فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

رضا پهلوی(11)

شاه ایران از سال 1925 تا 1941 م. وی سه سال پس از سقوط دولت عثمانی، قدرت را به دست گرفت.

امان الله خان.

پادشاه افغانستان از سال 1919 تا 1929 م. ازاروپا دیدار کرد وبعد از 1927 ش.، یعنی پس از سقوط دولت عثمانی، به شدت به غربی ساختن افغانستان توجه نشان داد که این امر، به سقوط حکومت و فرارش به اروپا منجر شد(12).
مشهور است که این سردمداران نسبت به غرب تمایل شدیدی از خود نشان داده و تلاش می کردند در اسرع وقت اساس و نشانه های تمدن اسلامی و موجودیت سیاسی اسلام در جهان را نابود و تمدن غربی را در کشورهای خود مستقر سازند و رژیم های کوچک منطقه ای و ناسیونالیسی را جانشین دولت اسلامی کنند.
در این برهه از تاریخ سیاسی معاصر، پدیده هایی رخ داد که هر یک را در ایجاد شکافت در دنیای اسلام، سهمی است. یکی قرداد سایکس - پیکو(13) (1916 م)است که دنیای اسلام را به رژیم هایی چند تقسیم کرده و دیگری وعده بالفور (14)(1917 م.) که به ایجاد رژیم صهیونیستی در فلسطین انجامید.
ساده انگاری است اگر تصور کنیم که این حوادث، بی هیچ نقشه قبلی و به طور تصادفی با هم جمع شدند، و باز، ساده لوحی است که خیال کنیم این سران کسانی بودند که برای پیشرفت علمی، اقتصادی و نظامی مملکت شان کار می کرده اند و تلاششان در جهت وارد کردن صنعت و تخصص های علمی پیشرفته به کشورشان بوده است. این سردمداران به بهانه تحول، دگرگونی، و مدرنیسم به نابودی:
1- خط و حرف عربی؛ 2- زبان فصیح عربی؛ 3- حجاب (اسلامی)؛ 4- حکم و قضاوت شرعی؛ 5- حدود الهی در حلال و حرام؛ 6- اخلاق و آداب و بسیاری امور دیگر، کمر همت بر بستند و مبارزه ای عملی را آغاز کردند.
جماعتی از برنامه ریزان، دانشمندان و ادیبان کشورهای مختلف اسلامی نیز در جرگه همین حاکمان بودند که به صورت آشکاری به خربی کردن مسلمانان، وابستگی دنیای اسلام به گوساله (سامری) غرب و جدایی کامل امت اسلامی از گذشته و تاریخش و محرومیت تام و تمام از تمدن و میراث هایش گرایش نشان می دادند.

پیشگامان غرب گرایی؛ از متفکران و نویسندگان

در عرصه دعوت به غرب گرایی و در افتادن به دامن تمدن غربی، نویسندگان و ادیبانی ظهور کردند که این دعوت را باکتاب ها، نوشته ها و آثار ادبی خود تقویت کردند. ما در اینجا به برخی از اینان اشاره می کنیم تا فرزندان این نسل، حجم توطئه ای که رهبران کفر و استکبار بر ضد امت اسلامی و فرهنگ و تمدنش، پیش از این نسل، تدارک دیده بودند را بشناسند.
طه حسین و دعوت به غرب گرایی
در دنیای عرب تعدادی از نویسندگان در این عرصه ظهور کردند که طه حسین بارزترین آنان است؛ نویسنده معروف مصری که تکیه گاه ادبیات عرب لقب گرفت.
طه حسین نسبت به تمدن غربی، اشتیاق زیادی از خود نشان می داد، تا جایی که به کشورش مصر بازگشت و مردمش را به جدایی از تمدن شان (تمدن اسلامی) و پذیرش تمدن غرب و فرو افتادن در دامن آن؛ از خوب و بد و تلخ و شیرینش فرا خواند.
وی در کتاب مستقبل الثقافة فی مصر(15) نوشته است:
زندگ ی مادی (مردم) ما در میان اقشار پر در آمد، اروپایی خالص است، و در بین طبقات دیگر بر اساس اختلاف قدرت افراد و گروه ها و جایگاهشان از ثروت و تمکن مالی، نسبت به زندگی اروپایی قرب و بعد پیدا می کند. معنای این حرف این است که ایده آل ها و ارزش ها در زندگی مادی مردم (مصر)، همان ایده آل ها و آرمان های اروپاییان در حیات مادی شان است.
زندگی معنوی ما، در تمام شکل ها و رنگ هایش، اروپایی خالص است. نظام حکومتی ما اروپایی صرف است که آن را بی هیچ ابا و تردیدی از اروپاییان گرفته ایم. اگر از این جهت نسبت به چیزی بر خودمان ایراد بگیریم بی گمان از جهت تأخیر و درنگ ما در انتقال نظام حکومتی و شیوه های حیات سیاسی است که اروپاییان دارا هستند.
ما بنیان ها و برنامه های تعلیم و تربیت را از قرن گذشته به شکل اروپایی خالص بر پا داشته ایم و در این، هیچ شک و گفت وگویی نیست.
بی تردید ما فرزندان مان را در مدارس ابتدایی، متوسطه و عالی، اروپایی می پروریم.
طه حسین، آن گاه چنین نتیجه می گیرد:
تمام این ها دلالت دارد بر این که در این دوره جدید، قصد آن داریم تا هر روز قدرتمندتر از روز پیش به اروپا متصل شویم، تا آن که در لفظ و معنا و فرم ومحتوا، جزیی از آن گردیم(16).
مسأله، نزد طه حسین روشن است و در آن هیچ تردیدی نیست. وی به گرد آوری آن چه غرب در آن به رشد و ترقی دست یافته؛ از علم و صنعت و تکنولوژی و هنر معماری فرا نمی خواند، بلکه به پیروی از غرب در همه امور و جدا شدن همه ما به طور کامل از تاریخ و تمدن و رسالت مان دعوت می کند تا در لفظ و معنا و فرم ومحتوا نسخه بدل غرب باشیم و چنان که طه حسین می گوید، دیدگاه، تصور، ارزیابی و حکومت هم نزد ما شایسته است که اروپایی باشد.
بنابراین، کافی نیست که فقط زندگی ما به سبک اروپاییان باشد و بس، بلکه بر ماست که در دید و درک و برداشت و ارزیابی نیز، چنان باشیم که اروپاییان هستند، و (به گمان ایشان) بایسته است که در تمام امور فرهنگی و واقعیات آن به تبعیت از اروپاییان بپردازیم؛ حتی در شیوه های زندگی و انواع ارتباطهای اجتماعی واقدامات و افعالی که پسندیده آنان نیست.
اگر این حرف ها را از بزرگ ادبیات عرب درست نمی دانی و باور نداری، پس با من سطوری چند از مستقبل الثقافة فی مصر را بخوان:
برما واجب است که به شیوه اروپاییان و در راه آنان حرکت کنیم تا همتایان و شریکان آنان در تمدن باشیم؛ از خوبی ها و بدی هایش، از شیرینی ها و تلخی هایش و آن چه را که پسندیده است و ناپسند و آن چه را که ستایش می کنند یا عیبش را می گویند.به اروپایی اعلام کنیم: ما هر چیز را چنان می بینیم که او می بیند و چنان ارزیابی می کنیم که او ارزیابی می کند و در امور چنان حکم می کنیم که او حکم می کند(17).
از طه حسین می گذریم و به دانشمند دیگری از ترکیه اسلامی می پردازیم: