فهرست کتاب


بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

معاد - یعنی: اعتقاد داشتن به اینکه انسان، بسوی خداوند باز می گردد، و در نزد او حاظر می شود، و به پاداش

اعمال خود می رسد.
اعتقاد به معاد، از نظر تربیت دینی، اهمیت بسیار دارد. ممکن است مردمان بسیار، از سرزمینهای مختلف و از زمینه های اعتقادی و تربیتی گوناگون، به مبدئی و اصلی برای عالم منعقد باشند، اما ایمان به خدا، و دینداری و دینباری، حقیقتا، در ایمان به معاد و ایمان به بازگشت به خدا و حضور نزد خدا، معلوم می شود و نتیجه می دهد.
فروع دین، عبارت است از:
1- نماز
2- روزه
3- خمس
4- زکات
5- حج
6- جهاد
7- امر به معروف
8- نهی از منکر
9- تولی
10- تبری
در عبادات ص
در عبادت و فروع دین، بجز جهت عبادی، یعنی جهتی که رو به خدا دارد و باید به قصد عبادت خدا و انجام دادن دستورات خدا و برای خشنودی خداوند قربه الی الله انجام شود، جهت اجتماعی نیز دارد، یعنی جهتی که رو به جامعه و مردم دارد. البته در اسلام، جمع و فرد، پنهان و آشکارا، همه و همه برای خداست و از آن خدا.
از جمله فروع و عبادات اسلامی، حج است. در حج نیز، به گونه ای روشن، بجز مسائل عبادتی و تهذیب اخلاق و تربیت نفس، مسائل اجتماعی، بلکه مسائل جهانی و بین المللی و سیاسی نیز مطرح است. حج عبادتی است با ابعاد و محتوای چند جانبه و کامل.
این عبادت که توام با زیارت خانه خدا است، دارای اعمال مخصوص (مناسک)، و زمان مخصوص (ماه ذیحجه)، و مکان مخصوص (مکه) است، و بر هر مسلمان بالغ عاقل، چه مرد و چه زن، در دوران عمر، حداقل، یک بار، واجب می شود، البته در صورت استطاعت مالی و بدنی.
اعمال حج، پنج روز به طول می انجامد، از روز 8 ذیحجه تا روز 12. روز دهم این ماه، روز عید قربان است. در این روز، زائرین مکه (حاجیان) - که قسمتی از اعمال و مناسک حج را به جا آورده اند - به منی می روند، و ضمن اعمالی چند قربانی می کنند. این روز را عید قربان و عید اضحی (به همان معنای قربانی) می گویند. عید قربان یکی از عیدهای عبادی -اجتماعی بزرگ مسلمانان است.
حج خانه خدا، و رفتن به مکه، از نظر روحی فردی، عبادت بسیار مهمی است. در این باره، کتابهای چندی نوشته شده است. در این عبادت است که انسان باید با قدم صدق، بسوی معبد بزرگ توحید و قبله یکتا پرستی، روی نهد. و در آنجا با کمال تواضع، به عبادت و توجه به خدا بپردازد. در آنجا همه در یک پوشش و جامعه ساده حرکت می کنند، و هیچ گونه فاصله ای مقامی، قدرتی و تفاوتی مطرح نیست. حرکت انسان است بسوی خدا، نه تنها با دل، بلکه با همه وجود، با تن و با جان، با ظاهر و باطن...
امام از نظر اجتماعی، در مراسم حج است که گروههای بسیاری از مسلمانان، از نقاط مختلف جهان در مکه گرد می آیند. و در این مراسم است که همگان، با دل پاک و نیت درست و با یک لباس، مشغول نیایش خداوند می شوند. و در این مراسم است که کنگره عظیم اسلامی تشکیل می یابد. و نمایندگان مسلمین می توانند با ایراد سخرانی و پخش اعلامیه و امثال آن، مسلمانان دیگر در جریان کارها و مشکلات خود - چه مشکلات داخلی و چه آنها که از خارج پیش می آید - قرار دهند، و از یک دیگر کمک طلبند و استمداد جویند با هم مشاوره کنند و از هم نظر بخواهند، و با یکدیگر پیمان ببندند...
در حج است که می توان همه مسلمانان را بیدار کرد، و خطرهایی که متوجه اسلام و مسلمین است گوشزد نمود، و همه را برای مبارزه و قیام، در برابر ظلم و تجاوز ستم گران جهان بسیج کرد، و ملتهای محروم را نجات داد. اینها جزو وظایف شرعی و اجتماعی و سیاسی مسلمین است، که باید برای رضای خداوند - مانند دیگر عبادات حج - انجام دهند. این اعمال هم، هنگامی که برای رضای خدا و انجام دادن تکلیف باشد، عبادت است، و خارج از مفهوم حج و عبادات و اعمال حج نیست.

گفتار یازدهم عید غدیر

غدیر، روزی است که پیامبر اکرم، در آن روز، علی بن ابیطالب را برای پیشوایی امت، به امر خداوند، منصوب و معین کرد - چنانکه در گفتار دوم، در این باره سخن گفتیم.
عید غدیر در حقیقت عیدی است اسلامی، که باید همه مسائل اسلامی به آن اهمیت دهند، و این روز را بزرگ دارند. ما شیعه نیز که این روز را بزرگ می داریم، بخاطر پیامبر و سفارش او و تبلیغ عظیم او در این روز است.
واقعه غدیر را، بجز عالمای بزرگ و موثق و والاقدر شیعه، صدها تن از عالمان سنی نیز روایت کرده اند، برخی از آنان، عید بودند این روز را نیز خاطر نشان ساخته اند. ابو ریحان بیرونی، دانشمند و متفکر بزرگ اسلامی شیعی نیز، این روز را در کتاب اثارالباقیه خود، جزو اعیاد اسلامی شمرده است. روز غدیر، از نظر محتوی، یعنی واقعه ای که در این روز اتفاق افتاده است، پس از بعثت پیامبر اکرم، بزرگترین و مهم روز است در اسلام، بلکه در تاریخ، چون همه احکام قرآن و دستورات اسلام و اجرای آنها، به عمل کردن به این واقعه مربوط است. همیشه همینگونه است. احقاق حق توده های وسیع، و رفع تبعیض و ستم، و نشر عدالت کای، در سطح بشریت، به رجوع به این روز و زنده کردن محتوای آن بستگی دارد.
از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) و حضرت امام جعفر صادق (علیه الاسلام) و حضرت امام رضا (علیه الاسلام) سخنانی در اهمیت عید غدیر، روایت شده است. علی (علیه الاسلام) نیز بارها به موضوع غدیر اشاره کرده است، و اهمیت اجتماعی و اسلامی و انسانی این روز را یاد آور شده است(57).

گفتار دوازدهم جمعه

جمعه روز فرخنده اجتماع و هماهنگی و پاکی و عبادت است. جمعه (نام زیبا و یاد آور)، به روزی گویند که مسلمانان در آن روز، از کار دست می کشند. و استراحت می کنند، و به دیدار دوستان و خویشاوندان میروند، و - بیشتر از دیگر روزهای هفته - به نظافت و غسل و عبادت و کارهای خیر می پردازند، و به مساجد روی می آورند، و در محضر عالمان دین حاظر می شوند، و به مجامع دینی و محافل قرائت قرآن می روند، تا هم خواندن کتاب آسمانی را بیاموزند و با کلام خدا آشنا شوند، و هم از سخنان واضعان دینی پند بیاموزند، و از دستورات و آگاهیهای دینی بهره مند گردند.
در این روز، هر مسلمانی باید بکوشد تا به دانش و معرفت و پاکی و کوشش و مهربانی و آگاهی دینی - سیاسی و اجتماعی خود چیزی بیفزاید، و چون جمعه دیگر فرا رسید، در همه خوبیها، یک گام بیشتر رفته باشد. باید هر کس در روز جمعه، به حساب خود و کارهای خود برسد، لحظه ای با خود خلوت کند، و روزهای هفته را از نظر بگذراندن ببیند در آن روزها که گذشته است - و دیگر باز نمی گردد - چه کارهایی کرده است. اگر کار نیک کرده است خوشحال باشد و بکوشد تا در هفته آینده بر اندازه کار نیک خود بیفزاید، و اگر کار بد کرده است پشیمان شود، و توبه کند، و بکوشد تا در هفته آینده از اندازه کار بد خود بکاهد تا کم کم کار بد را ترک کند.
در اسلام جمعه عید هفتگی است، و روز اجتماع و برکت است، و همینگونه شب جمعه، شب نیکی و عبادت و سالم ساختن روح و پاک کردن دل و وجدان و باطن است. در قرآن کریم، یک سوره به نام سوره جمعه است. در روایات دینی و احادیث پیشوایان دین نیز، درباره اهمیت روز جمعه سخن بسیار گفته شده است. روز جمعه را نباید به لهو و لعب و غفلت بگذرانیم. روز جمعه، روز تجدید قوای روحی، و تقویت اراده ها و تقویت نیت های خیر است.
مسلمانان صدر اسلام، به هنگامی که پیامبر اکرم، به مدینه هجرت کردند، عبادت و کار خیر و آسودن از تلاشهای هفته و از فکر کردن بپردازند. جمعه را برای این کارها اختصاص دادند.
شنبه روز عید یهودیان بود، و یکشنبه روز عید مسیحیان. اسلام که دین کامل بود و آخرین آیین آسمان، روزها و آداب یهودیت و مسیحیت را کنار گذاشت، و خود، روز جمعه را، عید هفتگی مسلمیت اعلام کرد.
یکی از وظایف عمده مهم، در روز جمعه، برپا داشتن نماز جمعه، و حضور در آن است. دستور نماز جمعه و شرایط آن، در رساله ذکر شده است. پیش از ادای نماز جمعه، که دو رکعت است امام جمعه، دو خطبه می خواند، یعنی دو سخرانی می کند، و مسائل مهم سیاسی را مطرح می نماید، و هرچه برای مسلمانان جهان رخ داده است باز می گوید، و جامعه اسلامی را آگاه و بیدار و مصمم نگاه می دارد.
امام جمعه، مردم را به نیکی کردن، و انجام دادن کارهای خوب و شایسته، و پیدا کردن اخلاق و رفتار پاک انسانی و اسلامی فرا می خواند، و مهمترین مسائل روز دنیای اسلام را، و گرفتاریهای مسلمانان را، و خیانتهایی که به آنان شده، و مشکلاتی که برای آنان پیش آمده است، همه را یاد آور می شود، و مردم را به تکالیف دقیق فردی و اجتماعی و سیاسی خود توجه می دهد.
عالم بزرگ شیعی، فضل بن شاذان ازدی نیشابوری (از اصحاب امام نهم، و در گذشته در زمان امام حسن عسکری)، روایتی نقل کرده است از امام هشتم ابوالحسن علی بن موسی الرضا - علیه اسلام - درباره فلسفه اجتماع روز جمعه و چگونگی سخرانی امام جمعه در این روز. امام هشتم در این روز. امام هشتم در این روایت می فرماید:
این اجتماع وخطبه (سخرانی جهت دار) برای این است که امام جمعه، درهر جمعه، مردم را موعظه کند، و به طاعت خدا و کار خیر فرا خواند، و از معصیت و گناه برکنار دارد، و مردمان را از مصاح دینی و اجتماع خود آگاه سازد، و همه افراد را (که در مراسم جمعه گرد آمده اند، از مرکز شهر تا دورترین نقطه) در جریان امور بگذارد، و مفاسد اجتماعی و خطراتی را که در حال وقوع است تشریح کند، و از پیشامدها و دسیسه هایی که جامعه اسلامی را تهدید می کند پرده برداری، و زیان و سود اوضاع و احوال و چگونگی وضع امت را باز نماید(58).
یکی دیگر از وظایف شب و روز جمعه، یاد کردن از مردگان و خویشان و دوستانی که پیشتر رفته اند و در گشته اند - آنان که تا چندی پیش در میان ما بودند و اکنون نیستند - به فکر فرو می رود، و به کار خیر وادار می شود. و چون به فنای عمر و زوال زندگی می نگرد، می کوشد از لحظات عمر استفاده کند و به کار نیک دست بزند، و موضوع پاک داشته باشد، و گول جهان گذران را نخورد، و به انحطاط و پستی تن ندهد، و عمر را ضایع نکند، به داد ناتوانان برسد، ضعیفان را پناه دهد، حقوق مردم را رعایت کند، با کسانی که زیر دست او هستند بخوبی رفتار کند و... و خلاصه، آدم خوب و انسان پاک باشد.
هنگامی که انسان به چشم خود می بیند که آنان که در پهنه زندگی و مقالات اجتماعی و... تا دیروز همچنان سرگرم کوشش و فعالیت و اقدام و خوشگذرانی و بهره وری بودند، اکنون آرام و خاموش و بی تلاش در دل خاک سر خفته اند، در تفکر و اندیشه خلق می شود. برای آنان که دستشان از همه جا کوتاه است دعا می کند، آنگاه در احوال آنان تامل می کند: یا اهل کار نیک و خدمت به مردم و پاسداری حق و پاکی بوده اند، یا نه، بد کار و بد اندیش و ستم گر و جبار بوده اند. در هر صورت، اکنون دیگر رفته اند و میدان را برای دیگران - از جمله خود این انسان که در برابر گور آنان ایستاده است، یا در جایی دیگر به فکر آنان فرو رفته است - خالی کرده اند. دراینجاست که می اندیشد که کار بد و نیت بد نکند که عاقبت رفتن است، و کار خیر بکند که فرصت کم است.
این است که گفته اند، یاد مردگان و زیارت قبور و رفتن به گورستانها، مایه زنده شدن دل است و بیداری عقل، و توجه یافتن به ارزش عمر. و علاوه بر این، ادای حق است نسبت به اموات، و یادی است از محبتها و حقهای آنان. در حقیقت، دیدار مردگان و گاه فکر - کردن به آنان، برای انسان عاقل، محرک بزرگی است در جهت محکوم کردن تنبلی و سستی، و افزودن بر کوشش و حرکت برای فلاح و فضیلت و نیکی.
باری، مسلمانان سراسر جهان، باید روز جمعه را از هر جهت گرامی بدارند، و تا هر اندازه که بتوانند در آداب آن - که در کتابهای آداب دینی آمده است - عمل نمایند، و این شعار بزرگ و همگانی اسلام را، که هفته ای یکبار تکرار می شود، حفظ کنند و پاس دارند.
مسلمانان، در صورتی به عزت و سربلندی و قدرت و افتخارات بیشتر توانند رسید، که به دین خود را برای همه تکالیف فردی و اجتماعی، و همه مجاهدات راستین آماده سازند.

...................) Anotates (.................
1) عربستان یا جزیره العرب، جزیره ای است بزرگ، در جنوب غربی آسیا. شکل آن به تقریب چهار گوشه است و بیش از 000/000/3 کیلومتر مربع وسعت دارد، در حدود دو برابر مساحت ایران (000/648/1 کیلومتر مربع). این شبه جزیره، از شرق به خلیج فارس و دریای عمان محدود است، و از غرب به دریای سرخ بحر احمر، و از شمال به کشورهای عراق و فلسطین و اردن هاشمی، و از جنوب به دریای عمان.
2) دوره بیش از اسلام را، دوره و عصر جاهلیت می گویند، زیرا مردمان آن دوره، از دینی صحیح و فرهنگی درست اخلاق والا برخوردار نبودند.
3) در نوشتن این مقاله، از کتاب محمد خاتم پیامبران ، جلد اول، مقاله های
جهان درعصر بعثت ،
از ولادت تا بعثت ،
از هجرت تا وفات ،
سیمای محمد
استفاده و نقل کرده ام.

4) غدیر، یعنی آبگیر، گودال در بیابان که آب باران در آن گرد آید.
5) سیره ابن هشام ، ج 2، ص 32، و چند مدرک دیگر - الغدیر ، ج 7، ص 134.
6) نیز بنگرید به گفتار چهارم: شهادت در محراب .

7) سالی که در مکه قحطی شد، و محمد ص برای رعایت حال عموی خود ابو طالب، یکی از فرزندان وی، یعنی علی، را که در هنگام در حدود 6 سال داشت، به خانه خویش آورد.

8) سخن خواجه نصیرالدین طوسی - نقل از کتاب حساسترین فراز تاریخ ص 281 - 282، چاپ نهم.
9) سخن توماس کارالایل، مورخ و متفکر انگلیسی - همان کتاب.
10) سخن بولس سلامه، حقوقدان مسیحی بیروتی - همان کتاب.

11) حماسه غدیر ، ص 30.
12) چنانکه در گفتار نخست گذشت.
13) زیرا پیامبر اکرم، پیشتر از آن، به مسلمانانی که تحت فشار بت پرستان قرار می گیرفتند، دستور داده بود تا به حبشه مهاجرت کنند.

14) شعب یعنی: دره.
15) حضرت خدیجه: بانوی بزرگوار و همسر گرامی پیامبر ص در راه دین اسلام فداکاریهای بسیار کرد، و اموال و ثروت خویش را، برای صرف کردن در پیشبرد دین خدا، تقدیم داشت.
16) عصابه، یعنی: پیشانی بند، دستمالی که بر سر ببندند.
17) وی پدر نهم عبد مناف بود و نیای دوازدهم پیامبر: محمد بن عبدالله بین عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مره بن کعب بن لوی غالب فهر بن مالک بن نضر (قریش )
18) علی بن ابی طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد المناف... تا آخر نسبی که ذکر شد. اجداد و همه نیاکان پیامبر اکرم و علی بن ابیطالب که در پا نوشت پیش تا12 تن از آنان ذکر شدند عمه از مردان آراسته بوده اند و صاحب شخصیت و کمالات ظاهری و باطنی، از جمله هاشم بن عبد مناف که نام او عمرو بود، و او را به علت علو مرتبت، عمرو العلا می گفتند. و او و برادرش، مطلب، را به جهت جمال زیبایی بسیاری که داشتند، البدران می خواندند، یعنی: دو ماه شب چهاردهم هاشم از فتوت و مردمی چنان بود که مردم مکه را در سایه ی حمایت خویش می داشت. و چون سالی در مکه قحطی پیش آمد او هر صبح و شام یک شتر می کشت و می پخت و نان در آبگوشت خرد (تریت) می کرد و به مردم می خورانید. از این رو او را هاشم لقب دادند -از مصدر هشم، یعنی نان تریت کردن. به علت بزرگی و عظمت مقام هاشم، فرزندان او، به نام او بنی هاشم، یا هاشمیین خوانده می شود. سادات همه هاشمی خوانده می شوند. سادات همه هاشمی هستند.
19) انصار(جمع ناصر)، یعنی: یاران. چون مردم مدینه به اسلام گرویدند و پیامبر را یاری کردند، انصار نامیده شدند، چنانچه آن گروه از مردم مکه با پیامبر به دنبال او از مکه مهاجرت کردند و به مدینه آمدند، مهاجرین نامیده شدند.

20) دراالندوه ، در تاریخ قدیم، جای مشورت عمومی برای کارهای شهر بود... در همین محل، قریش، قبل از هجرت، درباره پیامبر ص مشورت کردند و مصمم به قتل او شدند.
21) عقبه نام محلی است که مردم مدینه، برای بار دوم، در آنجا با پیامبر اکرم بیعت کردند و پیمان بستند و قول دادند که پیرو او باشد و او را یاری کنند. کفار قریش از این پیمان آگاه شدند و در صدد توطئه بر ا آمدند و قرار گذاشتند از هر قبیله مردی دلاور برگزیدینند، و این مردان دسته جمعی بر سر پیامبر هجوم آورند و او را بکشند، تا خون او در میان قبایل مختلف به هدر رود.همین توطئه، باعث هجرت پیامبر شد.

22) غزه ی احزاب، یا غزه ی خندق، جنگی است که در کنار مدینه، در ماه شوال سال پنجم هجری، میان مسلمانان و کفار عرب اتفاق افتاد. در این واقعه، قریش به ریاست ابوسفیان، به اتفاق قبایل متحدد خود و به تحریک یهودی بنی نضیر، به مدینه تاختند، مسلمانان به اشاره سلمان و به فرمان پیامبر اکرم، در جلو خندق کندند. خود پیامبر در کار کندن خندق شرکت کرد. در این جنگ بود که علی بن ابیطالب (علیه السلام)، با شجاعتی غریب، دشمن شجاع و دلاور اسلام، عمروبن عبدود را کشت. و پیامبر فرمود: ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین -یعنی: ضربت شمشیری که علی (علیه السلام) در روز جنگ خندق، برای پیروزی توحید و دین اسلام زد، از عبادت جن و انس برتر است.
23) از جمله در:
1- کتاب صفین (ص 132)-تالیف مورخ قدیم، نصربن مزاحم منقری، در گذشته سال 212 3- 2-مروج الذهب (ج 2، ص 59)-تالیف مورخ معروف، الوالحسن مسعودی، در گذشته سال 346
3- شرح نهج البلاغه (ج 3، ص 188، از چاپ 20 جلدی مصر)- تالیف ابن ابی الحدید مدائنی بغدادی، در گذشته سال 655.
4- جمره خطب العرب (ج 1، ص 542)- تالیف محقق مصری، احمد زکی صفوت.
5- الغدیر (ج 1، ص 159)- تالیف علامه امینی.
24) صخر، نام ابوسفیان (پدر معاویه) است.
25) پیامبر اکرم میان اصحاب خود پیمان برادری و برادر خواندگی بست، و هر تن دو تن را با یکدیگر برادر قرار داد. در آن هنگام میان خود و علی پیمان برادری بست.
26) پیامبر اکرم خود، معاویه و پدر و برادرش را، در حدیثی مشهور لعن فرموده است. سخن محمد بن ابی بکر اشاره به همان حدیث است.
27) نهج البلاغه ، خطبه 16.
28) نهجالبلاغه ، خطبه 15. یعنی: اکر با آن اموال ازدواج کرده باشندت آن ازدواج ها را به هم می زنم، و اموال عمومی را از آنان گرفته به بیت المال باز می گردانم.
29) نهج البلاغه - بخش دوم ( نامه ها)، نامه 45.
30) درباره مدارک نهج البلاغه، بسیاری شده است، از جمله رجوع کنید به برسی اسناد و مدارک نهج البلاغه نوشته و تحقیق پژوهشگر دینی، عالم فاضل، دکتر سید جواد مصطفوی خراسانی.

31) برخی از مطلعان این واقعه را اینگونه نپذیرفته اند، گفته اند، اینکه تنها امام در این ماجرا کشته شد، و معاویه و عمروعاص کشته نشدند، دلیل است که توطئه ای بوده است با اطلاع معاویه، به منظور کشتن امام علی (علیه السلام) امام علی بن ابی طالب (علیه السلام).

32) تاریخ واقعه ضربت خوردن علی (علیه الاسلام)، در شب 19 ماه رمضان سال 40 هجری بوده است. لیکن برخی از مورخان، شب 17 این ماه نوشته اند. از این جهت جرجی زیدان نیز کتابی را که در باره زندگانی و شهادت امام نوشته است، هفدهم رمضان نام داده است.
33) منتهی المال - باب سوم.
34) منتخب جوامع الحکایات ص 162 - 165.
35) مگر در صورت لزوم اعجاز، وارائه معجزه که آن، امری دیگر است.
36) قرار داد اجتماعی، ص 195 (چاپ سوم).
37) مقدمه بر تاریخ علم. ص 530.

38) در برخی از فصلهای پیشین نیز به این مسائل اشاره شد.
39) چنانکه در فصل شهادت در محراب یاد شد.

40) اینکه درباره امثا یزید، بیدین تعبیر می شود، حداقل تعبیری است که می شود کرد. و خیلی روشن است: کسی که بر پیامبری (نمی گوییم امام و وصی آن پیامبر) را می کشد، خاندان و نوامیس آن پیامبر را اسیر می کند و در شهرها و بیابانها می گرداند، سر بریده پسر پیغمبر را در طشت طلا می گذازدت در کنار آن شراب می نوشد و به لبان سر بریده تازیانه می زند، سال بعد شهر آن پیامبر را قتل عام می کند، و جماعتی از اصحاب او را نیز می کشد، سال بعد از آن، قبله او را ویران می کند و به منجنیق می بندد، آیا چنین کسی دین دارد و به آن پیامبر ایمان آورده است؟
41) از حجه السلام نیر تبر ریزی.
42) قاسم بن محمد بن ابی بکر، از شاگردان و اصحاب نزدیک امام رین العابدین (علیه الاسلام) بود، و یکی از هفت فقیه معروف مدینه - فقهای سعبه.
43) از کتابهایی که در این باره نوشته شده است، یکی کتاب الامام الصادق مهلم الکیمیا است، یعنی امام صادق الهام بخش شیمی. این کتاب تالیف یکی از محققان عرب است به نام دکتر یحیی الهاشمی. رساله جابربن حیان نیز، در ابن باره، باید - بدقت - خوانده شود.
44) 1 و 2 و 3. وسائل االشیعه، ج 13، ص 347 - 348.
45) مقدمه ابن خلدون، ص 277 و 280، چاپ مصر، مطیعه ازهریه (1348 - ق).
46) از نظر قواعد عربی باید، جمادی الاولی و جمادی الثانیه، یا جمادی الاخره، گفت، لیکن در فارسی بهتر است به همین صورت ظبت و تلفظ شود.
47) سوره 61 (صف)، آیه 6.
48) کتاب بشارات عهدین را بخوانید.

49) مانند آیه 54، از سوره 5 (مائدده)؛ و آیه 105، از سوره 21 (انبیاء)؛ و آیه 5، از سوره 28 (قصص).
50) شرح بیشتری، در این باره، در کتاب خورشید مغرب آمده است.
51) یعنی: اتفاق افتاده، واقع شده. اشاره است به عده ای از اشخاص که عمر بسیار کرده اند و شرح حالشان در توار یخ آمده است.
52) فصول نصیریه، ص 38، چاپ دانشگاه تهران.
53) در حدود یک میلیارد- چنان که مشهور است.
54) معراج، یعنی: نردبان، وسیله بالا رفتن، وسیله عروج به آسمان، و رفتن به عالم بالا، و رسیدن به درگاه قرب خدا، نماز معراج مومن است، یعنی: مومن به وسیله نماز خواندن و خداوند قرب و تقریب و نزدیکی معنوی پیدا می کند، و با خدا می شود، و به هنگام نماز خواندن، به خداوند قرب و تقریب و نزدیکی معنوی پیدا می کند، و با خدا می شود، و به هنگام نماز خواندن، روح او نزد خدا و متوجه به خداست، و در حال سخن گفتن با خداست. نماز باید با حضور قلب، یعنی توجه به خدا و فراموش کردن دنیا و امور دنیا خوانده شود تا معراج باشد، و انسان را نزد خدا ببردالصلاه معراج المومن. برای حضور قلب و جمع شدن حواس، در نماز، باید زحمت کشید و تمرین کرد. این کار لازم است. بزرگان گفته اند، یکی از راه های جمع شدن حواس و حضور قلب در نماز، توجه به معانی جمله ها و کلمه هایی است که در نماز خوانده می شود.
55) مناسک (بروزن مساجد)، جمع منسک (بروزن مسجد)، یعنی عبادات حج، که از آن جمله است قربانی کردن.
56) زیرا خداوند قادر دانا و مهربان نیازی ندارد که بر کسی ستمی کند. لیکن باید توجه داشت اینکه می گوییم، خداوند عادل است، یعنی در تقدیر الاهی ظلمی وجود ندارد، نه اینکه ظلمی واقع نمی شود. ظلمهای بسیاری در جهان واقع شده است و می شود، لیکن این ظلمها را مردم بر یکدیگر روا می دارند و ظالم و مظلوم هر دو مسئولند، بویژه در ظلمهای اجتماعی، که قسمتی از مسئولیت بر عهده ظالمان و قسمتی بر عهده جامه ظلم پذیر است. و در هر حال انتقام مظلوم از ظالم گرفته خواهد شد. در جهان هیچ چیز معدوم نمی شود، پس اثر فعل نیز محفوظ است، و پاداش و کیفر در پی آن خواهد آمد. و در زمان الاهی و ابدیت، هیچ وقت دیر نیست.
57) درباره واقعه غدیر، و اهمیت آن، و شرح مسائل آن، از جمله، کتاب حساسترین فراز تاریخ - یا داستان غدیر، و کتاب حماسه غدیر را بخوانید.
58) بحارالانوار، ج 6 ص 73.