فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

تخریب فرهنگی

ما می پرسیم:استکبار از چه رو چنین موضع گیری تخریبی را در برابر فرهنگ و تمدن ما بروز می دهد؟ این، پرسش خوبی است. بی گمان برای طراحان دستگاه های نبرد استکباری، تمدن اسلامی ما اهمیتی ندارد و برای آنان مهم نیست که جانشینی برای این تمدن مطرح کنند؛ و اصلا آنان سفیران فرهنگ و تمدنی نیستند که بخواهند به تخریب تمدنی بیندیشند و تمدن دیگری را به جایش بنشانند؛ بلکه جویندگان ثروت و لذت اند و جمع کنندگان طلای زرد و سیاه.
هر کس که شرق و غرب را می شناسد، بی هیچ مناشقه ای بدین حقیقت واقف است. بگذریم از ساده اندیشانی که تصور می کنند غرب سرمایه داری و شرق کمونیستی نقش انسانی را در حیات ما ایفا می کنند!
به راستی، غرب و شرق از تخریب فرهنگی در زندگی این امت و در انهدام پل ها و برکندن ریشه ها، به دنبال رسیدن به چه مصالح و منافعی هستند؟ به نظر ما این قضیه نیز به علاقه آنان به جمع کردن طلای زرد و سیاه باز می گردد.
بی گمان، ریشه های فرهنگی توان مقابله با غارت و هجوم نظامی، فکری، سیاسی یا هجوم به منظور غارت مال یا مسخ فرهنگ را به امت می بخشد؛ و این، خاصیت فرهنگ ریشه دار در امت است.
بنابراین، تا هنگامی که امت با پشینه و فرهنگش در ارتباط، و به شخصیت تاریخی وفرهنگی اش آگاه باشد، باهرگونه هجوم و اشغال و سوء استفاده ای مقابله کرده و در برابر نفوذ سیاسی و فکری بیگانگان خواهد ایستاد.
غرب، به منظور تحمیل سلطه و نفوذش بر مسلمانان به سوی جهان اسلام آمده تا به غارت و چپاول همه جانبه اش دست یازد. دنیای غرب می داند که امت اسلامی دربرابر هر بیگانه مداخله گر و هر نفوذ و سلطه ای خواهد ایستاد، و بدین نکته آگاه است که منشأاین پایداری، دین، فرهنگ و تمدن مسلمانان است، و امکان ندارد آنان بر گنجینه ها و ثروت های مسلمانان دست درازی کنند، مکر آنکه از پیش، فکر و اندیشه فرزندانشان را تسخیر کرده باشند؛ و هم چنین امکان ندارد راهی به سوی ثروت های مسلمانان بگشایندد؛ قبل از آن که راه ما را نسبت به فرهنگ، رسالت و میراث های ما سد کنند.
طراحان نقشه های استکباری، بر تمام این حقیقت ها واقف اند و برای رفع این مشکل و از بین بردن این استقامت و مقاومت با تمام جدیت در تلاش اند.

بی محتوا سازی فرهنگی

زمانی که این بی محتوا کردن فرهنگی رخ دهد، و امت از حالت وابستگی فرهنگی به حالت عدم وابستگی برسد، توان مقابله یا مقاومتی برایش نخواهد ماند، و پس از آن نسبت به منافع استکبار و مرکزهای نفوذش در دنیای اسلام تا دیر زمانی، واهمه ای به دل راه نخواهد داد.
از این جاست که نفوذ در این امت به آسانی صورت خواهد گرفت و انواع سلطه ها و سیادت ها را خواهد پذیرفت و دشمن بر ثروت ها، خشکی ها و دریا هایش دست تجاوز خواهد گشود.
برای آن که امت از هر محتوای فرهنگی وادای رسالتی خالی شود و از سوابق، میراث ها و تمدنش به طور کامل قطع رابطه کند، به ناچار باید این پل های ارتباطی که امروزش را به دیروزش و میراث ها و تمدنش پیوند می زند، تخریب شوند. به منظور جامه عمل پوشانیدن بدین تصور است که استکبار جهانی رویکردی به سوی تخریب این پل ها و قطع حال از گذشته، از خود نشان می دهد. در حیات سیاسی و فرهنگی معاصر ما، فصول فاجعه و مصیبت، این چنین رقم می خورد.

نشانه های حرکت غرب گرایی یا تخریب فرهنگی

در این جا به نشانه های حرکت غرب گرایی یا فرهنگ زدایی می پردازیم تا این نسل - نسل انقلاب - نسبت به نقشه های وحشتناکی که غرب به صورت خاصی در حال پیاده کردن آن در این برهه از زمان در دنیای اسلام است، آگاهی حاصل کند.
دغدغه بزرگ غرب در گذشته، محو دولت عثمانی در دنیای اسلام و نابودی کامل آن بوده است. دولت عثمانی - به رغم همه نقاط ضعف آشکارش -محور سیاسی، نظامی و اقتصادی نیرومندی در منطقه محسوب می شد که در برابر مطامع غرب در دنیای اسلام، ایستاده بود.
سرانجام در سال 1342 ق. / 1922 م. غرب تواست خلافت عثمانی را ساقط کند؛ پس از آن که به طو کامل ضعیف، فرسوده و پاشیده شده بود؛ تا جایی که خلیفه از امور خلافت و دولت، غیر از نماز جمعه و خطبه اش و قصر و اطرافیانش، صاحب اختیار چیز دیگری نبود.
دراین هنگام بود که غرب نفس راحتی کشید و صحنه سیاسی منطقه اسلامی از وجود نیرویی پرنفوذ، خالی شد. در نتیجه، غرب حرکت غرب گرایی و فرهنگ زدایی را در منطقه اسلامی در سطحی گسترده آغاز کرد؛ حرکتی که در دنیای اسلام از پیش نیز وجود داشت، ولیکن پس از سقوط دولت عثمانی به طور چشم گیری در همه بخش ها، سیر صعودی گرفت.