فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

مؤسسه حوزه علمیه

برای آن که مسجدها بتوانند نقش خود را در خدمت به امت اسلامی و انتقال میراث های فرهنگی با قدرت تمام ایفا کنند، به ناچار بایستی پشتوانه های انسانی و فرهنگی داشته باشند؛ زیرا مسجدهابه دانشمندان، خطیبان و سخنرانانی که وظیفه آگاهی بخشی وایجاد حرکت در اجتماع اسلامی را بر عهده دارند، نیازمند است واین وظیفه نیز از طریق این مؤسسه ها(حوزه های علمیه) صورت می پذیرد. انجام این امر، وجود دانشکده های اسلامی (حوزه های علمی) که وظیفه اش تربیت متخصصان در مسایل فرهنگ اسلامی است را می طلبد.
از این رو، به ناچار می باید گروهی از مسلمانان از مناطق خود کوچ کنند و این فرهنگ را به صورت اختصاصی فرا گیرند، تا نقش توجیهی و حساس خود را در اجتماع بر اساس کریمه فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون (9)ایفا کنند.
براین اساس، مؤسسه مسجد شامل مؤسسه های فرهنگی ای که در اصطلاح آن ها را حوزه های علمیه و مؤسسه های تابعه و بر پا دارنده حوزه های علمیه می نامیم، مانند مرجعیت، مقام افتا و منبرهای وعظ و خطابه نیز می شود.
مسجد، با چنین تعریف وسیعی، سطح گسترده ای از زندگی مردم را به خود اختصاص خواهد دهد واز مهم ترین مجاری انتقال افکار و ارزش ها از نسلی به نسل دیگر در تاریخ انسانی و از مهم ترین دژهایی خواهد بود که قدرت آن را دارد تا میراث های مارا از نابودی و انحراف ها، به ویژه در سال های تلخ طولانی ای که پل هاو دژهای فرهنگی ما از جانب دشمن مورد تعرض ضربه های قوی قرار گرفته، حفظ کند.
در طول این سال های تلخ، مسجد توانست استقلالش را حفظ کند و دشمن از مصادره این مؤسسه و محاصره و منحرف کردن آن از انجام رسالتش، ناکام ماند. در این میدان، مسجد، آخرین دژ از دژهای فرهنگی بود که در مقابل حرکت غرب گرایی مقاومت کرد، و اگر این تشکیلات و مؤسسه ها نیز تسلیم تسلط غرب می شدند و آنان بر مسجدها و پشتوانه هایش از حوزه های علمی اسلامی، دست تجاوز می گشودند، هیچ چیز ما از افساد و ویرانگری آنان محفوظ نمی ماند.

انهدام پل ها

خانه، مدرسه و مسجد پل های سه گانه ای است که فرهنگ و تمدن ما را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده و ما را با ریشه های عمیق تمدن ما ارتباط می دهند. اگر این کانال ها و پل های ارتباطی نباشند، حال ما از گذشته به طور کامل قطع رابطه خواهد کرد و امت اسلامی که ریشه دارترین امت در تاریخ و دارای تمدن، اصالت و عمق است به بوته ای تبدیل خواهد شد بی ریشه، و از درختی که ریشه اش ثابت و شاخه اش در آسمان است به علف های هرزی که این جا و آن جا می رویند و سپس همان سان که شکل گرفتند به نا بودی می گرایند، مبدل خواهد شد.
بی گمان به همان اندازه که اسلام به سلامت این پل های ارتباطی و تأثیر گذاری آن ها در زندگی امت می اندیشد و می کوشد، دستگاه های استکبار جهانی به منظور قطع این پل ها در زندگی امت و توقف حرکت آن، نقشه می کشند، و به جرأت می توان گفت که چالش سیاسی مرحله اخیر در زندگی ما، نبردی است میان ما وکفر جهانی که بر محور قطع این پل ها و وصل آن ها دور می زند.
استکبار و نو کرانش از حاکمان و متفکران، کوشیده اند در دنیای اسلام، این زور آزمایی را جنگ بین کهنه و نو قلمداد کنند؛ اما حقیقت، چیز دیگری است. درگیری میان نو و کهنه نیست، بلکه نبرد بر سر گسستن و پیوستن است.
استکبار جهانی می کوشد تا امت اسلامی را از گذشته و ریشه های تاریخی اش بگسلد و پل هایی که امروزش را به دیروزش ارتباط میدهد، منهدم سازد؛ اما مخلصان و فرزندان آگاه وهوشیار امت اسلامی، عمق این دسیسه را درک کرده و می کوشند تا امروز ما مرتبط به دیروز و میراث ها و ریشه های تاریخی آن باقی بماند.
این چالش (میان گسستن و پیوستن)در تمام مکان ها درجریان است: در مدرسه، دانشگاه، خیابان، هنر، ادبیات، اصطلاح ها، سنت ها، زبان، خط، شعر، شیوه زندگی، خانواده، شیوه اندیشه و فکر، زبان محاوره و بسیاری چیزهای دیگر در زندگی ما.

تخریب فرهنگی

ما می پرسیم:استکبار از چه رو چنین موضع گیری تخریبی را در برابر فرهنگ و تمدن ما بروز می دهد؟ این، پرسش خوبی است. بی گمان برای طراحان دستگاه های نبرد استکباری، تمدن اسلامی ما اهمیتی ندارد و برای آنان مهم نیست که جانشینی برای این تمدن مطرح کنند؛ و اصلا آنان سفیران فرهنگ و تمدنی نیستند که بخواهند به تخریب تمدنی بیندیشند و تمدن دیگری را به جایش بنشانند؛ بلکه جویندگان ثروت و لذت اند و جمع کنندگان طلای زرد و سیاه.
هر کس که شرق و غرب را می شناسد، بی هیچ مناشقه ای بدین حقیقت واقف است. بگذریم از ساده اندیشانی که تصور می کنند غرب سرمایه داری و شرق کمونیستی نقش انسانی را در حیات ما ایفا می کنند!
به راستی، غرب و شرق از تخریب فرهنگی در زندگی این امت و در انهدام پل ها و برکندن ریشه ها، به دنبال رسیدن به چه مصالح و منافعی هستند؟ به نظر ما این قضیه نیز به علاقه آنان به جمع کردن طلای زرد و سیاه باز می گردد.
بی گمان، ریشه های فرهنگی توان مقابله با غارت و هجوم نظامی، فکری، سیاسی یا هجوم به منظور غارت مال یا مسخ فرهنگ را به امت می بخشد؛ و این، خاصیت فرهنگ ریشه دار در امت است.
بنابراین، تا هنگامی که امت با پشینه و فرهنگش در ارتباط، و به شخصیت تاریخی وفرهنگی اش آگاه باشد، باهرگونه هجوم و اشغال و سوء استفاده ای مقابله کرده و در برابر نفوذ سیاسی و فکری بیگانگان خواهد ایستاد.
غرب، به منظور تحمیل سلطه و نفوذش بر مسلمانان به سوی جهان اسلام آمده تا به غارت و چپاول همه جانبه اش دست یازد. دنیای غرب می داند که امت اسلامی دربرابر هر بیگانه مداخله گر و هر نفوذ و سلطه ای خواهد ایستاد، و بدین نکته آگاه است که منشأاین پایداری، دین، فرهنگ و تمدن مسلمانان است، و امکان ندارد آنان بر گنجینه ها و ثروت های مسلمانان دست درازی کنند، مکر آنکه از پیش، فکر و اندیشه فرزندانشان را تسخیر کرده باشند؛ و هم چنین امکان ندارد راهی به سوی ثروت های مسلمانان بگشایندد؛ قبل از آن که راه ما را نسبت به فرهنگ، رسالت و میراث های ما سد کنند.
طراحان نقشه های استکباری، بر تمام این حقیقت ها واقف اند و برای رفع این مشکل و از بین بردن این استقامت و مقاومت با تمام جدیت در تلاش اند.