فهرست کتاب


شیعه می پرسد جلد 3

محب الاسلام‏

وضع شیعه در دو قرن 5 - 6

قرن پنجم و ششم دوره غلبه اهل سنت و چیرگی متعصبان آن قوم بود - و مذهب تشیع در ایران از طریق توسعه و کسب علو تدریجی باز نمی ایستاد.
در این عهد بقول شیخ عبدالجلیل قزوینی شیعیان را در بلاد اسلام و شهرهای معظم هزاران کراسی، و منابر، و مساجد، و مدارس بود که درو، علنا بحضور ترک و تازی تقریر مذهب میکردند، و نوبتهای عقود، مجالس ایشان، اظهر من شمس بود و هیچیک از اصول و فروع مذهب خود پوشیده نمی داشتند(122).
شیعه باری خود اختصاصاً مدارسی، در شهرهائی که بسر می برده اند، داشتند و همچنین کتابخانه های آنان مشهور بود، و مجالس خاصی، از درس فقه، و شریعت بدست آنان اداره میشد، و علمائی از آنان در قرن پنجم، و ششم مشهور بوده اند(123).

10- از رجال مقتدر شیعه:

برخی از رجال مقتدر شیعه:

در دستگاه خلافت و دستگاههای دولتی، سلاجقه و امرای این عه، هم عده ای از وزرای شیعی وجود داشته اند که از جمله آنان می توان نام برد:
1- هبة الله محمدبن علی المعروف بابن المطلب وزیر المستظهر.
2- سعد الملک آوجی، وزیر سلطان محمدبن ملکشاه.
3- شرف الدین انوشیروان بن خالد کاشانی، وزیر خلیفه المسترشد و سلطان محمودبن ملکشاه.
4- مؤید الدین محمدبن محمد قمی وزیر الناصر - و مستنصر.
5- و مجدامللک ابولفضل.
6- و سعدبن محمد قمی وزیر بر کیارق(124).
در اواخر عهد عباسی بنام چند تن از وزیران شیعی، در دستگاه خلافت بر می خوریم، و این میتواند یکی از نشانهای قوت شیعه آن روزگار باشد که در کرخ بغداد سکونت داشتند.
وزیران شیعی خلفآء درین ایام همه از مراکز تجمع شیعیان ایران به بغداد رفته... آنجا توطن اختیار کرده بودند از جمله:
1- سید نصیرالدین ناصربن مهدی العلوی الرازی متولد مازندران تربیت شده در ری و در گذشته در بغداد. وی مدتی نیابت نقیب عزالدین مرتضی قمی را داشت که نقیب سادات همه بلاد ایران بود.
پس از آنکه آن نقیب بفرمان محمد خوارزمشاه کشته شد، نصیرالدین همراه شرف الدین، نقیب، پسر عزالدین مرتضی ببغداد گریخت. آنجا بود، تا سرانجام بامر الناصرلدین الله عباسی نقیب سادات طالبی، و بعد از آن وزیر خلیفه شد.
و در سال 604 ه بر اثر فشار سپاهیان و مخالفان او از وزارت افتاد، و بدرخواست خودش در دارالخلافة عزلت گزید، و همانجا تحت حمایت خلیفه بسر میبرد تا بسال 617 ر ه درگذشت(125).
2- جانشین وی از اهل قم بنام محمدبن محمدبن عبدالکریم، که بیمارستانی در مشهد کاظم علیه السلام ساخته و آنرا بر اهل آن مشهد وقف نموده و هم آنجا مکتبی و دارالقرآنی جهت علویان بنا کرده بود.
3- بعد از محمد القمی، تا اوایل خلافت المستعصم ابن الناقد م / 642 ه وزارت خلیفه میکرد، و پس از وی تا پایان کار خلافت عباسی، سمت وزارت را داشت.
4- مؤید الدین ابو طالب محمدبن احمد العلقمی م / 656 ق سمت وزارت را بر عهده داشت وی از رجال بزرگ شیعه و از افاضل عهد خود بود، درگاهش مجمع فاضلان خاصه رجال بزرگ شیعه و از آن جمله:
عزالدین عبدالحمیدبن ابی الحدید 586 - 655 / ق شارح نهج البلاغة بود، و او کتاب مذکور را بنام ابن العلقمی تالیف کرد این وزیر مانند همه وزیران شیعی محسود و مغبوط اطرافیان خلیفه بود(126): و ما در جلد دوازدهم اقوال الئمه نام 18 کتاب را که برای رجال شیعی نوشته شده آورده ایم، اما ابن ابی الحدید را برخی شیعی و برخی سنی میدانند.
و ملوک دیالم نیز از آل بویه، رکن الدولة، و عضد الدولة، در بغداد، و پارس و خوزستان، و اکثر بلاد عراقین، شیوه استعلآ و استیلآء ورزیدند، و هر چند بظاهر طاعتی میداشتند، اما بر دارالخلافة تحکم ها و تسحیب ها آغازیدند، و دست تطاویل یازیدند و خلیفه هر عهد، اسیر تصرفات ایشان بود، و خلفآ از آن وقت باز، تا بروزگار الناصر لدین الله که دولت سلجوقیان روی در انحطاط نهاد، در ممالک جهان لا سیما بلاد عجم بمجرد اقامت رسم خطبه و اظهار شعار دعوی قناعت نمودند(127).