سیر الی الله

ابوالمکارم نورالدین میر سید علی علامه فانی تحقیق:سید محمد حسن شریعت موسوی

5. وحی و الهام:

وحی در لغت به معنای کلام سری - یا به طوری که دیگری ملتفت نشود - است و اگر (وحی) به خدا نسبت داده شود، به معنای الهام است و الهام در لغت به معنای تلقین می باشد.
امام در عالم خارج، وحی دو قسم است:
یک قسم: وحی الهی است که این وحی، از طرف خداوند حتی به حیوان هم می شود مانند وحی به زنبور عسل، (قرآن در سوره نخل آیه 68 می فرماید:
و اوحی ربک الی النخل ان اتخذی من الجبال بیوتا(85)).
و (وحی) به انسان، مانند (آیه 7 سوره قصص که می فرماید:)
و اوحینا الی ام موسی(86).
و وحی به انبیاء و رسل (مانند آیه 163 سوره نساء که می فرماید:
انا اوحینا الیک کما اوحینا الی نوح و النبیین من بعده و اوحینا الی ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب و الاسباط و عیسی و ایوب و یونس و هرون و سلیمان و اتینا داود زبورا(87)).
(قسم دیگر: وحی شیطانی است).
بنابراین وحی عبارت می شود از: القائات الهی و شیطانی، و لذا نباید هرچه به خاطر انسان می گذرد(88)، آن را ربانی و یا وحی آسمانی دانست.
نتیجه آن که: معنای شرح بسطی الهام - نه تحت اللفظی - عبارت است از وارد قلبی و (این ورود همان طور که گفته شد) متأسفانه قسم شیطانی هم دارد؛ چنانچه در سوره انعام آیه 121 خداوند می فرماید:
ان الشیطان لیوحون الی اولیائهم(89)
پس این تصرف و القاء که (از) واردات قبیله است به شیطان هم نسبت داده شده، و همزات شیاطین همین اشاره های شیطانی است که هیچ انسانی بدون رسیدن به مقام امتحان قلبی از آن گریز ندارد، قرآن در سوره مؤمنون آیه 97 خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
و قل رب اعوذو بک من همزات الشیاطین(90)
و ما باز در وسواس(91) به این مبحث اشاره خواهیم کرد(92).
و نظایر این تعبیرات تماما نشان گر این است که واردات قلبیه به طور مطلق، حقیقت نیست (یعنی واقعیت آسمانی ندارد) بلکه دو قسم است و باید شخص - مخصوصا اگر در صراط عرفان، سلوک نماید - از این سنخ خطر، کمال احتیاط را رعایت کند.

6. رؤیا:

از بیان سابق معلوم شد که: رؤیا تقسیم به صدق و کذب می شود، زیرا گفتیم: واردات قلبیه چه از طرف شیطان، چه از ناحیه خداوند سبحان، عالم رویا را نیز شامل می شود.
خلاصه سخن آن که: ما خواب را به چهار قسم تقسیم کرده ایم:
(قسم) اول: از ناحیه خوراک های گوناگون، نظیر ماش و نوشیدن الکل و حتی زیاده روی در خوراک یا استعمال سایر مخدرات، چون شرب توتون و غیره.
(قسم) دوم: خواب از ناحیه پریشانی های حاصل در عالم بیداری، یا لذت های عالم بیداری، که (ما) گفته ایم:

عقل ظاهر کی به بیداریش دید - تا به عقل باطنش به خواب

(قسم) سوم: رویای از ناحیه تلقینات شیطانی که وحی شیطان در عالم خواب هم هست و این طور خواب برای سیاسیون عالم بسیار اتفاق می افتد که نقشه های تخریبی و سیاسی را در عالم خواب دیکته می کنند.
(قسم) چهارم: خواب از ناحیه الهامات ربانیه، (و آن به دو شکل (الف) غلباً(93) به صورت نمایش حاصل می شود؛ در سوره یوسف (آیه 4) از قول حضرت یوسف (علیه السلام) می فرماید: (انی) رایت احد عشر کوکبا والشمس والقمر رایتهم لی ساجدین(94).
و (در سوره صافات، آیه 102) از قول (حضرت) ابراهیم (علیه السلام) می فرماید:
انی اری فی المنام انی اذبحک(95).
(ب) به طور الهام تعلیمی است و نوعی از مصداق اتقوالله و یعلمکم الله(96) می باشد، و در معارف الهیه برای اولیای حق بسیار اتفاق می افتد(97).

7. وسواس:

وسواس در لغت به معنای مرض سودایی می باشد، و آنچه در عالم سر به قلب خطور می کند، بدون آنکه حقیقتی داشته باشد.
و این وسواس در واقع، تصرف قوه متخیله یا همه در امور و تزلزل و انحراف از حقایق در معارف است؛ مثلا اگر دست یا لباس رنگ قرمز ببیند به جولان قوه متخیله، عقیده باطل به خون بودن آن پیدا کند.
و مرکز تصرف در این قوه در اغلب اختصاص به شیطان دارد که در آخرین سوره قرآن (سوره ناس) آیات 4 و 5) می فرماید:
من شر الوسواس الخناس الذی یوسوس فی صدور الناس(98).
و لطیف آن است که تعبیر به صدور فرموده که رویه اولیه روح انسانی است و هر کجا در قرآن کلمه زینت یا تزیل یا حسبان استعمال شده نظر به این است که، این صفات در رویه اولیه روح انسانی (و نه در عمق آن - حاصل می گردد.
مثلا (در صورت زینت )در سوره انعام، آیه 137 می فرماید:
و کذلک زین لکثیر من المشرکین قتل اولادهم شرکاوهم(99).
که نشان دهنده این است که زینت و آرایش - چنانچه در امور محسوسه است و عبارت از ظاهرسازی است -در امور غیر محسوسه که عقاید و معارف باشد (نیز) تحقق پذیر است، و آن هم رویه نگری و عدم گرایش به باطن است که در قرآن کریم هم وارد شده است:
زین لهم الشیطان اعمالهم(100).
و (یا در مورد) تزیل و حسبان، در سوره قیامت، آیه 3 می فرماید:
أیحسب الانسان الن نجمع عظامه(101).
و یا در سوره همزه (آیه 3) می فرماید:
یحسب ان ماله اخلده(102).
و نظایر این تعبیرات - که در قرآن بسیار وارد شده است - دو معلم دارد:
اول(103) نفس اماره که رویه اشیاء را می نگرد و دوم(104) شیطان که نفس را تحریک می نماید.
و تزیل هم به همین پایه است که در سوره فتح، آیه 25 آمده لو تزیلوا لعذبنا الذین کفروا منهم عذابا ألیما(105).
و این دو معلم مخصوصا شیطان، به طور کلی وسواس انگیز و آرایش گر است و(106) در عقلیات - مانند صفات و اعتقادات - بیشتر تصرف می نماید.
و مراد از بیان این مطلب آن است که: هرچه در ذهن انسان خطور می کند، آن را با کتاب و سنت و عقل که باطن نگرند و متعمق می باشند، سنجیده و آن را به فریب شیطان، مغرور ننماید که این صفت مذمومه در بسیاری از مدعیان اهل عرفان حاصل است، پناه می بریم به خدا از انحراف در فکر و ناپیدایی طریق الی الحق.