فهرست کتاب


دنیای اسلام و تهاجم فرهنگی غرب

آیة الله محمد مهدی آصفی

1- خانه

منظور از خانه، خانواده است. نقش خانواده در انتقال میراث های فرهنگی به نسل جوان، بسیار بزرگ و با اهمیت است؛ چرا که زیر ساخت های عقیدتی که بر اساس آن شخصیت کودک شکل می پذیرد، در خانواده تکوین می یابد و این زیر ساخت ها تأثیر فعالی در شخصیت انسان در فردای حیاتش خواهد داشت.
حضرت علی - (علیه السلام) - به امام حسن مجتبی - (علیه السلام) فرمودند:
و انما قلب الحدث کالأرض الخالیة، ما القی فیها من شی ء قبلته، فبادر تک بالأدب قبل أن یقسو قلبک ویشتغل لبک(1).
دل نونهال همچون زمین ناکشته است؛ هر چه در آن افکنند، بپذیرد، پس به ادب آموختنت پرداختم، پیش از آن که دلت سخت شود و اندیشه ات، هوایی دیگر گیرد.
سلامت اساس خانواده، تأثیر زیادی در سلامت تربیت فرزندان دارد؛ چنان که فساد خانواده (خانواده فاسد) در به فساد کشانیدن و انهدام نسل نو ظهور (جوان)، نقش تعیین کننده ای را داراست.
از رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - روایت شده است:
ما من بیت لیس فیه شی ء من الحکمة الا کان خرابا.
خانه ای که چیزی از حکمت (دریافت حق و حقیقت) در آن نباشد، بی گمان رو به ویرانی است.
به عکس این، خانواده صالح و شایسته است؛ خانواده ای که قادر است نقش فعالی در ساختن نسل ایفا کند وارزش ها و میراث های فرهنگی را به نسلی که در دامنش می پرورد، انتقال دهد.
حضرت علی - (علیه السلام)- چگونگی انتقال خلاصه دریافت ها دانسته هایش را در باره فرهنگ و تاریخ برای فرزندش حضرت امام مجتبی، چنین شرح می دهد:
أی بنی! انی و ان لم أکن عمرت عمر من کان قبلی، فقد نظرت فی اعمالهم و فکرت فی أخبارهم و سرت فی آثارهم، حتی عدت کأحدهم، بل کأنی بما انتهی الی من أمورهم قد عمرت مع أولهم الی آخرهم فعرفت صفو ذلک من کدره، ونفعه من ضرره، فاستخلصت لک من کل أمر نخیله، وتوخیت لک جمیله، وصرفت عنک مجهوله(2).
پسرعزیزم! هر چند من به اندازه همه آنان که پیش از من بوده اند، نزیسته ام، اما در کارهاشان نگریسته ام و در سرگذشت هاشان اندیشیده، و در آنچه از آنان مانده، رفته و دیده ام تا چون یکی از ایشان گردیده ام، بلکه با آگاهی ای که از کارهاشان به دست آورده ام گویی چنان است که با نخستین تا پسینشان به سر برده ام، پس از آنچه - دیدم - روشن را از تار، سودمند را از زیانبار باز شناختم وبرای تو از هر چیز، زبده آن را جدا ساختم ونیکویی آن را برایت جست وجو کردم، و آن را که شناخته نبود از دسترس تو به دور انداختم.
حضرت امیرالمومنین - (علیه السلام) -از جو خانوادگی ای که او را در دوره کودکی به تربیت ومراقبت پرورد واز تأثیر گذاری این تربیت و رعایت خانوادگی در ساخت شخصیتی خود چنین خبر می دهد:
وقد علمتم موضعی من رسول الله - صلی الله علیه وآله و سلم - بالقرابة القریبة، والمنزلة الخصیصة، وضعنی فی حجره و أنا ولد یضمنی الی صدره، ویکنفنی فی فراشه، و یمسنی جسده، ویشمنی عرفه، وکان یمضغ الشی ء ثم یلقمنیه، و ما وجد لی کذبة فی قول، ولا خطلة فی فعل ... ولقد کنت اتبعه اتباع الفصیل أثر امه، یرفع لی فی کل یوم من اخلاقه علما، ویامرنی بالا قتداء به. ولقد کان یجاور فی کل سنة بحراء فأراه، ولا یراه غیری. ولم یجمع بیت واحد یومئذ فی الاسلام غیر رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - و خدیجة و أنا ثالثهما. أری نور الوحی والرسالة، وأشم ریح النبوة(3).
شما می دانید مرا نزد رسول خدا چه رتبت است، و خیشاوندی من با او در چه نسبت است. آن گاه که کودک بودم مرا در کنار خود نهاد و بر سینه خویشم جا داد، ومرا در بستر خود می خوابانید، چنان که تنم را به تن خویش می سود و بوی خوش خود را به من می بویانید. گاه بود که چیزی را می جوید، سپس آن را به من می خورانید. از من دروغی در گفتار نشنید و خطایی در کردار ندید... و من در پی او بودم (در سفر و حضر)؛ چنان که شتر در بچه در پی مادر. هر روز برای من از اخلاق خود نشانه ای بر پا می داشت و مرا به پیروی آن می گماشت. هر سال در حرا خلوت می گزید، من او را می دیدم و جز من کسی وی را نمی دید. آن هنگام جز خانه ای که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - و خدیجه در آن بود، در هیچ خانه ای مسلمانی راه نیافته بود، من سومین آنان بودم. روشنایی وحی و پیامبری را می دیدم بوی نبوت را می شنودم.

2-مدرسه

منظور از مدرسه، مرکزها و وسایل فرهنگی در مراحل مختلف آن و دستگاه بشری فرهنگ ساز و آموزش دهنده آن به جوانان است واین، میدان وسیعی است که مدرسه، کتاب، شیوه های آموزشی، معلمان و مدرسان، فعالیت های فرهنگی تربیتی، خط، حرف، زبان، فرهنگ، تبلیغات، روزنامه و غیره را شامل است.
در این چارچوب وسیع، مدرسه از مهمترین پل هایی است که وظیفه انتقال میراث های فرهنگی از دوره ای به دوره ای به دوره ای دیگر، ارتباط برخی نسل ها با یکدیگر واتصال نسل پیشرفته به نسل عقب مانده را بر عهده دارد. از آن جا که انسان ها آموزش های نخستین را از خانه فرا می گیرند، بی گمان در مرحله دوم، این آموزش ها در عقل و روحش، از مدرسه شکل می گیرد.
در دستورهای اسلامی تأکید فراوانی بر مقام معلم و احترام به او وارد شده است. امام باقر (علیه السلام) - از زبان رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم -فرمودند:
ان معلم الخیر یسغفر له دواب الأرض حیتان البحر و کل ذی روح فی الهواء و جمیع أهل السماء والأرض(4).
برای معلمی که خوبی ها را تعلیم می دهد، جنبدگان روی زمین، ماهیان دریا، موجودات زنده هوا و تمام آسمان و زمین، استغفار میکنند.
امام صادق - (علیه السلام) - نیز فرمودند:
من علم خیرا فله بمثل أجر من عمل به .قلت: فان علمه غیره، یجری ذلک له؟ قال: ان علم الناس کلهم جری له. قلت: و ان مات؟ قال: وان مات (5).
هرکس خیری را تعلیم دهد، برای او همانند پاداش کسی است که بدان عمل کند. راوی پرسید: اگر آن که تعلیم گرفته خود به دیگری تعلیم دهد، چه؟ فرمود: اگر فرد دوم به تمام مردم نیز بیاموزد، باز برای شخص نخستین همان پاداش باشد. راوی پرسید: اگر شخص نخست، مرده باشد، چه؟ فرمود: اگر چه مرده باشد، باز همان پاداش برای وی خواهد بود.
امام صادق - (علیه السلام) - از رسول اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - چنین نقل کرده است:
ویجی ء الرجل یوم القیامه و له من الحسنات کالسحاب الرکام أو کالجبال الرواسی، فیقول: یارب أنی لی هذا ولم أعملها؟ فیقول: هذا علمک الذی علمته الناس یعمل به بعدک (6).
در روز قیامت، مردی در عرصه حساب حاضر می شود که حسناتش همچون ابرهای متراکم و کوه های سخت بنیاد است. می گوید: خدایا! من کجا و این همه حسنه کجا؟ این ها که از اعمال من نیست! به او می گویند: این، همان دانشی است که به مردم آموختی و پس از تو بدان عمل کردند. عبدالرحمان سلمی سوره حمد را به فرزندی از فرزندان حضرت اباعبدالله الحسین - (علیه السلام) - تعلیم داد. کودک آن گاه که سوره را نزد پدر گرامی اش تلاوت فرمود، امام - (علیه السلام) - مال و زیور آلات فراوانی به معلمش اهدا و دهانش را از مروارید پر کرد. و وقتی از وی در این باره سؤال شد، فرمود:
این مقدار ناچیز، هرگز با تعلیم او برابری نخواهد کرد!(7).

3. مسجد

سومین پل از پل های سه گانه، مسجد است. مسجد در اسلام، مرکز عبادت عبادت و محل سامان دهی فکری، اخلاقی، سیاسی و همکاری در انجام و کرهای نیک و خدمت به دیگران است که نقش مرکزی و اصلی را در این گونه فعالیت ها به عهده دارد. سخن زیر، از نقش مسجد و ارزش آن در جامعه اسلامی، پرده بر می دارد.
حضرت امیر مؤمنان علی - (علیه السلام) - فرمودند:
من اختلف الی المسجد، أصاب احدی الثمان: 1- اخا مستفادا فی الله؛ 2- أو علما مستطرفا؛ 3- أو آیة محکمة؛ 4- أو رحمة منتظرة؛ 5 - أو کلمة ترده عن ردی؛ 6- أو یسمع الی کلمة تدل علی الهدی؛ 7- أو یترک دنیا خسیسة؛ 8 - أو حیاء(8).
هر کس به مسجدی رفت و آمد داشته باشد، به یکی از هشت چیز می رسد: 1- برادری دینی؛ 2- دانشی تازه؛ 3- نشانه ای استوار؛ 4- بخششی مورد انتظار؛ 5 - کلمه ای که از پستی (هلاکت) بازش دارد؛ 6- کلمه ای بشنود که هدایتش کند؛ 7- دنیای پستی را ترک گوید؛8 - با حیا شود.
در تاریخ اسلامی، مسجدها، مدرسه های فرهنگی، منبرهای تهذیب و تربیت، مرکزهای حرکت و عمل اجتماعی و سیاسی، از با نشاط ترین مؤسسه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در حیات مسلمانان بودند که وظیفه مهم انتقال مواریث تمدن اسلامی را از نسلی به نسل دیگر بر عهده داشتند. چنان که از استوارترین دژهای اندیشه و ارزش های اسلامی نیز محسوب می شدند و از طریق همین سنگر بود که مسلمانان توانستند میراث های فکری و فرهنگی خود را غارت و چپاول دشمنان جاهلی حفظ کنند.