انیس الموحدین، آموزش اصول دین

نویسنده : ملا محمد مهدی نراقی

مقدمه ناشر

حفظ، نشر و اشاعه فرهنگ غنی تشیع خاصه در حوزه مباحث اعتقادی وظیفه خطیری است که امروز بیش از هر زمان بر دوش عالمان آگاه و متولیان امور فرهنگی جامعه شیعی ظهور می کند.
نشر پیام مهدی (عج) نیز در راستای این هدف و به عنوان خدمتی ناچیز اقدام به تصحیح و انتشار کتاب وزین انیس الموحدین تالیف مرحوم علامه ملا مهدی نراقی (متوفی 1290 ه ق) نموده است. لازم به ذکر است که این کتاب بیش از این نیز به شکلی دیگر چاپ شده بود که البته حاضر پس از تصحیح و مقابله و رفع نواقص موجود در چاپهای قبلی درج سند احادیث و نشانی آیات و اضافات مرحوم آیت الله قاضی طباطبایی در ذهیل هر صفحه به زیور طبع آراسته گردیده است.
در اینجا لازم می دانیم از دقت نظر حضرت حجه الاسلام و المسلمین سید محمد علی قاضی طباطبایی (فرزند شهید قاضی (رحمه الله علیه)) و برادران گرامی روحی، حیدری، شریفی و رکنی که در تنظیم و تصحیح این کتاب زحمات فراوانی را مشتمل شدند تشکر نماییم.
از خوانندگان عزیز خواهشمندیم که پیشنهادها و انتقادات سازنده خویش را به نشانی قم صندوق پستی 563 - 37185 ارسال نمایند تا انشاء الله در چاپهای بعدی مورد استفاده قرار گیرد.
انصاری

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر دین را به سه بخش اصول دین، فروع دین و اخلاق تقسیم کنیم، اصول دین مهم ترین بخش آن خواهد بود؛ زیرا فروع دین و اخلاق متفرع و وابسته به اعتقادات می باشند. امروز شاید هیچ کس حتی تردید نداشته باشند که با ید اعتقادات به عنوان قلبی پذیرفته شده باشد و نفس علم، به تنهایی کفایت نمی کند.
کتاب انیس الموحدین پنح اصل دین را مورد بحث قرار داده است. امتیازها و ویژگی ها و برخی از مهم ترین مباحث این کتاب را به طور خلاصه می توان چنین برشمرد:
الف: جنبه و استدلال های فلسفی این کتاب صبعه اصلی آن است؛
ب: آمیختن عقل و نقل و کمک گرفتن از نقل و روایات در اکثر مباحث عقلی؛
ج: بیان برهان های فلسفی به صورت ساده به طوری که برای عامه مردم قابل فهم باشد؛
د: توجه به تجربه شخصی در ایمان،
ه: بحث مفصل و دقیقی درباره عینیت صفات خدای متعال با ذات مقدس او؛
و: مفصل ترین بخش کتاب مبحث امامت آن است و در بحث امامت بیشترین بحث پیرامون علت افضیلت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است؛
ز: اثبات معاد جسمانی با دلیل عقلی.
کتاب انیس الموحدین نخستین بار در سال 1271 قمری به خط محمد نعیم طالقانی به چاپ رسیده است و پس از آن نیز بارها، هم به طور مستقل و هم به ضمیمه کتاب های دیگر به چاپ رسیده است.
چاپ حروف چینی از کتاب برای نخستین بار با تصحیح و تعلیقات ارزنده شهید آیت الله علامه قاضی طباطبایی در سال 1351 هجری شمسی مطابق با 1392 ه. ق به چاپ رسیده است.
پس از آن نیز در سال 1363 هجری شمسی به وسیله انتشارات الزهراء همراه با تعلیقات شهید آیت الله قاضی طباطبایی به چاپ رسیده است.
کتاب حاضر با توجه به نسخه تصحیح شده توسط شهید قاضی (رحمه الله علیه) و نیز با توجه دو نسخه خطی زیر تصحیح شده است:
نسخه نخست که ملاک اصل تصحیح این کتاب بوده است نسخه ای به خط نستعلیق به خط ابن غلام علی علی آبادی الیزدی میرزا محمد که در شعبان المعظم سال 1220 ه. ق به رشته تحریر درآمده است، و در کتابخانه ملی ایران به شماره 88/10 ف نگه داری می شود.
نسخه دوم به خط قاسم علی بن محمد یزدی مهرآبادی به تاریخ محرم الحرام 1230 ه. ق است.
آن چه سبب شد که مصحح به تصحیح مجدد این اثر بپردازد اختلاف هایی بود که در متن تصحیح شده مرحوم قاضی با نسخه های خطی یاد شده وجود داشت.
در تصحیح این اثر سعی شده است، عبارت درست و دقیق تر از میان نسخه ها گزیش شده و در متن آورده شود، و اگر در جایی عبارت هر دو نسخه خوب بود، بهترین عبارت در متن آمده و در پاورقی به نسخه دیگر اشاره شده است؛ به گونه ای که می توان گفت: نسخه حاضر تمام محاسن لفظی و معنوی نسخه های گذشته را در بردارد.
در ضمن تعلیقات آیت الله قاضی طباطبایی نیز در پانوشت آمده است. امید است این کار مورد قبول حتی تعالی قرار گیرد.

زندگی نامه ملا محمد مهدی نراقی

حاج محمد ملا مهدی بن ابی ذر نراقی کشانی در نراق، منطقه ای خوش آب و هوا که حدود ده فرسخ با کاشان فاصله دارد، در خانواده ای مذهبی به سال 1128 هجری قمری به دنیا چشم گشود.
پدرش ابوذر، کارمند دولت وقت خود بود و کسی را این باور نمی رسید که این فرزند از آن خانواده، روی نابغه روزگار شود.
محمد مهدی در کاشان به فراگیری دانش پرداخت و مقدمات و سطح را به پایان رسانید. در کاشان، محضر درس ملا محمد جعفر بیدگلی را که سرآمد علمای آن دیار بود، درک و یپس رهسپار اصفهان شد که جایگاه دانشمندان بزرگ بود.
در اصفهان حدود سی سال به فراگیری دانش پرداخت و دانش هایی نظیر فقه، اصول، کلام، ادبیات، هیئت، نجوم، تقویم، طب و پزشکی و دیگر دانش هایی را که برای اجتهاد به کار می آید به خوبی و در سطح بسیار عالی فراگرفت.
در مدت اقامت در اصفهان فرصتی یافت تا دانش های نصارا و یهود، خط و زبان عربی و لاتین را از زبان و بیان پیشوایان و دانشمندان آن ها کسب کند؛ به طوری که وی اولین دانشمند مسلمان است که در برخی مباحث ریاضی، هندشه، هیئت و ستاره شناسی، عقاید و کشفیات دانشمندان اروپایی را بازگو کرده و بررسی می کند.
وی در کتاب انیس الموحدین نیز به مباحثات خود با اهل کتاب و رد نظریه های آن ها اشاره دارد.
استادانش در اصفهان ملا اسماعیل خاجویی، حاج شیخ محمد، مولا مهدی هرندی و میرزا نصیر بودند.
ملا محمد مهدی نراقی از اصفهان به پابوسی حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مشرف شد و در همان جا به تحصیل خود ادامه و مدتی نیز در حوزه علمیه کربلا مشغول بود.
نراقی از مبارزان اخباری گری (در عراق) و صوفی گری (در ایران - به خصوصی اصفهان) بود.
او پس از مدتی دوباره به ایران بازگشت و به نراق و کاشان آمد و چون کاشان عالم مشهوری نداشت در آن جا به تشکیل حوزه علمیه پرداخت و شاگردان متبحری را تربیت کرد.
در مدت اقامتش در کاشان، ازدواج کرد و فرزندان صالحی تحویل جامعه اسلامی داد. صباحی بیدگلی در مورد تاریخ ازدواج ملا محمد مهدی گفته است:

ملا مهدی، مه سپهر تمکین - چون گشت قرین دلبری ماه جبین
زد کلک صباحیش به تاریخ رقم: - با هم مه و آفتاب گردید قرین(1)

اولین فرزند حاج ملا مهدی، جناب حاج ملا احمد بود که در سال 1185 هجری به دنیا آمد و تا سن 24 سالگی یعنی تا زمان رحلت پدرش، به کسب فیض از او پرداخت و از سال بعد یعنی 1210، در عتبات به محضر مدرسان طراز اول، هم چون آقا سید مهدی بحرالعلوم، شیخ جعفر کاشف الغطاء، میرزا مهدی موسوی شهرستانی و صاحب ریاض شرفیاتب شد و به حدی رسید که عنوان فاضل نراقی بر وی اطلاق می شد. کتاب مستند الشیعه در فقه، از اوست.
دومین فرزند دانشمندش حاج میرزا ابوالقاسم است که در سال 1245 جانشین برادرش در ریاست حوزه علمیه شد، و به سال 1256 هجری رحلت کرد.
سومین نهال شجره دانش و تقوای نراقی، ملا محمد مهدی دوم است که جانشین پدر و دو برادرش گردید. او چهل روز پس از رحلت پدرش به دنیا آمد و نام پدر را به خود گرفت، و لقب آقا کوچک یافت. محمد شاه قاجار نیز در سال 1256 هجری به خانه او شرفیاب شد، او را آقا بزرگ نامید. وی در سال 1268 در سن 59 سالگی رحلت کرد، و در مقبره اختصاصی در قم، مقابل بقعه ابن بابویه مدفون شد.
مرحوم نراقی دو فرزند پسر دیگر نیز داشت.
آن علامه و نابغه دهر به قدری نسبت به فراگیری دانش علاقه و اشتیاق داشت که نامه هایی را که از خانواده اش به او می رسید نمی گشود؛ بدین جهت که شاید خبر ناگوار در آن باشد و او را از درس باز دارد.
زمانی، پدرش به سبب نامعلومی در نراق به قتل رسید، و اقوام او برای ملا مهدی نامه نوشتند که جهت امور پدر، و تقسیم ارث به نراق بیاید. وی طبق عادت خود نامه را زیر فرش گذاشت و آن را نگشود. باگذشت مدت زیادی اقوام از او ناامید شدند، و بالاخره برای استادش (خاجویی) نوشتند تا او را به نراق روانه کند. وقتی نراقی در مجلس درس حاضر شد، استادش را محطون یافت و دید که درس را شروع نمی کند، و علت را پرسید، استاد گفت: پدرت بیمار است و شاید مجروح شده باشد؛ به نراق برو. نراقی پاسخ داد: پدرم را خدا نگه می دارد، شما درس را بفرمایید. استاد مجبور شد خبر قتل پدرش را بگوید و با اصرار فراوان او، ملا مهدی به نراق رفت و تنها سه روز در آن جا ماند و به سرعت از انجام امور، به اصفهان بازگشت و به تحصیل ادامه داد.
مرحوم علامه حاج ملا محمد مهدی نراقی از شاگردان زبده مرحوم وحید بهبهانی بود. وحید بهبهانی چهار شاگرد به نام مهدی داشت که همگی سرآمد علمای عصر خود شدند و آنان را مهادی می خوانده اند. این چهار نفر عبارت اند از:
1 - آقا سید مهدی طباطبایی بحرالعلوم (رحمه الله علیه)
2 - آقا میرزا مهدی موسوی شهرستانی (رحمه الله علیه)
3 - آقا میرزا مهدی شهید مشهدی (رحمه الله علیه)
4 - حاج ملا مهدی نراقی (رحمه الله علیه)
مرحوم نراقی در علوم مختلف سرآمد دانشمندان بود و قلم شیوا و روانی داشت.
کتاب جامع السعادات را در علم اخلاق به گونه ای دلنشین و مرتب و منظم و بر اساس اعتقادات صحیح اسلامی و شیعی و با استفاده از آیات و روایات و مسایل عقلی نوشته است. او در نگارش این کتاب بر رعایت میانه روی تاکید دارد و این مطلب، باعث رونق و شهرت کتاب او شده است. به طوری که دانشمندان مختلف به ستایش او و کتابش، جامع السعادات پرداخته اند. یکی از این افراد شیخ حبیب آل ابراهیم از فضلای کشور لبنان است که در کتاب گران سنگ خود به نام الیتیمه فی بیان البعض من منتخبات الکتب الحدیثه و القدیمه، پس از قرآن مجید و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه، هیجده کتاب را در موضوعات مختلف تفسیر، کلام اخلاق، فقه، تاریخ، حدیث، طب و لغت به عنوان شاهکارهای علمی جامعه اسلامی مطرح کرده است که درباره اخلاق، کتاب جامع السعادات نراقی را ممتازترین کتاب اخلاقی معرفی کرده و آن را فرید و وحید لقب داده است. افراد زیادی به نوشتن زندگی نامه علامه نراقی همت گماشته اند که از آن جمله است: فرزندش حاج محمد احمد نراقی، که در پایان کتاب لولوه البحرین با خط خویش به شرح حال مختصری از پدرش پرداخته است.
یکی دیگر از ماخذ جامع و موثق شرح حال نراقی، به قلم ابوالحسن مستوفی غفاری نراقی، نویسنده معاصر و هم شهری نراقی است؛ این کتاب به نام گلشن مراد است و در تاریخ خاندان زندیه نوشته شده است.
کتاب گران قدر ریاض الجنه تالیفات آقا سید محمد حسن زنوزی که محضر نراقی را در مسافرت خود به اصفهان درک کرده است نیز شامل شرح حال معتبری از علامه نراقی است.
در مقدمه شرح الهیات شفا نوشته مرحوم نراقی نیز توسط محقق محترم، دکتر مهدی محقق حالی جالبی از نراقی آمده است.