فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

انهدام پل ها

خانه، مدرسه و مسجد پل های سه گانه ای است که فرهنگ و تمدن ما را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده و ما را با ریشه های عمیق تمدن ما ارتباط می دهند. اگر این کانال ها و پل های ارتباطی نباشند، حال ما از گذشته به طور کامل قطع رابطه خواهد کرد و امت اسلامی که ریشه دارترین امت در تاریخ و دارای تمدن، اصالت و عمق است به بوته ای تبدیل خواهد شد بی ریشه، و از درختی که ریشه اش ثابت و شاخه اش در آسمان است به علف های هرزی که این جا و آن جا می رویند و سپس همان سان که شکل گرفتند به نا بودی می گرایند، مبدل خواهد شد.
بی گمان به همان اندازه که اسلام به سلامت این پل های ارتباطی و تأثیر گذاری آن ها در زندگی امت می اندیشد و می کوشد، دستگاه های استکبار جهانی به منظور قطع این پل ها در زندگی امت و توقف حرکت آن، نقشه می کشند، و به جرأت می توان گفت که چالش سیاسی مرحله اخیر در زندگی ما، نبردی است میان ما وکفر جهانی که بر محور قطع این پل ها و وصل آن ها دور می زند.
استکبار و نو کرانش از حاکمان و متفکران، کوشیده اند در دنیای اسلام، این زور آزمایی را جنگ بین کهنه و نو قلمداد کنند؛ اما حقیقت، چیز دیگری است. درگیری میان نو و کهنه نیست، بلکه نبرد بر سر گسستن و پیوستن است.
استکبار جهانی می کوشد تا امت اسلامی را از گذشته و ریشه های تاریخی اش بگسلد و پل هایی که امروزش را به دیروزش ارتباط میدهد، منهدم سازد؛ اما مخلصان و فرزندان آگاه وهوشیار امت اسلامی، عمق این دسیسه را درک کرده و می کوشند تا امروز ما مرتبط به دیروز و میراث ها و ریشه های تاریخی آن باقی بماند.
این چالش (میان گسستن و پیوستن)در تمام مکان ها درجریان است: در مدرسه، دانشگاه، خیابان، هنر، ادبیات، اصطلاح ها، سنت ها، زبان، خط، شعر، شیوه زندگی، خانواده، شیوه اندیشه و فکر، زبان محاوره و بسیاری چیزهای دیگر در زندگی ما.

تخریب فرهنگی

ما می پرسیم:استکبار از چه رو چنین موضع گیری تخریبی را در برابر فرهنگ و تمدن ما بروز می دهد؟ این، پرسش خوبی است. بی گمان برای طراحان دستگاه های نبرد استکباری، تمدن اسلامی ما اهمیتی ندارد و برای آنان مهم نیست که جانشینی برای این تمدن مطرح کنند؛ و اصلا آنان سفیران فرهنگ و تمدنی نیستند که بخواهند به تخریب تمدنی بیندیشند و تمدن دیگری را به جایش بنشانند؛ بلکه جویندگان ثروت و لذت اند و جمع کنندگان طلای زرد و سیاه.
هر کس که شرق و غرب را می شناسد، بی هیچ مناشقه ای بدین حقیقت واقف است. بگذریم از ساده اندیشانی که تصور می کنند غرب سرمایه داری و شرق کمونیستی نقش انسانی را در حیات ما ایفا می کنند!
به راستی، غرب و شرق از تخریب فرهنگی در زندگی این امت و در انهدام پل ها و برکندن ریشه ها، به دنبال رسیدن به چه مصالح و منافعی هستند؟ به نظر ما این قضیه نیز به علاقه آنان به جمع کردن طلای زرد و سیاه باز می گردد.
بی گمان، ریشه های فرهنگی توان مقابله با غارت و هجوم نظامی، فکری، سیاسی یا هجوم به منظور غارت مال یا مسخ فرهنگ را به امت می بخشد؛ و این، خاصیت فرهنگ ریشه دار در امت است.
بنابراین، تا هنگامی که امت با پشینه و فرهنگش در ارتباط، و به شخصیت تاریخی وفرهنگی اش آگاه باشد، باهرگونه هجوم و اشغال و سوء استفاده ای مقابله کرده و در برابر نفوذ سیاسی و فکری بیگانگان خواهد ایستاد.
غرب، به منظور تحمیل سلطه و نفوذش بر مسلمانان به سوی جهان اسلام آمده تا به غارت و چپاول همه جانبه اش دست یازد. دنیای غرب می داند که امت اسلامی دربرابر هر بیگانه مداخله گر و هر نفوذ و سلطه ای خواهد ایستاد، و بدین نکته آگاه است که منشأاین پایداری، دین، فرهنگ و تمدن مسلمانان است، و امکان ندارد آنان بر گنجینه ها و ثروت های مسلمانان دست درازی کنند، مکر آنکه از پیش، فکر و اندیشه فرزندانشان را تسخیر کرده باشند؛ و هم چنین امکان ندارد راهی به سوی ثروت های مسلمانان بگشایندد؛ قبل از آن که راه ما را نسبت به فرهنگ، رسالت و میراث های ما سد کنند.
طراحان نقشه های استکباری، بر تمام این حقیقت ها واقف اند و برای رفع این مشکل و از بین بردن این استقامت و مقاومت با تمام جدیت در تلاش اند.

بی محتوا سازی فرهنگی

زمانی که این بی محتوا کردن فرهنگی رخ دهد، و امت از حالت وابستگی فرهنگی به حالت عدم وابستگی برسد، توان مقابله یا مقاومتی برایش نخواهد ماند، و پس از آن نسبت به منافع استکبار و مرکزهای نفوذش در دنیای اسلام تا دیر زمانی، واهمه ای به دل راه نخواهد داد.
از این جاست که نفوذ در این امت به آسانی صورت خواهد گرفت و انواع سلطه ها و سیادت ها را خواهد پذیرفت و دشمن بر ثروت ها، خشکی ها و دریا هایش دست تجاوز خواهد گشود.
برای آن که امت از هر محتوای فرهنگی وادای رسالتی خالی شود و از سوابق، میراث ها و تمدنش به طور کامل قطع رابطه کند، به ناچار باید این پل های ارتباطی که امروزش را به دیروزش و میراث ها و تمدنش پیوند می زند، تخریب شوند. به منظور جامه عمل پوشانیدن بدین تصور است که استکبار جهانی رویکردی به سوی تخریب این پل ها و قطع حال از گذشته، از خود نشان می دهد. در حیات سیاسی و فرهنگی معاصر ما، فصول فاجعه و مصیبت، این چنین رقم می خورد.