فهرست کتاب


بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

8- شعر، هنر و تبلیغات

شعر متعهد همیشه مورد توجه اولیای اسلام بوده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) شاعران را تشویق می کرد، و شاعران بسیاری داشت. امامان نیز همینگونه رفتار می کردند. شعر و تاثیر هنری و کاربرد تبلیغی آن، هیچوقت نباید مورد غفلت قرار گیرد. شاعران پاک و متعهد، که شعر را در راه بیداری جامعه، و دمیدن روح اعتقاد و فضیلت در مردم به کار می برند، همواره، باید مورد تکریم باشند. البته این امر مشروط به این است که شعر دارای ارزش هنری و سطح عالی باشد، و شاعر علاوه بر ایمان و تعهد، بواقع شاعر باشد و سخت شناس. خویش قریحه و نیرومند و چیره دست. شعری که خود از ارزش هنری شایسته ای برخوردار است، و در حد اشعار استادانه است، می تواند به مذهب و فرهنگ مذهبی خدمت کند، نه جز آن.
باری، این امر مهم نیز مورد توجه امام صادق (علیه الاسلام) بود. و آن امام بزرگوار، و رهبر بیدار، شاعران موضعدار و حقگو مبارز را که در برابر دستگاههای ستم، و دربارهای جور می ایستادند، و جنایات آنان را نکوهش می کردند، و شعر خویش را در اجتماع می پراکندند، همواره، مورد توجه و تشویق قرار می داد، و آنان را تشجیع می کرد، و جامعه را نیز به بزرگداشت آنان فرا می خواند.

9- اخلاق عملی

مسئله دیگری که در آن روزگار رواج می یافت، صوفی گری و نوعی بی اعتنایی منفی به امور دنیوی بود. گروهی پیدا شده بودند متظاهر به زهد و ترک دنیا و بی اعتنا به مسائل اجتماع. و اینان، بنابر اغراض سیاسی، از جانب دستگاه خلافت تشویق می شدند. خلفا برای اینکه به مردم عوام و بی تشخیص ثابت کنندکه اهل دیانتند، به این گروه بی تفاوت و غیره درگیر، توجه بسیار نشان می دادند.
این صوفیان، خویش را به اصحاب صفه (زاهدان زمان پیامبر اکرم) منسوب می داشتند، و خود را از این واقعیت به تغافل می زند که اصحاب صفه، عابدان شب بودند و شیران روز. آنان به هنگام نیروهای دینی و خدمات اجتماعی بیشترین بار را بر دوش داشتند، حتی بیعلاقگی اصحاب صفه به مال و منال بیشتر برای این بود که تا هر لحظه، مانند سربازان، آماده باشند و در راه مصالح عامه و جهاد دینی فداکاری کنند.
بدینگونه امام صادق (علیه الاسلام) با مسئله انحراف آفرین تصوف نیز مواجه بود. از این رو، لازم بود که ضمن تاکید بر تهذیب نفس و تهطیر روح و نشر اخلاق علمی و توجه ابدیت، نگذارد از این تعلیمات سوء استفاده یا سوء تعبیر شود، و جوهر اجتماعی آن، در زیر این پرده های عوام - جلب کن ضعیف راضی ساز پوشیده بماند.
مبارزه امام بس با این حساس و ظریف بود. چون لازم بود در عین بزرگداشت اصل معنویت و اخلاق عملی، از زیانهای فراوانی که فهم نادرست آن به بار آورد جلوگیری کند.
امام که خود ریاضت پرورد و معلم باطن و حقیقت دین بود، از عهده این رسالت نیز بخوبی برآمد، بسانی که نه تنها حقوقدان و متفکران اسلامی، خود را شاگردان او می دانستند، و نه تنها مجاهدان اجتماعی اعمال خویش را ملهم از او یاد مورد تایید او می دیدند، بلکه زهاد و صوفیه نیز می کوشیدند که خود را تعلیم یافته از او وابسته به او وابسته به او و برخی شاگردان او معرفی کنند، تا از نفوذ معنوی او کسب وجهه نمایند.

10- تربیت بدنی و جسمی

امام صادق (علیه الاسلام)، به سلامت افراد اجتماع و نیروی تن و قدرت اقدام نیز توجه ویژه داشت. دین اسلام در این باره دستورات بسیار داده است. امام صادق، این دستورات را به یاد می آورد و تاکید می کرد و جامعه را با عبارتی گوناگون به تمرین اسب سواری. تیر اندازی - آنچه در آن زمان معمول و مفید بود - وادار می نمود
گاه می فرمود:
پیامبر اکرم، با اسامه بن زید، مسابقه اسب سواری داد(44).
و گاه می گفت:
فرشتگان، به هنگام مسابقات اسب سواری فرود می آیند و در محل آن مسابقات حاظر می شوند.
محدث معروف، ابن ابی عمیر، روایت کرده است که امام صادق خود را در مسابقات تیراندازی و اسب سواری شرکت می کرد.
سرانجام، اما جعفر صادق (علیه السلام)، پس از ادای تکالیف بزرگ دینی، و معرفی راستین دین، و حفظ و حراست موضع راستین، و بر جای گذاردن دریایی از علوم و دانستنیها و معرفتها، و پرورش دادن چند شاگرد، در سن 65 سالگی بدرود حیات گفت. امام در دوران زندگی از سوی خلفای وقت، آزارها، تبعیدها و شکنجه های بسیار دید، و در پایان، در روز 25 ماه شوال 148 هجری قمری، به وسیله ی زهر که منصور دوانیقی به آن حضرت خورانید مسموم و شهید شد. بدان امام جعفر صادق (علیه السلام) را در گورستان بقیع در انتهای جنوب شرقی شهر مدینه به خاک سپرده، در کنار قبر امام حسن مجتبی، و امام زین العابدین، و پدرش امام محمد باقر (علیه السلام).
در طول سده های اسلامی، دانشمندان مذاهب مختلف، در شهرها و آبادیها مختلف، همواره در ستایش مقامات امام جعفر صادق (علیه السلام) سخن گفته اند، و عظمت پایگاه آن امام را ستوده اند. از جمله، ابن خلدون، فیلسوف اجتماعی و متفکر معروف، می گوید:
کراماتی که از امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل کرده اند، اگر سند نقل درست باشد، به طوری قطع، قابل است، خواه آن کرامات از خود امام سرزده باشد یا از دیگر افراد قبول است، خواه آن کرامات از خود امام سرزده باشد یا از دیگر افراد خاندان او. زیرا آنان اهل کرامتند. در روایان صحیح رسیده است که امام جعفر صادق وقایع همانگونه که امام گفته بود اتفاق می افتاد وقتی کرامت، از غیر آنان، وقوع باید، تو درباره آنان چه خیال می کنی؟ درباره علم آنان، دیانت آنان، و میراثی که از آثار نبوت در ایشان بود، و عنایتی که خداوند به آن خاندان به آن خاندان و اصل گرامی آنان داشت. اینها همه، گواه پاکی و پاکیزگی شاخه هایی است که از این ریشه رسته است. از اهل بیت پیامبر، کرامات بسیاری نقل شده است(45)...