در محضر علامه طباطبایی

نویسنده : محمد حسین رخ شاد

سخن آغازین

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد للرب الودود، و الصلاه و السلام علی صاحب المقام المحمود، و علی اهل بیته امنا المعبود، و اللعن علی اعدائهم اهل العناد و الجحود، من الان الی الیوم الموعود. اللهم، عجل لولیک الفرج، و اجعل لنا فی ذلک الخیره و العافیه.
خداوند سبحان می فرماید:
(فسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون)(1)
پس اگر نمی دانید، از کسانی که به یاد دارند، بپرسید. و رسول اکرم فرمود:
العلم خزائن و مفتاحه السؤال، فاسئلوا - رحمکم الله! - فانه یوجر فیه اربعه: السائل و المتکلم و المستمع و المحب لهم.(2)
دانش به منزله گنجینه ها، و پرسش کلید آن است، پس - خداوند رحمتتان کند! بپرسید، که چهار تن در رابطه با آن پاداش داده می شوند: پرسشگر، پاسخگو، شنونده، و دوستار آنان.
مجموعه ای که فرا روی شما است، عمده پرسش ها و پاسخ هایی که در جلسات پنجشنبه و جمعه توسط این حقیر و جمعی از برادران ایمانی و فضلای حوزه مطرح و از محضر استاد بزرگوار آیت الله علامه ی طباطبایی - رحمة الله - استفاده شده است، که اینک پس از باز نویسی توسط این جانب، و ویراستاری، تحقیق، ارجاع نشانی های آیات و روایات، ترجمه ی آن ها، عنوان گذاری و تبویب توسط یکی از دوستان، و بازنگری های مکرر، به مشتاقان معارف ناب عرضه می گردد.
امید می رود این کتاب، که خوشه ای از خرمن دانش آن علامه ی بزرگ است، خاطره ی آن عزیز بی بدیل را که احاطه تام به کتاب و سنت داشت - چنان که از استشهادهای مکرر آن بزرگوار به آیات و احادیث روشن می گردد - در دل ها زنده گرداند؛ و وقار و هیبت آن فرزانه فرهیخته را که با تواضع و حیا آمیخته بود و هیچ گاه در مقابل گستاخی هایی که گاه به هنگام پرسش نسبت به ساحت آن بزرگ روا می شد، از سنت حسنه سعه ی صدر و متانت و حلم و طمأنینه - که از مراقبه ی تام آن حضرت پرده می داشت دست نمی کشید و با سیمای بشاش به پرسش گران پاسخ می داد، به یاد ما واماندگان از کاروان سیر بسوی معبود حقیقی آورد و با حقیقت هستی پیوندمان دهد، که آن بزرگوار خود با آهنگ ویژه، و درنگ در جمله جمله ی این بیت خواجه حافظ شیرازی، آن را قرائت می نمود و می فرمود:
کاروان رفت و، تو در خواب و، بیابان در پیش - کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟
شایان تذکر است که ترتیب پرسشها و پاسخها در این کتاب بر اساس ترتیب مباحث جلسات تدوین نشده است، و لذا در برخی از موارد، سوالات، تکراری به نظر می رسند، هر چند در هر کدام نکته ی ویژه ای است که به لحاظ آن از حذف و یا ادغام آن ها در یکدیگر خودداری شد. پس از چاپ اول و دوم کتاب به نظر رسید پرسشهای دیگری که در محضر حضرت استاد - رحمة الله - مطرح شده بود، بدان اضافه شود. از این رو، چنان که ملاحظه می فرمایید تعداد پرسشها در این چاپ از 665 به 727 پرسش و پاسخ رسیده است. بنابرین، یکی از مزایای این چاپ، تعداد بیشتر پرسشها و پاسخ ها است. و مزیت دیگر آن، این است که کل کتاب بار دیگر مورد تجدید نظر، ویرایش، تدوین و تحقیق مجدد قرار گرفته است. امید که مورد پسند حضرت حق و اولیای او به ویژه ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - قرار گیرد.
در پایان از تمام کسانی که در ارائه ی این اثر نقش داشتند، تشکر و قدر دانی می نمایم. و هو الشکور.
محمد حسین رخشاد

1. خداشناسی و توحید

توحید، زیربنای دین

سؤال 1: زیر بنای دین چیست؟
جواب: تمام امور مربوط به شرع همه فرع توحیدند؛ زیرا این توحید است که نبوت می خواهد، و توحید است که معاد می طلبد.
سخن از توحید؛ ممنوعیت و یا آزادی؟
سؤال 2: معنای این روایت چیست که می فرماید:
اذا انتهی الکلام الی الله فامسکوا، و لا تفکروا فی ذات الله، و تکلموا دون العرش، و لا تکلموا فیما فوق العرش.(3)
هر گاه سخن به خدا رسید، لب فرو بندید، و در ذات خدا نیندیشید، و پیرامون زیر عرش سخن بگویید، و درباره ی امور بالای عرش سخن نگویید. جواب: بیان معارف توسط ائمه - علیهم السلام - در توحید و معارف در حد اعلی است. برای نمونه امیر المومنین - علیه السلام - سخنانی درباره توحید و متن ذات حضرت حق گفته است که در کلام او حدی از مردم نیست. بنابراین، نهی از تکلم در ذات در این روایت متوجه کسانی است که توانایی توصیف ذات را کما هو حقه؛ (آنگونه که حق ذات ایجاب می کند) ندارند و توصیف آن ها تشبیه و کفر است، و اشکال متوجه مستمعین هم نیست؛ زیرا در پای منبر حضرت امیر - علیه السلام - به هنگام ایراد خطبه و بیان معارف الهی، افراد مختلف بوده اند. بنابراین بیان معارف توسط اصل معرفت یا کسانی نظیر ائمه - علیهم السلام - اشکال ندارد، و نهی و اشکال فقط متوجه گویندگان غیر لایق است.
خداوند متعال می فرماید:
سبحن الله عما یصفون الا عباد الله المخلصین(4)
منزه است خداوند از آنچه آنان توصیف می کنند، مگر بندگان پاک (به تمام وجود) خدا.