فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

قاسم امین(23)

قاسم امین از داعیه داران برهنگی و رهایی از حجاب اسلامی است که به وابستگی نسبت به فرهنگ غرب و پذیرش آن به هر قیمتی دعوت می کرد و مجذوب و عاشق این فرهنگ بود. وی در کتاب المرأة الجدیدة نوشته است:
... این همان دردی است که باید به درمانش اقدام کنیم، و دارویی برای آن نیست مگر آن که فرزندانمان را بر اساس شناخت جوانب تمدن غرب آگاهی نسبت به اصول و فروع و آثارش تربیت کنیم. آن گاه که زمان آن فرا رسد - و امیدواریم که دیر نباشد - حقیقت همچون خورشیدی فروزان پیش چشم ما آشکار خواهد شد و ارزش تمدن غربی را خواهیم شناخت و به یقین در خواهیم یافت که محال است کم ترین اصلاحی در حال و روز ما صورت گیرد مگر آن که بر اساس دانش جدید روز باشد؛ و امور مختلف انسان ها، خواه مادی یا ادبی، محکوم قدرت علم است. از این رو می بینیم که مردم متمدن با همه اختلاف هایی که در جنس و نژاد و زبان و دین و وطن دارند، در شکل حکومت و اداره آن، در محاکم، نظام خانوادگی و شیوه های تربیت خانواده، زبان و نوشتار و اصول و شیوه ها، بلکه در بسیاری از آداب و رسوم ابتدایی و ساده مثل شیوه لباس پوشیدن، احوال پرسی، خورد و خوراک و... شباهت های زیادی با یکدیگر دارند. این، آن چیزی است که ما را وادار کرد تا به اروپاییان مثل بزنیم و تقلید از آنان را تحسین و دیده ها را به زن اروپایی متوجه کنیم (24).

سید حسن تقی زاده

سید حسن تقی زاده از رهبران حرکت مشروطه در ایران است. این حرکت اواخر حکومت خاندان قاجار، به منظور مبارزه با استبداد قاجاریه و برپایی دموکراسی قریب به اسلام یا در دایره اسلام، شکل گرفت، و اگر رویکرد فکری تقی زاده به جدایی دین از سیاست و برقراری دموکراسی غربی بیگانه از اسلام نبود، وی از سردمداران حرکت مشروطه محسوب می شد. وی معتقد بود که غرب در قله ارزش های انسانی قرار دارد(25).
در دوره دوم فعالیت مجلس شورای ملی، تقی زاده با همکاری برخی دوستانش (26)، حزب دمکرات را تشکیل داد. حرب دمکرات یا فرقه دموکرات نخستین حزب سیاسی در ایران(27) بود که روابط گرم و دوستانه ای بریتانیا داشت و عمال انگلستان در شهرها هواداران خود را به عضویت در این حزب، تشویق می کردند(28).
از مهمترین اصول اولیه پذیرفته شده در این حزب، جدایی دین از سیاست و عدم دخالت علمای دین در سیاست بود(29)،و از شرایط وابستگی به حزب این که شخص، منتسب به علمای دین یا شاغل به امور اسلامی نباشد(30).
تقی زاده، از مهمترین نظریه پردازان حزب دموکرات و از رهبران مجلس شورای ملی بود. به رغم آن که در آغاز زندگی سیاسی خود ملبس به عمامه و از فارغ التحصیلان مدارس دینی محسوب می شد، معتقد به ضرورت فرو افتادن در دامان غرب و پذیرش اسباب تمدن غربی بود. وی دراین باره سخنرانی ای دارد که آن را با عنوان اخذ تمدن خارجی در سال 1340 ش. در باشگاه مهرگان ایراد کرد(31).
او در مقاله ای که در شماره هفتم، سال 1920م. در مجله کاوه از وی به چاپ رسید، به وجود ریشه های فرهنگی برای ما در تاریخ، تشکیک کرده است(32).
رویکردها و تمایلش به غرب گرایی از عواملی است که موجب شد دو تن از مراجع تقلید نجف اشرف به اخراج وی از مجلس شورای ملی و تبعیدش حکم کنند(33)؛ و همین امر باعث شد تا از ایران خارج شود.
وی پس از سقوط خاندان قاجار و استیلای رضاخان پهلوی بر حکومت ایران، به کشور بازگشت.

جدایی ناپذیری علم و فرهنگ

شاید در این جا سودمند باشد به نکته حساسی اشاره کنیم که داعیان غرب گرایی غالبا به منظور تجویز دعوت خود مبنی بر دست برداشتن از میراث ها بدان تمسک می کنند، و آن این که ما تا به اسباب تمدن غربی دست پیدا نکنیم نمی توانیم به علم و تکنولوژی غربی دست بیابیم و تا زمانی که نکوشیم همانند غربیان بیندیشیم و همانند آنان به تصور اشیا و پدیده ها بپردازیم و چنان در جامعه زیست کنیم که مردم غرب می زیند، بی گمان دستیابی به علم و تکنولوژی غرب میسور ما نخواهد بود؛ مگر آن که افکار، تصورات و دیدگاه ما نسبت به خدا، هستی، انسان و اشیا تغییر کند، اخلاق و فرهنگ و تمدن ما رویکردی به سمت اخلاق و فرهنگ و تمدن غربی داشته باشد.
علت این گمراهی وانحراف، چیزی جز خلط میان علم و فرهنگ نیست. اگر به گفته ما یقین نداری، نوشته دکتر کامل عیاد را در مستقبل الثقافة فی المجتمع العربی، بخوان. وی می نویسد:
ما در صنایع ماشینی نمی توانیم پیشرفتی داشته باشیم... مگر آن که این فرهنگ (فرهنگ غربی) را میان مردم در گسترده ترین مقیاس ممکن انتشار دهیم(34).
بنابراین، برای میسر شدن دسترسی به اسباب دانش و شناخت تجربی، چنان که آنان می گویند، چاره ای نیست مگر آن که خودمان را یکباره به دامن تمدن غربی پرت کنیم؛ در آنچه خوب و دلپسند می نماید در فرهنگ آنان و در آن چه پلید و ناپاک است، و چنان که دکتر طه حسین بی هیچ شرم و خجالتی می گوید در خیر و شر، تلخ و شیرین، ناپسند و پسندیده و ستوده و معیوب آن تمدن، و بدون این عمومیت (اخذ از تمدن غربی در همه سطوح) امکان ندارد بتوانیم چیزی از اسباب علم و معرفت که ما را به غرب متصل کند فرا چنگ آوریم.
دکتر کامل عیاد در همان کتاب می نویسد:
ناچاریم اعتراف کنیم که عقاید ما تعارضی با اقتباس از فرهنگ جدید رایج در غرب ندارد، و در حقیقت اگر محافظه کاران در برخی کشورهای عربی - که تعدادشان خوشبختانه انگشت شمار است - را کنار بگذاریم، امروزه کسی که منکر ضرورت این اقتباس باشد را نمی یابیم.
البته گروهی هستند که خودشان را "میانه رو" قلمداد می کنند، به نظر آنان در این اقتباس باید بر محاسن فرهنگ و تمدن غرب و بر جوانبی از فرهنگ آنان که با اعتقادات و سنت های ما سازگاری داشته باشد اکتفا کرد.
ضعف این نظر در این است که مشخص کردن صفات، عقاید و سنت هایی که مختص فرهنگ غرب است و باید مراقب آن ها بود، دشوار است، هم چنین در معیاری که بتوان با آن خوبی ها و بدی های این فرهنگ را تشخیص داد، اختلاف نظر وجود دارد(35).
نویسنده از این که تعداد محافظه (مخالفان اقتباس از فرهنگ غرب) رو به کاستی است، به شدت ابراز خرسندی و از این که میان روها نتوانسته اند به حقیقت مطلب دست یابند احساس اندوه می کند.
تمام مشکل نزد اینان عدم وجود معیاری است که بتوانیم با آن محاسن را از معایب تشخیص دهیم، و هنگامی که کار به این جا رسید، بهتر است بگذریم و بلاتکلیف نمانیم!
ما می گوییم: اگر این مبلغان غرب گرایی بین علم و فرهنگ فرق می گذاشتند و حساب حوزه هایی که در آن ها احساس عجز و عقب ماندگی می کنیم - و به ناچار از غرب احتیاجات علمی و صنعتی خود را بر طرف می کنیم - و حوزه هایی مثل معارف، اخلاق، فرهنگ، عقیده و فلسفه که در آن ها غنی هستیم - و به داشته ها و میراث های خود مراجعه می کنیم - را از هم جدا می کردند، در چیزی از این امور که به حال و گذشته و فرهنگ و تمدن ما اسائه ادب کرده اند وارد نمی شدیم و همین دارایی ها ما را در علوم و تخصص هایی که بدان ها نیازمند بودیم کفایت می کردند؛ بدون آن که ما را از تاریخ و تمدن و گذشته و اصالت تاریخی مان جدا کنند.
لیکن ضعف و شکست روحی در رویارویی با تحول علمی و تکنولوژیکی غرب مارا به جایی کشانده که شخصیت، میراث، فرهنگ و تمدن مان را نمی شناسیم و بی هیچ حساب و کتابی و بدون هیچ ارزیابی و گزینش و انتقادی درباره فرهنگ و تمدن بیگانه، به دامن تمدن شرق و غرب در می غلتیم.
مبلغان غرب گرایی هرگز به طور صریح درباره این مسأله مهم اظهار عقیده و موضع نمی کنند؛ بلکه غالبا خود را پشت کلمات مه آلود و مبهم پنهان می دارند.
حقیقت مطلب این است که مبلغان غرب گرایی در این که اسلام خوب وبد فرهنگ غرب و درست و نادرست آن را از هم جدا کند، تردید دارند.
بشنویم از دکتر احمد عبدالرحیم مصطفی در این باره:
دشواری این موضوع در آن جا ظاهر می شود که مرزبندی میان امور سازگار با شریعت (چهار چوب قانونی اسلام) و عدم سازگار با آن، کار ساده ای نیست؛ زیرا افکار عمومی زمانه رویکرد ضعیفی نسبت به اسلام دارد؛ به اعتبار این که دگرگون کردن شیوه ای که دارای اصول الهی است، سخت و دشوار می نماید(36).
نویسنده، در ادامه، موضع حقیقی خود و آن چه که پشت این دعوت پنهان است را بی هیچ پرده پوشی و با تصریح به اسم تعداد اندکی از مصلحان بیان داشته، می افزاید:
تعداد اندکی از مصلحان به صراحت گفته اند که قوانین اسلامی، بر گرفته از تجربه آغازین شهر نشینی عرب هاست؛ بدین معنا که این قوانین به صرف پاسخ گویی به نیازهای آن دوره اجتماعی وضع شده بود، واین، چیزی است که لازمه اش تجدید نظر در این قوانین به حسب تغییر شرایط و موقعیت هاست(37).
این، همان موضع واقعی نویسنده است.
جهت گیری های سازشکارانه در مقابل فرهنگ و تمدن غرب، دو چیز را در خود نهفته دارد:
1 - شکست روحی و احساس ضعف در برابر تمدن غربی؛
2 - عدم ایمان به پیام الهی (قرآن و پیامبر) و تردید در این که این رسالت از جانب خدای بلند مرتبه و توانمند است، یا اصولا در وجود خود خدا شک و تردید داشتن.