فهرست کتاب


شیعه می پرسد جلد 3

محب الاسلام‏

دانش و ادب دوستی غوریان:

تاریخ ادبیات صفا، در ضمن وقایع سال 408 / ه و بر افتادن سلسله مأمونیه خوارزمشاهی، بدست محمود غزنوی نوشته است: در همین مواقع در غرجستان واقع در مشرق هرات، و مغرب نور، شمال غزنین، نیز امرائی با لقب شارمی زیسته اند.
شاران غرجستان، در دوره سامانیان، نسبت بآنان اظهار اطاعت می کردند، و برخی ازین قوم مانند ابونصر محمدبن اسد خود بکار علم و ادب اشتغال می ورزیدند، و افاضل جهان بجانب ایشان روی می آوردند.
پایتخت غرجستان غالباً بلکیان و گاه پشین بود، پس از استیلای محمود میان شار غرجستان محمد شارشاه و محمود خلاف افتاد، و بفرمان محمود، ارسلان جاذب، و آلتون تاش، غرجستان را فتح کردند، و محمد شارشاه و پدرش ابونصر محمدبن اسد را که عزلت اختیار کرده بود بغزنین بردند و این خاندان ایرانی نیز بدست محمود برافتاد(413).

سلطان غور و زیارت امام رضا علیه السلام:

سید ظهیر الدین مرعشی، در تاریخ طبرستان نوشته است: چون سلاطین غور غیاث الدین و شهاب الدین به خراسان آمدند و نیشابور را مستخلص گردانیدند و به زیارت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام حاضر شدند.
فخر الدین رازی(414) که استاد بنی آدم است با تمامیت علمای غور و غزنین، و سلاطین عصر، در آن مشهد مبارک حاضر شدند.
در آنجا مکتوبی یافتند که حضرت امام علیه السلام در وقتی که مأم.ن بر او بیعت کرده بود نوشته بوده است(415).
در سنه 597 / ق سلاطین غیاث الدین غوری نیشابور را، از علی شاه بن تکش خان منتزع ساخت ضیاء الدین علی نام را بحکومت نیشابور منصوب گردانید(416).
غوریان تا سال 838 ق باقی بوده اند.
دلاور خان غوری 804 هج.
هوشنگ آلبخان غوری 808 هج.
محمد غزنی خان بن هوشنگ 838 هج(417).

غور:

دائرة المعارف عربی الموسوعة العربیة المسیرة چاپ دوم 1972 میلادی - مصر - در صفحه 1259 نوشته است: غور منطقه ای است کوهستانی در اواسط افغانستان وطن اسلامی است که آبان در قرن دوازدهم میلادی بر آنجا حاکم شد: یعنی حدود هشتصد سال قبل.