فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

2- نقد نظریه توین بی

این نظریه مورد نقد و نظر بسیاری است. بی شک اقتباس، بده بستان و تبادل میان دو آیین و دو فرهنگ (تمدن) در دو بخش صورت می پذیرد که عبارت است از: بخش علمی و بخش فرهنگی.
بخش علمی از بخش فرهنگی متأثر می شود و به موجب اوضاع و شرایط آن، شکل می پذیرد. چنان که مقولات فرهنگی بر مقولات علمی تأثیر گذارده و آن را به رنگ خاص خود در می آورد. بنابراین مسایل علمی مثل جراحی، دارو سازی، پزشکی، ریاضی، هندسه، الکتریسیته، اتم و مکانیک، تابع مسایلی است از نوع دیگر در اخلاق، معرفت، عقیده، فلسفه و ادب و این ها همه مسایلی فرهنگی در زندگی انسان اند.
چنان که مسایل قسم اول به موجب مسایلی که در قسم دوم (مسایل فرهنگی) ذکر کردیم شکل می یابند. از این رو شیمی و داروسازی (مثلا) ممکن است در صورت وجود بینش و رشد و کمال فرهنگ انسانی در خدمت انسان و اهداف پزشکی و کشاورزی و غذایی در آیند، همان گونه که این امکان هست در صورت عدم وجود آگاهی و فرهنگ انسانی و فقدان معیارهای اخلاقی، در خدمت اهداف ضد انسانی و ساخت گازهای کشنده و کاربردهای نظامی و ساخت بمب های شیمیایی قرار گیرند.
اتم نیز چنین است. بهره برداری و استفاده از آن به اختلاف درک و فرهنگ در انسان ها، متفاوت است، و این، یعنی آن که شرایط برخوردهای علمی، متنوع و گاه مطمئن و گاه نامطمئن است.

الف - فضای مورد اطمینان برخوردهای علمی

از این سخن به نتیجه زیر می رسیم:
اگر ملتی اصالت های فرهگی، اخلاقی و عقیدتی خود را حفظ کند، برخوردهای علمی و تعامل با فرهنگ ها و تمدن های دیگر در مسایل علمی، هیچ زیانی به او نخواهد رسانید؛ زیرا مسایل علمی هنگامی که با فرهنگی قطع رابطه کرد و وارد فرهنگ دیگری شد، آن بار فرهنگی ای که در فرهنگ اولی داشته بود را دیگر نخواهد داشت و مردم نیز به دور از هرگونه تأثیرپذیری فرهنگی دیگر فقط جانب علمی صرف را خواهند پذیرفت.
در حقیقت، فرهنگ و تمدن به منزله صافی ای است که تمامی آن چه را که وابسته به این مسایل علمی است؛ از شرایط اخلاقی گرفته تا شرایط فرهنگی بیگانه با موجودیت ملت، همه را تصفیه خواهد کرد و سمومی که تناسبی با جسم امت ندارد و همراه با آن فرهنگ است را از آنان باز خواهد داشت.

ب - فضای نامطمئن برخوردهای علمی

اما اگر ملت اخذ کننده از نظر فرهنگی ضعیف باشد و از عناصر سازنده اخلاقی، فکری و استقامت کافی که وی را از فرهنگ اجنبی حفظ کند، برخوردار نباشد چنین ملتی اگر در زندگی خود به اقتباس از ملت های بیگانه دست بزند و به تعامل علمی بپردازد، بی شک همراه با مسایل علمی، شرایط و اوضاع و احوال سیاسی، اخلاقی و فکری بیگانگان نیز به آنان منتقل خواهد شد و جدا ساختن مسایل علمی از مسایل فرهنگی در این هنگام و حمایت از ملت وارد کننده نسبت به تأثیر پذیری از فرهنگ و اخلاق قوم صادر کننده، محال خواهد بود. دو تجربه تاریخی ما این حقیقت را ثابت می کند: