فهرست کتاب


در کوی بی نشانها

مصطفی کرمی نژاد

متخلق به اخلاق الله

حضرت آیت الله انصاری (قدس سره) که شاگرد مکتب اهل بیت عصمت (علیهم السلام) و متخلق به اخلاق آن بزرگاری بود. فردی بسیار مهربان و حلیم و مصداق کاملی از من یذکر کم الله رویته بود(30).
بسیار مهمان نواز بود و با چهره ای باز از مهمانان استقبال می کرد، تقریبا در تمام طول سال مهمان داشت و شخصا خود از آنان پذیرایی می کرد شاگردان او از نقاط دیگر به دیدنش می آمدند اقامت های یکماه، دو ماهه در منزل ایشان داشتند، شاگردان آقا نقل می کردند: به محض اینکه لباسمان کثیف می شد و از تن بیرون می آوردیم سریعا فرزندان آقا، آنها را به اندرون می بردند و آنها را می شستند، از شهرت و معروفیت و دنیا خواهی بسیار گریزان بود و می فرمود: آروز دارم بر سر کوهی روم که هیچکس مرا نشناسد و بارها تکرار می کردند که از زمانی که مشهور شدم به زحمت افتادم. آقای انصاری (قدس سره) بسیار رقیق القلب بود و از ابتلائاتی که دوستانش پیدا می کردند بسیار ناراحت می شد و در جهت رفع مشکلات بسیار همکاری می کرد. ایشان انسانی سلیم النفس، بی ریا، ساده زیست، بی آلایش و متواضع بودند. ایشان با همه مراتب بالای علمی هرگز ادعای بزرگی نداشت و روحیه مردمی بودن در ایشان زبانزد همگان بود.
در بین راه هرگاه فرصتی دست می داد با کسبه به گفتگو می نشست. یکی از روحانیون برجسته نقل می کنند که: یکی از مریدان آقای انصاری (قدس سره) چند راس گاو داشت روی آقای انصاری را دیدم که وی را در بردن گاوها به صحرا همراهی می کرد بدون اینکه این همراهی را کسرشان خود بداند.
ایشان مدتی در روستای دهلق در منزل مرحوم شیخ میرزا رضا صالحی (رحمه الله علیه) که از نیکان بود سکونت داشت در این مدت کم (حدود چهل روز) مردم روستا رفتارهایی از ایشان مشاهده کردند که سخت به اهل علم علاقمند گردیدند آری ایشان با عمل صالح خویش مردم را به دینداری فرا می خواند و به علمای دین خوشبین می نمود.
این مرد بزرگ متخلق به اخلاق الهی بود و با گفتار و کردار خویش بسیاری از تشنگان را به سرچشمه مقصود راهبری می کرد.
یکی از مداحان اهل بیت (علیهم السلام) گوید: روزی آقا انصاری مرا در خیابان دیدار مقداری پول به من داد و فرمود یک مجلس روضه بخوان اما قربه الی الله.
یکی از همدانیهای مقیم نجف روزی به ایشان عرض کرد: آقا چرا از مجالس کناره گیری می کنید شاید این کناره گیری شما موجب شود که در مورد شما حرفهایی بزنند، ایشان فرمود: مجالس آلوده است در این مجالس از علمای دین و بزرگان غیبت می شود و نهی از منکر هم نمی شنوند بنابراین هر چه می خواهند بگویند من در هر مجلس شرکت نمی کنم.
آیت الله انصاری همدانی (قدس سره) تقید شدیدی به شرع داشت به همین خاطر آیه الکرسی را با خط زیبای شاگرد خود آقای همایونی بر بالای دیوار اتاق خویش در گرداگرد اتاق نوشته بود وقتی از ایشان پرسیدند در جواب فرمود: در روایت است که هرگاه خانه ای بلندتر از هفت ذرع ساخته شود برای دور نمودن شیطان از آن، آیه الکرسی بر آن نوشته شود(31).

آوای ساعت

جناب آیت الله فهری زنجانی در کتاب پرواز ملکوت نقل می فرمایند: از عارف کامل و شیخ بزرگوار ما مرحوم حاج شیخ جواد انصاری همدانی شنیدم که می فرمود: یکی از دوستان به همدان آمد و در مدرسه آخوند در حجره ای سکنی کرد. زمستان بود و هوا سرد و او تهیدست و نیازمند، من به حکم وظیفه الهی و وجدانی که احساس کردم از دوستان وجهی جمع آوری نموده و یک دست لحاف و رختخواب برای او تهیه و بمدرسه بردم. نمی دانم به چه علتی او از قبول اثانیه ای که برای او تهیه شده بود امتناع ورزید. من بسی افسرده خاطر شدم که اثاث تهیه شده را چه بکنم؟ و او چرا این خدمت مرا قبول نکرد؟ این سئوال همچنان در ذهن من بود و کمتر از آن غفلت می کردم حتی شب که به خواب رفتم و سحرگاه بوسیله ساعتی که بر بالینم بود برای تهجد از خواب برخاستم به محض اینکه از خواب چشم گشودم همان خاطره به دلم راه یافت، شنیدم به طور واضح و آشکار، ساعتی که بر بالینم بود، چندین بار گفت: نکرده نکرده نکرده (بدان معنی که خاطر بدان مشغول مدار و بکار خود پرداز).

نطق آب و نطق خاک و نطق گل - هست محسوس حواس اهل دل
جمله ذرات عالم در نهان - با تو می گویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیر و باهشیم - با شما نامحرمان ما خامشیم
چون شما سوی جمادی می روید - محرم جان جمادان کی شوید
از جمادی در جهان جان روید - غلغل اجزای عالم بشنوید(32)...

سخاوت

حضرت آیت الله انصاری (قدس سره) از وجوهات شرعیه استفاده نمی کردند بلکه از درآمد باغی کوچک و چند عدد گوسفند و گاو که داشتند امرا معاش می نمودند و بارها می فرمودند: خدای تعالی هیچ وقت ما را مقروض نکردند. با اینکه ایشان از نظر مالی و مادی ثروتی نداشت لکن در مقام بذل و بخشش مضایقه ای نداشت، محضر مقدسش محل قضاء حوائج بود، افرادی که برای حوائج مادی و شفای بیماریها مراجعه می کردند حتی اگر خارج از اسلام بودند آنان را با آغوش باز می پذیرفت. حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید هاشم دستغیب می فرمود: به یاد دارم روزی یک نفر یهودی به خاطر بیماریش به ایشان مراجعه کرد و او ایشان را با محبت تمام پذیرفت و یک دستور داروئی به آن یهودی داد، چون از طب قدیم آگاهی داشت و چه بسا افرادی را، که با نفس مسیحائی خود مداوا می نمود. صبیه حضرت آیت الله انصاری (قدس سره) به نقل از همسرش نقل می کردند که یک شب زمستانی بسیار سرد در همدان پدرم سراسیمه در حالی که عبایش بر دوشش نبود وارد منزل شد، حالش چنان بود که در آن نمی شد علت را از او سوال کرد مستقیما به اتاق رفت و چند تا لحاف و تشک بر دوش انداخت و بیرون رفت، بعد از مدت زمانی برگشت و کاملا در صورت او آرامش و رضایت دیده می شد.