فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

بی محتوا سازی فرهنگی

زمانی که این بی محتوا کردن فرهنگی رخ دهد، و امت از حالت وابستگی فرهنگی به حالت عدم وابستگی برسد، توان مقابله یا مقاومتی برایش نخواهد ماند، و پس از آن نسبت به منافع استکبار و مرکزهای نفوذش در دنیای اسلام تا دیر زمانی، واهمه ای به دل راه نخواهد داد.
از این جاست که نفوذ در این امت به آسانی صورت خواهد گرفت و انواع سلطه ها و سیادت ها را خواهد پذیرفت و دشمن بر ثروت ها، خشکی ها و دریا هایش دست تجاوز خواهد گشود.
برای آن که امت از هر محتوای فرهنگی وادای رسالتی خالی شود و از سوابق، میراث ها و تمدنش به طور کامل قطع رابطه کند، به ناچار باید این پل های ارتباطی که امروزش را به دیروزش و میراث ها و تمدنش پیوند می زند، تخریب شوند. به منظور جامه عمل پوشانیدن بدین تصور است که استکبار جهانی رویکردی به سوی تخریب این پل ها و قطع حال از گذشته، از خود نشان می دهد. در حیات سیاسی و فرهنگی معاصر ما، فصول فاجعه و مصیبت، این چنین رقم می خورد.

نشانه های حرکت غرب گرایی یا تخریب فرهنگی

در این جا به نشانه های حرکت غرب گرایی یا فرهنگ زدایی می پردازیم تا این نسل - نسل انقلاب - نسبت به نقشه های وحشتناکی که غرب به صورت خاصی در حال پیاده کردن آن در این برهه از زمان در دنیای اسلام است، آگاهی حاصل کند.
دغدغه بزرگ غرب در گذشته، محو دولت عثمانی در دنیای اسلام و نابودی کامل آن بوده است. دولت عثمانی - به رغم همه نقاط ضعف آشکارش -محور سیاسی، نظامی و اقتصادی نیرومندی در منطقه محسوب می شد که در برابر مطامع غرب در دنیای اسلام، ایستاده بود.
سرانجام در سال 1342 ق. / 1922 م. غرب تواست خلافت عثمانی را ساقط کند؛ پس از آن که به طو کامل ضعیف، فرسوده و پاشیده شده بود؛ تا جایی که خلیفه از امور خلافت و دولت، غیر از نماز جمعه و خطبه اش و قصر و اطرافیانش، صاحب اختیار چیز دیگری نبود.
دراین هنگام بود که غرب نفس راحتی کشید و صحنه سیاسی منطقه اسلامی از وجود نیرویی پرنفوذ، خالی شد. در نتیجه، غرب حرکت غرب گرایی و فرهنگ زدایی را در منطقه اسلامی در سطحی گسترده آغاز کرد؛ حرکتی که در دنیای اسلام از پیش نیز وجود داشت، ولیکن پس از سقوط دولت عثمانی به طور چشم گیری در همه بخش ها، سیر صعودی گرفت.

زمامدارانی که از حرکت غرب گرایی حمایت کردند

درست در مرحله ای که دولت عثمانی نزدیک به سقوط بود و مرحله پس از آن، در صحنه سیاسی دنیای اسلام، حاکمان و رژیم هایی به قدرت رسیدند که به شکل آشکاری نسبت به جدایی دنیای اسام از ریشه های فرهنگی اش در ارتباط با غرب و تمدن غربی، تحت شعار تجدد، مدرنیسم، تحولو پیشرفت، گرایش نشان دادند. در این جا تعدادی از این زمامداران را نام می بریم: