فهرست کتاب


بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

9- اخلاق عملی

مسئله دیگری که در آن روزگار رواج می یافت، صوفی گری و نوعی بی اعتنایی منفی به امور دنیوی بود. گروهی پیدا شده بودند متظاهر به زهد و ترک دنیا و بی اعتنا به مسائل اجتماع. و اینان، بنابر اغراض سیاسی، از جانب دستگاه خلافت تشویق می شدند. خلفا برای اینکه به مردم عوام و بی تشخیص ثابت کنندکه اهل دیانتند، به این گروه بی تفاوت و غیره درگیر، توجه بسیار نشان می دادند.
این صوفیان، خویش را به اصحاب صفه (زاهدان زمان پیامبر اکرم) منسوب می داشتند، و خود را از این واقعیت به تغافل می زند که اصحاب صفه، عابدان شب بودند و شیران روز. آنان به هنگام نیروهای دینی و خدمات اجتماعی بیشترین بار را بر دوش داشتند، حتی بیعلاقگی اصحاب صفه به مال و منال بیشتر برای این بود که تا هر لحظه، مانند سربازان، آماده باشند و در راه مصالح عامه و جهاد دینی فداکاری کنند.
بدینگونه امام صادق (علیه الاسلام) با مسئله انحراف آفرین تصوف نیز مواجه بود. از این رو، لازم بود که ضمن تاکید بر تهذیب نفس و تهطیر روح و نشر اخلاق علمی و توجه ابدیت، نگذارد از این تعلیمات سوء استفاده یا سوء تعبیر شود، و جوهر اجتماعی آن، در زیر این پرده های عوام - جلب کن ضعیف راضی ساز پوشیده بماند.
مبارزه امام بس با این حساس و ظریف بود. چون لازم بود در عین بزرگداشت اصل معنویت و اخلاق عملی، از زیانهای فراوانی که فهم نادرست آن به بار آورد جلوگیری کند.
امام که خود ریاضت پرورد و معلم باطن و حقیقت دین بود، از عهده این رسالت نیز بخوبی برآمد، بسانی که نه تنها حقوقدان و متفکران اسلامی، خود را شاگردان او می دانستند، و نه تنها مجاهدان اجتماعی اعمال خویش را ملهم از او یاد مورد تایید او می دیدند، بلکه زهاد و صوفیه نیز می کوشیدند که خود را تعلیم یافته از او وابسته به او وابسته به او و برخی شاگردان او معرفی کنند، تا از نفوذ معنوی او کسب وجهه نمایند.

10- تربیت بدنی و جسمی

امام صادق (علیه الاسلام)، به سلامت افراد اجتماع و نیروی تن و قدرت اقدام نیز توجه ویژه داشت. دین اسلام در این باره دستورات بسیار داده است. امام صادق، این دستورات را به یاد می آورد و تاکید می کرد و جامعه را با عبارتی گوناگون به تمرین اسب سواری. تیر اندازی - آنچه در آن زمان معمول و مفید بود - وادار می نمود
گاه می فرمود:
پیامبر اکرم، با اسامه بن زید، مسابقه اسب سواری داد(44).
و گاه می گفت:
فرشتگان، به هنگام مسابقات اسب سواری فرود می آیند و در محل آن مسابقات حاظر می شوند.
محدث معروف، ابن ابی عمیر، روایت کرده است که امام صادق خود را در مسابقات تیراندازی و اسب سواری شرکت می کرد.
سرانجام، اما جعفر صادق (علیه السلام)، پس از ادای تکالیف بزرگ دینی، و معرفی راستین دین، و حفظ و حراست موضع راستین، و بر جای گذاردن دریایی از علوم و دانستنیها و معرفتها، و پرورش دادن چند شاگرد، در سن 65 سالگی بدرود حیات گفت. امام در دوران زندگی از سوی خلفای وقت، آزارها، تبعیدها و شکنجه های بسیار دید، و در پایان، در روز 25 ماه شوال 148 هجری قمری، به وسیله ی زهر که منصور دوانیقی به آن حضرت خورانید مسموم و شهید شد. بدان امام جعفر صادق (علیه السلام) را در گورستان بقیع در انتهای جنوب شرقی شهر مدینه به خاک سپرده، در کنار قبر امام حسن مجتبی، و امام زین العابدین، و پدرش امام محمد باقر (علیه السلام).
در طول سده های اسلامی، دانشمندان مذاهب مختلف، در شهرها و آبادیها مختلف، همواره در ستایش مقامات امام جعفر صادق (علیه السلام) سخن گفته اند، و عظمت پایگاه آن امام را ستوده اند. از جمله، ابن خلدون، فیلسوف اجتماعی و متفکر معروف، می گوید:
کراماتی که از امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل کرده اند، اگر سند نقل درست باشد، به طوری قطع، قابل است، خواه آن کرامات از خود امام سرزده باشد یا از دیگر افراد قبول است، خواه آن کرامات از خود امام سرزده باشد یا از دیگر افراد خاندان او. زیرا آنان اهل کرامتند. در روایان صحیح رسیده است که امام جعفر صادق وقایع همانگونه که امام گفته بود اتفاق می افتاد وقتی کرامت، از غیر آنان، وقوع باید، تو درباره آنان چه خیال می کنی؟ درباره علم آنان، دیانت آنان، و میراثی که از آثار نبوت در ایشان بود، و عنایتی که خداوند به آن خاندان به آن خاندان و اصل گرامی آنان داشت. اینها همه، گواه پاکی و پاکیزگی شاخه هایی است که از این ریشه رسته است. از اهل بیت پیامبر، کرامات بسیاری نقل شده است(45)...

گفتار هشتم نیمه شعبان

نیمه شعبان، روز میلاد امام زمان است. ماه شعبان، هشتمین ماه از سال هجری قمری است. سال هجری، تاریخی است که مبدا آن، هجرت پیامبر اکرم است از مکه به مدینه. سال هجری قمری.
سال هجری قمری را هلالی نیز می گویند، زیرا که هر ماه آن با دیدن هلال آغاز می شود. سال قمری، 12 ماه دارد، و از ماه محرم آغاز می گردد، بدین ترتیب:
1- ماه محرم
2- ماه صفر
3- ماه ربیع الاول
4- ماه ربیع الثانی
5- ماه جمادی الاول(46)
6- ماه جمادی الثانی
7- ماه رجب
8- ماه شعبان
9- ماه شوال
10- ماه ذیقعده
11- ماه ذیحجه
12- ماه رمضان
این ماهها، تقریبا یک در میان، 29 روز است و 30 روز، لیکن هیچکدام از 30 روز بیشتر نیست. سال قمری، 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه است تقریبا.
باری، در روز پنجشنبه، پانزدهم ماه شعبان، در سال 256 هجری قمری، حضرت حجت بن الحسن امام زمان (علیه الاسلام) تولد یافت. حضرت حجت، امام دوازدهم است، و فرزند امام یازدهم حضرت امام حسن عسکری است، و با سه واسطه، فرزند امام رضا، و با پنج و باسه فرزند امام جعفر صادق، و با هشت واسطه، فرزند امام حسین، و با نه واسطه، فرزند حضرت علی و فاطمه - دختر پیامبر اکرم و مادر امامان - می باشد.
امام دوازدهم، حضرت حجت، به این نامها تیز خوانده می شود:
مهدی
مهدی موعود
قائم موعود
منتقم
امام منتظر
امام غایب
صاحب الامر
صاحب الزمان
ولی عصر
چون او و ظهور او، وعده داده شده است، و خدا و پیامبران و اولیا و پیامبر اکرم، وعده داده اند که او می آید و جهان را پر از عدل و داد می کند، موعود نامیده شده است.
چون برای نشر دین حق و بر پا داشتن عدالت قیام می کند و به پا می خیزد، قائم نامیده شده است.
چون انتقام انبیا و مردان خدا را از جباران می گیرد، و هم انتقام بشریت را و انتقام خونهای پاک مردان حق و انسانهای بزرگ و شهدای راه حق و عدالت را، منتقم نامیده شده است.
چون مسلمانان در انتظار اویند، بلکه بشریت - در شعور معقول و وجدان اجتماعی خویش - چنان معلم و نجات دهنده ای را می طلبد و انتظار می کشد، منتظر نامیده شده است.
و چون از دیدگان عموم پنهان است، امام غائب، و چون او صاحب امر خدا است، صاحب الامر، و چون صاحب زمان است، به ولایت خدایی، صاحب الزمان، و چون ولی خدا در این عصرها و روزگار اوست، ولی عصر، نامیده شده است.
چنانکه گفتیم، یکی از نامهای امام زمان، موعود است. باید دانست که موعود، در ادیان آسمانی دیگر نیز وجود داشته است. بدین معنی که برخی از پیامبران، پیامبر و معلم و مصلحی را که از آن - پس می آمده است معرفی می کرده و ذهن جامعه را برای پذیرش پیامبر و مصلح بعدی آماده می ساخته اند. موعود موسی (یعنی کسی که حضرت موسی (علیه الاسلام)، آمدن او را خبر داده بوده است) حضرت عیسی است. موعود حضرت عیسی (علیه الاسلام)، حضرت محمد (احمد، فارقلیط) است - چنانکه در قرآن مجید تصریح شده است(47). نیز اتفاق می افتاده است که پیامبران گذشته، به آمدن موعود آخر الزمان - یعنی مهدی موعود - اشاره می کرده اند(48).
این گونه بوده است تا هنگام ظهور دین اسلام، در دین اسلام، موعود به طور دقیق، معین معرفی گشت، یعنی مهدی آخرالزمان. در اینجا باید در نظر داشته باشیم که مسئله مهدی و ظهور و قیام او، موضوعی نیست که فقط به کسانی که دارای مذهب تشیعند مربوط باشد، بلکه این موضوع، یک مسئله اسلامی است. خود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) بارها آمدن مهدی را در آخرالزمان، و اینکه مهدی از اولاد علی و فاطمه است، و فرزند بیواسطه امام حسن عسکری است، و قیام نهایی دین وتوحید به دست او است، مژده داده و گوشزد کرده است. در قرآن کریم نیز آیات چندی است که حتی مفسران اهل سنت، آن آیات را مربوط به ظهور مهدی دانسته اند(49). و به همین مناسبت، که در احادیث و گفته های پیامبر اکرم، سخن از مهدی بسیار آمده است، علمای اهل سنت، در بیشتر از 200 کتاب از کتابهای معتبر خویش، مناقب مهدی، و مسائل مربوط به مهدی، و چگونگی ظهور او، و شرایط نزدیک یا مقارن زمان ظهور او را ذکر کرده اند، و بیش از 30 کتاب تا ویژه مهدی تالیف کرده اند.
نیز به همین دلیل است که در تاریخ می نگریم که از حدود 150 سال پسش از ولادت مهدی -مثلا از سال 132 هجری، آغاز خلافت عباسی به بعد)، کسانی ادعا می کرده اند که همان مهدی که پیامبر گفته است ایشانند. و این به علت شیوع مسئله مهدی بود، از زمان خود پیامبر، و از زبان او، پس اصل مسئله مهدی، و خروج او در آخرالزمان (برای اصلاح جهان، و خوار ساختن جباران، و انتقام گرفتن از ستم گران، و عزت بخشیدن به محرومان و زیردستان، و اجرا کردن کلیه احکام قرآن) جزو تعالیم اسلام است، و مژده این خروج را خود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) داده است. و از این جهت همه فرقه های مسلمان به اصل مسئله مهدی معتقدند.
چنانکه گفتیم، بر مبنای بشارت کتابهای پیشینیان، و روایات اسلامی، اشتهار یافته بود که از امام حسن عسکری، فرزندی بوجود می آید که برهمزننده اساس حکومتها و واژگون کننده تاج و تحتها و دولتهاست. از این رو زندگانی حضرت امام حسن عسکری، از مدتها قبل، مورد مراقبت کامل بود، و از طرف دربار عباسی سعی می شد تا از تولد این کودک آگاه شوند، و از زنده ماندن او جلوگیری کنند. از طرف خود امام حسن و خاندانش نیز کوشش می شد تا ولادت مهدی، همچنان پوشیده بماند. لیکن به هنگام رحلت امام یازدهم، اخبار داخله آن امام - از جمله وجود این فرزند - به دربار عباسی رسید. از این رو، بی درنگ، از خلیفه عباسی آن روز، المعتمد، دستور هجوم به خانه امام حسن عسکری و تفنیش آن، و جلب و احیانا قتل فرزند او مهدی، صادر شد، و ماموران به خانه امام ریختند... اینجا بود که ضمن مقارناتی، علل ناپدیدی امام فراهم آمد، و دوازدهمین پیشوای شیعه به فرمان الاهی از نظرها پنهان گشت(50)...
دانشمندان مسلمان، راجع به حضرت مهدی (علیه الاسلام)، و مسئله طول عمر او، و فواید وجودی او، در حال غیبت، و مسائل مربوط به خروج او، سخنان بسیار گفته اند، همینگونه عرفا و فلاسفه، به تصریح و اشاره، بدین مسئله توجه داده اند، مانند محیی الدین ابن عربی، در کتاب فتئحات مکیه. و ابن سینا، در کتاب فلسفی عظیم خود شفا. یکی از دانشمندان و ریاضمندان و متفکران بزرگ، خواجه نصیرالدین طوسی نیز، درباره مهدی چنین می گوید:
حرمان خلق از امام و علت غیبت او چون معلوم است که از جهت خدای - سبحانه - نباشد و از جهت امام نبود، پس لابد از جهت رعیت بود. و تا آن علت زایل نشود، ظاهر نگردد. و استعباد از درازی عمر حضرت مهدی - (علیه السلام) - نمودن، چون امکانش معلوم است و از غیر او متفق(51)، جهل محض بود(52).
باید بدانیم که در زمان غیبت حضرت حجت، مسلمان نباید در انجام دادن تکلیفهای خود کوتاهی کند. همه دستورات دین، در این زمان نیز، به حال خود باقی است، واجب واجب است و حرام حرام، بویژه تکالیف و وظیفه های اجتماعی. مثلا اگر در جامعه ای فساد رایج شد، و ظلم پا گرفت، مسلمان نمی تواند بگوید، بگذار باشد، امام زمان می آید و درست می کند و اصلاح می فرماید. آنچه امام زمان درست می کند و اصلاح می فرماید، تکلیف دینی خود آن امام است که از لحظه و روز ظهور او شروع می شود. تا پیش از آن لحظه و آن روز، هر مسلمانی به همه تکالیف خود مکلف است، همینطور که باید نماز بخواند و روزه بگیرد، باید امر به معروف و نهی از منکر کند، با ظلم و ظالم بستیزد، به داد مظلوم برسد، برای از بین بردن ستم و بر پا داشتن عدل و داد، بکوشد، و...و...
جوانان عزیز، درباره حضرت حجت و مسائل مربوط به او، و آینده جهان از نظر مذهب، و تحلیل دقیق فلسفه انتظار، می توانند این کتابها را بخوانند:
1- آینده جهان از نظر مکتب ما.
2- انتظار، مذهب اعتراض.
3- دادگستر جهان.
4- در فجر ساحل.
5- خورشید مغرب.
در پایان این گفتار، یکی از مشهورترین سخنان پیامبر را که درباره مهدی فرموده است، و علمای مذاهب اسلامی نقل کرده اند، نقل می کنیم، سخنی که از نظر دینی و اعلام شخص پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم)، قطئیت مسئله را می رساند.
اگر از عمر جهان جز یک روز باقی نماند، خدا همان یک روز را آنقدر طولانی و دراز کند تا مهدی - فرزند من - ظاهر شود و جهان را، در حالی که از ستم پر شده باشد، از عدالت و دادگری پر کند.
و چنانکه می نگریم مسیر کلی بشر، از نظر فقدان عنصر معنوی در حرکتها و زندگیها، رو به حالتی است که در نهایت - چنانکه پیامبر گفته است - نیاز به کسی که بتواند اصلاحی همه جایی و همگانی پدید آورد، و اینهمه ستمها و اختلافها را برطرف سازد، و معنویت را به زندگی بشر باز گرداند، محسوس است.