سیر الی الله

ابوالمکارم نورالدین میر سید علی علامه فانی تحقیق:سید محمد حسن شریعت موسوی

9. شهود:

معنای لغوی شهود ادراک و اطلاع بر امری از امور است.
شهادت، امام (علیه السلام) اشاره خورشید می کند و می فرماید:
ان کان مثل هذا فاشهد و الا فدع(123).
و در سوره آل عمران، آیه 18 می فرماید:
شهدالله انه لا اله الا هو والملائکه و اولوا العلم قائما بالقسط(124)0
که این شهود معنوی است.
و شهود معنوی مراتب زیادی دارد - چون از حقایق مشککه است -و نتیجه آخرین مرحله ادراک - که عبارت از درک نوری است - شهود است.
و ارباب عرفان دعوای شهود می نمایند، در حالی که - چنانچه به مرات گفته ایم - اختلاط حق و باطل و هوای نفس سبب می شود که شخص - مخصوصا در عالم ریاضت - غیر مشهود را شهود پندارد، و بنابراین، در این مرحله هم کمال دقت را بعد از تخلیه نفس از رذایل باید دارا بود.

10. علم:

علم - به معنای دانستن(125) - - اقسامی دارد:
قسم اول: علم های مستند به قواعد فقهی، اصولی، فلسفی، صناعی، ریاضی، تفسیر، کلام و سایر علوم (که) دست پرورده علماست.
قسم دوم: علم به امور غریبه از مواد محسوسه و طرق متعارفه است، که به جمیع آنها علوم غریبه(126) می گویند، مانند: علم سحر، شعبذه، جفر (علم از ناحیه حروف)، رمل (علم) از ناحیه نقاط) و این سنخ علوم، میزانی (برای تشخیص) نیستند - اگرچه برای آنها جعل موازین نموده اند - بلکه در بعضی از این سنخ علوم، مانند: سحر آثاری موجود است و در قرآن به آن اشاره شده(127) و اما برای علم رمل قواعد زیاد و مختلفی است که در جهان الرمل(128) اشاره به اقسام آن شده، و چون یک سنخ فال گرفتن است گاه صادق در می آید، و ارباب رمل خود معترفند که الرمل لا یصدق الا من المضطر(129) و (آن) یک نوع قرعه کشی است، ولی نباید شخص از این سنخ علوم (اولا) بهره گیری کرده (مثل: سحر) و (ثانیا به واسطه آنها) حکم قطعی بدهد (مثل: رمل و جفر).
و قسم سوم: عملی است که زاییده تقوا و از طرف حق تعالی و به نحو اضافه و الهام به شخص با تقواست و خداوند عنایت می فرماید؛ چنانچه در آیه 282 سوره بقره می فرماید:
و اتقوالله و یعلمکم الله و الله بکل شی ء علیم(130).
و واضح است علمی که ثمره تقواست و معلم آن خداست غیر از علوم اصطلاحی یا علوم غریبه است و لطیف تعبیر آیه مبارکه، در این است که خدا می فرماید: خداوند به هرچیزی علم دارد، و بدیهی است که مراتب تقوا هرچه بالاتر باشد، تعلیم الله - به طور اضافه(131) - نسبت به اشیاء بیشتر می شود و البته ما حرف شیخ بهایی (قدس سره) را نمی گوییم که می فرمایند:

علم رسی سر به سر قیل است و قال - نه او کیفیتی حاصل نه حال(132)

زیرا(133) (دو اشکال پیش می آید):
(اشکال اول)علوم رسمیه، سرمایه سعادت بشری است که اگر علم علوم نباشد علم فقه نیست، و اگر علم فقه نباشد علم به احکام نیست، و اگر علم طب نباشد حفظ مزاج انسان میسور نگردد، و هکذا سایر علوم.
و اشکال دوم بر کلام ایشان این که: ما از علم هلی رسمی(134) حال نمی خواهیم، علم می خواهیم، و معرفت به حقایق معنویه مستند به تعلیم الهامی و ربانی(135) (است) - وفقناالله للعلم و العمل به!
و بدیهی است که اشتباه مصداقی در این سنخ علم زیاد است و بسا مدعیان زیادی وجود دارند که واصل به این مرحله نشده اند - مخصوصا در عرفای غیر شیعه.

11. ریاضت:

ریاضت عبارت است از تعلیم سیر و آزمایش و تمرین به سمت جهتی از جهات - بنابر اختلاف مقاصد طوایف - و این مفهوم، مصادیق زیادی دارد:
الف) (اعمال جسمی(136)) برای تقویت عضلات و این قسم ریاضت، (هم) صحیح دارد، مانند ورزش های سبک و حرکاتی بدون خطر، مثل شنا در استخرها بدون پشتک و وارو رفتن و شنا رفتن - چنانچه در ورزش های باستانی است - و باطل نیز دارد که به نظر ما حرام است، مانند: بعضی از انواع شناها و یا کاراته ها و بوکس(137) بازی و مسابقه های موتور سیکلت، و امثال این قسم ورزش ها که خطرات بی شماری دارد.
ب) (اعمال روحی یعنی:) برگشت از حالات ناپسند و پلید به سوی حالات خوب و پسندیده، یا خلوت کردن ایامی چند برای عبادت و ذکر یا به طور مطلق صائم الدهر بودن و (یا) قائم اللیل بودن.
ج) ریاضت باطله، مانند ترک حمام و نظافت در سال های زیاد، که ما خود درویشی را در اصفهان دیدیم با موهای به هم تافته - مانند قیطان های خشن - که می گفت: من نه سال است که حمام نرفته ام، و یا بعضی از ریاضات مرتاضین هندی که سال ها یک دست (را) بالا گرفته به طوری که مرغان هوا بالای آن آشیانه ساخته اند، و بعضی دیگر از این سنخ ریاضت ها - مثل کار یا قفل به در زدن - که این گونه ریاضات ساخته افکار سودایی، و از ناحیه القای نفس اماره و تعلیم شیطان سرچشمه می گیرد و بسا به دستور مرشدهای دروغین باشد.
د) ریاضت از ناحیه تدبر و تفکر در خلقت و افکار نیک و بد(138) که بهترین ریاضت ها همین است که انسان در باطن نفس خود فرو رفته و آن را به عادات خوب وادار می سازد، (و این) بخشی است از مراقبه.