در محضر آیت الله العظمی بهجت جلد 1

نویسنده : محمد حسین رخ شاد

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
ألحمد الله رب العالمین، و الصلاة علی محمد و آله الأطیبین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین
در کلمات قصار امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمده است:
ان هذه القلوب تمل کما تمل الابدان، فابتغوا لها طرائف الحکم(1)
همان گونه که بدن ها خسته و کوفته می شوند، دل ها نیز خسته می شوند. بنابراین، حکمت های ظریف را برای آنها بجویید.
مجموعه ای که فراروی شما است، گلچین نکات دل نشین و جذابی است که شیخ الفقها و المجتهدین، عارف کامل، عالم ربانی، حضرت آیت الله العظمی بهجت (مد ظله) در سال های متمادی، پیش از درس خارج فقه و اصول و یا بعد از آن، و گاه در اثنای درس - که در منزل شخصی ایشان برگزار می شد - بیان فرموده اند.
این نکات اگر چه انصافاً نکات علمی. حاصل یک عمر مطالعه و تحقیق است ولی در واقع دست مایه هایی برای ارایه ی تذکرات معارفی، اخلاقی و عرفانی است که حضرت استاد (مد ظله) با تمسک به آن، به هدایت درونی افراد در بعد عقاید، و تخلق به اخلاق الهی در گفتار، رفتار و کردار نظر داشتند. از این رو، مشاهده می کنید که به مباحث گوناگون، از مباحث کلامی و عقاید، به ویژه مساله ی امامت و علی الخصوص مباحث مربوط به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گرفته، تا مباحث تفسیری، اخلاقی، گوشه هایی از سیره ی حضرات معصومین (علیهم السلام) شرح حال عالمان ربانی، و نکات تاریخی، سیاسی و اجتماعی، و گاه حتی نکات اقتصادی و بهداشتی و... اشاره شده است.
بنابراین، از خواننده ی محترم انتظار می رود که این مطالب را به دید نکات بصیرت زا و پندآموز نگریسته و در هنگام مطالعه به استفاده از آنها، در اصلاح خود در زمینه ی معارف، اخلاق و کردار نظر داشته باشد و از مطالعه ی معمولی آنها و انباشتن اطلاعاتی چند به محفوظات خود خودداری کنند.
اما نحوه ی گرد آوری و نگارش این مجموعه به این صورت بود که این ناچیز غالباً مطالب را در مجلس درس به رشته ی تحریر در می آوردم و در منزل پاک نویسی می نمودم، تا این که تصمیم به چاپ آن شد و کل مجموعه را در اختیار یکی از دوستان - که خود متجاوز از ده سال در درس خارج فقه و اصول حضرت آیت الله بهجت (مد ظله) شرکت نموده است - گذاردم و ایشان کل متن را بارها مطالعه، ویراستاری، تصحیح و تهذیب نموده، و نشانی آیات، روایات، و به طور کلی مواردی را که نیاز به ذکر مدرک و منبع داشت، استخراج کرده و متون عربی را به فارسی برگرداندند.
از آن پس، کل مجموعه توسط بنده و برخی شاگردان معظم له و دیگر عزیزان مورد مطالعه، بررسی و بازنگری قرار گرفت.
پیشاپیش شایسته است چند نکته مورد توجه خوانندگان محترم قرار گیرد:
1. برای آشنایی خوانندگان محترم با حال و هوای حاکم بر جو جلساتی که این مطالب در آن ایراد شده، توجه به این نکته ضروری است که این نکات برای دانش آموختگان سطح عالی حوزه که در صدد نیل به مقام اجتهاد هستند، مطرح شده است. و هدف اصلی از ایراد آنها افزایش بصیرت و تنبه فراگیران در بعد معارف نظری و عملی است. بنابراین، اگر مشاهده می کنید که نکات، اشاره وار مطرح شده و به صورت مشروح به طرح موضوع و جوانب بحث و بیان دیدگاه های مختلف و استدلال بر دیدگاه مورد گزینش و... پرداخته نشده، برای این است که از یک سو ذهنیت مخاطبان جلسه، و از سوی دیگر هدف از بیان این مطالب، چنین قالبی را ایجاب می کرده است. فراز و فرود مطالب هم به همین دلیل است؛ زیرا گاه سطح اطلاعات فراگیران اقتضا می کرده که فقط به نکات اصلی - برای این که سر فصل تحقیقات آینده ی آنان گردد - بسنده شود، و گاه به جهت پند و موعظه حتی به مسایل خیلی سطح پایین که در سعادت انسان نقش دارد، پرداخته شده است.
بنابراین، حسن این روش به هیچ وجه قابل انکار نیست و این نکات ره توشه ای برای همه ی سطوح است و عدم استفاده ی همگان از همه ی نکات، مانع از بهره برداری از آن برای دیگر اقشار نخواهد بود.
2. از آن جا که در هر نکته به همه ی جوانب موضوع اشاره نشده است. بنابراین، قضاوت در مورد مطالب مذکور در این نکات و تحصیل نظر نهایی حضرت استاد در برخی مسایل تنها در صورت مطالعه ی کل این مجموعه مکان پذیر است.
3. چنان که گفته شد، این نکات گلچینی از فرموده های حضرت استاد است. بنابراین، طبیعتاً تربیت قرار گرفتن نکات در کتاب به تربیت ایراد آنها توسط حضرت استاد نخواهد بود.
4. عناوین نکته ها توسط مصحح، و در مواردی هم به صورت گزینشی از بیانات حکیمانه ی حضرت استاد گردیده است.
5. اگر چه در تقریر بیانات حضرت استاد نهایت دقت به عمل آورده شده است، با این حال ممکن است در نقل قول ها، اسامی افراد، جریانات تاریخی و... اشتباه رخ داده باشد. از خوانندگان عزیز می خواهیم که این گونه سهوهای احتمالی را در صورت امکان با آدرس ناشر، با ما مکاتبه نمایند.
6. به خواست خدا فهرست های راهنما شامل: فهرست منابع، آیات، روایات و فهرست موضوعی مطالب در جلد پایانی این مجموعه ذکر خواهد شد.
در پایان از هم کاری تمام برادرانی که در عرضه ی این اثر نقش داشتند، صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایم.
و هو الشکور المحمود، و صلی الله علی محمد و آله.
محمد حسین رخشاد

1. ذکر الله حدی ندارد

هر عمل خیری، حدی از آن مطلوب است که اگر از آن حد گذشت، ضدش حاصل می شود، یعنی اگر انسان پایین تر از حد مطلوب انجام داد قاصر و یا مقصر است، و اگر بالاتر از حد مطلوب بود، به صعوبت مبتلا می شود، تا این که به حدی می رسد که غیر ممکن و غیر مقدور بشر می گردد. مانند نماز که بدن انسان طاقت زیاد نماز خواندن را ندارد، و یا مزاحم خیراتی است که به سبب نماز از انسان فوت می شوند، به گونه ی که دیگر انسان نمی تواند آنها را مثل گذشته انجام دهد. سایر خیرات و طاعات نیز این گونه است، به جز ذکر الله چنان که در روایت دارد که حدی برای آنها نیست(2).
البته مقصود ذکر لسانی نیست، زیرا در اثر آن نیز اعضا و جوارح انسان به ملامت و ضعف و عجز و سستی دچار می شوند، بلکه ذکر الله که حدی ندارد اعم از ذکر قلبی و لسانی، بلکه اعم از ذکر بدنی است، چون تمام طاعات و همه ی آن چه مرضی خداست ذکر الله است، و این گونه ذکر با همه ی طاعات جمع، و با هر نوع طاعت پیاده می شود، نظیر قضای حوایج، ادای واجبات، بلکه به جا آوردن مستحبات، که نزد اهلش ذکر الله است. بلکه ترک مکروهات و محرمات هم ذکر الله است. در آن روایت از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
من أشد ما فرض الله علی خلقه، ذکر الله کثیراً. ثم قال: لا أعنی سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا و الله اکبر و ان کان منه، و لکن ذکر الله عند ما أحل و حرم(3)
از سخت ترین چیزهایی که خداوند بر خلق واجب نموده، ذکر بسیار خداوند است. سپس فرمود: مقصودم سبحان الله و الحمد الله و الله اکبر نیست، هر چند این ها نیز از یاد خداست؛ بلکه منظورم یاد خدا هنگام حلال و حرام او است.
یعنی ذکر قلبی محض. آیا واقعا سبحان الله و أشد تذکیراً؛ (بیشتر انسان را به یاد خدا می آورد) است، و یا این گفتار حضرت یوسف (علیه السلام) که:
معاد الله انه ربی احسن مثوای انه لا یفلح الظلمون(4).
پناه بر خدا! او پروردگار من است، و جایگاهم را نیکو قرار داده است، و ستمکاران هرگز رستگار نمی شوند.
بسم الله بفرمایید، کار گذشته بود که قرآن می فرماید:
و هم بها لولا ان رءا برهن ربه(5).
حضرت یوسف (علیه السلام) نیز آهنگ او را می کرد، اگر برهان و نشانه ی روشن پروردگارش را نمی دید.
آیه همه اش به اختیار او بود، یا خدا حفظ کرد؟ چه کار کرد؟ آیا کاری کرد جز این که برهان رب را دید. البته قطعاً هزارها کار پیش از آن انجام داده بود تا اسباب برهان رب را در اوقات خلوت تحصیل کرده بود، که در آن موقعیت حساس برهان رب را دید.

2. افعال انسان در عین اختیاری بودن، به توفیق الهی انجام می گیرد

اگر توفیق و دستگیری خدا نباشد، مگر کارهای اختیاری انسان انجام می گیرد؟! باید دستگیری و توفیق از ناحیه ی خدا باشد، تا با اعمال اختیار و اراده از ناحیه ی بنده، کارهای اختیاری انجام گیرد. تازه انجام افعال اختیاری مشروط به بقای حیات و صحت و عدم موانع است. مثلا برای انجام نماز باید بنده ساجد و... باشد و عنوان سجود به قیام مبدل شود و شخص قائم، راکع و ساجد گردد، این ها همه از او تعالی و به او است؛ زیرا وجود و ایجاد، تا چه رسد به حرکات و سکنات، به او است؛ چنان که می فرماید:
و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی(6).
آن هنگام که (سنگریزه ها را) پرتاب نمودی، این تو نبودی که انداختی، بلکه خدا انداخت.
ما همین اندازه می دانیم که خداوند امر فرموده و نهی کرده و ما در فعل و ترک مضطر نیستیم و بین افعال مضطر و غیر مضطر فاصله است. همین مصحح عقوبت است. و نیز بالوجدان ثابت است که خود را در مورد تکلیف، فاعل ما یشا و مختار و خالق فعل می دانیم، حال این که همگی مخلوق خداست و اختیار بنده نیز بر فرض ابقای خداست و باید خدا او را باقی بدارد تا فعل را عن اراده و اختیار انجام دهد. و انسان فاعل ما به است نه فاعل ما منه(7) است و این که فعل از او صادر می شود، و حال این که نمی داند چه قدر طول می کشد و یا به آخر می رسد یا نه و یا موفق به انجام کار تا به آخر می شود یا نه؛ با این که از اول قصد انجام فعل تا آخر آن را دارد.