مفتاح الفلاح به ضمیمه ی رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور اثر آیت الله حسن حسن زاده آملی

نویسنده : شیخ بهائی

یادداشت ناشر

مفتاح الفلاح یکی از ارزنده ترین کتب ادعیه در فرهنگ شعیی است. اهمیت این اثر یکی به لحاظ جلالت قدر و مقام رفیع علمی و معنوی گرد آورنده این اثر است که با شناخت دقیق و فهم عمیق خود از معارف معصومین (علیه السلام) مجموعه ای از احادیث متقن وارده در این باب را گرد آوری نموده است.
اهمیت و ویژگی دیگر این مجموعه در اینست که یک برنامه روحی و روانی برای تمام اوقات شبانه روز می باشد. بدین معنا که انسان در هر ساعتی از ساعات که حال دعا و استغاثه داشته باشد می تواند با مضامینی عالی با معبود و معشوق یگانه خود راز و نیاز نموده و روح خود را در معرض اشراقات و انوار قدسیه الهی قرار دهد. چنانکه بعضی ارباب معرفت عمل بدان را به عنوان دستور العمل سلوکی برخی شاگردان خود قرار می دادند؛ کما اینکه داستان جالبی مشتمل بر این مضمون را مرحوم محدث قمی (ره) در سفینه البحار نقل می کند که ذکر آن خالی از فائده نیست.
از قاضی معز الدین محمد بن تقی الدین اصفهانی که در زمان شاه عباس قاضی اصفهان بوده است و از فقهاء و متکلمین بوده و در علوم ریاضی مهارت تام داشته است و از مشایخ مجلسی اول بوده است... نقل است که گوید: شبی یکی از امامان (علیه السلام) را در خواب دیدم، به من فرمود: کتاب مفتاح الفلاح را رونویس کن و بر دستورات آن مداومت نما. چون بیدار شدم از همه علمای عصر از این کتاب سراغ گرفتم، همه به اتفاق گفتند تا به حال نامی از این کتاب نشنیده ام. و شیخ بهائی (ره) در آن وقت همراه لشکر سلطان به یکی از نواحی ایران رفته بود. چون به شهر آمد از او درباره آن کتاب پرسیدم. ایشان فرمود: من در این سفر کتاب دعائی نوشته ام به نام مفتاح الفلاح و تا به حال نام آنرا برای احدی از اصحاب باز گو نکرده ام. من خواب خود را برای شیخ باز گفتم، شیخ گریست و نسخه خود را به من داد. و این نسخه نخستین است که از روی خط شیخ شده است(1).
باری با توجه به جهات فوق، این موسسه از دیرباز مترصد فرصتی برای انتشار این اثر به فارسی بود. از مفتاح الفلاح چند ترجمه فارسی توسط علمای پیشین به عمل آمده که نسخ آنها در کتابخانه ها به فراوانی موجود است که از جمله آنها می توان ترجمه مرحوم آقا جمال گلپایگانی را نام برد. ولی هیچ یک از این ترجمه ها با توجه به زبان فارسی کنونی ترجمه ای گویا و روان محسوب نمی شوند. جز اینکه ترجمه علی بن طیفور بسطامی که از دانشمندان قرن یازدهم است در میان آنها از موقعیت ویژه ای برخوردار است. نثر شیوا و گویا و نیز توضیحات مفید و بجای مترجم بر متن کتاب، رویهمرفته یک مفتاح الفلاح فارسی را در اختیار ما گذاشته است. نسخه کامل این ترجمه بسیار کمیاب است تا اینکه روزی خدمت آیه الله حسن زاده آملی صحبت از ترجمه مفتاح الفلاح به میان آمد و ایشان با شیمه کریمانه خود دو نسخه از این ترجمه به انضمام یک نسخه از اصل مفتاح الفلاح را در اختیار ما گذاشتند. یکی از این نسخه ها به خط نسخ پخته و زیبا و دیگری به خط نستعلیق خوش نوشته شده بود که یکی کامل و دیگری چند صفحه از اول آن افتاده بود. همین دو نسخه ماخذ کار قرار گرفت، یکی را اصل قرار داده و در تصحیح، با نسخه دیگر و اصل مفتاح الفلاح مقابله شد.
زحمت تصحیح و مقابله را نیز فاضل محترم آقای حسین استاد ولی به عهده گرفتند که به خوبی و با دقت آنرا به انجام رسانیدند.
علاوه بر این مناسب دیدیم که در مورد متن ادعیه یک ترجمه تحت الفظی نیز به ترجمه علی بن طیفور افزوده شود تا خواننده برای دریافت معنای ادعیه دچار زحمت نباشد که این اضافه نیز توسط آقای استاد ولی صورت گرفت.
و از دیگر سو ابراز لطف حضرت آیه الله حسن زاده را مغتنم شمرده و از ایشان در خواست نمودیم که بر سبیل مقدمه بر این ترجمه نکاتی پیرامون دعا در معارف اسلامی به خامه تحریر آورند، که حاصل این درخواست رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور است که خود بحثی است بدیع درباره دعا، که بدینوسیله کمال امتنان خود را به محضر ایشان تقدیم می داریم.
انتشارات حکمت

مقدمه آیه الله حسن زاده

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
کتاب حاضر به نام منهاج النجاح فی ترجمه مفتاح الفلاح، یکی از مائده های پر فائده آسمانی است که عائد نفوس شیقه و شیفته به کمال می گردد.
اصل آن اعنی مفتاح الفلاح تالیف منیف ابوالفضائل مشتهر آفاق علامه شیخ بهاءالمله و الدین است که در وظائف اهل دیانت به آداب و اعمال واجب و مندوب روز و شب به بهترین نظم و اسلوب تدوین فرموده است. محاسن آن غریز و مطالب آن عزیز است. هم مشحون به حقایق لطائف منطق سفرای الهی در گاه راز و نیاز با خداوند بی نیاز است، و هم حافل دقایق معانی در بیان اسرار مستسر آیات قرآنی، و ادعیه و اذکار ماثوره است. کوتاهی سخن: انسان آگاه و زبان دان و گوهر شناس باید بدان انس بگیرد تا قداست و نفاست چنان در یتیم را دریابد، و گرنه زبان قلم در وصف و تحریر آن زبونست.
معلم بزرگ مرحوم آیه الله مولی حسینقلی همدانی که به فرموده بعضی از مشایخ ما سیصد تن از اولیاء الله در محضر انور او تربیت شده اند، می فرمود: کتاب مفتاح الفلاح شیخ بهائی برای عمل کردن خوب است.
اما منهاج النجاح، شرح و ترجمه آنست که به قلم بارع عالم سامی امامی، و نویسنده نامی گرامی علی بن طیفور بسطامی از اعلام قرن یازدهم هجری، در جودت تعبیر و عذوبت تقریر مصداق ان من البیان لسحرا است. خود منهاج لسان صدق فصیحی است که پیش از مراجعه به تراجم رجال علم، و تذکره های ارباب قلم معرف مقام شامخ دانشمند بزرگ بسطامی، و فسحت میدان فضل و کمال اوست. زیرا که به حکم محکم قل کل یعمل علی شاکلته اثر هر کس نمودار دارائی اوست.
شگفت اینکه چنین گوهر گرانبها و نادره روزگار، نه تنها اینکه تا کنون به طبع نرسیده است و به مشتریان بازار معارف عرضه نشده است؛ بلکه نسخه خطی آن نیز چون نام خود علی بن طیفور مانند عنقای مغرب از میانه غائب، و چون اکسیر معروف به کیمیا مطلوب کل طالب است آنچنان که بسی گنجینه مکتبه های نامدار عمومی از آن تهی و بی نام اند. و بسی کتب رجال عاری از نام عالم بسطام اند.
مع الوصف از عنایات الهی دو نسخه این جوهر نفیس در تصرف این کمترین است که اصل همین کتاب مطبوع اند. و اینک به مشیت خداوندگاری قلم تقدیر رقم زد که توفیق رفیق مدیران مفضال و گرانقدر انتشارات حکمت گردد، و این گوهر شب چراغ از ناحیت آن مطبعه خیر نهاد و برکت مال مانند دیگر آثار منتشره ارزشمندش در فرا راه سلاک الی لقاء الله تعالی قرار گیرد تا چون نام شریفش منهاج نجاح و مفتاح فلاح آنان بوده باشد.
انتشارات حکمت به خود ببالد که سعادت نشر چنین اثر جسیم و تراث علمی عظیم نصاب نصیب او گردیده است که بلاشک مایه برکات معنوی متوالی وی خواهد بود. و این فقیر الی الله الغنی المغنی: حسن حسن زاده آملی خدای سبحانه را سپاس گزارد که در این خدمت نشر معارف اصیل اسلامی نیز سهمی بسزا دارد. مگر نسیم دعائی از کوی صاحبدلی عیسی نفس به روی ما ورزیدن گیرد، و طیور قدسی ارواح اولیای الهی به سوی ما پریدن.
انتشارات حکمت علاوه بر اینکه در تصحیح کتاب سعی بلیغ مبذول داشته است تا با طبع مطبوع و خوب به طرزی بدیع و مطلوب به رسم بهترین هدیه مرغوب در دست ارباب معرفت و کمال قرار گیرد، عباراتی که از اصل در منهاج ترجمه نشده اند با قلمی شیوا و رسا ترجمه و با اضافه بعضی تعلیقات بر آن فزوده است و برای تمیز فرع با اصل، ترجمه طاری را در میان معقفتین نهاده است.
مزیدا اینکه، این کتاب مسطور که خود یکپارچه نور است، رساله ما را که نور علی نور است به عنوان مدخل آن بیت معمور در مفتتح آن قرار داده است تا نفع آن عام و افادت آن تام باشد.
ان الله لایضیع أجر من احسن عملا.
یکی از محسنات منهاج النجاح این است که مترجم در آغاز و انجام آن نام و نشان و زمان و بوم خود و علت شروع بدین امر خطیر مبارک و تاریخ پایان آن را به نص قلم خود در متن کتاب آورده است و ما چندانکه به شماری از کتب فهرست و تراجم دانشمندان گشته ایم علی بن طیفور بسطامی و منهاج النجاح را نیافته ایم (لعل الله یحدث بعد ذلک امرا.)
آن دو نسخه یاد شده اصل، هر دو به قطع وزیری و کاغذ سمرقندی اند. تاریخ کتاب یکی 1107 است که در حدود چهل و پنج سال بعد از تاریخ تالیف منهاج استنساخ شده است و کاتب آن در آخر چنین مرقوم داشته است: فی تاریخ اربع عشر شهر ذی الحجه الحرام من شهور سنه سبع و مائه بعد الف 1107 کاتب الحروف فقیر حقیر ملا رجب علی موذن کلب این آستان.
این نسخه در سنه 1312 در تصرف شخصی فاضل به نام محمد اسماعیل بن محمد حسین نخجوانی بوده است و در برگه کاغذی جداگانه درباره کتاب چند سطری نوشته و آنرا ضمیمه آخر کتاب کرده است که دو سطر اول آن بدین عبارت است:
بسم الله الرحمن الرحیم: این کتاب مفتاح الفلاح از جمله تصنیفات مرحوم شیخ بهایی است - طاب ثراه و نور مرقده - که عربی بوده و مولینا علی بن طیفور بسطامی از لغت عربی به زبان فارسی نوی نموده شکر الله مساعیه - الخ.
صفحه اول این نسخه ساقط شده است یعنی فقط یک صفحه ناقص دارد. و ابتدای صفحه دوم آن این عبارت است: سلام من الرحمن نحو جنابهم - الخ.
اما آن نسخه دیگر کامل است ولکن از نام کاتب و تاریخ کتاب عاری است. و به حسب خط کاغذ باید قبل از نسخه قبل باشد. و بر آن چند مهر خورده است که نسخه در تملک صاحبان مهر یکی پس از دیگری بوده است. و بر ظهر ورق اول آن نوشته است شرح مفتاح الفلاح. و هر دو نسخه تمیز و خوانا می باشند و دومی به خط نسخ خوش بلکه قریب به ممتاز است که خیلی بر خط آن نسخه دیگر برتری دارد. خداوند سبحان همگان را جزای جزیل عطا کناد.
لیله چهارشنبه 16 جمادی الاخر 1406 هجری ق 7/12/1364 ه ش.
قم - حسن حسن زاده آملی

رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور

بسم الله الرحمن الرحیم
و اذا سألک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی ولیؤمنوا بی لعلهم یرشدون
(قرآن کریم سوره بقره آیه 187)
سپاس خدای را که ذکر او شفا و اسم او دوایست و سامع دعا و دافع بلایست. درود بر ختم رسل که سید اصفیایست، و بر آل او که اولشان آدم اولیاء الله و آخرشان خاتم اوصیایست. و بر همه انبیاء و اولیاء تا سخن از قرآن و دعایست.
و بعد چنین گوید ملتجی به ظل لوای حمد حسن حسن زاده آملی طبری سقیه الله و ایاکم شرابا طهورا:
این رساله یک مقدمه و یازده فصل در دعا و ذکر و مناجات است و به نام نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور مسمات است. و در حقیقت خوان آراسته ایست که خواص از آن بهره می برند، اولئک لهم رزق معلوم.
مقدمه: کلماتی چند حول مکانت و منزلت دعا است.
فصل اول چهل کلمه مبارک منتخب ذکر و دعا از قرآن کریم و چهارده تبصره در بیان بعضی از اسرار است.
فصل دوم در بیان سراینکه ادعیه ماثوره حائز لطائفی خاص اند که در روایات یافته نمی شوند و در آن یک تبصره است.
فصل سوم در اینکه خداوند در هر چیز به کم اکتفاء کرد و حد برای آن معین فرموده است مگر در ذکر و دعا، و در آن چهار تبصره است
فصل چهارم در بیان عدد ماثور در بعضی ادعیه و اذکار است.
فصل پنجم در بیان اوقات و امکنه است و در آن یک تبصره است.
فصل ششم در بیان طهارت داعی است.
فصل هفتم در احتراز از دعای ملحون است. و در آن دو تبصره است.
فصل هشتم در دعای ماثور و غیر ماثور است و در آن یک تبصره است.
فصل نهم در دو مطلب است یکی در اختلافات سنوخ احوال دعات، و دیگر در بیان نحوه افاضه القاعات. و در آن یک تبصره است.
فصل دهم در ادب مع الله است که به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است. قلم اول اینکه در ادب مع الله حضور قلب باید، دوم اینکه بدون اذن تصرف نکند، سوم اینکه عبادت حبی باشد، چهارم اینکه خدا را با اسمای حسنی بخوانیم، پنجم در موضوع وقایه است، ششم در عدم اعتدای در دعا است، هفتم در تعظیم اسماءالله تعالی است.
فصل یازدهم در سر استجابت دعا است. و در آن دو تبصره است.