نکته های ناب:جلد سوم:گزیده بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع دانشجویان و دانشگاهیان (سال 1383 - 1368)

تدوین و تنظیم حسن قدوسی زاده‏‏

54. دشمنی (استکبار) سعی می کند خود را دوست جلوه دهد و شعارهای ملت ها را عوض کند:

شناختن دشمن از همه مهم تر است. دشمن سعی می کند خود را دوست جلوه بدهد و شعارهای ملت ها را عوض کند؛ کما این که شعار ضدیت با صهیونیسم را در میان بعضی از دولتمردان عرب، تبدیل به یک شعار انحرافی کردند! یکی از کارهایشان تبدیل کردن شعارها است. ملت و دولتی تسلیم می شود که دشمن را درست نشناسد، یا دچار فساد و بدبختی باشد؛ اما اگر دشمن شناسی بود که من این توصیه را به جوانان دارم آن وقت شعارها، شعارهای روشن و آگاهانه ای خواهد بود و آنچه که دشمن می خواهد، به فضل پروردگار آن را در میان ملت ایران به دست نمی آورد(58).

55. تئوری سازی، یکی از راه های مهم به زنجیر کشیدن ملت ها:

برای به زنجیر کشیدن یک ملت، هیچ چیزی ممکن تر و سهل تر از این نیست که قدرتمندان عالم بتوانند باورهای آن ملت و آن کشور را بر طبق نیازهای خودشان شکل بدهند. هر باوری که یک ملت را به اتکای به خود، اعتماد به نفس، حرکت به جلو و تلاش برای استقلال و آزادی وادار کند، دشمن خونی آن، کسانی هستند که می خواهند با قدرت متمرکز همه دنیا را در اختیار بگیرند و به نفع خودشان همه بشریت را استثمار کنند؛ لذا با آن فکر مبارزه می کنند. در نقطه مقابلش، سعی می کنند با راه ها و شیوه های مختلف، افکار و باورها و جهتگیری هایی را در میان آن ملت ترویج کنند که به گونه ای بیندیشد که آن ها می خواهند؛ وقتی آن طور اندیشید، آن گونه هم عمل و حرکت خواهد کرد؛ این یک ابزار خیلی رایج است؛ تئوری سازی استعماری.
این کار از اول انقلاب در ایران کرده اند و الان هم دارند می کنند؛ در جاهای دیگر دنیا هم انجام داده اند؛ مخصوص این دوران هم نیست... (این ها) برای این که بتوانند این کارهای خلاف عقل و خلاف شرع و خلاف همه قوانین بشری را به گونه ای توجیه کنند؛ برایش تئوری های به اصطلاح روشنفکری و روشنفکر پسند درست می کردند؛ خود نام استعمار یکی از همین تئوری هاست؛ یعنی برای آبادی این مناطق می رویم! عینا همین مطلب امروز در دنیا وجود دارد: کسانی که می خواهند بر روی زندگی و منابع انسانی ملت ها کار کنند و از آن بهره برداری نمایند، یکی از کارهاشان تئوری سازی برای ملت هاست. من می خواهم محیط دانشگاه و جوان دانشجوی خودمان را توجه بدهم که مواظب تئوری های وارداتی غربی که هیچ هدفی جز حفظ آن روابط تحکم آمیز غرب با کشورهایی از قبیل کشور ما را ندارد، باشند(59).

56. تسلیم شدن در مقابل آمریکا به معنای مسلط کردن دشمن بر سرنوشت ملت است:

تسلیم در مقابل دشمن، به هیچ وجه کار ساز نیست. نشانه های تسلیم و انقیاد و مرعوب شدن، دشمن را نیرومند می کند؛ به او روحیه می دهد و به او کمک می کند تا بتواند راه خود را در تجاوز ادامه بدهد؛ بنابراین به هیچ وجه نباید تسلیم شد.
می شنوید بعضی کسان صحبت می کنند که فرصت ها را از دست ندهیم. من نمی دانم مقصود آن ها از فرصت چیست. فرصتی که در این موقعیت زمانی به هدر می رود، چه فرصتی است. فرصت تسلیم شدن در مقابل امریکاست؟ این فرصت است؟! برای ملت ما این فرصت است که در مقابل دشمنی که با صدای کلفت و با لحن قلدر مآبانه می خواهد سلطه خود را بر او تحمیل کند، تسلیم شود و از مقابل او عقب بنشیند؟! این فرصت است که کسی آن را از دست ندهد؟
یک وقت انسان خودش هست و خودش، و مسئولیت خود را به عهده دارد؛ با ایستادگی می کند و یا تسلیم می شود. اگر تسلیم شد، بدبختی و رو سیاهی اش مال خودش خواهد بود و به جای دیگری ضرر نمی رساند؛ اما وقتی انسان مسئول یک بخش است - حتی در بخش هایی که از اهمیت زیادی هم برخوردار نیستند، اما کار، اقدام و حرکت فرد می تواند تاثیر داشته باشد - تسلیم شدن به معنای تسلیم کردن کشور و ملت است؛ به معنای مسلط کردن دشمن بر سرنوشت یک ملت است؛ مگر کسی حق این کار را دارد(60)؟