با رهپویان ولایت ویژه نامه همایش شاعران آئینی با موضوع:فتنه

تهیه هیئت رزمندگان اسلام‏‏‏

خورشید انقلاب

روزی که ابر فتنه و ظلمت پدید شد - موج نفاق در دل مردم شدید شد
آتش بیار معرکه گشتند کوفیان - فتنه گری مرام سپاه یزید شد
می رفت که کشتی دین در خطر افتد - نا گه شب سیاه ز نوری سپید شد
خورشید انقلاب حسینی طلوع کرد - ابر نفاق فتنه گران نا پدید شد
آمد بهار تازه تری سوی باغ عشق - دیگر خزان گلشن ایمان بعید شد
ای رهروان عزت و آزادگی حسین - بهر نجات دین محمد شهید شد
هفت آسمان نشست به سوگ و عزای او - روزی که بهر فتنه گران روز عید شد
سر داد و خم نکرد سری در بر ستم - از روی نیزه شاهد فتحی جدید شد
باید که پیروی کند از شیوه مراد - هر کس در آستان حسینی مرید شد
مهرش اگر چراغ امید همه است - نامش به قفل گلشن دل ها کلید شد
اشکی که در عزای حسینی ز دیده ریخت - تا گلشن بهشت چراغ امید شد
ای مشعل هدایت گمگشتگان عشق - درد (وفایی) از غم درون شدید شد
دست مرا بگیر که از پا فتاده ام - قلبم سیاه ماند و مویم سفید شد
سید هاشم وفایی

فتنه گران

اینان رسیده اند که غوغا به پا کنند - بر روی موج خانه خود را بنا کنند
اینان رسیده اند بساطی به هم زنند - در این بساط گندم خود آسیا کنند
اینان رسیده اند که مثل یزیدیان - ایجاد فتنه در صف اهل ولا کنند اینان اسیر وسوسه های اجانب اند - بی راهه می روند و همیشه خطا کنند
با رنگ سبز فتنه گران فتنه می کنند - ای کاش از پیمبر و اهلش حیا کنند
این تشنگان قدرت و بازیچه نفاق - چیزی نمانده است که خود را فدا کنند
ای دشمن وطن به شهیدانمان قسم - گر عالمی به شما اقتدا کنند
این ملت بزرگ به پا ایستاده است - تا نقشه های شوم تو را بر ملا کنند
هرگز به زیر بار مذلت نمی رویم - گر سرزمین پاک مرا کربلا کنند
ای رهبر همیشه بیدار انقلاب - کی رهروان راه تو چون و چرا کنند
فرزند با وفای جلیل سید علی - این ملت شریف تو را تا کی رها کنند
عهدی که بسته ایم به تو نگسلد ز هم - روزی اگر که بندم جدا کنند
وقت نماز مثل وفایی تمام خلق - بهر بقای عمر شریفت دعا کنند
سید هاشم وفایی

یا رب نکند...

یا رب نکند یزید باشیم - ترسان زبیان حق به وقتش
آن مار که می گزید باشیم - بر گندم ری عبید باشیم
معلول تمام تیرگی ها - مانند کسی که دست سقا
بر علت خود مزید باشیم - در ظهر عطش برید باشم
از طایفه ای که گوش ها شان - باشیم و رها زخود نباشیم
فریاد نمی شنید باشیم - مرغی که نمی پرید باشیم
در مهر و وفا چو اهل کوفه - در حاشیه ابن سعد ملعون
نامرئی و ناپدید باشیم - در واقعه ها ولید باشیم
یک ابن زیاد شیک و تازه - یا نوکر پست زر پرستان
با ژست ابو سعید باشیم - چون برده زر خرید باشیم
یک حارث دین فروش دیگر - همسفره خیل کاسه لیسان
در ظاهر با یزید باشیم - بدتر زخود یزید باشیم
در ظاهر خود، نمائی از آب - حسرت خور فرصت رهایی
در باطن خود اسید باشیم - وقتی که به سر رسید باشیم
از خولی و شمر بی حیاتر - یا رب مپسند صبح تا شب
بر حرمله ها مرید باشیم - آن کس که شتر ندید باشیم
ویروس نفاق و خودپرستی - دیدیم اگر شتر بگوییم
یک عارضه جدید باشیم - فارغ زچک و وعید باشیم
در حق کشی و دسیسه بازی - یا رب نرسان دقیقه ای را
بدتر ز ابایزید باشیم - کز لطف تو ناامید باشیم
فرمانبر حرص و خودپسندی - مارا برسان به کوثر عشق
منت کش هر پلید باشیم - شاید بشود شهید باشیم
(کامران شرفشاهی)