نکته های ناب:جلد سوم:گزیده بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع دانشجویان و دانشگاهیان (سال 1383 - 1368)

نویسنده : تدوین و تنظیم:حسن قدوسی زاده

43. پلورالیزم فرهنگی یکی دیگر از مکاید استکبار برای تسلط بر ملت ها:

مسئله ای که برای نظام به اصطلاح لیبرال دمکراسی - که نه لیبرال است، نه دمکراسی؛ یعنی نظام استکبار و استثمار جهانی - و کمپانی های صهیونیستی و همپیمانان و همراهانشان مطرح است، هیچ چیز نیست جز این که بتوانند از مراکز قدرت خودشان، کاملا انحصار طلبانه و تمامت خواهانه، کنترل همه مراکز اساسی منافع جهانی را در اختیار داشته باشند... .
در زمینه مسائل مربوط به خودشان، در زمینه فرهنگ غربی، در زمینه فرهنگ هایی که زمینه ساز استعمار بوده، اجازه کوچک ترین خدشه و مناقشه ای در سطح بین المللی به هیچ کس نمی دهند؛ اما از شما می خواهند که در فرهنگ و باورها و عواطف و اصول خودتان معتقد به تکثر و چند قرائتی باشید؛ اجازه بدهید در ایمان و فکر و فرهنگ و پایه های مستحکم اصولی شما هر کس طبق برداشت خودش حرف بزند و اظهار نظر کند؛ اما نسبت به خودشان چنین چیزی را اجازه نمی دهند! هیچ کس در سطح دنیا اجازه ندارد نسبت به منافع امریکا نگاه چند قرائتی داشته باشد... .
یعنی برای خودشان پایه های اصولی فرهنگی و فکری را تعریف می کنند؛ به هیچ کس هم در دنیا اجازه نمی دهند که در این پایه ها مناقشه و خدشه ای بکند و حرف مخالفی بزند؛ اما پایه های فکری شما و اصول و مبانی و ارزش ها و دلبستگی های مستحکم و اثبات شده فکری اسلامی را مورد مناقشه قرار می دهند و اگر بگویید چرا، اعتراض می کنند؛ چند قرائتی است؛ این یک قرائت است، آن هم یک قرائت است؛ لذا به پلورالیزم فرهنگی معتقد می شوند! اگر بگویید چرا، شما را به دگم بودن و تحجرگرایی متهم می کنند که چرا شما با پلورالیزم فرهنگی مخالفند؛ در حالی که خودشان در زمینه تعریف منافع و مفاهیمی که این که منافع بر آن مبتنی است، به هیچ وجه معتقد به پلورالیزم نیستند و آن را قبول نمی کنند! این هاست؟بایستی جوان مسلمان و جوان دانشجو، از سر آگاهی نسبت به این اهداف و مطامع فکر کند، تصمیم بگیرد، حرف بزند و اقدام بکند.
عده ای به عنوان حرف نو، همان حرف ها را به فارسی بر می گردانند و درباره اش حرف می زنند و مقاله می نویسند و همه ارزش های یک انقلاب و پایه های مستحکم فکری یک ملت را مورد خدشه و مناقشه قرار می دهند؛ در حالی که این ها حرف نو نیست؛ این ها حرف های شناخته شده است؛ منشا این حرف ها و انگیزه گویندگانشان هم معلوم است. آن کسانی که این فکر و فرهنگ را تولید کرده اند، برای همین مقصود بوده است که بر ملت ها و کشورها و فرهنگ های دیگران مسلط بشوند؛ آیا این درست است که ما بیاییم حرف آن ها را ترجمه و تکرار کنیم(46)؟!

44. هدف استکبار غارت منابع کشورها است:

یک ملت، با ارتباط با دولتی که اهداف استکباری دارد، هیچ خیر و هیچ سودی نمی برد. الان ببینید؛ کشورهایی که با امریکا ارتباط دارند کشورهای گوناگونی که در آسیا و آفریقا و سایر جاها هستند بسته به قدرت خودشان؛ اگر قدرت علمی بالایی داشتند، اگر در آن ها قدرت پیشرفت دانش و تکنولوژی و استقلال وجود داشته باشد، به همان اندازه می توانند مقاومت کنند. اگر در درون خودشان نتوانسته باشند یک بنای شامخ به وجود بیاورند، آن قدرت استکباری امریکا نه فقط به آن ها سودی نمی رساند، بلکه از آن ها بهره می برد؛ به آن ها ضربه هم می زند؛ آن ها را به بازار فروش محصولات خود چه محصولات نظامی، و چه محصولات بی ارزش دیگر بدل می کند؛ منابع آن ها را غارت می کند و در همه امور آن ها هم دخالت می کند؛ این، هدف استکبار است(47).

45. دیکتاتوری بین المللی آمریکا، فقط به فکر منافع کارتل ها و سرمایه داران است:

استکبار، یعنی حالت فرعونیت، یعنی دیکتاتوری در سطح بین المللی. ملت ها با دیکتاتوری در کشورهای خودشان مبارزه می کنند؛ چه در این مبارزه فایق بشوند، چه نشوند؛ اما سر خود را که بالا می کنند، می بینند که یک دیکتاتور بین المللی آن جا ایستاده است و در همه کارها دخالت می کند؛ در سرنوشت ملت ها دخالت می کند، آن هم بر اساس مصالح خودش!
اگر چه دیکتاتوری یک فساد حقیقی و یک عیب اساسی برای هر کشور است که یک نظام دیکتاتوری و شخص دیکتاتوری بر آن کشور حکومت بکند، اما هر دیکتاتوری بالاخره ممکن است یک وقت هم به منافع ملت خودش بیندیشد؛ اما این دیکتاتور بین المللی، جز به منافع ملت امریکا، و آن هم نه همه ملت امریکا، بلکه پشتیبانان رژیم امریکا - به چیز دیگری نمی اندیشد(48).