فهرست کتاب


بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

10- تربیت بدنی و جسمی

امام صادق (علیه الاسلام)، به سلامت افراد اجتماع و نیروی تن و قدرت اقدام نیز توجه ویژه داشت. دین اسلام در این باره دستورات بسیار داده است. امام صادق، این دستورات را به یاد می آورد و تاکید می کرد و جامعه را با عبارتی گوناگون به تمرین اسب سواری. تیر اندازی - آنچه در آن زمان معمول و مفید بود - وادار می نمود
گاه می فرمود:
پیامبر اکرم، با اسامه بن زید، مسابقه اسب سواری داد(44).
و گاه می گفت:
فرشتگان، به هنگام مسابقات اسب سواری فرود می آیند و در محل آن مسابقات حاظر می شوند.
محدث معروف، ابن ابی عمیر، روایت کرده است که امام صادق خود را در مسابقات تیراندازی و اسب سواری شرکت می کرد.
سرانجام، اما جعفر صادق (علیه السلام)، پس از ادای تکالیف بزرگ دینی، و معرفی راستین دین، و حفظ و حراست موضع راستین، و بر جای گذاردن دریایی از علوم و دانستنیها و معرفتها، و پرورش دادن چند شاگرد، در سن 65 سالگی بدرود حیات گفت. امام در دوران زندگی از سوی خلفای وقت، آزارها، تبعیدها و شکنجه های بسیار دید، و در پایان، در روز 25 ماه شوال 148 هجری قمری، به وسیله ی زهر که منصور دوانیقی به آن حضرت خورانید مسموم و شهید شد. بدان امام جعفر صادق (علیه السلام) را در گورستان بقیع در انتهای جنوب شرقی شهر مدینه به خاک سپرده، در کنار قبر امام حسن مجتبی، و امام زین العابدین، و پدرش امام محمد باقر (علیه السلام).
در طول سده های اسلامی، دانشمندان مذاهب مختلف، در شهرها و آبادیها مختلف، همواره در ستایش مقامات امام جعفر صادق (علیه السلام) سخن گفته اند، و عظمت پایگاه آن امام را ستوده اند. از جمله، ابن خلدون، فیلسوف اجتماعی و متفکر معروف، می گوید:
کراماتی که از امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل کرده اند، اگر سند نقل درست باشد، به طوری قطع، قابل است، خواه آن کرامات از خود امام سرزده باشد یا از دیگر افراد قبول است، خواه آن کرامات از خود امام سرزده باشد یا از دیگر افراد خاندان او. زیرا آنان اهل کرامتند. در روایان صحیح رسیده است که امام جعفر صادق وقایع همانگونه که امام گفته بود اتفاق می افتاد وقتی کرامت، از غیر آنان، وقوع باید، تو درباره آنان چه خیال می کنی؟ درباره علم آنان، دیانت آنان، و میراثی که از آثار نبوت در ایشان بود، و عنایتی که خداوند به آن خاندان به آن خاندان و اصل گرامی آنان داشت. اینها همه، گواه پاکی و پاکیزگی شاخه هایی است که از این ریشه رسته است. از اهل بیت پیامبر، کرامات بسیاری نقل شده است(45)...

گفتار هشتم نیمه شعبان

نیمه شعبان، روز میلاد امام زمان است. ماه شعبان، هشتمین ماه از سال هجری قمری است. سال هجری، تاریخی است که مبدا آن، هجرت پیامبر اکرم است از مکه به مدینه. سال هجری قمری.
سال هجری قمری را هلالی نیز می گویند، زیرا که هر ماه آن با دیدن هلال آغاز می شود. سال قمری، 12 ماه دارد، و از ماه محرم آغاز می گردد، بدین ترتیب:
1- ماه محرم
2- ماه صفر
3- ماه ربیع الاول
4- ماه ربیع الثانی
5- ماه جمادی الاول(46)
6- ماه جمادی الثانی
7- ماه رجب
8- ماه شعبان
9- ماه شوال
10- ماه ذیقعده
11- ماه ذیحجه
12- ماه رمضان
این ماهها، تقریبا یک در میان، 29 روز است و 30 روز، لیکن هیچکدام از 30 روز بیشتر نیست. سال قمری، 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه است تقریبا.
باری، در روز پنجشنبه، پانزدهم ماه شعبان، در سال 256 هجری قمری، حضرت حجت بن الحسن امام زمان (علیه الاسلام) تولد یافت. حضرت حجت، امام دوازدهم است، و فرزند امام یازدهم حضرت امام حسن عسکری است، و با سه واسطه، فرزند امام رضا، و با پنج و باسه فرزند امام جعفر صادق، و با هشت واسطه، فرزند امام حسین، و با نه واسطه، فرزند حضرت علی و فاطمه - دختر پیامبر اکرم و مادر امامان - می باشد.
امام دوازدهم، حضرت حجت، به این نامها تیز خوانده می شود:
مهدی
مهدی موعود
قائم موعود
منتقم
امام منتظر
امام غایب
صاحب الامر
صاحب الزمان
ولی عصر
چون او و ظهور او، وعده داده شده است، و خدا و پیامبران و اولیا و پیامبر اکرم، وعده داده اند که او می آید و جهان را پر از عدل و داد می کند، موعود نامیده شده است.
چون برای نشر دین حق و بر پا داشتن عدالت قیام می کند و به پا می خیزد، قائم نامیده شده است.
چون انتقام انبیا و مردان خدا را از جباران می گیرد، و هم انتقام بشریت را و انتقام خونهای پاک مردان حق و انسانهای بزرگ و شهدای راه حق و عدالت را، منتقم نامیده شده است.
چون مسلمانان در انتظار اویند، بلکه بشریت - در شعور معقول و وجدان اجتماعی خویش - چنان معلم و نجات دهنده ای را می طلبد و انتظار می کشد، منتظر نامیده شده است.
و چون از دیدگان عموم پنهان است، امام غائب، و چون او صاحب امر خدا است، صاحب الامر، و چون صاحب زمان است، به ولایت خدایی، صاحب الزمان، و چون ولی خدا در این عصرها و روزگار اوست، ولی عصر، نامیده شده است.
چنانکه گفتیم، یکی از نامهای امام زمان، موعود است. باید دانست که موعود، در ادیان آسمانی دیگر نیز وجود داشته است. بدین معنی که برخی از پیامبران، پیامبر و معلم و مصلحی را که از آن - پس می آمده است معرفی می کرده و ذهن جامعه را برای پذیرش پیامبر و مصلح بعدی آماده می ساخته اند. موعود موسی (یعنی کسی که حضرت موسی (علیه الاسلام)، آمدن او را خبر داده بوده است) حضرت عیسی است. موعود حضرت عیسی (علیه الاسلام)، حضرت محمد (احمد، فارقلیط) است - چنانکه در قرآن مجید تصریح شده است(47). نیز اتفاق می افتاده است که پیامبران گذشته، به آمدن موعود آخر الزمان - یعنی مهدی موعود - اشاره می کرده اند(48).
این گونه بوده است تا هنگام ظهور دین اسلام، در دین اسلام، موعود به طور دقیق، معین معرفی گشت، یعنی مهدی آخرالزمان. در اینجا باید در نظر داشته باشیم که مسئله مهدی و ظهور و قیام او، موضوعی نیست که فقط به کسانی که دارای مذهب تشیعند مربوط باشد، بلکه این موضوع، یک مسئله اسلامی است. خود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) بارها آمدن مهدی را در آخرالزمان، و اینکه مهدی از اولاد علی و فاطمه است، و فرزند بیواسطه امام حسن عسکری است، و قیام نهایی دین وتوحید به دست او است، مژده داده و گوشزد کرده است. در قرآن کریم نیز آیات چندی است که حتی مفسران اهل سنت، آن آیات را مربوط به ظهور مهدی دانسته اند(49). و به همین مناسبت، که در احادیث و گفته های پیامبر اکرم، سخن از مهدی بسیار آمده است، علمای اهل سنت، در بیشتر از 200 کتاب از کتابهای معتبر خویش، مناقب مهدی، و مسائل مربوط به مهدی، و چگونگی ظهور او، و شرایط نزدیک یا مقارن زمان ظهور او را ذکر کرده اند، و بیش از 30 کتاب تا ویژه مهدی تالیف کرده اند.
نیز به همین دلیل است که در تاریخ می نگریم که از حدود 150 سال پسش از ولادت مهدی -مثلا از سال 132 هجری، آغاز خلافت عباسی به بعد)، کسانی ادعا می کرده اند که همان مهدی که پیامبر گفته است ایشانند. و این به علت شیوع مسئله مهدی بود، از زمان خود پیامبر، و از زبان او، پس اصل مسئله مهدی، و خروج او در آخرالزمان (برای اصلاح جهان، و خوار ساختن جباران، و انتقام گرفتن از ستم گران، و عزت بخشیدن به محرومان و زیردستان، و اجرا کردن کلیه احکام قرآن) جزو تعالیم اسلام است، و مژده این خروج را خود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) داده است. و از این جهت همه فرقه های مسلمان به اصل مسئله مهدی معتقدند.
چنانکه گفتیم، بر مبنای بشارت کتابهای پیشینیان، و روایات اسلامی، اشتهار یافته بود که از امام حسن عسکری، فرزندی بوجود می آید که برهمزننده اساس حکومتها و واژگون کننده تاج و تحتها و دولتهاست. از این رو زندگانی حضرت امام حسن عسکری، از مدتها قبل، مورد مراقبت کامل بود، و از طرف دربار عباسی سعی می شد تا از تولد این کودک آگاه شوند، و از زنده ماندن او جلوگیری کنند. از طرف خود امام حسن و خاندانش نیز کوشش می شد تا ولادت مهدی، همچنان پوشیده بماند. لیکن به هنگام رحلت امام یازدهم، اخبار داخله آن امام - از جمله وجود این فرزند - به دربار عباسی رسید. از این رو، بی درنگ، از خلیفه عباسی آن روز، المعتمد، دستور هجوم به خانه امام حسن عسکری و تفنیش آن، و جلب و احیانا قتل فرزند او مهدی، صادر شد، و ماموران به خانه امام ریختند... اینجا بود که ضمن مقارناتی، علل ناپدیدی امام فراهم آمد، و دوازدهمین پیشوای شیعه به فرمان الاهی از نظرها پنهان گشت(50)...
دانشمندان مسلمان، راجع به حضرت مهدی (علیه الاسلام)، و مسئله طول عمر او، و فواید وجودی او، در حال غیبت، و مسائل مربوط به خروج او، سخنان بسیار گفته اند، همینگونه عرفا و فلاسفه، به تصریح و اشاره، بدین مسئله توجه داده اند، مانند محیی الدین ابن عربی، در کتاب فتئحات مکیه. و ابن سینا، در کتاب فلسفی عظیم خود شفا. یکی از دانشمندان و ریاضمندان و متفکران بزرگ، خواجه نصیرالدین طوسی نیز، درباره مهدی چنین می گوید:
حرمان خلق از امام و علت غیبت او چون معلوم است که از جهت خدای - سبحانه - نباشد و از جهت امام نبود، پس لابد از جهت رعیت بود. و تا آن علت زایل نشود، ظاهر نگردد. و استعباد از درازی عمر حضرت مهدی - (علیه السلام) - نمودن، چون امکانش معلوم است و از غیر او متفق(51)، جهل محض بود(52).
باید بدانیم که در زمان غیبت حضرت حجت، مسلمان نباید در انجام دادن تکلیفهای خود کوتاهی کند. همه دستورات دین، در این زمان نیز، به حال خود باقی است، واجب واجب است و حرام حرام، بویژه تکالیف و وظیفه های اجتماعی. مثلا اگر در جامعه ای فساد رایج شد، و ظلم پا گرفت، مسلمان نمی تواند بگوید، بگذار باشد، امام زمان می آید و درست می کند و اصلاح می فرماید. آنچه امام زمان درست می کند و اصلاح می فرماید، تکلیف دینی خود آن امام است که از لحظه و روز ظهور او شروع می شود. تا پیش از آن لحظه و آن روز، هر مسلمانی به همه تکالیف خود مکلف است، همینطور که باید نماز بخواند و روزه بگیرد، باید امر به معروف و نهی از منکر کند، با ظلم و ظالم بستیزد، به داد مظلوم برسد، برای از بین بردن ستم و بر پا داشتن عدل و داد، بکوشد، و...و...
جوانان عزیز، درباره حضرت حجت و مسائل مربوط به او، و آینده جهان از نظر مذهب، و تحلیل دقیق فلسفه انتظار، می توانند این کتابها را بخوانند:
1- آینده جهان از نظر مکتب ما.
2- انتظار، مذهب اعتراض.
3- دادگستر جهان.
4- در فجر ساحل.
5- خورشید مغرب.
در پایان این گفتار، یکی از مشهورترین سخنان پیامبر را که درباره مهدی فرموده است، و علمای مذاهب اسلامی نقل کرده اند، نقل می کنیم، سخنی که از نظر دینی و اعلام شخص پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم)، قطئیت مسئله را می رساند.
اگر از عمر جهان جز یک روز باقی نماند، خدا همان یک روز را آنقدر طولانی و دراز کند تا مهدی - فرزند من - ظاهر شود و جهان را، در حالی که از ستم پر شده باشد، از عدالت و دادگری پر کند.
و چنانکه می نگریم مسیر کلی بشر، از نظر فقدان عنصر معنوی در حرکتها و زندگیها، رو به حالتی است که در نهایت - چنانکه پیامبر گفته است - نیاز به کسی که بتواند اصلاحی همه جایی و همگانی پدید آورد، و اینهمه ستمها و اختلافها را برطرف سازد، و معنویت را به زندگی بشر باز گرداند، محسوس است.

گفتار نهم عید فطر

روز اول ماه شوال،، عید فطر است. فطر، در لغت از جمله به معنای گشودن روزه است. عید فطر، عید مسلمانان است پس از ماه رمضان و به پایان رسانیدن روزه. این عید در سراسر کشورهای اسلامی، و در میان مسلمانان دیگر کشورهای جهان، با مراسم خاص دینی و عرفی هر منطقه برگزار می شود.
در دین اسلام، احکام و دستورات، به تدریج آموخته شده است نه یکمرتبه، از جمله روزه. این عبادت، حدود 17 ماه پس از هجرت پیامبر در مسلمانان واجب گشت، یعنی در ماه شعبان سال دوم هجرت، نزدیک 15 سال پس از بعثت. در این ماه، روزه ماه رمضان با آیه ی 183، و سوره ی 2 (بقره) واجب شد.
روزه، از روز اول ماه رمضان (ماه 9 از سال قمری) واجب می شود، و گرفتن آن تا آخر ماه واجب است. البته بر کسانی که واجد شرایط گرفتن روزه باشند. نخستین روز، پس از ماه روزه، یعنی از اول ماه شوال (ماه 10 از سال قمری)، عید فطر است. فطر یکی از عیدهای بزرگ اسلامی است، که برای آن دستوراتی رسیده است از جمله نماز عید.
دستور نماز عید، در رساله نوشته شده است. خواندن این نماز، در زمانی که امام (علیه السلام) حاظر باشد، و در حال غیبت نباشد، واجب است. و در زمان غیبت، مستحب است. و می توان آن را با جماعت خواند، امام عادل، پس از نماز، دو خطبه می خواند، و در آن دو خطبه (سخنرانی)، از جمله تکالیف و مسائل مربوط به زکات فطره را یاد آوری می کند.
در عید فطر، به جز کارهای نیک، و دیدار دانشمندان و نیکان، و ارحام و خویشان، مسئله ی دیگری مطرح است، و آن پرداختن زکات فطره است که واجب است و شرح آن در رساله عملی مرجع تقلید ذکر شده است. مقدار زکات فطره، حدود 3کیلو از خوراک غالب است (یعنی خوارکی که غالباو در بیشتر اوقات شخص از آن تغذیه می کند)، یا قیمت آن.
با در نظر گرفتن شماره مسلمین جهان(53)، زکات فطره، مبلغ قابل توجهی می شود. و البته در یک نظام اجتماعی دینی، می توان مصرف اینگونه وجوهات کلان را از حالت فردی به صورت جمعی تبدیل کرد، و در راه مبارزه با فقر، و ایجاد کارخانه ها و موسسات علمی و فرهنگی و پژوهشی و طبی و بیمارستان و کودکستان و دانشگاه و آزمایشگاه، و سرمایه گذاری برای کشف های علمی و دارویی، و تقویت مرزهای اسلامی، و گسترش اسلام در جهان، با وسائل زمان، و ده ها مسئله ی مهم اجتماعی و انسانی دیگر و بکار برد.
در دین اسلام و فهمیدن احکام آن، باید همواره یک مسئله بسیار مهم را در نظر داشته باشیم. و آن مسئله این است در اسلام، به احکام تنها جنبه اخروی و اخلاقی داده نشده است، بلکه اسلام هر دستوری را با مایه دنیوی و اجتماعی نیز آمیخته است، و به زندگی روزانه و حرکات اجتماعی و روابط انسانی پیوند داده است.
به عنوان مثال، نماز را در نظر بگیرید! اسلام نماز را معراج مومن(54) دانسته است و ستون دین، و عبادتی سراپا معنی و راز و توجه به خدا، با این همه می نگریم که همین عبادات را تا حدود بسیاری وارد اجتماع کرده است، و به صورت یکی از قویترین روابط انسانی در آورده است: نماز جماعت را اکیدا لازم شمرده است، و برای روزهای بزرگ واجتماعی، از جمله عید فطر، نمازی مقرر کرده است.
نمونه ی دیگر: یکی از اعمالی که در شب و روز عید فطر، مستحب (خوب، مورد نظر خداوند) است، و مورد تاکید قرار گرفته است، زیارت حضرت امام حسین (علیه السلام) است برای هر کس در هر جا که باشد. در این عمل، از جمله، آنچه مهم است، توجه به تربیت خونین شهید و الفاظ مضامینی است که در این زیارت به کار رفته است، الفاظ و مضامینی که همه حاکی است از فلسفه ی عاشورا، و به طور کلی، فلسفه ی تحرک داشتن و با حماسه بودن و قیام در برابر ستم، و در برابر حکومت فاسد، در هر جا و در هر وقت. پس بدین گونه می نگریم که اسلام نماز را، عبادت را، عید را، زیارت شهیدان را، حماسه و اقدام را، و خلاصه همه عوامل پدید آمدن یک جامعه ی انسانی و درست را، در هم آمیخته است و در احکام خود رعایت نموده است. این اصل که، در اسلام، همواره، فرد با جامعه، و جامعه با فرد، و همه با خدا، در حال ارتباطند.
را، در هم آمیخته است و در احکام خود رعایت نموده است. این است که، در اسلام، همواره، فرد با جامعه، و جامعه با فرد، و همه با خدا، در حال ارتباطند.