شرحی بر بسم الله الرحمن الرحیم

نویسنده : سید علی احمدی

مقدمه:

قرآن کریم که کتاب هدایت برای همه انسانها می باشد، در عین روان بودن و نبودن غموض در آن بنحوی است که همه انسانها می توانند از آن بهره مند شوند، دارای عمق و ژرفای معانی و غوض در این اقیانوس معارف در دسترس هر انسانی نیست بلکه نیازمند دیده ای بصیر و فطرتی پاک و قلوبی مطهر است لا یمسه الا المطهرون(1)، این قلوب می توانند ظرف و وعاء این حقایق و معارف قرار گیرند و آن را درک کنند.
از طرف دیگر از خصایص کلام الهی این است که قابلیت این را دارد که دریایی از معارف را در خود جا می دهد، و مانند چشمه ای از لابلای زوایای ظاهر و پنهان آن، معارف و حقایق بیرون ریزد، و مخاطبان خاص خود را سیراب سازد.
و بدین جهت است که در روایات آمده است که سوره مبارکه حمد جامع معارف قرآن کریم است و معارف این سوره نیز در بسم الله جمع شده است: ان کل ما فی القرآن فی الفاتحه، و کل ما فی الفاتحه فی بسم الله الرحمن الرحیم...(2)
و در عصر حاضر با پیشرفت هایی که در تکنولوژی حاصل شده است مسأله اجتماع معانی کثیره در الفاظ محدود بنحو اندماجی، از باب تشبیه معقول به محسوس بیشتر قابل درک است، و امری نامعقول محسوب نمی شود.

بخش اول کلیات

نورانیت وهدایت قرآن

از اسماء قرآن کریم نور است قد جائکم من الله نور و کتاب مبین(3)؛ زیرا همچنان که نور واسطه انکشاف و ظهور است آیات الهی نیز واسطه انکشاف حقایق مبدء و معاد و خروج از ظلمات و وسیله هدایت بندگان در مسیر صراط مستقیم است.
و همچنان که نورانیت برای ذاتی آن است، و ظاهر بذاته و مظهر لغیره است، کتاب الهی نیز این چنین است، و بین بذاته و مبین لغیره است کتابی روشن و روشنگر است، روشن بودن و بین بودن آن به موافقت آن با فطرت خدادادی انسان برمی گردد، و از آن جهت که این کتاب، کتابی است که تبیان لکل شئی(4) است و قهرا چنین کتابی نمی تواند مبهم و مجمل باشد بلکه مبین خود نیز هست، پس این کتاب در محدوده درونی خود بین و نسبت به بیرون از خویش مبین است.
و سر این نورانیت و منبع این نور از حقیقت نورالانوار نشأت می گیرد.
الله نور السموات و الارض(5) که خالق نور، و منور نور است، و همه ظهورات به ظهور او ختم می شوند، همچنان که تمام ظهورات از آنجا آغاز می شوند هو الاول و الاخر، و الظاهر و الباطن(6). بلکه می توان گفت که تمام موجودات که قدم به عالم وجود می نهند از آن جهت که ظهوری می یابند درجه ای از نورانیت را دارا هستند و این نورانیت قرآن و روشنگری آن وسیله هدایت انسانها را فراهم آورده است ولکن دریافت و قبول این نور محتاج به قابلیت قابل، در دریافت فیض هدایت است.
و قلوبی که بواسطه شهوات و تقلیدهایی باطل دیوار و حصاری بر خود کشیده اند، راه نور الهی را مسدود کرده اند افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب افقالها(7) نور الهی در دل بسته نفوذ نمی کند و معارف الهی در آن جای نمی گیرد. و بدین جهت قرآن هدایت برای متقین است که قلوب خود را زنده نگه داشته اند و با کثرت شهوات موجب موت آن نشده باشند ان هو الا ذکر و قرآن مبین - لینذر من کان حیا(8)