فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

مقایسه ای میان آتاتورک و معاصرش هیتلر

مورخ بزرگ آرنولد توین بی در کتاب Astudy Qf HistQry ضمن عبارتی رسا و دقیق از میزان اثر پذیری (مردم) از تغییر خط در ترکیه و زیرکی کمال آتاتورک در انتخاب بهترین طریق برای این مقصود، سخن گفته است:
در میان مردم شایع شده بود که کتاب های کتابخانه اسکندریه - که ذخایر علمی بیش از نه قرن را در برداشت - وسیله ای برای روشن کردن گلخن حمام ها به منظور گرم کردن آب بوده است(49).
در زمان ما "هیتلر" از هر وسیله ای استفاده کرد تا ذخایر علمی معارض با تفکرش را به نابودی بکشاند و برای موقعیت این عمل، احداث چاپخانه ها را کاری شبیه به محال قرار داده بود.
مصطفی کمال - معاصر هیتلر بیشترین تیزهوشی را در انتخاب راهی که متضمن موفقیتش باشد به کار گرفت و موفقیت زیادی نیز حاصل کرد. دیکتاتور ترکیه قصد آن داشت که مردم ترک و ذهنیت آنان از جو فکری و تمدن وحشی ای که میراث دارش بودند و بر اساس آن حرکت می کردند را آزاد کند و با قدرت تمام آنان را در برپایی تمدن غربی به حرکت در آورد.
وی به جای آتش زدن کتاب ها! به تغییر حروف الفبا بسنده کرد و با این اقدام از پیروی امپراتور چین یا خلیفه عربی بی نیاز شد، بدین ترتیب ذخایر کهن فارسی، عربی و ترکی به سرنوشتی دچار آمد که دیگر دست کسی به آن ها نرسید و از درک و فهم مردم، بیگانه شدند. در نتیجه، به آتش کشیدن کتاب ها! در عمل از حیطه لزوم خارج شد؛ زیرا حروف الفبا (ی عربی) بر افتاده بود و این عمل، کلیدی بر چنین نتیجه علمی و بهره مندی از آن بود.(مضافا بر این که) با چنین اقدامی احساسات و عواطف (نویسندگان کتاب ها و دواوین) در گنجه ها قرار گرفت و قفل شد و بر آن ها عنکبوت تار تنید و نسبت به مطالعه آن ها جز از جانب برخی شیوخ کهن سال از عالمان، میل و گرایشی نبود(50).

نابود کردن زبان فصیح

بعد از اقداماتی که گذشت، داعیان مسخ فرهنگی، زبان قرآن را هدف گرفتند و در روزنامه ها، آثار ادبی و هنری، نوشته ها رادیو، قصه، خطابه و سخنرانی کوشیدند تا آن را از زندگی روزمره ما دور نگه دارند و دامنه زبان قرآن (زبان فصیح عربی) و نقش آن را در حیات (اجتماعی) محدود و به زبان عامیانه (زبان مردم کوچه و بازار) تبدیل کنند.
اینان می گویند:
همین اندازه که مردم با کتاب خدا و سخنان رسول خدا و منابع تشریع و فرهنگ اسلامی ارتباط دارند، برای عرب این امکان هست تا زبان فصیح خود را در این محدوده خاص و به قدری که این خدمت محدود انجام پذیرد، حفظ کند.
طه حسین - از پیش گامان دعوت به کنار گذاردن زبان قرآن از زندگی روزمره و فرهنگی ما - در این باره می گوید:
در کره زمین - چنان که می گویند مردمان دینداری هستند که عشق و حمایت و از خود گذشتگی آنان نسبت به دین کم تر از ما نیست، لیکن آنان بی هیچ رنج و زحمتی پذیرفته اند که زبان طبیعی مورد علاقه خود را که بدان می اندیشند و رفع نیاز می کنند، دارا باشند و در عین حال زبان دینی ناب و خالصی که بدان کتاب مقدس خود را تلاوت و نمازهاشان را اقامه می کنند را نیز داشته باشند.
به عنوان مثال: زبان لاتین زبان دینی گروهی از مسیحیان، زبان یونانی زبان دینی جماعتی دیگر، زبان قسبطی(51) زبان دینی گروه سوم و زبان دینی گروه چهارم می باشد، هم چنین در میان مسلمان ها مردمانی هستند که به عربی سخن نمی گویند و این زبان را نمی فهمند و تفهیم و تفاهم آنان به این زبان نیست، حال آن که دینی شان عربی است و بی هیچ شبهه ای این مردمان، احترام، حمایت، عشق و ارادت شان نسبت به اسلام کمتر از ما نیست(52).

پشت پرده توطئه(53)

تنها با اشتیاق نشان دادن نسبت به آسان سازی زندگی برای مردم - چنان که داعیان مسخ فرهنگی می گویند - کاری انجام نمی شود و بی شک زبان فصیح (زبان قرآن) مانعی در راه رسیدن به این هدف خواهد بود.
در طول این چهارده قرن، زبان فصیح در زندگی فکری و ادبی مسلمانان - نه فقط عرب - ابزاری برای تفکر، درک متقابل و نزدیکی مسلمانان به یکدیگر بوده و این زبان شعر و نثر کهن و نو و علم و دین را در این دوران های طولانی همراهی کرده و به همه گونه های ادبی از جد و هزل نرمی و انعطاف پذیری نهفته در آن در هیچ برهه زمانی از پاسخ گویی به نیازهای انسان عقب نمانده است.
بنابراین قضیه ناتوانی زبان فصیح! و اشتیاق به آسان سازی زبان عربی برای زبانان! بر کسی پوشیده نیست و لهجه های عامیانه (غیر فصیح) در زندگی عقلی، ادبی، سیاسی و اقتصادی عرب معاصر، انعطاف پذیرتر از زبان فصیح نبوده و نیست - اگر بر عکس نباشد.
تمام راز قضیه در تلاش برای بازداشتن زبان فصیح از تأثیرگذاری بر حیات عقلی، ادبی و سیاسی عرب نهفته است و تبدیل آن به زبان عامیانه به منظور محروم ساختن امت اسلامی از ارتباط مستقیم با منابع قانون گذاری، تفکر و فرهنگ اسلامی و برای آن است که این امت از تاریخ، میراث ها، گذشته و تمدنش قطع رابطه کند و از بهره برداری مستقیم از آن یا به راحتی به دامن شرق و غرب بیفتد یا او را به تمدن های جاهلی دوران گذشته - تمدن فرعونی، آشوری، کلدانی و غیره - بازگردانند.