز برای نمونه باید اشاره شود که لیسیدن انگشتان دست و یا بشقاب غذا و یا تطهیر با سه قطعه سنگ و امثال این ها، هرگز به عنوان دستور العمل برای زندگی همه انسان ها در همه قرون و اعصار نیست و بی تردید با توجه به مشکلات زمان و شرایط مکان و عدم وفور امکانات - آب و غذا و... - در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، در مواردی به این قبیل امور اقدام شده است، ولی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) هرگز نفرموده که در همه این امور مانند من عمل کنید!، همان طور که مثلاً در نماز و یا مناسک عبادی می فرماید صلوا کما رایتمونی أصلی و یا، خذوا مناسککم عنی پس در واقع این که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در موقع استراحت طاق باز می خوابید و یا به طرف چپ و راست؟ هرگز بعد تشریعی ندارد، بلکه روش زندگی خصوصی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) را نشان می دهد که البته اگر کسی به عنوان تبعیت، این قبیل امور را هم مراعات کند، بی تردید یک عمل استحبابی انجام داده است، ولی به طور قاطع باید گفت که این قبیل امور، بعد تشریعی و لزوم پیروی ندارد.
در مورد احادیث نقل شده در این کتاب، باید به طور کلی اشاره نمود که استاد علامه، مانند علامه مجلسی در حلیه المتقین اهتمام خاصی به غیر ضعیف یا مستند بودن آن ها نداشته، بلکه احادیثی را که از محتوای ارزشمندی درباره مسائل زندگی برخوردار بوده اند، نقل کرده است.
... با توجه به این نکته، نخست قرار شد در این کتاب روایاتی را که از لحاظ سند ضعیف هستند حذف کنیم، ولی بعضی از دوستان صلاح دیدند که اصالت متن کتاب استاد علامه محفوظ بماند و در مجموعه آثار ایشان، فقط متن تألیفی خود استاد، با ترجمه حضرت آقای فقهی، آورده شود و از نقل ملحقات خودداری گردد و البته بعید به نظر نمی رسد که اگر خود مرحوم علامه طباطبائی امروز این کتاب را تألیف می نمودند، یا بعضی از این احادیث را نقل نمی کردند و یا در حواشی آن ها، توضیحاتی هم اضافه می نمودند... همان کاری که درمورد بحارالانوار آغاز کردند، ولی متأسفانه به علت مخالفت متحجرین وقت، متوقف شد و ناتمام ماند! وجامعه ما وحوزه های علمیه، از آغاز تعلیقات ارزشمند و پربها، محروم ماندند.
... اشاره به یک نکته دیگر نیز در این مقدمه ضروری است و آن این که، چندی پیش بعضی از دوستان! ناآگاه و غیر متخصص، بخشی از مسائل مطرح شده در تعلیقات و یا ملحقات کتاب سنن النبی را ترجمه نموده و به عنوان سئوالات امتحانی در مراکز آموزش و پرورش مطرح ساختند که محتوای آن ها نه تنها زیبنده مقام نبوت نبود، بلکه موجب وهن هم بود و به همین دلیل مورد اعتراض شدید علمای عظام و اهل فرهنگ قرار گرفت... .
تشبیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) به خروس! در کثرت...؟! و یا آمیزش هر شب با همسران! و داشتن نیروی جسمانی هفت مرد! ولنگ بستن بعضی از همسران در موقع خواب! - که بی تردید از اسرائیلیات و جعلیات ابن ابی العو جاهای یهودی است - اگر اهانت به مقام قدسی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نیست، پس چیست؟... .
متأسفانه انتخاب کننده آن سئوالات، که بعضی از آن ها هرگز با ضرورت های زمانه انطباق نداشت، در مقابل اعتراض ها، مدعی شد که آن ها را از کتاب سنن النبی! استخراج و ترجمه کرده و این نشان می دهد که نامبرده در واقع به اصل و متن کتاب تألیفی استاد علامه و ملحقات و اضافات بعدی، توجهی نداشته است... .
در این رابطه، و برای رفع شبهه از اذهان عمومی، به درخواست اینجانب فرزند استاد علامه، جناب مهندس عبدالباقی، توضیحی را در جراید تهران و قم منتشر ساخت که برای آگاهی از کم و کیف امر، متن آن را در این مقدمه می آوریم:
بسمه تعالی

توضیح لازم درباره کتاب سنن النبی (صلی الله علیه وآله)

پس از انتشار پرسش نامه بی ارجی که مورد اعتراض به حق مراجع و علمای اسلام و مردم مسلمان قرار گرفت، طراح سئوال ها و مباشرین امر، متأسفانه آنها را مقتبس از کتاب سنن النبی تألیف والد ماجد، استاد علامه، آیه الله سید محمد حسین طباطبائی (قدس سره) قلمداد نمودند... .
بی تردید همگان از مقام والای والد محترم و ارزش آثار گران سنگ ایشان، در زمینه های علوم اسلامی، به ویژه: تفسیر، حدیث و فلسفه آگاه هستند و تنها تفسیر جاودانه المیزان می تواند مقام وموقعیت علمی استاد علامه را نشان دهد.
در مورد دیگر آثار ایشان، در این نامه توضیحی قصد بررسی نداریم، ولی اشاره کوتاه به چگونگی تألیف کتاب سنن النبی، توسط مرحوم والد، ضروری است... این کتاب که همگام اقامت معظم له در نجف اشرف و در سال 1350 هجری قمری (80 سال پیش) تألیف شده، در کل شامل 410 حدیث و روایت درباره سنت های پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) بوده است که در واقع برای مراقبت و مراعات و عملکرد خود استاد، به همگام تحصیل جمع آوری گردیده است، و ده ها سال بعد، در حوزه علمیه قم، توسط یکی از تلامذه محترم ایشان، با ملحقاتی - بالغ بر 500 حدیث اضافی - منتشر گشته که کتاب با اضافات، جمعاً شامل 910 روایت و حدیت شده است... .
این مجموعه متأسفانه بدون اجازه و اطلاع خاندان علامه بارها و توسط افراد مختلفی به عنوان اثر استاد علامه، ترجمه و ده ها بار چاب شده است که به علت افزایش روایات، در میان فصول اصل کتاب استاد و بدون مشخص شدن ملحقات و اضافات، با عنوان کلی: تألیف!استاد علامه، به بازار نشر عرضه شده است.
ما ضمن ابراز و اظهار تأسف از این روش، در تلفیق و یا افزودن مطالب دیگر و شرح و تفسیر و یا ترجمه بعضی از کتاب های استاد علامه، و مشخص نساختن اصل تألیف و اضافات و ملحقات اعلام می داریم:

اولاً: پرسش های موهن مطرح شده در پرسش نامه مورد اعتراض به حق علمای اعلام و مردم مسلمان ایران،

مطلقاً ربطی به اصل کتاب تألیفی خود استاد علامه ندارد.