با رهپویان ولایت ویژه نامه همایش شاعران آئینی با موضوع:فتنه

تهیه هیئت رزمندگان اسلام‏‏‏

یا رب نکند...

یا رب نکند یزید باشیم - ترسان زبیان حق به وقتش
آن مار که می گزید باشیم - بر گندم ری عبید باشیم
معلول تمام تیرگی ها - مانند کسی که دست سقا
بر علت خود مزید باشیم - در ظهر عطش برید باشم
از طایفه ای که گوش ها شان - باشیم و رها زخود نباشیم
فریاد نمی شنید باشیم - مرغی که نمی پرید باشیم
در مهر و وفا چو اهل کوفه - در حاشیه ابن سعد ملعون
نامرئی و ناپدید باشیم - در واقعه ها ولید باشیم
یک ابن زیاد شیک و تازه - یا نوکر پست زر پرستان
با ژست ابو سعید باشیم - چون برده زر خرید باشیم
یک حارث دین فروش دیگر - همسفره خیل کاسه لیسان
در ظاهر با یزید باشیم - بدتر زخود یزید باشیم
در ظاهر خود، نمائی از آب - حسرت خور فرصت رهایی
در باطن خود اسید باشیم - وقتی که به سر رسید باشیم
از خولی و شمر بی حیاتر - یا رب مپسند صبح تا شب
بر حرمله ها مرید باشیم - آن کس که شتر ندید باشیم
ویروس نفاق و خودپرستی - دیدیم اگر شتر بگوییم
یک عارضه جدید باشیم - فارغ زچک و وعید باشیم
در حق کشی و دسیسه بازی - یا رب نرسان دقیقه ای را
بدتر ز ابایزید باشیم - کز لطف تو ناامید باشیم
فرمانبر حرص و خودپسندی - مارا برسان به کوثر عشق
منت کش هر پلید باشیم - شاید بشود شهید باشیم
(کامران شرفشاهی)

اینجا که کوفه نیست:

در ما غرور عشق و وفا پا گرفته است - وقتی (زبیر) خرده به مولا گرفته است
اینجا که کوفه نیست که تنها شود علی - این سرزمین طنین اطعنا گرفته است
خفاشهای خسته ی سرخورده از طلوع - خورشید بر بلند بقا جا گرفته است
آن پیر مشرقی که طلوع ولایت است - مهرش هماره نقش به دلها گرفته است
با سامری بگوی که موسای عشق ما - تایید از خدای تعالی گرفته است
یا اشعری دچار تغافل شده است باز - یا غفلتش مسیر تماشا گرفته است
گو چشم بسته باز کند خوب بنگرد - کاین قوم، زجام تولا گرفته است
بین خمین و خامنه دیوار و مرز نیست - لبیک ما زمین و زمان را گرفته است
فتنه ها در کمین کشور ماست - دشمن اعتقاد و باور ماست
ما به لطف خدا یقین داریم - سایه دست دوست بر سرماست
فتنه این دفعه هم، کذایی بود - جوهر سبز آن ریایی بود
سبز اما نه سبز اهل البیت - سبز از جنس بی وفایی بود
چشم امت فریب رنگ نخورد - بازی فتنه ی فرنگ نخورد همچنان
روی پیشانی بلند وطن - کوفه داغ ننگ نخورد
(محمود شریفی (کمیل))
دیروز یا امروز یا فردا...همین است - شیطان همیشه این طرفها در کمین است
دیروز در جلد سه بی دین سه خلیفه - امروز هم در جلد این سه جانشین است
این بار اگر چه در لباس نو ولیکن - فتنه رفیق کهنه این سرزمین است
ما هر چه خوردیم از خودی بوده نه از غیر - این مار سی سال است که در آستین است
چون صخره باید بود پیش موج سرکش - سیلی جواب این هجوم سهمگین است
اینجا نه کوفه نه مدینه نه فلسطین - این مملکت ملک امیرالمؤمنین است
سر دادن و سر را به ذلت خم نکردن - هر کس حسینی زندگی کرده چنین است
بالاتر از رنگ سیاه روضه ها نیست - ای آنکه گفتی رنگ، سبز مخملین است
ما شیعه ولایت و اسلام زاده ایم - تا پای جان به پای علی ایستاده ایم
میزان انتخاب من و تو شدیم و ما - حق را به حق به جانب حق دار داده ایم
ما را زفتنه های زمانه هراس نیست - ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم
ما نیستیم پیرو آشوب زادگان - سر در خط حمایت رهبر نهاده ایم
با اشک حلقه به دور علم می زنیم و بس - ما عاشق قدیمی این خانواده ایم
ما دشمنان رهبرمان را حواله بر - دست جدای حضرت عباس داده ایم
ایرانیم که وحدت ایرانم آرزوست - راه امام و راه شهیدانم آرزوست
(محسن عرب خالقی )
هر برگه ی رأیی تبر بت شکنی بود - هر فرد در این خطه خلیل وطنی بود
از رأی همه ملت ایران شده معلوم - آن سبز سیادت نه که سبز لجنی بود
(محسن عرب خالقی )

شتر فتنه:

این شتر سرخ موی فتنه گران است - محمل سبزی زفتنه بسته بر آن است
آن که در این محمل است کیست؟ حمیرا - در هوس جنگ با امام زمان است
دولت دیروز گشته دشمن امروز - کینه ی پنهان که داشت حال عیان است
دعوی خونخواهی از خلیفه مقتول - بازی مردم فریب خار و خسان است
آن که به قتل بتول شادترین بود - حال به قتل خلیفه لابه کنان است
آن که به سوگ رسول مویه نکردی - بر جمل انتقام موی کنان است
بر علم فتنه کرده پیرهنی را - در پی اغوا گری کور و کران است
کشتن زهراش بس نبود که این بار - بسته کمر بهر قتل شوهر آن است
دست خدا کو که پی کند دم تیغش - این شتر سرخ مو که در هیجان است
دور فلک بین که باز جانب حیدر - جیش حمیرائیان فتنه روان است
پیرهن سرخ فتنه مخمل سبزی است - کافت ایرانیان زپیر و جوان است
حرف دو پهلو زنند و تیر سه پهلو - خود هدف این گروه سست گمان است
شاعر حیدر بخوان سرود ولایی - شعر تو آتش به جان بد گهران است
تا بشناسد خلق حق ز اباطیل - نغمه بزن ای بلال وقت اذان است
(مرتضی جام آبادی (یتیم))