فهرست کتاب


در کوی بی نشانها

مصطفی کرمی نژاد

نور افشانی برای آسمانها

استاد الهی و عارف ربانی،، مرحوم حاج شیخ جواد انصاری همدانی (قدس سره) می فرمود: یکی از مومنان، شبی که برای نماز شب بیدار شده بود مشاهده کرد که حدود پانصد خانه از خانه های همدان نور افشانی می کنند. به او الهام شده بود که در این خانه ها نماز شب خوانده می شود، در نقطه ای از زمین عمودی از نور دیده بود که تا آسمان کشیده شده است و او الهام شده بود که در آن مکان وجود مقدس حضرت مهدی (علیه السلام) هست که به نماز ایستاده است(43).

می شد زنت را نزنی

سید عباس... که در حال حاضر در قم ساکن هستند نقل می کردند که: در ایامی که در همدان بودم، یک روز با همسرم مشاجره لفظی پیدا کردم و من چون عصبانی شدم یک سیلی محکم به صورت او زدم، ولی بلافاصله پشیمان و ناراحت شدم، پیش خود گفتم برای اینکه دلم آرام بگیرد بروم در مدرسه علمیه آخوند، چون طرف عصر بود و طلبه ها دور هم جمع می شدنددر کنار آنها بنشینم تا از صفای آنها، دلم آرام بگیرد، در مسیر راه که می رفتم گذرم از کنار خانه آیت الله انصاری (قدس سره) افتاده، پیش خود گفتم: اول بهتر است نزد آیت الله انصاری (قدس سره) جهت عرض سلام بروم، وقتی اجازه خواستم و خدمت آقا رسیدم و سلام کردم آقا پس از جواب سلام بلافاصله فرمودند: سید عباس می شد که زنت را نزنی و دیگر نیاز نبود دنبال جایی بگردی که دلت آرام گیرد، سید عباس... گوید: وقتی آقا این حرف را فرمود من از خجالت خیس عرق شدم، و الان هم بعد از حدود چهل وقتی یاد آن مجلس می افتم از خجالت عرق می کنم.

سجده موجودات

جناب آقای صفوی قمی از مرحوم سید عبدالله فاطمی(44) نقل می کردند که: آقای فاطمی به من فرمود: یک روز ظهر وقتی از مسجد پیغمبر به همراه آیت الله انصاری (قدس سره) بیرون می آمدیم، من در ذهنم خطور کرد که دو سال است در خدمت آقا هستیم ولی هیچ کرامتی ندیده ایم به محض خطور این فکر، آقا به من رو کرد و فرمود: پس نظر کن پرده از جلوی چشمم برداشته شد و دیدم که تمام درختان و روئیدنیها ساجد به حضرت حق هستند و من از تماشای آنها لذت می بردم، مدتی گذشت آقا روبه من کرد و فرمود: حالا بستان شد به محض اینکه گفتم بله، حالتم عادی شد.