نکته های ناب:جلد سوم:گزیده بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع دانشجویان و دانشگاهیان (سال 1383 - 1368)

نویسنده : تدوین و تنظیم:حسن قدوسی زاده

59. حمله به سفارت آمریکا در روز سیزده آبان، سردمداران مستکبر آمریکا را برای همیشه تحقیر کرد:

(در روز سیزده آبان، روز ملی مبارزه با استکبار) جوانان ما و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - مان اسمی که خودشان آن را انتخاب کرده بودند و گویا بود و جهت را روشن می کرد - به سفارت امریکا حمله کردند و آن حادثه عجیب تاریخی اتفاق افتاد. مسئله، مسئله سفارت و اعضای آن و این قبیل مسائل نبود؛ مسئله این بود که امپراتوری عظیم زر و زور و تزویر با این عرض و طول در دنیای معاصر که تمام ملت ها و رهبرانشان را در مواجهه با قدرت استکباری خود تحقیر می کند و دولت های برخاسته از ملت ها را به چیزی نمی انگارد و هر وقت اراده کند، آن ها را بر می دارد و یا به تهاجم می کند، کجا تحقیر بشود و به دنیا نشان داده شود که زور زورگویان، یک چیز مطلق نیست و اراده مستکبران، امر غالب بر فطرت جهان نیست.
آن ها خواستند این باور غلط در ذهن مردم واقع بشود؛ در حالی که این باور واقعیت ندارد. امریکایی ها، در آن حادثه تحقیر شدند که هنوز هم غبار ملالتش از چهره سردمداران مستکبر امریکا زدوده نشده است و در آینده هم زدوده نخواهد شد(63).

60. تامل و ژرف اندیشی در سه حادثه ای که روز 13 آبان رخ داده، سیر حرکت استکبار را در کشور ما آشکار می کند:

سه حادثه مهم در مثل سیزده آبان اتفاق افتاده است، هر سه و مجموع آن ها با هم در خود تامل و تعمق و ژرف بینی است. اگر دقت کنید هر کدام از این سه حادثه، یک چهره از استکبار را نشان می دهد؛ یک چهره از مردمی را که در مقابل استکباراند نشان می دهند. ترکیب این چهره ها، یک حقیقت سیاسی مهم را روشن می کند.
حادثه اول، حادثه تبعید امام در سال 1343 است. قضیه این گونه بود که امریکایی ها قانون کاپیتولاسیون را در ایران به کرسی نشاندند. معنای کاپیتولاسیون این است که امریکایی ها یا افراد وابسته به هر قدرت بیگانه مسلطی در هر کشور دیگر، اگر جنایتی کردند، دستگاه قضایی آن کشور حق ندارد جنایت آن ها را رسیدگی کند و محاکمه نماید و حکم صادر کند!
آن روز بیش از دویست هزار نفر امریکایی در مشاغل مختلف در ایران حضور داشتند. معنای این قانون که در مجلس وابسته فاسد آن روز به دستور دربار وابسته فاسد تصویب شده بود این بو که اگر از این دویست هزار، یا سیصد هزار نفر امریکایی ساکن ایران، که حقوق های کلانی می گرفتند و در همه امور کشو دخالت می کردند، یک نفر آن ها جنایتی مرتکب شد قتلی کرد، دزدی یی کرد، هر کاری کرد دادگستری و دستگاه قضایی ایران حق ندارد به آن ها بگوید بالای چشمتان ابرو است؛ بایستی قضاوت درباره آن زیر نظر امریکایی ها انجام بشود! این، یکی از قوانین ذلت بار برای همه ملت هایی بود که به آن تن دادند؛ اما امام تسلیم نشدند و مقاومت کردند. فریاد امام در قم، در میان طلاب علوم دینی بلند شد و این قانون را تقبیح کردند؛ رژیم وابسته هم عکس العمل نشان داد؛ امام را گرفت و به ترکیه تبعید کرد.
این مربوط به چه شرایطی است؟ این مربوط به آن شرایطی است که دولت آمریکا با دولت ایران کمال دوستی و همبستگی را دارد؛ با هم منافع مشترک دارند و آمریکا در ایران حضور قدرت آمریکا در کشور ما، یکی از نشانه ها و ثمراتش همین قضیه است.
قضیه دوم، قضیه سیزدهم آبان سال 57 است. دوران شور و اعتلای مبارزات ضد رژیم و ضد آمریکایی در ایران است؛ این باز یک چهره دیگر را نشان می دهد. در چنین روزی، دستگاه های وابسته به رژیم - که همه یا بسیاری از آن ها تربیت شده و دستور گرفته از آمریکایی ها بودند - حتی به دانش آموزان ترحم نکردند.
در این حادثه، ده ها دانش آموز کشته شدند. البته همیشه می کشتند، همیشه بر روی مردم فشار می آوردند؛ اما این طور یکجا در شهر تهران این تعداد دانش آموز به خاک و خون کشیده بشوند، این هم یک چهره دیگر استکبار است. این مربوط به کجاست؟ این مربوط به آن جایی است که مبارزات ملت با آن استکبار زیاده طلب و فزونی خواه بالا می گیرد؛ در چنین شرایطی، استکبار دیگر به هیچ چیز رحم نمی کند، علی رغم همه شعارهای انسان دوستی و مردم دوستی و طرفداری از جوانان، حتی با دانش آموز هم که سرو کار می افتد، ده ها دانش آموز را به قتل می رساند!
قضیه سوم، چهره دیگری است؛ مربوط به آن وقتی است که همین ملت - که سال های متمادی آن ظلم ها و آن تحقیرها و آن دخالت ها و آن غارتگری ها را تحمل کرده است - حالا به پیروزی رسیده است. در دوران پیروزی این ملت، آمریکا به زاویه رانده شده است؛ اما این جا هم دسگاه جاسوسی آمریکا از تلاش باز نمی ماند و حرکاتی انجام می دهد که مردم و امام را دچار سوءظن شدید نسبت به سفارت آمریکا می کنند و جوانانی از میان دانشجویان، در چنین روزی، از راهپیمایی روز سیزدهم آبان استفاده می کنند و سفارت آمریکا را تسخیر می کنند.
جوانان دانشجو به آنجا رفتند و اسناد و مدارک را جمع آوری کردند و ده ها جلد کتاب - در حدود هفتاد جلد یا شاید هم بیشتر - منتشر کردند که این کتاب ها نشان دهنده ارتباط سفارت آمریکا با عناصر وابسته خودشان در داخل کشور ما - بعضی مربوط به قبل از انقلاب، بعضی هم مربوط به بعد از انقلاب - بود. بعضی از آن ها حتی در دولت موقت آن روز انقلاب هم منصب و مقام داشتند؛ یعنی آمریکایی ها دست بر نداشته بودند!
بنابراین، سه چهره از استکبار در روز سیزدهم آبانماه دیده می شود: یکی در دوران اوج اقتدار امریکا در ایران که کاپیتولاسیون را به وجود می آورد و مقاومت امام را، که مظهر مقاومت ملت ایران بود، و پاسخ دادند - به همراه دارد. قضیه دوم در هنگامی است که اوج مبارزات همین ملت با استکبار است - که نشان دهنده خوی درندگی استکبار است - که حتی دانش آموز و نوجوان را به خاک و خون می کشد.
قضیه سوم هم مربوط به وقتی است که این ملت بعد از سال ها اسارت توانسته است روی پاید خود بایستد؛ انقلابش پیروز شده است؛ دولت تشکیل داده است؛ اما آن ها جاسوسی می کنند! این جا ملت مقتدرانه وارد میدان می شود و ماجرای سفارت آمریکا اتفاق می افتد؛ این ها سه رمز و سه نماد بودند. اگر این سه قضیه را بر روی هم جمع کنید، به طور کلی چهره استکبار، چهره مردم مظلوم، سرنوشت استکبار و سیر حرکت استکباری در کشور ما شناسایی می شود(64).

61. برای ملت ایران، هر روز، روز مبارزه با استکبار است:

روز سیزده آبان، روز مبارزه با استکبار معین شده است؛ اما عزیزان من! شما بدانید که برای ملت ایران، هر روز، روز مبارزه با استکبار، و همه جا سنگر مبارزه با استکبار است. کلاس درس هم سنگر است، کارگاه هم سنگر است، مزرعه هم سنگر است. کار دولتی و علمی و تحقیقی هم سنگر است. هر کسی هر کاری برای پیشرفت این کشور می کند، یک حرکت اساسی برای استقلال این کشور می کند، مشتی بر دهان امریکا و همه زورگویان عالم است(65).