با رهپویان ولایت ویژه نامه همایش شاعران آئینی با موضوع:فتنه

تهیه هیئت رزمندگان اسلام‏‏‏

آبروی عشق

نور بسم الله الرحمن الرحیم - جان و دل را می برد عرش عظیم
هست ما را پرچم ایمان به دست - هم مسلمانیم و هم یکتا پرست
هر افق را نور تابانیم ما - عامل احکام قرآنیم ما
ما طلوع عشق در آدینه ایم - غرق نور از چارده آیینه ایم
اولین آیینه ی ما احمد است - آن که در عالم فروق سرمد است
دومین آیینه ی ما مرتضاست - آن که سر تا پا نگاهش با خداست
سومین آیینه ی ما فاطمه ست - آن که بر عرش الهی قائمه ست
چهارمین آیینه ی ما مجتباست - آن که پرچم دار صبر است و رضاست
پنجمین آیینه ی آن که منجلی ست - رهبر دل ها حسین بن علی ست
بعد از این پنج آسمان را طی کنیم - جام دل را لب به لب از می کنیم
می رویم از خاک آن سوی فلک - بال و پر گیریم مانند ملک
در طریق نور مطلق می رویم - راه حق بگزیده و حق می رویم
نقشی از گل را به صحرا می کشیم - انتظار یار خود را می کشیم
حجت حق کاروان سالار ماست - مهدی آل محمد یار ماست
عشق را در هر نظر حس می کنیم - دست او را روی سر حس می کنیم
وقتی از آن گل حکایت می کنیم - عشق را در خون روایت می کنیم
عشق یعنی از شهیدان دم زدن - روی بام آسمان پرچم زدن
عشق یعنی اقتدار و اعتدال - شست و شوی دل ز اندوه و ملال
عشق یعنی یک تبسم آفتاب - جان فشانی در مسیر انقلاب
ما اگر این آسمان را اختریم - چون شهیدان باید از خود بگذریم
باید اینجا غرق در عزت شویم - چون بهشتی تشنه ی خدمت شویم
دل به ظلمت مبتلا خواهد شدن - تشنه ی قدرت فنا خواهد شدن
ای دل از هر های و هوی عبرت بگیر - گوهر دل را از این ظلمت بگیر
ما که جان را جلوه ی گل کرده ایم - رو به سوی هر تکامل کرده ایم
در کنار رهبریم و راه او - شعله می گیریم از هر آه او
عصر غیبت مقتدای ماست او - هر چه گوید رهنمای ماست او
وای از آن جمعه که شور گفته اش - شعله می زند از دل آشفته اش
گفت ای مولای ما را ببین - جان ما آتش گرفت از آن طنین
باز گوی آن برایم مشکل است - گفت: جانی دارم و ناقابل است
آبروی اندکم تسلیم تو - جسم ناقص دارم آن تقدیم تو
حال می گویم ورا ای جان ما - ای چراغ روشن ایمان ما
در مسیر موج رو بر ساحلیم - این تویی قابل که ما ناقابلیم
ای که بر الطاف ایزد واصلی - نقص از ما و تو اکنون کاملی
رهبری توست در عالم تک است - آبروی ماست آن چه اندک است
محمود تاری (یاسر)
مثنوی فوق در تاریخ 04/07/1388 هنگام دیدار مجموعه قوه قضاییه با رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای توسط شاعر قرائت شد.

میثاق با ولایت

با شهیدان عهد اگر بستیم ما - بر سر پیمان خود هستیم ما
پر کنیم از نور خود آفاق را - نشکنیم این عهد و این میثاق را
باور خود را خدایی کرده ایم - با شهیدان هو نوایی کرده ایم
این شهیدان کاین چنین والا شدند - غرق خون در راه ارزش ها شدند
جز خدا در کارش پیدا نبود - آن چه آنان خواستند این ها نبود
مشی آن ها در قیام و در قعود - در اطلاعت از ولی امر بود
نی نفاقی داشتند و نی ریا - غرق در اخلاص بودند و خدا
حال ای توام شده با طاغیان - همطراز و هم نفس با یاغیان
هان ! چه شد آتش بر این بستان زدید - پشت پا بر عهد و بر پیمان زدید
فتنه ها کردید با نام امام - هجمه آوردید بر رکن نظام
در هجوم خویش بی پروا شدید - هم صدا با دشمنان ما شدید
طرحی از ظلمت پدید آورده اید - جنبش سبز یزید آورده اید
سبزتان موج سیاهی بیش نیست - در هوا جز پر کاهی بیش نیست
سبزتان جز رو سیاهی بر نداشت - طبعتان غیر از تباهی بر نداشت
حال این ماییم با عزمی بلند - دور سازیم از شقایق ها گزند
یک قدم مانده است تا محو شما - گل زند لبخند با محو شما
محمود تاری یاسر

در محضر ولایت

سردی نمی نشیند در جان آتشینم - رنگ خلل نگیرد این عزم آهنینم
من از تبار تیغم وز نسل کربلایم - هیهات منا الذله برخیز از طنینم
دشمن به فتنه برخاست من نیز در مقابل - تادفع کل فتنه از پا نمی نشینم
آسودگی ندارم در پیش اهل فتنه - چون تیر در کمانم همواره در کمینم
یکباره دیگر ای عشق در محضر ولایت - عزم دفاع دارم از خاک سرزمینم
-
بیزار ز اعمال قبیحیم همه - در گفتن حرف حق صریصیم همه
تا کشور ما نبیند آسیب و گزند - حامی ولایت فقیهیم همه
-
بر شام رهی صبح درخشان نگذاشت - ابزار وجود خار توفان نگذاشت
می خواست دوباره فتنه سازد دشمن - یک بار دگر خون شهیدان نگذاشت
محمود تاری یاسر