نکته های ناب:جلد سوم:گزیده بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع دانشجویان و دانشگاهیان (سال 1383 - 1368)

تدوین و تنظیم حسن قدوسی زاده‏‏

94. شرط ما برای رابطه با آمریکا، توبه این کشور است:

بین حرف ما و حرف آمریکایی ها، از زمین تا آسمان فاصله است؛ ما می گوییم شکل این ها را نمی خواهیم ببینیم، رابطه با این ها را تا آخر نمی خواهیم داشته باشیم، آن ها می گویند اگر می خواهید با ما رابطه داشته باشید، باید این کار را بکنید و آن کار را بکنید. اصلا چه نسبتی بین این دو حرف هست؟!
گویا دارند با کشوری صحبت می کنند که آن کشور، ده واسطه انداخته است که می خواهیم با شما رابطه داشته باشیم! شرط که می گذارند! چه شرطی آقا؟ ما برای رابطه با کشوری که آن همه فجایع، پشت سر او و در تاریخ او وجود دارد، شرط داریم؛ شرط ما توبه آن کشور است، شرط ما قطع آن همه فاجعه آفرینی برای دنیا است. حالا شما می آیید برای ما شرط می گذارید؟ رابطه را مشروط می کنند، اما مذاکره را غیر مشروط! درست توجه بکنید. بنده دلم می خواهد این جوان های ما، شما دانشجوها - چه دختر و چه پسر - و حتی دانش آموزهای مدارس، روی این ریزترین پدیده های سیاسی فکر کنید و تحلیل بدهید(99).

95. دموکراسی مورد ادعای کشورهای غربی، مطلقا وجود ندارد:

آن دمکراسی که امروز در اصطلاحات جهانی و دنیای غرب تعریف می شود و به آن افتخار می کنند، نه در آمریکا وجود دارد، نه در فرانسه و نه در انگلیس - حالا من آلمان را مثال نمی زنم که سابقه فاشیسم و نازی گری دارد - حتی در آمریکا و در فرانسه که خودش را مهد دمکراسی دنیا می داند، چنین دمکراسی که تعریف می کنند، مطلقا وجود ندارد. فاصله زیادی با آن دارد. منتها یکی از خصوصیات و اخلاقیات غربی ها این است که زشت ترین پدیده ها را خیلی اطو کشیده و بسته بندی شده و ادکلن زده و زیبا عرضه می کنند - مثل همه بسته بندی هایشان - طبیعت آن ها این است! با کسی هم که می خواهند دعوا بکنند، ماها دست به یقه می شویم و داد و فریاد می کشیم؛ ولی آن ها فریاد نمی کشند؛ در قلب طرف گلوله پرتاب می کنند؛ بدون این که خیلی هم عصبانی بشوند. با خونسردی آدم می کشند. این خصوصیت آن ها است(100).

96. برخورد دوگانه غرب با خشونت و تروریسم:

این حرف هایی که گاهی آدم می شنود که در دنیا ما را به خشونت طلبی متهم می کنند، ما الان باید چه کنیم، حرف هایی نیست که آدم های هوشمند و زیرک آن را بپذیرند یا بر زبان جاری کنند. برای از رو بردن یک ملت، بهترین راه این است که با انبوه تبلیغات متراکم او را از میدان خارج کنند، دائم ا او را متهم کنند و در موضع دفاع قرار دهند؛ این یک شیوه شناخته شده است. ما را به خشونت متهم می کنند؛ چه کسانی این کار را می کنند؟
یکی، دو سال پیش، یکی از روسای کشورهای اروپایی به این جا آمده بود. میدانید که در دیدارهای بین المللی سطوح بالا، خیلی از حرف ها، کلیات و نوعا تعارف آمیز و ایده پراکنی است. او راجع به صلح صحبت کرد که بله، ما طرفدار صلح هستم. من خارج از پرتکل های معمولی این گونه ملاقات ها، حالت طلبگی به خودم گرفتم و گفتم شما اروپائی ها جنگ را به راه اندازید. خودتان هم دم از صلح می زنید! بزرگترین جنگ های تاریخ بشر را شما اروپائی ها به راه انداختید و آن همه آدم کشته شدند. ما که این طرف دنیا بودیم، باد جنگ شما این همه به ما خسارت وارد کرد؛ حالا هم آمده اید و دم از صلح می زنید!
خودگویی و خودخندی، خود مرد هنرمندی. گفتم ما مشکلی به نام جنگ نداریم. هیچکدام از کشورهای اسلامی، طالب جنگ نیستند. شما از جنگ حرف می زنید، خودتان هم می آئید شعار صلح می دهید!
آن ها این همه سلاح تولید می کنند و به همه دنیا می دهند. بنابراین حقیقت قضیه این است که خود آن ها بیشترین خشونت را مرتکب می شوند. از تروریسم صحبت می کنند؛ ولی مرادشان این است که چرا جمهوری اسلامی از مبارزان فلسطینی ای که از وطن خودشان دفاع کنند، حمایت می کند. از نظر رسانه های جهانی، حمایت از تروریسم، یعنی حمایت از مبارزان فلسطینی!
خراب کردن خانه فلسطینی روی سرش توسط تانک اسرائیلی و کشتن بچه چند ماهه، تروریسم نیست، اما وقتی نظامی خشن جنایتکاری در حادثه کشته می شود، در مطبوعات خودشان عکس زنش را جدا، عکس بچه اش را جدا، در حال گریه کردن و شیون زدن و عکس خاکسپاری اش را جدا منتشر می کنند؛ برای این که نشان دهند این طرف دارد خشونت می ورزد! این ها کارهای تبلیغاتی ای است که دارند می کنند(101).