فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

نظریه آرنولد توین بی و نقد آن

1- اصل نظریه

توین بی عقیده دارد که اقتباس فرهنگی یا باید به صورت کامل و فراگیر باشد و یا اصلا نباشد.(به نظر وی) اگر ملتی برخی اجزا و عناصر شکل دهنده فرهنگ و تمدن ملتی دیگر اخذ کند - نه همه آن را - این اجزا و عناصر فرهنگ بیگانه و جدا شده قدرت آن را دارد که ساختار فرهنگی ملت اخذ کننده را تخریب کند؛ زیرا این عناصر و اجزا - که در جسمی غیر از جسم خود شروع به فعالیت می کنند - به اجزایی ویرانگر و زیانمند تبدیل می شوند.
بهتر است سخن توین بی رابه طور دقیق نقل کنیم. وی می گوید:
آن گاه که کار تجزیه پرتو پویای فرهنگ و تمدنی به اجزا و عناصر تشکیل دهنده آن از تکنولوژی، سیاسی، دینی، هنری و غیره به اتمام برسد، که این تجزیه خود بر اثر مقاومتی است که وجود اجتماعی بیگانه در برابر کار آمدی آن فرهنگ بروز می دهد000
بی گمان نفوذ و تائیر فن آوری پرشتاب تر و عمیق تر از دین است. از این قانون می توان به شکل دقیق تری یاد کرد، و آن این که می توانیم عقیده مند باشیم نیروی نفوذ عنصری از عناصر پرتو افکن فرهنگی، تناسب معکوسی باارزش آن عنصر از جهت فرهنگی دارد. عنصر کم ارزش در بدنه ای که در معرض هجوم قرار گرفته، نیروی مقاومت کم تری نسبت به عنصر پر اهمیت، بر می انگیزاند، و پر واضح است که این گزینش فرهنگی عناصر کم اهمیت از میان عناصر فرهنگ و تمدنی تأثیر گذار، به منظور انتشار آن عناصر کم ارزش در چشم اندازی فراخ و بیرونی، فرمولی نامطلوب را در بازی ارتباط فرهنگی تشکیل می دهد؛ زیرا این گزینش کم مایه چیزی جز بدترین امور جاری در بازی نیست.
بی شک فرایند تجزیه ای که روح این بازی است آغازی بر مسموم شدن حیات جامعه خواهد بود؛ جامعه ای که عناصر متعددی از پرتوهای فرهنگی جدا شده در کیان اجتماعی آن رخنه می کند.
عنصر جدا شده از میان عناصر پرتو افکن فرهنگی را می توان به الکترون رها شده یا به میکروب غیر قابل کنترل شبیه کرد؛ از جهت این که هنگام بریدن از نظامی که بر آن حاکم بود، کارآیی تخریبی خود را تثبیت کرد، از این رو آزاد می شود تا وجود خود را در قضایی مخالف شکل دهد.
این عنصر فرهنگی یا الکترون در نظام اصلی خود، هنگامی که ارتباطش با اجزای دیگر در چهارچوب سیستمی که اجزایش متعال بود، قرار داشت، مخرب نبود؛ هم چنین طبیعت این جزء یا میکروب رها شده یا واحد فرهنگی جداشده، آن گاه که در سیستم اصلی خود بود، هیچ تغییری نکرده بود، جز آن که این طبیعت پس از آن که از ارتباطات اصلی خود که در سایه آن کاملا بی ضرر بود جدا افتاده، به ویرانگری تمایل بیشتری پیدا کرد و در سایه چنین اوضاعی است که گوشت یک شخص برای شخص دیگر، کشنده و مرگ آور خواهد بود(38).
نتیجه ای که نوین بی از این کلام در پی آن است، این که ملتی که به ضرورت اخذ و اقتباس از ملت دیگر اعتقاد دارد، می باید به رهایی کامل از شخصیت، اصالت، ارزش ها و فرهنگ خود بیندیشد و در حیات فکری، اخلاقی، فرهنگی، علمی و صنعتی آن ملت به طور کامل ذوب شود و محال است بین این اجزا و عناصر فاصله بیندازد تا آن که از این فرهنگ آن چه را که می خواهد، بگیرد و آنچه را که نمی خواهد، ترک کند.

2- نقد نظریه توین بی

این نظریه مورد نقد و نظر بسیاری است. بی شک اقتباس، بده بستان و تبادل میان دو آیین و دو فرهنگ (تمدن) در دو بخش صورت می پذیرد که عبارت است از: بخش علمی و بخش فرهنگی.
بخش علمی از بخش فرهنگی متأثر می شود و به موجب اوضاع و شرایط آن، شکل می پذیرد. چنان که مقولات فرهنگی بر مقولات علمی تأثیر گذارده و آن را به رنگ خاص خود در می آورد. بنابراین مسایل علمی مثل جراحی، دارو سازی، پزشکی، ریاضی، هندسه، الکتریسیته، اتم و مکانیک، تابع مسایلی است از نوع دیگر در اخلاق، معرفت، عقیده، فلسفه و ادب و این ها همه مسایلی فرهنگی در زندگی انسان اند.
چنان که مسایل قسم اول به موجب مسایلی که در قسم دوم (مسایل فرهنگی) ذکر کردیم شکل می یابند. از این رو شیمی و داروسازی (مثلا) ممکن است در صورت وجود بینش و رشد و کمال فرهنگ انسانی در خدمت انسان و اهداف پزشکی و کشاورزی و غذایی در آیند، همان گونه که این امکان هست در صورت عدم وجود آگاهی و فرهنگ انسانی و فقدان معیارهای اخلاقی، در خدمت اهداف ضد انسانی و ساخت گازهای کشنده و کاربردهای نظامی و ساخت بمب های شیمیایی قرار گیرند.
اتم نیز چنین است. بهره برداری و استفاده از آن به اختلاف درک و فرهنگ در انسان ها، متفاوت است، و این، یعنی آن که شرایط برخوردهای علمی، متنوع و گاه مطمئن و گاه نامطمئن است.