با رهپویان ولایت ویژه نامه همایش شاعران آئینی با موضوع:فتنه

تهیه هیئت رزمندگان اسلام‏‏‏

کرانه آفتاب

در آن زمان که سمت گل شعله زبانه می کشید
جامعه را به هیچ برد آتش فتنه ی یزید
در آن زمان که کافری نشست بر سریر ظلم
و خون اهل درد را ستمگرانه می مکید
در آن زمان که اختران محو رخ سحر شدند
فتنه گری به دشت ها شاخه نور می برید
در آن زمان که تیرگی خواست قدی علم کند
یگانه مرد آسمان سپیده شد سحر دمید
سحر دمید آفتاب از نفس امام عشق
رنگ سپید صبحدم شد ز کرانه ها پدید
یزید مثل عنکبوت از همه سو به جنب و جوش
برابر شقایقی به شاخه تار می تنید
منکر پای تا به سر تکیه به تخت حق زده
آن که ز بار کفر او قامت اهل حق خمید
حسین از تبار نور آمد و ره به شب گرفت
اگر چه تیغ دشمنان به خشک حنجرش رسید
ز فتنه یزیدیان امام حق امام عشق
به هر طرف که روی کرد ناله و آه می شنید
تا ز هجوم نیزه ها زین فتاد بر زمین
خواهر داغدار او جانب قتلگه دوید
تشنه لب از بدن جدا شد سر غرقه خون او
آه ببین که عاقبت فتنه جنایت آفرید
محمود تاری یاسر

جنگ حق و باطل

در زمین غوغا شده فتنه ها بر پا شده
آسمان خون گریه کن روز عاشورا شده
گر که موج فتنه می آید به سوی سرنوشت
می کند خون خدا با خون بیابان را بهشت
خون چکید از هر دو عین - بر غریبی حسین - یا حسین یا حسین (علیه السلام)
یک طرف ظلمت سراست یک طرف لطف خدا
جنگ حق و باطل است حق در این عرصه گواست
لشگر اهل نفاق از یک طرف در همهمه
لشگر اهل ولا قرآن نماید زمزمه
خون چکید از هر دو عین - بر غریبی حسین - یا حسین یا حسین (علیه السلام)
یک طرف آب فرات یک طرف آب حیات
یک طرف اهل جهیم یم طرف اهب نجات
آب را بر روی گل های پیمبر بسته اند
کودکان را در خیمه ها غمدیده و دل خسته اند
خون چکید از هر دو عین - بر غریبی حسین - یا حسین یا حسین (علیه السلام)
باغ گل پرپر شده خاک از خون تر شده
قاسمش خفته به خون بی علی اکبر شده
می رود عباس او تشنه به سوی علقمه
می رسد از آن طرف غمناله های فاطمه
خون چکید از هر دو عین - بر غریبی حسین - یا حسین یا حسین (علیه السلام)
کاروان در هلهله مومنان در ولوله
این طرف یک غنچه و آن طرف یک حرمله
قصد جانش کرده و با تیر کین آماده است
غنچه ای پرپر به دوش باغبان افتاده است
خون چکد از هر دو عین - بر غریبی حسین - یا حسین یا حسین (علیه السلام)
آسمان شد در خروش ناله آمد از سروش
نغمه هل من معین می رسد از گلفروش
قدسیان در پیش او پیوسته زانو می زنند
کافران در آن بیابان سنگ بر او می زنند
خون چکید از هر دو عین - بر غریبی حسین - یا حسین یا حسین (علیه السلام)
زینبش آهی کشید شمرد در مقتل رسید
پیش چشم فاطمه از حسینش سر برید
تن به روی خاک ماند و سر به روی نیزه رفت
آه یا زهرا گلویش در گلوی نیزه رفت
خون چکید از هر دو عین - بر غریبی حسین - یا حسین یا حسین (علیه السلام)
سید هاشم وفایی

اهل نفاق

این اهل نفاق رنگ باخته اند - شمشیر به زیر پیرهن آخته اند
از سبز چنان جنبش سبز علوی - قرآن سر نیزه کنون ساخته اند
-