فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

نابود کردن زبان فصیح

بعد از اقداماتی که گذشت، داعیان مسخ فرهنگی، زبان قرآن را هدف گرفتند و در روزنامه ها، آثار ادبی و هنری، نوشته ها رادیو، قصه، خطابه و سخنرانی کوشیدند تا آن را از زندگی روزمره ما دور نگه دارند و دامنه زبان قرآن (زبان فصیح عربی) و نقش آن را در حیات (اجتماعی) محدود و به زبان عامیانه (زبان مردم کوچه و بازار) تبدیل کنند.
اینان می گویند:
همین اندازه که مردم با کتاب خدا و سخنان رسول خدا و منابع تشریع و فرهنگ اسلامی ارتباط دارند، برای عرب این امکان هست تا زبان فصیح خود را در این محدوده خاص و به قدری که این خدمت محدود انجام پذیرد، حفظ کند.
طه حسین - از پیش گامان دعوت به کنار گذاردن زبان قرآن از زندگی روزمره و فرهنگی ما - در این باره می گوید:
در کره زمین - چنان که می گویند مردمان دینداری هستند که عشق و حمایت و از خود گذشتگی آنان نسبت به دین کم تر از ما نیست، لیکن آنان بی هیچ رنج و زحمتی پذیرفته اند که زبان طبیعی مورد علاقه خود را که بدان می اندیشند و رفع نیاز می کنند، دارا باشند و در عین حال زبان دینی ناب و خالصی که بدان کتاب مقدس خود را تلاوت و نمازهاشان را اقامه می کنند را نیز داشته باشند.
به عنوان مثال: زبان لاتین زبان دینی گروهی از مسیحیان، زبان یونانی زبان دینی جماعتی دیگر، زبان قسبطی(51) زبان دینی گروه سوم و زبان دینی گروه چهارم می باشد، هم چنین در میان مسلمان ها مردمانی هستند که به عربی سخن نمی گویند و این زبان را نمی فهمند و تفهیم و تفاهم آنان به این زبان نیست، حال آن که دینی شان عربی است و بی هیچ شبهه ای این مردمان، احترام، حمایت، عشق و ارادت شان نسبت به اسلام کمتر از ما نیست(52).

پشت پرده توطئه(53)

تنها با اشتیاق نشان دادن نسبت به آسان سازی زندگی برای مردم - چنان که داعیان مسخ فرهنگی می گویند - کاری انجام نمی شود و بی شک زبان فصیح (زبان قرآن) مانعی در راه رسیدن به این هدف خواهد بود.
در طول این چهارده قرن، زبان فصیح در زندگی فکری و ادبی مسلمانان - نه فقط عرب - ابزاری برای تفکر، درک متقابل و نزدیکی مسلمانان به یکدیگر بوده و این زبان شعر و نثر کهن و نو و علم و دین را در این دوران های طولانی همراهی کرده و به همه گونه های ادبی از جد و هزل نرمی و انعطاف پذیری نهفته در آن در هیچ برهه زمانی از پاسخ گویی به نیازهای انسان عقب نمانده است.
بنابراین قضیه ناتوانی زبان فصیح! و اشتیاق به آسان سازی زبان عربی برای زبانان! بر کسی پوشیده نیست و لهجه های عامیانه (غیر فصیح) در زندگی عقلی، ادبی، سیاسی و اقتصادی عرب معاصر، انعطاف پذیرتر از زبان فصیح نبوده و نیست - اگر بر عکس نباشد.
تمام راز قضیه در تلاش برای بازداشتن زبان فصیح از تأثیرگذاری بر حیات عقلی، ادبی و سیاسی عرب نهفته است و تبدیل آن به زبان عامیانه به منظور محروم ساختن امت اسلامی از ارتباط مستقیم با منابع قانون گذاری، تفکر و فرهنگ اسلامی و برای آن است که این امت از تاریخ، میراث ها، گذشته و تمدنش قطع رابطه کند و از بهره برداری مستقیم از آن یا به راحتی به دامن شرق و غرب بیفتد یا او را به تمدن های جاهلی دوران گذشته - تمدن فرعونی، آشوری، کلدانی و غیره - بازگردانند.

آموزش های فرهنگستانی درباره لهجه های عامیانه

برای تحقق این هدف فرهنگستان های زبان عربی، کرسی های تدریس در دانشگاه و مجلات بزرگ علمی و ادبی در دنیای عربی - اسلامی به خدمت گرفته شدند.
احمد حسن الزیات - صاحب امتیاز مجله های رساله و روایه- می گوید:
در آغاز تأسیس فرهنگستان زبان عربی قاهره، نویسندگان بزرگ محافظه کار بر آن مسلط شدند و بعدها نیز نویسندگان و اصحاب جراید زمام امور آن را به دست گرفتند؛ اینان کسانی بودند که نسبت به اهمیت زبان عامیانه و خطر جمود آن به سبب عقب ماندگی از همگامی با زمان به "مجمع" (فرهنگستان) هشدار دادند(54).
اصحاب این دعوت ها موفق شدند با وسایل مختلف، درسی را که خود "ادبیات مردمی" می نامیدند، وارد تمام رشته های زبان عربی دانشکده های ادبیات، دانشکده فرهنگستان علوم و دانشکده زبان عربی الازهر سازند؛ بلکه توفیق یافتند کرسی تدریسی برای استادان این ماده درسی در بخش زبان عربی دانشگاه قاهره تأسیس کنند.
پس از آن که بیشترین تعداد متخصصان تدریس این علم در فرهنگستان علوم گرد آمدند و تنی چند از نویسندگان نسبت به نگارش عامیانه - به خصوص به قصه ها و بالاخص به گفت و گوهای عامیانه - اعتراض کردند که از این میان باید از دکتر "محمد حسین هیکل" در قصه معروفش "زینب" و عده ای دیگر نام برد، فرهنگستان علوم مرکز ثقل این دعوت (عامیانه نویسی) گردید.
دراین باره "قاضی ویلمور" کتابی نوشت به نام "لغة القاهرة" و در آن برای زبان عامیانه اصول و قواعدی وضع نمود و پیشنهاد کرد تا این زبان، زبان علم و ادب قرار گیرد. وی هم چنین پیشنهاد کرد که نگارش زبان عامیانه به خط لاتین باشد و مردم را برای نوشتن بدین زبان تشویق کنند. مجله "مقتطف" از این پیشنهاد استقبال و آن را تحسین کرد، اما روزنامه ها نوشتند که این دعوت هدفی جز مبارزه با زبان اسلام را دنبال نمی کند(55).