نکته های ناب:جلد سوم:گزیده بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع دانشجویان و دانشگاهیان (سال 1383 - 1368)

تدوین و تنظیم حسن قدوسی زاده‏‏

47. دشمنی و مقابله ما با آمریکا همیشگی است:

از اوایل پیروزی انقلاب، برای جمعی که از صحنه های اصلی انقلاب جدا بودند و روح حقیقی انقلاب را درک نکرده بودند، عادت شده است که تکرار کنند و بگویند و بنویسند که اگر ما از اول انقلاب با امریکا مواجهه نمی کردیم در طول این چند سال، این همه خطر و زحمت از طرف امریکا برای انقلاب و ملت ما پیش نمی آمد ممکن است پشت سر این گویندگان، دست های تبلیغاتچی های خود امریکایی ها و غربی ها قرار داشته باشند، من به این قسمت و به این بعد قضیه کاری ندارم. اصلا خود حرف، حرفی غلط و ساده لوحانه است البته اگر مغرضانه نباشد.
مسئله این نیست که ملت ایران آیا حق داشت به امریکا تعرض بکند یا نه؟ و اگر حق داشت یا حق نداشت، آیا مقتضای عقل و حکمت این بود که به امریکا تعرض بکند یا نه؟ اصلا قضیه این نیست؛ بلکه مسئله این است که انقلابی با جوهر فکری اسلام، ممکن نیست از تعرض امریکا و امثال آن، خود را بر کنار بداند.
استکبار جهانی، بر تخت فرعونی امپراتوری زر و زورش که ننشسته تا صرفا تماشا کند و بی تفاوت بماند و مشاهده کند که در میان ملت ها، فکرها و اندیشه هایی رشد می کند که پایه این اندیشه ها، واژگون کردن تخت استکباری است.
معلوم است که بی تفاوت نمی ماند. معلوم است که با دستگاه های اطلاعاتی و ایدئولوگ های مخصوص خود، کاملا تشخیص می دهد که کجا و کدام فکر و کدام ملت و کدام شخص، برای او تهدید محسوب می شود و سعی می کند با تمام قوا، این تهدید را از خودش رفع کند و در این خصوص، حتی شخصیت ها را ترور کند و قبل از آن که نهضت ملت ها به ثمر برسد، آن ها را زیر فشارهای وحشیانه قرار دهد.
آیا فکر می کنید آن جایی که استکبار احساس خطر می کند، نسبت به انقلابی که علی رغم میل او، رشد کرده و پیروز شده و دولت و ملتی تشکیل داده و شعاری در دنیا مطرح کرده و همه ارکانش تهدیدی نسبت به عرش قدرت استکبار است، آرام و نجیب و بی تفاوت خواهد بود و در گوشه ای خواهد نشست؟!
استکبار، با همه وجود به مقابله با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی کمر بست. اگر انقلاب اسلامی به فرض محال متعرض امریکا هم نمی شد، آن قدر فشار و حیله و خدعه از طرف استکبار و امریکا، علیه این انقلاب و نظام انجام می گرفت، تا یا منحرفش کنند و یا به کلی نابودش نمایند. این، روش امریکا و استکبار در مقابل انقلاب اسلامی است و انقلاب اسلامی با جوهر و طبیعت و ماهیت اسلامی خود، چنین خصومت و دشمنی ای را از طرف استکبار اقتضا دارد.
نکته دومی که جوان ها باید به آن توجه کنند، این است که ما چرا با فلان دولت یا فلان رژیم مخالفیم؟ آیا این درست است که کسی تصور کند موضعگیری ما در مقابل قدرت های استکبار عالم، یک موضعگیری موسمی با مصلحتی یا تاکتیکی است، یا نه؟! البته که این تصور غلطی است. معنا و مفهوم استکبار، یک مفهوم قرآنی است و چیزی نیست که بی خود و بی دلیل، در فرهنگ انقلاب ما به وجود آمده باشد. مفهوم استکبار، مقابله با استکبار را از سوی مسلمین و مومنین و نظام و انقلاب اسلامی اقتضا می کند؛ آن هم نه به صورت مصلحتی و موسمی و تاکتیکی؛ بلکه به صورت همیشگی این مقابله وجود دارد. ذات انقلاب این است و تا انقلاب هست، چنین چیزی هم خواهد بود.
اصلا مفهوم استکبار در قرآن همین است که عنصری یا شخصی یا جمعی یا جناحی، خود را بالاتر از حق به حساب آورد و زیر بار حق نرود و خود و قدرتش را ملاک حق قرار بدهد! اولین مستکبر در تاریخی که قرآن برای ما ترسیم می کند، ابلیس است: ابی و استکبر. او، اولین مستکبر است.
ممکن نیست فرض کنیم که یک مسلمان یا مومن یا موحد، حتی یک روز یا یک لحظه، از دشمنی با ابلیس و شیطان منصرف بشود. اصلا خط اسلام، یعنی خط ضد ابلیس و شیطان. در طول دعوت انبیاء، مستکبران کسانی بودند که دعوت الهی و توحید را قبول نکردند و با آن به مقابله برخاستند و زور گفتند: قال الملا الذین استکبروا من قومه لنخرجنک یا شعیب(50). وقتی پیامبر سخن حق می گوید و مردم را به حق دعوت می کند، مستکبران می گویند: اگر زیاد حرف بزنی، تو را اخراج می کنیم!
این لحن زورگویانه، در مقابل داعی به حق است. این، معنا و تصویری روشن از استکبار است که در دنیای امروز، همان نظام سلطه می باشد و در محیط سیاسی دنیا، همان روح ابر قدرتی و هر آن چیزی است که به سمت ابر قدرتی کشش داشته باشد و تمایل پیدا بکند(51).

48. مبارزه همیشگی با آمریکا، جزو اعتقاد ما است:

در ایران، هر کسی که به انقلاب اسلامی و به اسلام و به پایه های اسلامی این انقلاب اعتقاد دارد، لاجرم به مبارزه همیشگی با پرچمداران قدرت استکباری دنیا که امروز در راس آن ها امریکاست نیز اعتقاد دارد(52).

49. مبارزه با استکبار، جزو ذات این انقلاب است:

مبارزه با استکبار که امروز هم مظهر استکبار، دولت رژیم امریکا است جزو ذات این انقلاب و جزو کارها و خواسته های اصلی و اساسی این ملت است. اگر این ملت مبارزه با استکبار را رها کند، معنایش این است که به دخالت بیگانه، به ذلت پذیری و به وضعیت بسیار تهدیدآمیز قبل از انقلاب تن بدهد. همه آحاد ملت، این احساس و این درک را از مسئله مبارزه با استکبار دارند(53).