فهرست کتاب


شیعه می پرسد جلد 3

محب الاسلام‏

2- عرفان اصطلاحی صوفی:

چنان است که خواندید و ادعا داشتن، و شکل خاصی گرفتن، و دیگران را ناچیز پنداشتن، و بهرگونه بندگان خدای را فریفتن، و از نم و شهرت و محبوبیت مردان خدا، خود، سود بردن، و بر شعب و شقوق مسلمین دسته و شعبه ای افزدون، و سبب اختلاف و بد بینی بین مسلمین گردیدن، و از حقایق و واقعیات غفلت کردن و به اصطلاحات مستحدثه، پس از ائمه، اطهار علیه السلام دل خوش کردن، و حساب خود را از مسلمانان جدا شمردن و بشخص و چیز و کسی جز خدا و ائمه طاهرین علیه السلام که عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بأمروه یعملون میباشند، تکیه کردن، و دعوت کردن و بجز، در مساجد لله و مشاهد مشرفه که مصداق فی بیوت اذن الله هستند دور هم گرد آمدن، و از واجبات غافل ماندن و برخی از مستحبات را بصورت خاص بجای آوردن، و از واجبات غافل ماندن و برخی از مستحبات را بصورت خاص بجای آوردن، و از انجام واجبات شرع مطهر اسلام بهرگونه سرباز زدن، یا غیر خدا را بخدا شبیه، دانستن، و در نماز و عبادت بغیر الله توجه داشتن و به شعبده بازی های گوناگون خود را، و دیگران را فریفتن، و در نتیجه آلاوده شدن به دنیا و مظاهر آن با ادعای مقام تصوف و صوفی بودن و حیاناً ادعای عرفان کردنم و عارف بودن نعوذ بالله من شرور انفسنا.
از متقدمان عرفان فریقین حسن بصری است فرزند یسار از اهل میسان و نام مادرش خیرةکنیز ام سلمة بود گاهی ام سلمد همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با شیر خود گریه حسن را ساکت میکرد، لذا گفته شود: حکمتی که به حسن داده شد از برکت آن شیر است که به هشتاد و نه سالگی رسید: از وی شنیده شد که گفت: هر کس گمان برد معاصی بندگان از جانب خداست: روز قیامت سیه روی محشور میشود سپس این آیه را خواند: یوم القیامة تری الذین الزمر - 60 - داودبن ابی هند گفت از حسن بصری شنیدم که گفت: همه چیز به قضا و قدر است مگر معاصی حسن بصری فصاحت و بلاغت علم فراوان و تمام کلمات و غلط و مذمت دنیا و هر چه داشت یا جمعاً یا بعضاً یا لفظاً و یا معنی از کلام امیرالمؤمنین علی علیه السلام برگرفته بود امالی المرتضی ج 1، ص 153 سید مرتضی ره نمونه ای از قول حسن را با کلام مولای متقیان مقایسه کرده است.

استفاده اهل عرفان از ائمه هداة مهدیین علیهم السلام

از زمانی امیرالمؤمنین عی علیه السلام آغاز شده که برخی از اصحاب سر و دوستان و عاشقان مولای متقیان علیه السلام بهره ها برده اند.
کمیل بن زیاد از مولای همه اهل توحید، پرسید: ماالحقیقة...؟ حدیث معروف و مشهور و حیرت انگیز است(254):
همام از اوصاف متقین پرسید صف لی المتقین؟ نهج البلاغه و کافی، و سایر کتب حدیث گواهند که بر سر این پرسش و پاسخ آن جان بجان آفرین تسلیم کرده است(255).

نمونه ای از استفادات عارفان از ائمه هداة مهدیین علیه السلام

عزالدین محمود بن علی کاشانی متوفی 735 ه در کتاب مصباح الهدایة بسی بائمه معصومین علیه السلام استناد کرده است.
بقول مرحوم جلال الدین همائی:
علاوه بر حضرت مولی الموالی علی بن ابیطالب علیه السلام که سر حلقه اولیآء فریقین، و مقتدای همه سلاسل صوفیه است از سایر ائمه شیعه چون امام حسن و امام حسین و حضرت زین العابدین و حضرت صادق علیهم السلام بتجلیل و احترام نام میبرد، و احادیث مأثوره ایشانرا مورد تمسک و استدلال قرار میدهد .
بنگرید:
پس انسان هم مختار بود و هم مجبور چنانکه منقول است از حسن بن علی علیهم السلام که گفته: ان الله لا یطاع بالاکراه و لا یعصی بالغلبة، و لا یهمل العباد من المملکة.
یعنی اگر مطیع باکره و اجبار، طاعت حق سبحانه کند، مطیع نباشد، و اگر عاصی بغبله و اجبار معصیت کند، عاصی نباشد، و معهذا حق تعالی بنده را در مملکت خود فرو نگذارد، تا بخود هر جه خواهد کند.
و موافق این سخن از امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که لا جبر و لاتفویض و لکن امر بین الامرین(256).
ودر فصل چهارم - فضیلت و کیفیت و مواظبت بر نماز و...
زین العابدین علی بن الحسین علیه السلام هرگاه که در صلوة خواستی رفت رنگش متغیر گشتی، چنانک او را باز نشناختندی سبب از وی پرسیدند، جواب داد: أتردون بین یدی من أرید أن أقف(257) آیا میدانید که میخواهیم مقابل کدام کس بایستم...؟
وی درباره اهل بیت رسول معتقد است. که ایشان وارث علم و خویشاوند، صوری، و معنوی، پیغمبرند و محبت پیامبر به محبت ایشان وابسته است و مؤمن باید محبت اهل بیت را در دل داشته باشد.
یکجا میگوید چگونه باشد دلی که در او ایمان و محبت رسول بود، و بمحبت اهل بیت ممتلی و طافح نبود، که با نسبت قرابت صورت نسبت قرب معنی هم داشتند.
و همه جا صلوات بر آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم را ردیف صلوات بر محمد، صلوات الله علیه قرار میدهد(258).درباره آیه نجوی مانند شیعه روایت میکند، که هیچکس غیر از علی علیه السلام بدین آیت عمل نکرد، و موافق ممتاز شد(259).. نصیحت امیرالمؤمنین به عمر:
اگر خواهی خدایت را ملاقات کنی پیراهنت را پینه زن / آرزوهایت را کوتاه کن، و قبل از سیر شدن دست از خوراک بازدار(260).