فهرست کتاب


بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی

محمد رضا حکیمی‏‏‏‏‏‏‏

3- اقدامهای سیاسی

هر چند امام صادق (علیه الاسلام)، خود به طور علنی، در راس قیامهایی که با مخالفت با امویان و عباسیان و عمال آنان برپا می شد، قرار نمی گرفت، لیکن آنها را، به روش خویش، تغذیه و تایید می کرد. از قیامهایی که مورد تایید امام صادق قرار گرفت، یکی قیام خونین زید، پسر امام زین العابدین (علیه الاسلام) ونوه امام حسین (علیه الاسلام) بود، که خود دنبال نهضت حسینی به شمار می رفت.
قیامهای دیگر شورشیان و سادات نیز، که به منظور امر به معروف و نهی از منکر، و واژگون ساختن بنیان ستم، بر پا می گشت، مورد تایید امام صادق قرار گرفت. از این رو، شعله درگیری و مبارزه عملی و جهشهای سیاسی، هیچگاه فرو ننشست.

4- احیای سنتهای مبارزاتی

سنتهای مقدس مبارزاتی، و مراسم یاد کرد درگیریهای خدایی، همواره باید در میان اجتماعات زنده و شاداب بماند. این سنتها اگر کهنه یا فراموش شوند، روح حماسه و فداکاری در مردم می میرد، و خون حق طلبی و فداکاری از جوش و خوروش می افتد. سنت ابدی و شورانگیز عاشورای خونین باید همیشه زنده باشد، و در دل توده ها، چونان مشعلی خونین، شور و حرکت و فریاد بیافریند.
امامان ما پیوسته کوشیده اند، تا عاشورا از یادها نرود، و یاد حسین، و قبرحسین، و عاشورای حسین، و خون حسین و شهادت حسین (علیه الاسلام)، همیشه مانند خورشید بر زندگیها بتابد، و آزادگی و مردانگی و قیام بیافریند.
ملتی که عاشورا داشته باشند، و هویت عاشورا را بشناسند، و خون عاشورا در رگهایش جاری باشد، هیچگاه زیر بار ظلم نمی رود، و روی ذلت نمی بیند.
با توجه به این مسائل،امام صادق (علیه الاسلام)، درباره اقامه مراسم عاشورا، و عزاداری حسینی، تاکید بسیار داشت، و همواره می خواست تا این مراسم برپا گردد، البته مراسمی که روح داشته باشد، و رسالت عاشورا را زنده کند، و مفهوم واقعی این روز را القا نماید.

5- فقاهت آگاهی آفرین

خلفای اموی و عباسی، از مدتها پیش کوشیده بودند تا فقیهانی تربیت کنند و در خدمت داشته باشند، یا از فقیهان و واعظان موجود استفاده کنند و آنان را - به هرگونه ای که بشود - در خدمت ستم در آوردند. امام صادق (علیه الاسلام)، از این جهت، با مشکلی بس سخت و دشوار روبرو بود. واجب بود عده ای فقیه و حقوق دان و عالم دینی تربیت کند، دارای تبحر علمی، موضع درست، ایمان محکم، شعور والا، قلب شجاع، آگاهی اجتماعی و تقوای سیاسی. امام به این مهم نیز همت گماشت و فقها و علمای بزرگ و مطمئن پرورش داد و برخی از آنان را به شهرها فرستاد. این فقیهان که نزد امام، فقه متحرک آموخته بودند نه فقه منجمد، عالمانی آگاه بودند نه غافل، ضمن آموختن مسائل دین، مردم را آگاه می کردند و مسلمان را، در واقع، مسلمان می پروراندند و بیدار.
این معلومات فقهی جعفری - که از طریق اصحاب و شاگردان امام صادق نشر می شد - فایده مهم دیگری نیز دربر داشت. آن فایده این بود که باعث می شد تا بسیاری از موارد فقه اهل سنت نیز تصحیح شود و ترمیم یابد، زیرا هنگامی که فتواهای امام صادق را نقل می کردند و اصول و قواعدی را که برای استنباط احکام آموخته بود می پراکندند، اینهمه به گوش دیگران می رسید، و بسیاری را به اشتباه خود واقف می ساخت، و از روش صحیح فقاهت آگاه می کرد.
مقام امام جعفر صادق (علیه الاسلام) در فقه اسلام چندان ممتاز بود که کسانی چون ابو حنیفه - یکی از چهار امام اهل سنت - به شاگردی او درآمدند و از آموزشهای او بهره مند شدند. بدینگونه روش است که تربیت گروهی فقه (حقوقدان اسلامی)، در شرایط آن روز، که برخی فقیهان وابسته به دستگاه خلافت، تعالیم اسلام را - بنابر مصالح حکومت فقه - مسخ می کردند، دارای اهمیت حیاتی بودند.