فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

2- تجربه غرب گرایی معاصر

و آن، تجربه تماس امت اسلامی با فرهنگ و تمدن غربی در اوضاع و احوال سقوط دولت عثمانی است.
نیازمندی به بسیاری از مسایل علوم تجربی، ریاضی و اداری، امت اسلامی را واداشت تا دست نیاز به سوی غرب دراز کند، اما از آن جا که زیر ساخت های فرهنگی کافی و نیروی استقامت لازم در برابر آن فرهنگ رانداشت، نتوانست خود را حفظ کند، از این رو غرب، رنگ فرهنگ خاص خود را به آنان تحمیل کرد.

عملکرد داعیان فرهنگ زدایی

اکنون پس از این بررسی، به تشریح عملکرد داعیان فرهنگ زدایی - از حاکمان و دانشمندان - و چه گونگی عملکرد آنان در قطع پل های ارتباطی بین نسل حاضر و گذشته و ایجاد اختلال در منابع فرهنگی میان این نسل با نسل های پیشین می پردازیم.

تبدیل حروف الفبای عربی به حروف لاتین در ترکیه

مصطفی کمال آتاتورک- حاکم ترکیه - که خلافت عثمانی را ساقط کرد و در ترکیه دولتی لائیک و ملی گرا پدید آورد، بیش از همه داعیان غرب گرایی، کوشید تا امت اسلامی را به سمت فرهنگ و تمدن غربی سوق داده و ریشه های فرهنگی و تاریخی آنان را قلع و قمع کند.
حروف مکتوب (الفبا)بی گمان از قوی ترین وسایل ارتباط فکری و فرهنگی میان نسل هاست و آن گاه که خطنابود شود، استوارترین پیوندها که بیشترین استحکام و کارآیی را در اتصال حال به گذشته دارد، منقطع خواهد شد.
از این رو، برنامه ریزان فرهنگ زداییو قشری پروری فرهنگی در نهایت دقت عمل می کنند، آنان تنها به قطع فروع و شاخ و برگ ها اکتفا نمی کنند، بلکه قوی ترین مجاری ارتباطی را نشانه رفته و قطع می کنند؛ چنان که نسل جدیدی که در ترکیه همزمان با سقوط دولت عثمانی و بازگشت به ارتداد جاهلی پدید آمد، قادر نیست قرآن، حدیث، تاریخ، اخلاق، فقه و عقیده اسلامی رااز منابع آن مورد مطالعه قراردهد.
امیر شکیب ارسلان در کتاب حاضر العالم الاسلامی نوشته است:
این مغلطه را مصطفی کمال، رئیس جمهور ترکیه ترویج کرد تابه زعم خود ترک ها را به تدریج از عقیده اسلامی جداسازد و از تکلم به زبان عربی باز دارد؛ از این رو ترکیه را به روش کسی که عقیده اسلامی را بیگانه از حکومت می داند، اداره کرد. در این امر"حزب مردم"ترکیه از او تبعیت کرد؛ حزبی که اگر سروته اش را جمع کنی، به سرباز تحت امر مصطفی کمال شبیه تر بود (تا به حزب سیاسی) و بی اجازه او حق انجام هیچ کاری را نداشت.
در نتیجه، از اوضاع حکومت ترکیه، تمام آن چه را از آن رایحه اسلام به مشام می رسید، برانداخت؛ عمل به شریعت را باطل (غیر قانونی)و سپس محاکم شرعی را ابطال کرد و وزارتی را که عنوانش "مشیخة الاسلام "بود، منحل و اداره کوچکی را که تابع نظارت داخلی و نامش "دیانت ایشی "(امور دیانت)بود، جانشین آن ساخت.
از قانون اساسی ترکیه ماده ای را که در آن آمده بود: "اسلام، تنها دین جمهوری ترکیه است"، حذف و به مدت چند سال اقامه مراسم عیدقربان و فطر را تعطیل کردند و گفتند " حکومت ترکیه چنین اعیادی را به رسمیت نمی شناسد!".
اما بعدها وقتی دیدند مأموران حکومتی نیز - بی توجه به خواست رئیس جمهور - جشن های بزرگداشت این دو عید را برگزار می کنند، ادارت دولتی را هنگام این دو عید تعطیل کردند و رئیس جمهوری نیز تبریک شادباش عید پذیرفت.
اما نگارش مطالب ترکی به حروف لاتین به رغم تمام معارضاتی که نسبت بدان واقع شده ظاهرا علت این تصمیم تسهیل آموزش نونهالان و کوتاه کردن مدت لازم جهت خواندن بوده است!
اما غرض حقیقی از آن، دور کردن ترک از عرب و بر انداختن تدریجی تلاوت قرآن و مهم تر از این دو خشنود کردن اروپا بوده به این که ترکیه از سر تا پا فرنگی شده و عدالت حکم می کند که ترکیه نیز داخل خانواده (جامعه )اروپا شود! و درست به همین منظور بود که مصطفی کمال ترک ها رامجبور به پوشیدن کلاه ساخت تا آمیختگی آنان به اروپاییان را شدت بخشد.
کنار گذاردن الفبای عربی بی گمان ضربه بزرگی بر حیات علمی، ادبی، اقتصادی و تجاری ترکیه وارد آورد. از طرف دیگر دشواری نگارش به حروف لاتین برای عامه مردم - مگر تعداد اندک - موجب کاهش تبادل مراسلات پستی و نامه نگاری بین مردم شد و خوانندگان کتاب ها و مطبعات به شدت رو به کاستی نهاد و چنان شد که روزنامه ای که تعداد خوانندگان آن به هزاران تن می رسید، به پانصد کاهش یافت و حکومت ناچار شد که گرانباری چنین تصمیماتی را تحمل کند.
(علاوه)، مکاتبات رسمی دشوارتر شد؛ در نتیجه انجام کارهای مردم در دوایر دولتی به تأخیر افتاد. میلیون ها جلد کتاب با این تغییر خط نابود و(کتاب؟) خانه های بی شماری تخریب شد.
اما از جهت فنی، به رغم علاماتی که به برخی حروف لاتین افزودند تا معنای لفظ ترکی صحیح را ادا کند، حروف لاتین در مواضع متعددی از ادای چنین وظیفه ای ناکام مانده؛ از این رو با این علایم، لفظ ترکی چنان از اصلش جدا افتاده که انگار به زبان جدیدی بدل شده است!
از این گذشته، اگر چه خواندن و نوشتن حروف لاتینی منفصل آسان تر است، اما فضای بیشتری از کاغذ(صفحه) رابه خود اختصاص می دهد و در مقایسه با نگارش حروف عربی، وقت بیشتری می گیرد؛ حال آن که نوشتن به عربی بسیار شبیه خلاصه نویسی tenographie است و از لحاظ صرف زمان و مکان، اقتصادی تر و به نگارش امروزی که بر مبنای اختصار و اقتصاد قرار دارد، نزدیک تر است.
همین طور این بحران نگارش روز به روز در ترکیه شدت می یابد، اما استعمارگران پیوسته برآنند تا این مردم را وادار به نگارش به حروف لاتین کنند تا عشق و علاقه شان را به فرنگی مآیی و غرب گرایی نشان داده باشند.
آنان که آگاه به حقایق امور نیستند گمان می کنند ترک ها از الغای شریعت اسلامی در دادگاه ها، ممنوعیت آموزش های دینی در مدارس و آموزشکده ها، اجبار زنان بر بی حجابی، اختلاط زنان و مردان در دانش سراها و اجبار دختران و پسران جوان به رقصیدن با هم، پوشیدن کلاه، نوشتن به حروف لاتین و دیگر اموری که حکومت آنکارایی مصطفی کمال به راه انداخته، راضی و خرسند هستند! آنان می گویند: اگر ترک ها راضی به این کارها نبودند همانا برضد حکومت سر به شورش برداشته، آن را ساقط کرده و از دو راهی ها باز می گردانیدند!
لیکن اگر کسی در سختی هایی که مردم ترک تحمل می کنند، تأمل کند؛ سختی هایی که کوه ها را متلاشی می سازد، در خواهد یافت که چرا این مردم بر سختی اوضاع اجتماعی خود که مخالف مذهب، مشرب، عادت و ذوقش است، صبر و بردباری به خرج میدهد و برای چه تسلیم حکومت شدن را ترجیح می نهد بر خیزش و انقلاب و جاده صاف کنی برای دشمنان که بازگردند و بر ترکیه چنان که پس از جنگ جهانی تصمیم گرفته بودند، حکومت برانند.
اما این سیاست غیر دینی (لائیک) تاکنون نتوانسته ایمان اسلامی را در ترکیه سست و ضعیف کند و ترک ها پیوند مستحکمی با دین استوار الهی (اسلام) دارند. مظاهر دینی موجود در استانبول و دیگر شهرهای ترکیه، خود شاهد صدق این مدعاست؛ مظاهری که از چشم اروپاییان هم - که در جرایدشان بدان اشاره کرده اند - مخفی نمانده است.
هم چنین هرگز از جانب مردم ترک خطری اسلام را تهدید نخواهد کرد؛ مگر آن که وضعیت فعلی، مدت مدیدی ادامه یابد و نسل های جدیدی بدون آموزش های دینی - چنان که تاکنون چنین بوده است - رشد کند(39).